« ماجرای پرستارهای سرخس - قسمت اول | بازگشت | ماجرای پرستارهای سرخس - قسمت سوم »
ماجرای پرستارهای سرخس - قسمت دوم
ادامه ....
موندم چطوری احمد و پیدا کنم دنبالشون رفتم اونها تا رفتم داخل مانتو و مقنعه رو کناری انداختن و یه نوار تند گذاشتن همه جوون بودن و منم چارشاخ مونده بودم یکیشون دستمو کشید و کنار خودش رو مبل نشوند و نگاهی به کیرم انداخت که کاملا از زیر شلوارک دیده میشد یه نگاه به بقیه و شلیک خنده همه گفتن بابا این چقدر کفه! خنده هاشون تمومی نداشت تو دلم گفتم وقتی رفت تو کونتون خنده یادتون میره و دست اونو که اسمش راحله بود رو کیرم فشار دادم نگاه شهوت بار و خماری بهم انداخت و وحشیانه شروع به لب گرفتن کرد و کیرمو درآورد همه با هو کشیدن و لیلا هم اومد و کیرمو دستش گرفت و یه نگاهی کرد و گفت چیکارش کردی اینطوری شده!
خندیدم و گفتم طبیعیه گفت آره ارواح عمه ات منو که نمیتونی کیر کنی؟
گفتم تو یه سفر به ایتالیا یک دکتری لطف کرد و به این روزش انداخت همه ریختن دورشو شروع به بررسی کردن یدفعه گفتم اون خوشگله کو ؟
همه گفتن کی ؟
گفتم لیلا خانم اونکه صبح با شما بود لیلا گفت اوئن شیفته جیگر
گفتم بخشکی شانس عجب چیزی بود
راحله گفت میخوای بگم بیاد؟
گفتم آره!
سریع گوشی رو برداشت و بعد از ارتباط گفت مونا وخه بیا یه سورپرایز! آره همون مهمون احمد بیا ببین کیرشو عمل کرده عجب چیزی شده لامصب سریع بیا.
بلند شدم و رفتم یه اسپری مفصل به همه جام زدم و برگشتم و کمی لفتش دادم تا اثر کنه باز ریخت دورم و شلوارمو کشیدن پائین و رفتن تو بحر کیرم آخرش راحله که خیلی تپل بود کله کیرمو کرد تو دهنش و ساک زدن حرفه ای رو شروع کرد تو همین حین مونا هم اومد و تا اومد تو کیرمو دید یه جیغ بلندی کشید و گفت کیر بابام به کونت این چیه و اومد جلو کیرمو حسابی خیس کرده بودن محکم فشارش داد و بلافاصله لخت شد و سینه هاشو آورد جلو و گذاشت لای سینه هاش همه شون استاد بودن همون طور که با سینه هاش حال میداد گاهی سر کیرمو هم میکرد دهنش اه و ناله ام به آسمون رفته بود که دیدم کیرم داغ شد مونا بود که برگشته بود و کیر خیسمو کرده بود تو کونش تا حالا کون به این داغی ندیده بودم اما کونش اصلا گنده نبود و خیلی استخونی بود اما داغ و کمی هم گشاد خیلی راحت رفت تو . بقیه نشسته بودن و صحبت میکردن اما راحله که حشرش بد جوری زده بود بالا گاهی باهام ور میرفت و خایه هامو فشار میداد.
کمی بعد مونا برگشت و کسشو مالوند به کیرم سعی میکردم بکنم توش اما گفت من دخترم ولی بطرز وحشتناکی کیرمو میمالوند به کسش تا ارضا شد و با کلی جیغ داد ولو شد راحله و لیلا اومدن جلو کیرم هنوز آماده باش بود یه صدائی گفت خسته نباشید!
سرمو بلند کردم و دیدم احمد با یه پسر جوون و خوشگل وارد شدن و تو اتاقن از وضعی که داشتم خجالت کشیدم اصلا نفهمیدم کی وارد شدن!
خواستم بلند شم ولی احمد بلافاصله گفت ببین راحت باش و خودش سریع شلوارشو درآورد و کیر وحشتناکش رو آورد بیرون تا من احساس شرم نداشته باشم به عمرم همچین کیری ندیدن بودم در حالیکه پیرهنش کمی روی کیرشو پوشونده بود اما معلوم بود جزء کیرهای نادر هست بدین صورت که از سر کیرش تا وسط به اندازه معمول و کلفتیش طبیعی بود ولی از وسط به بعد کیرش یکباره شاید سه برابر معمول کلفت شده بود انقدر تعجب کردم که از لیلا که داشت حاضر میشد چیکو رو بکنه تو کسش یادم رفت!
بلند شدم و گفت احمد جون این چرا اینطوریه ؟
یه خنده ای کرد و گفت مال خودت چرا این شکلیه !
گفتم خوب این یکدست فقط کمی بزرگتر از حد معموله اما مال تو علاوه بر طولش که خیلی زیاده بصورت نامتقارنی کلفت شده خندید و گفت من 3 سال سوئد بودم و تعریف کرد که اونهم رفته برای کلفت کردن کیرش و پزشکان این مدل رو که ظاهرا خانمها خیلی خوششون میاد براش درست کردن!
کمی بعد لیلا داشت رو کیرم جون میداد کسش بینهایت تنگ بود کیرم به سختی رفت تو اما بدنش افت کرده بود کمی که عادی شد گفتم لیلا چقد تنگی؟
گفت خوب بار اولمه و خندید گفتم زرشک بار اولته چرا سینه هات رو نافته ! شکمت چرا اینهمه ترک داره گفت بسه بابا رو تو سر مال نزن من یه بار زائیدم و موقع زایمان کسم از داخل حسابی جر خورد جوری که بعد از زایمان رفتم اتاق عمل و از داخل 17 تا بخیه خورد از اون موقع انگار کمی راهشو تنگ کردن اینطوری شده!
خلاصه مشغول بودیم که اون پسر که همراه احمد اومده بود لخت شد اسمش بهزاد بود و پسر احمد بود بدن خیلی قشنگی داشت هیکل ورزشکاری و عضلات برجسته و خط انداخته کیر معمولی و شقی داشت اومد و سرپا کون مونا رو مورد حمله شدید قرار داد خیلی محکم میکردش و داد مونا دراومده بود احمد با یه سینی پر از نوشیدنی برگشت و کامل لخت اما پیش دخترا نشست و مشغول نشد گفتم احمد آقا بیا جلو گفت بزار اصل کاری بیادش بعد!
کارم که با لیلا تموم شد اومدم کنار بقیه نشستم همه لخت بودیم و لختی وقاحتشو از دست داده بود هیکل ها همه رو فرم و سینه ها همه رو به بالا و سفت معلوم میشد بهزاد داد مونا رو در آورده بود و همه مثل یه فیلم سکسی داشتیم نگاه میکردیم کیر احمد بلند شده بود و خیلی دراز شده بود از نافش هم میزد بالا یکی از دخترها شروع کرد برای احمد ساک زدن اما فقط بخش کوچکیش تو دهن دختره میرفت کمی بعد منشی احمد مثل تو اتاق ظاهر شده با دیدن اون دستمو گرفتم جلو کیرم اما دیدم همه لختن و اون براش عادیه احمد بلند شد و گفت اینم اصل کاری و رفت سمت منشیش و یه لب جانانه گرفت و سینه اشو محکم فشرد دختره زبون احمد محکم میک میزد و ول نمیکرد احمد نرم نرمک لختش کرد وقتی کرستش رو در آورد نفسم بند اومد عجب لعبتی بود.
بدنش مثل احسان کمی عضله ای بود و کامل برنزه بود سینه هاش سفت سفت و اصلا تکون نمیخورد کون گرد و خیلی زیبائی داشت کف کردم احمد گفت چیه ؟
گفتم بابا تو این برهوت باور کردنی نیست اینجا باید بهشت باشه
گفت همینطوره من هر جا باشم بهشت رو برا خودم خلق میکنم وگرنه زندگی چه ارزشی داره می بینی با پسرم چقدر راحتم چون اونهم باید حال کنه منم همینطور تو و تمام دخترا هم همینطور پس باید لذت برد تز من اینه بعدش گفت اگه میخوای بیا با سمیرا حال کن سمیرا نگاهی به کیرم کرد و گفت نه بابا جمع کلفتها جمعه و کیرمو با دست گرفت و کمی جلق زد و بعد سر کیرمو بطرف بالا چرخوند و گفت این باعث میشه آبت دیرتر بیاد و بعد نشست رو مبل و لای کسشو باز کرد لبهای کسش چاق بود و کسش فقط یه خط یا یه چاک معلوم بود رفتم سمتش و گفتم کو
لباش خندید و با دو انگشت لای کسشو باز کرد لای کسش لبای صورتی رنگ کسش خوابیده بود الته کوچک بود ولی رو هم رفته کس ترو تمیزی داشت و صافه صاف تراشیده بود بالای خط کسش یه نوار خیلی نازک از موهای کسش رو نزده بود و فکر میکردی چاک کسش تا زیر نافش رسیده زبونم رو لای کسش گذاشتم سر کلیتوریسش زده بود بیرون و سفید میزد تا زبونم رو بهش میزدم چشماشو میبست و دستشو میذاشت بالای کسش احمد رو دیدم که دو تا از خانمها ریخته بود دور کیرش و ساک میزدن بهزاد که ترتیب مونا رو داده بود تقریبا خسته و عرق کرده رو مبل افتاده بود و مونا داشت سینه هاشو میخورد ظاهرا بهزاد عاشق مونا بود چون اصلا به بقیه کار نداشت و بقیه هم کاری به کارش نداشتن
احمد یکی از دخترا رو نشوند رو کیرش و فرو کرد دختره جیغش به هوا رفت و گفت اینهمه بهت دادم بازم دردم میاد و شروع به تلمبه زدن کردن کس سمیرا رو گاز کوچکی گرفتم و با دودستش سرمو گرفت و بالا آورد و گفت تو خیلی حشری و دوباره سرمو به کسش چسبوند بارش حسابی لیس زدم کمی بعد بلند شد و منو جای خودش نشوند و به آرامی برام ساک زد بعضی وقتا کله کیرمو تو دهنش نگه میداشت و محکم میک میزد بهش گفتم میتونی همشو بکنی تو دهنت؟
نگام کرد و گفت از مال احمد که گنده تر نیست و نفسی کشید و کیرمو محکم کرد تو دهنش کیرمو قشنگ تا ته حلقش حس کردم تقریبا کاملا تو دهنش بود و اون بالای کیرمو گاز محکمی گرفت جوری که خیلی دردم اومد بعد که درآورد گفت این علامتو بیاد من داشته باش جای دو تا دندون به حالت یه خط شکسته درست بالای کیرم مونده بود!
گفت احمد هم همین علامتو داره و بعد اومد رو کیرم نشست و کیرمو کرد تو کس داغ و مرطوبش و تقریبا تنگ از گرمای کسش کیرم داشت میسوخت اما بدنش خیلی سکسی تر از هر کس دیگه ای بود خیلی بدن ورزیده ای داشت فکر نکنم تا آخر عمرم دوباره همچین کسی به پستم بخوره دستامو دور کمر باریکش حلقه کرده بودم و با ریتم بالا و پائین شدنش کمکش میکردم خودشم شهوتی شده بود و از کسش ترشحات زیادی بیرون میزد کمی بعد برگشت و گفت با انگشتت کونمو باز کن!
گفتم از عقب میدی؟
خندید و گفت آره یا حال نمیدم یا همچین حالی میدم که طرف همیشه منو یاد کنه!
انگشتمو خیس کردمو و سوراخ کونشو کمی باز کردم خوشو خیلی شل گرفت و کارم راحت بود چند دقیقه بعد سر چیکو رو گذاشتم در کونش و با یاری مقداری ژل بی حسی که بهزاد بهم داد سرشو کردم تو یه حلقه سفت کله چیکو رد در بر گرفت به سختی میکردم داخل سمیرا معلوم بود دردش گرفته اما به زحمت لبخند میزد تا بالاخره تیکه آخر چیکو رو هم با یه فشار کردم تو که سمیرا گفت آخ مامان پاره شدم و برگشت و با خواهش گفت بزار نفسم در بیاد بعد شروع کن!
حدود چند دقیقه ثابت واستاده بودیم بهزاد اومد و گفت هر چی واستی بدتره و کمی بیرون کشیدم باز مقداری ژل زیخت روش و یواش یواش شروع کردم خودشو محکم و منقبض میگرفت و کار سخت بود اما حالی که میداد اولین تجربه در نوع خودش بود معمولا همه شل میگیرند تا دردش کم باشه اما این سفت گرفته و حالش خیلی زیاد بود به سختی با سمیرا مشغول بودم دیدم دختره که احمد باهاش مشغول بود وقتی قسمت کلفت میرفت تو شدیدا جیغهای عصبی میکشید و خیلی زود ارضا شد منم کارم با سمیرا تموم شد و هر چی داشتم تو کونش خالی کردم برگشت و یه لب خیلی محکم ازم گرفت اما رنگش مثل گچ سفید شده بود و معلوم بود فشار زیاد و سختی رو تحمل کرده!
بهش گفتم از صبح که دیدمت تو کفت بودم اما روم نمیشد!
گفت اگه صبح نخ میدادی علاوه بر اینکه بهت نمی دادم الانهم از کس کونم محروم میشدی!
دو تا از دخترها که اصلا هیچ کاری نکرده بودن وقتی تعجی منو دیدن مونا گفت بخش قشنگ فیلم الانمون لز این دوتاست باورم نمیشد تا بحال دو تا لز واقعی رو ندیده بودم اونها واقعا هیچ عکس العملی به سکس ما نشون نمیدادن و بی تفوات بودن اما گاهی از هم لب میگرفتن یا هم دیگر رو میمالوندن برام خیلی جالب بود که سکس اون دو تارو با هم ببینم احمد کارش با دختره تموم شد و ما سه تا مردها با کیرهای آویزان کنار باقی خوشگلها نشستیم و شروع به شوخی و نوشیدن کردیم اما بیصبرانه منتظر همجنس بازی اون دو تا خوشگله بودم که هر دو مثل باربی بودن ...
ادامه دارد ...
Posted by admin at May 17, 2006

