جستجو در این سایت
نقشه سایت
بایگانی اخبار
 
لینکهای سکسی روز

« ایران میانجی گری روسیه در باره جزایر سه گانه را رد کرد |صفحه اصلی| رشد ضريب نفوذ اينترنت در ايران از كويت، قطر و امارات كمتر است »

قصاص، پايان يك سوء ظن


حكم قصاص جواني كه به دليل سوء ظن همسرش را به قتل رسانده بود، به تاييد شعبه ٢٨ ديوان عالي كشور رسيد.
به گزارش خراسان شامگاه ٢٨ آبان ماه سال ٨٤، جواني به نام محمد با مراجعه به كلانتري طبرسي شمالي اعلام كرد كه همسر ١٩ ساله اش به نام «سميه»، چند ساعت است از منزل خارج شده و هنوز برنگشته است. او از ماموران تقاضا كرد تا براي جست و جوي همسرش او را ياري دهند. پس از اعلام مفقود شدن همسر اين مرد جوان، ماموران كلانتري با تشكيل پرونده و كسب تكليف از مقام قضايي در جست و جوي زن مفقود شده بر آمدند، اما بعد از گذشت چند ساعت مرد جوان ٢١ ساله دوباره به كلانتري مراجعه كرد و اظهار داشت: عذاب وجدان رهايم نمي كند لذا آمده ام تا به قتل همسرم اعتراف و تمام حقايق را بازگو كنم. درپي اظهارات اين مرد و اعتراف به قتل همسرش، ماموران انتظامي بلافاصله موضوع را به بازپرس ويژه قتل عمد اطلاع دادند و براي بررسي ماجرا به محل وقوع جنايت عزيمت كردند. پس از انجام تحقيقات مقدماتي، متهم پرونده در دادسراي عمومي و انقلاب مشهد تحت بازجويي قرار گرفت.
وي در بازجويي هاي انجام شده اظهار كرد: ٤ سال از زندگي مشترك من و سميه مي گذشت و من نسبت به او سوء ظن پيدا كرده بودم و احساس مي كردم كه رفت و آمدهاي مشكوكي دارد؛ البته در اين بين درگيري هايي نيز ميان ما ايجاد شده بود براساس همين سوء ظن بعدازظهر ٢٨ آبان ماه از او خواستم تا با هم براي گردش و تفريح و صرف شام به يكي از رستوران هاي شانديز برويم تا بتوانم نقشه خود را در آنجا عملي كنم. پيشنهاد صرف شام نيز براي اين بود كه همسرم به من مشكوك نشود.
ساعت حدود ١٧ بود كه به آنجا رسيديم اما چون رستوران هنوز باز نشده بود، از او خواستم همراهم به يكي از كوچه باغ هاي اطراف رستوران بيايد؛او مسير كوچه را تا جايي كه آخرين تير چراغ برق قرار داشت، با من طي كرد اما آنجا ايستاد و از من خواست تا آنجا بنشينيم و يا برگرديم؛ من از او خواستم كه جلوتر برويم كه او شك كرد و از من پرسيد مي خواهي مرا بترساني يا بكشي! البته او هيچ گاه تصور نمي كرد كه من قصد كشتن او را داشته باشم، به هر نحوي بود او را كمي جلوتر بردم؛ او كه از نيت من مطلع شده بود قصد داشت فرار كند كه من با دو دستم گلويش را گرفتم و آن قدر فشردم تا از پا افتاد. بعد از اين كه احساس كردم خفه شده است، لباس هايش را درآوردم و جسدش را در انتهاي باغ پاي درختان كاج دفن كردم و لباس هايش را نيز داخل رود انداختم. بعد از آن نيز به كلانتري محل سكونتم مراجعه كردم؛ ابتدا خبر مفقود شدنش را اعلام كردم اما به خاطر عذاب وجداني كه داشتم خود را معرفي كردم. درپي اعترافات متهم و بازسازي صحنه جنايت، پرونده با صدور كيفرخواست به شعبه ٥ دادگاه كيفري استان خراسان رضوي ارجاع شد و زيرنظر قضات اين شعبه تحت رسيدگي قرار گرفت. پس از برگزاري چندين جلسه دادگاه و دفاعيات وكيل مدافع متهم و طي مراحل قانوني پرونده تكميل و آماده صدور راي شد. بر پايه اين گزارش، رئيس شعبه ٥ دادگاه كيفري استان پس از مشورت با مستشاران دادگاه، متهم اين پرونده را به دليل ارتكاب قتل عمدي و با توجه به درخواست اولياي دم به قصاص محكوم كرد.
با توجه به اعتراض متهم به راي صادره، پرونده به شعبه ٢٨ ديوان عالي كشور ارسال شد و در بررسي هاي به عمل آمده توسط قضات ديوان عالي و اظهارات و اقارير صريح متهم و همچنين نظريه پزشكي قانوني مبني بر اين كه متهم در هنگام ارتكاب جرم از سلامت عقلي برخوردار بوده است، بزهكاري او ثابت شد. لذا راي صادره توسط قضات دادگاه شعبه ٥ كيفري استان خراسان رضوي، از سوي قضات شعبه ٢٨ ديوان عالي كشور تاييد شد

خراسان


Posted by Viirusi at May 27, 2008