صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / کل کل / من می خواهم شما را به راه راست و درست هدایت کنم پس با من همراه شوید
<< . 1 . 2 . 3 . >>
نویسنده پیام
# : 2 Oct 2007 22:10


من اول باید بدونم کی هستی تا باهات مناظزه کنم.خودتو معرفی کن چون من بایک اواتار کاری ندارم.
فکر کنم یک مسلمان شیعه هستی ؟
من یک بیخدا و مخالف ومنتقد جدی اسلام و ادیان هستم.
اگرم خاستی به مناسبت مرگ جانی بزرگ تاریخ بشریت ((علی)) مناظره رو شروع کنیم.
و اگه مدیران اجازه دادن که ادامه میدیم واگه اجازه ندادن من فروم های بهتری رو سراغ دارم برای این کار.
در ضمن مناظره با من ممکن است خرافات ((مذهب )) رو از مخت بکشه بیرون.
جرم کفر در ایران رو هم که میدونی؟
حالا خود دانی.
ومن هم برای مبارزه با دین اینجا امدم که مدیران نزاشتن به کارم ادامه بدم.

ای دوست به شرفم سوگند نه شیطانی است و نه دوزخی روانت از تن ات نیز زودتر خواهد مرد پس دیگر از هیچ چیز نترس.
# : 3 Oct 2007 09:36


سپهر جان
شما بحث رو به دین و اسلام نکش
کافر که نیستی
خیر سرت مسلمونی

# : 3 Oct 2007 23:20 | ویرایش بوسیله: ernesto_sokoot


spehr عزیز
من یک مسلمان هستم طبیعتا به خدا اعتقاد دارم ولی آدم متعصبی نیستم
چون آگر یک مسلمان افراطی بودم هیچوقت عکس ارنستو را انتخاب نمی کردم
به انسانیت و وجدان انسانی اعتقاد دارم
من علاقه شدیدی به انسان های آزاده دارم مانند ارنستو خسرو گلسرخی و امام ها و پیامبران خدا که همگی مردانی آزاده بودند انسان هایی که تا پای جان سر حرف و هدف خودشان می ایستادند و نامی جاودانه از خود به جای گذاشتند
حالا یک سوال از شما دارم
چرا در مورد حضرت علی این طور نوشتید
آیا این حرف ناشی از تعصب شماست ؟

# : 4 Oct 2007 01:30


دوستان جای مناظره و بحث دینی توی فروم کل کل نیست ولی من به احترام اونایی که خواستند بمونه فعلا کاری با این تایپیک ندارم ولی خواهشی که ازتون دارم اینه که عقاید و مذهب هرکسی به خودش مربوطه
پس
به ادیان دیگه توهین نکنید و فقط نظر خودتون رو راجع به عقیدتون محترمانه بیان کنید .


آدم ها فقط در يك چيز مشتركند : متفاوت بودن .
# : 4 Oct 2007 02:08


daryush_alone
مرسی داریوش جان .
من نظرات و مستندات خودمو بیان میکنم. و قول میدم کار به فحاشی و............ نکشه.

ای دوست به شرفم سوگند نه شیطانی است و نه دوزخی روانت از تن ات نیز زودتر خواهد مرد پس دیگر از هیچ چیز نترس.
# : 4 Oct 2007 02:38 | ویرایش بوسیله: spehr


ernesto_sokoot :

چرا در مورد حضرت علی این طور نوشتید
آیا این حرف ناشی از تعصب شماست ؟


مرسی از کنجکاوی و حقیقت طلبی شما.
به شما توسیعه میکنم نوشته هارو save بکنی و در موقع مناسب بخوانی .
و در ضمن ما اینجا کل کل نمیکنیم که برنده و بازنده داشته باشیم. اینجا جایی برای مناظره منطقیست.


حال به بحث در مورد جنایات تاریخی علی امام چهارم شیعیان میپردازیم.
امام چهارم شیعیان ((علی)) رکورد دار قتل به شیوه ضبح در تاریخ بشریت است.
((همون سر بریدن خودمون!!!!!!!!!!))



حال به دفاع از این ادعا میپردازم :




علی و عدالت او (1)




نوشته ارش بیخدا


(((((امیدوارم خوانندگان باورمند به اسلام این نوشتار را با پیش داوری نخوانند. و کسانی که آنرا می‌خوانند فرض کنند که ممکن است هر آنچه از پیش در مورد علی خوانده و شنیده اند نادرست بوده باشد و ساخه و پرداخته دستگاه دینی شامل روحانیون و شرکایشان بوده باشد. براستی تنها با این دیدگاه است که میتوان به حقیقت نزدیکتر شد.))))))


دروغهای کوچک همیشه خود را نمایان می‌کنند.دروغ را آنقدر بزرگ بگویید که تصور دروغ بودن آن هم به ذهن کسی وارد نشود. " آدولف هیتلر."

پیشگفتار

گاهی اوقات به نظر میرسد شیعیان نسبت به علی حساس تر از خدا هستند، یعنی اگر کسی به خدا ایرادی بگیرد و بگویید او وجود ندارد، به شیعیان زیاد بر نمیخورد اما اگر کسی بگوید بالای چشم علی ابرو بوده آمپرشان بالا میرود و ممکن است فیوز بسوزانند. من تابحال چندین نوشتار در مورد رد وجود خدا نوشته ام، هیچ خداباوری تابحال پاسخ جامع و دقیقی به آنها نداده است اما تقریباً در مورد تمام مقاله هایی که راجع به امام علی بر روی تارنما است، شیعیان تلاش کرده اند که پاسخهایی ارائه دهند. بیهوده نیست که برخی سنی ها شیعیان را علی پرست می‌خوانند. آنقدر در مورد علی قصه گفته اند و چیزهای عجیب غریب به او نسبت داده اند که آن علی تخیلی که در ذهن شیعیان وجود دارد با شخصیت تاریخی علی که چهارده قرن پیش می زیسته است چندین سال نوری فاصله دارد. شهریار در ارتباط با علی سروده است "نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت". باورهای شیعیان نسبت به علی از علی اللهی ها تا شیعیان عاقل بسیار متفاوت است.علی اللهی ها طبیعتاً باورهای عجیب غریب بیشتری نسبت به علی دارند و با اطمینان میتوان آنها را تمام.... نامید، بعد از آنها شیعیان عوام هستند که علی را خدا نمیدانند اما باز هم غلو فراوان نسبت به علی می‌کنند این دسته از شیعیان معمولاً اطلاعات خود در مورد علی را از پای منبر روحانیون شیعه میگیرند. روحانیون شیعه و کسانی که به اباطیل آ نها باورمندند را میتوان شیعیان نیمه....دانست، مثلاً به نمونه هایی در مورد علی از برجسته ترین محدثان شیعه که جزو باورهای رایج همین طیف از شیعیان است توجه کنید:

منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، پوشینه نخست برگ 184 به نقل از ابن شهر آشوب:

حکایت دریدن آنحضرت قماط را: چنان است که جماعتی حدیث کرده اند از فاطمه مادر آن جناب که فرمود چون علی (ع) متولد شد او را در قماط پیچیده و سخت ببستم علی قوت کرد و او را پاره ساخت من قماط را دولایه و سه لایه نمودم و او را پاره همی نمود تا گاهی که شش لایه کردم پارچه بعضی از حریر و بعضی از چرم بود چون آنحضرت را در لای آن قماط ببستم باز قوت نموده آن قماط را پاره کرد آنگاه گفت ای مادر دستهای مرا مبند که می‌خواهم با انگشتان خود از برای حقتعالی تبصبص و تضرع و ابتهال کنم.


همانجا، برگ 186

... و اما معجزاتی که گاهی از آنحضرت ظاهر شده زیاده از حد و عد است و این احقر در این مختصر بطور اجمال اشاره بمختصری از آن مینمایم که فهرستی باشد از برای اهل تمیز واطلاع، از جمله معجزات آنحضرت معجزات متعلقه بانقیاد و حیوانات و جنیان است آنجنابرا چنانچه اینمطلب ظاهر است از حدیث شیر و جویریه ابن مسهر و مخاطبه فرمودن آنجناب باثعبان بر منبر کوفه و تکلم کردن مرغان و گرک و جری با آن حضرت و سلام دادن ماهیان فرات آنجنابرا بامارت مومنان و بر داشتن غراب کفش آن حضرت را و افتادن ماری از آن و قضیه مرد آذربیجانی و شتر سرکش او حکایت مرد یهودی و مفقود شدن مالهای او و آوردن جنیان آنها را بامر امیر المونان و کیفیت بیعت گرفتن آنجناب از جنها بوادی عقبق و غیره و دگر معجزات آنحضرتست متعلق بجامادات و نباتات مانند رد شمس برای آن حضرت در زان رسول خدا (ص) و بعد از ممات آنحضرت در ارض بابل و بعضی در جواز ردشمس (0) کتابی نوشته اند و ردشمس را در مواضع عدیده برای آنحضرت نگاشته اند، و دیگر تکلم کردن شمس است با آنجناب در مواضع متعدده و دیگر حکم آنحضرت بسکون زمین در هنگام زلزله حادث شد در زمین مدینه زمان ابوبکر و از جنبش باز نمی ایستاد و بحکم آنجناب قرار گرفت و دیگر تنطق کردن حصی در دست حق پرستش و دیگر حاضر شدن آن حضرت بطی الارض و رسانیدن او بخانه خویش هنگامیکه شکایت کرد بآنحضرت کثرت شوق خویش بدیدن اهل و اولاد خود و دیگر حدیث بساط است که سیر دادن ان جناب باشد جمعی از اصحاب را در خوا و بردن ایشانرا بنزد کهف و اصحاب کهف و سلام کردن اصحاب بر اصحاب کهف و جوان ندادن ایشان جز امیر المومنین (ع) و تکلم نمودن ایشان با آنجضرت و دیگر طلا کردن آنجناب کلوخی را برای وا مخواه و حکم کردن او بعدم صقوط جداری که مشرف بر انهادام بود و آنحضرت در پای آن نشسته بود و دیگر نرم شدن آهن زره در دست او چنانچه خالد گفته که دیدم آن جناب حلقه های درع خود را با دست خویش اصلاح میفرمود و بمن فرمود که ای خالد خداوند بسبب ما و ببرکت ما آهن را در دست داود نرم ساخت و دیگر شهادت نخلهای مدینه بفضیلت آنجناب و پسر عم و برادرش رسولخدا (ص) و فرمودن پیغمبر (ص) بآنحضرت که یا علی نخل مدینه صیحانی نام گذار که فضیلت من و تو را آشکار کردند و دیگر سبز شدن درخت امرودی بمعجزه آنحضرت و اژدها شدن کمان بامر آنحضرت و از این قبیل زیاده از آنست که احصاء شود و سلام کردن شجر و مدر بانجناب در اراضی یمن و کم شدن فرات هنگام طغیان آن بامر آنحضرت.


شیعیان نیمه...معتقدند امام علی یک تنه تمام فروزه خا و قدرت های شخصیت های کارتونی، فیلمی هالیوودی همچون سوپرمن، اسپایدرمن، هرکول، زورو و سیندرلا را دارا است. البته همه شیعیان طبیعتا آنقدر .... نیستند که این اباطیل را بپذیرند، گروه دیگر شیعیان که باقی میماند شیعیان عاقل هستند. البته ممکن است برخی از افراد این عبارت را یک عبارت متناقض بدانند بنابر این شاید بهتر باشد این دسته را شیعیان کمتر ... بخوانیم. شیعیان عاقل میدانند که این زیاده گویی ها همگی باورهای عوامانه است که دکان روحانیت برای مردم ساخته است. علی فردی عادی بوده است و نه بال و پر داشته است و نه بشر خواندن وی دشوار است. اما آنچه شیعیان عاقل نمیدانند این است که علی نه تنها فرابشر نبوده است بلکه انسانی فرومایه و دژخیم بوده است. شخصیت تاریخی علی چیزی است که این نوشتار بر آن تکیه خواهد داشت. این نوشتار تلاش خواهد کرد که شخصیت خیالی علی را با شخصیت تاریخی او مقایسه ای کوتاه کند.

هدف این نوشتار، شرح زندگی علی و بررسی ویژگیهای او نیست، در این زمینه کتاب بسیار عالی و خوبی توسط زنده یاد آل دالفک با فرنام پژوهشی در زندگانی علی نوشته شده است که خواندن آنرا به همه علاقه مندان به آثار علمی و مستند توصیه میکنم. هدف این نوشتار در واقع بررسی چند داستان و ماجرا است که شیعیان به علی نسبت می‌دهند و بر آنها تکیه می‌کنند تا ادعا کنند علی فروزه هایی عالی و اخلاقی داشته است. این نوشتار نقدی است بر آن ادعاها و گفته ها که همیشه میتوان آنرا از شیعیان نیمه .... تا تمام ..... شنید. جامعه ای که الگوی اخلاقی اش علی باشد و او را بی خطا و معصوم بداند بدون شک جامعه ای بیمار است.

امیدوارم خوانندگان باورمند به اسلام این نوشتار را با پیش داوری نخوانند. و کسانی که آنرا می‌خوانند فرض کنند که ممکن است هر آنچه از پیش در مورد علی خوانده و شنیده اند نادرست بوده باشد و ساخه و پرداخته دستگاه دینی شامل روحانیون و شرکایشان بوده باشد. براستی تنها با این دیدگاه است که میتوان به حقیقت نزدیکتر شد.


ماجرای جنگ امام علی با عمر بن عبدود و تف انداختن او بر چهره امام.

((دو مرد بهم گلاويز شدند. على كه دستش به سر و گردن عمرو نمى رسيد، در حالى كه او شمشير را بر كشيده بود تا بر على فرود آورد، وى ضربه اى چنان قوى بر ران عمرو زد كه آن را قطع كرد و در افتاد و بر سينه اش پريد و ريشش را گرفت تا سرش را برگيرد. عمرو كه از ننگ شكست از جوانى كه خود را از او در پهلوانى نامورتر مى ديد، سخت به خشم آمده بود، بر چهره على عليه السلام تف انداخت . على عليه السلام بسختى خشمگين شد و در حالى كه از غيظ، شمشير را بر گردنش ‍ گذاشته بود، ناگهان برداشت و كنار رفت . عكرمه و ديگران بسرعت فرار كردند و از خندق گذشتند. على عليه السلام آنان را مى نگريست ، قدم مى زد، چشمش را به همه سو مى گرداند و انديشه هاى گوناگون را به مغزش هجوم مى داد. خشمش فرو نشست . با لبخندى آرام بر گشت و با گامهاى شمرده و راحت به عمرو نزديك شد. پايش را بر سينه او گذاشت . عمرو كه از اين حركت خيره مانده بود، پرسيد: اين چه بود؟!
على عليه السلام گفت : از كار تو خشمگين شدم ، نمى خواستم از خشم خويش تو را بكشم ، صبر كردم كه آرام گردم تا تو را همه براى خدا كشته باشم . و سپس چنان كه گويى شتر و حسان بن ثابت كه در همه جنگها با شعر برنده تر از شمشيرش شركت داشت ، فرار عكرمه را از دم شمشير على عليه السلام سرود...)) (1)



تف انداختن عمر بن عبدود بر چهره امام علی و بعد برخواستن و دور زدن امام علی به دور او معمولاً از چیزهایی است که شیعیان خیلی راجع به آن صحبت می‌کنند، گمان میکنم نخستین بار که این داستان را شنیدم در کلاس سوم دبستان بودم. بیشتر تمرکز این داستان معمولاً روی این است که امام علی بلند شد، یک دور زد و بعد سر او را برید، این بلند شدن و دور زدن در نظر شیعیان خیلی اهمیت بیشتری دارد تا بریده شدن سر یک انسان. به یاد دارم در دوران جاهلیت خویش (وقتی که مسلمان بودم) وقتی به عمرو بن عبدود و کاری که کرده است فکر میکردم با خود میگفتم این شخص چه انسان پستی بوده است، وقتی در جنگ شکست میخوری و حضرت امام رویت مینشیند تا سرت را با دستهای مبارکش ببرد باید خیلی انسان پلیدی باشی که بر چهره آسمانی امام تف بیاندازی، بلکه باید اجازه بدهی آن امام عزیز سرت را راحت از تنت جدا کند. و بعد یاد یکی از روضه خوانها میافتادم که شعر منصوب به مولوی را با آه و ناله در شبهای احیا می‌خواند و گریه زاری میکرد و ما هم با او اشک میریختیم که خدا مارا بخاطر کارهای بدی که کرده ایم ببخشد.

انداختن خصم در روی امیر المومنین علی کرم الله وجهه و انداختن امیرالممنین علی شمشیر از دست
از علی آموز اخلاص عمل شیر حق را دان مطهر از دغل
در غزا بر پهلوانی دست یافت زود شمشیری بر آورد و شتافت
او خدو انداخت در روی علی افتخار هر نبی و هر ولی
آن خدو زد بر رخی که روی ماه سجده آرد پیش او در سجده‌گاه
در زمان انداخت شمشیر آن علی کرد او اندر غزااش کاهلی
گشت حیران آن مبارز زین عمل وز نمودن عفو و رحمت بی‌محل
گفت بر من تیغ تیز افراشتی از چه افکندی مرا بگذاشتی
آن چه دیدی بهتر از پیکار من تا شدی تو سست در اشکار من
آن چه دیدی که چنین خشمت نشست تا چنان برقی نمود و باز جست
آن چه دیدی که مرا زان عکس دید در دل و جان شعله‌ای آمد پدید
آن چه دیدی برتر از کون و مکان که به از جان بود و بخشیدیم جان
در شجاعت شیر ربانیستی در مروت خود کی داند کیستی
در مروت ابر موسیی بتیه کمد از وی خوان و نان بی‌شبیه
ابرها گندم دهد کان را بجهد پخته و شیرین کند مردم چو شهد
ابر موسی پر رحمت بر گشاد پخته و شیرین بی زحمت بداد
از برای پخته‌خواران کرم رحمتش افراخت در عالم علم
تا چهل سال آن وظیفه و آن عطا کم نشد یک روز زان اهل رجا
تا هم ایشان از خسیسی خاستند گندنا و تره و خس خواستند
امت احمد که هستید از کرام تا قیامت هست باقی آن طعام
چون ابیت عند ربی فاش شد یطعم و یسقی کنایت ز آش شد

مولوی بگونه ای از ماجرا سخن گفته که گویا امام علی عمربن عبدود را بخشیده است و بیخیال ماجرا شده است. و بعد امام را ستایش می‌کند که چقدر کریم و بخشنده است و همینطور بگونه ای صحبت کرده است که عبد ود بیمار بوده است و بدون هیچ دلیلی بر صورت امام که شمشیرش را به دست گرفته بود و تند میشتافت تف انداخته است. اما حال که دوران جاهلیتم پایان یافته و اسلام را کنار گذاشته ام به این نتیجه رسیده ام که مولوی هم دروغ گفته است، در هیچکدام از کتابهای تاریخی نوشته نشده است که امام علی عمربن عبدود را بخشید و اورا نکشت. البته شاید مولوی هم مثل روشنفکران دینی امروز می‌خواسته است با تحریف تاریخ، شخصیت های تاریخی و دروغهای هفت رنگ مردم زمان خود را گول بزند و با اینگونه حرفها اسلامگرایان زمانه خود را به ترحم و انسانیت دعوت کند، به این امید که از توحش تاریخی سنگسارگرایان بی وجدان و انسان ستیز کم شود. شاید هنر و ارزش مولوی تماماً به همین باشد، این داستان مولوی نیز همانند داستان موسی و شبان او که در هیچ کتابی یافت نمی‌شود و ساخته مولوی است تبلیغ مدارا و تحمل مذهبی می‌کند، در حالی که در قرآن چنین چیزهایی یافت نمی‌شود.

این ماجرا مربوط به جنگ احزاب یا خندق است که در آن تمامی اعراب جمع شده بودند تا محمد را که به کاروانها حمله برده بود و مردمانی را قتل عام کرده بود و تهدیدی برای منطقه بشمار میرفت از بین ببرند. اما عبدود برای چه بر چهره امام علی تف انداخت؟ پاسخ بسیار جالبی برای این پرسش وجود دارد. ود از بتهای مشهور اعراب بوده است و عبدود از پرستندگان آن بت بوده است. عبدود از پهلوانان عرب بود و در آن جنگ از معدود کسانی بود که توانسته بود از خندقی که به پیشنهاد سلمان پارسی کنده شده بود عبور کند. و بعد از عبور از خندق بدنبال مبارز میگردد و علی داوطلب مبارزه با او می‌شود،

سیره ابن هشام در پوشینه سوم از قول امام علی در شرح ماجرای مبارزه علی با عبدود نوشته است

چگونه با تو بجنگم درحالی که تو بر اسب نشسته ای (درحالی که من پیاده هستم)، پس از اسب فرود آی تا مانند من (پیاده) شوی. پس از اسبش پیاده شد. (2)

اعراب بیچاره آنقدر هم که مسلمانان اصرار دارند نشان دهند-انسانهای پستی نبودند، عبدود پهلوان برای اینکه در مبارزه با علی انصاف را رعایت کرده باشد از اسب پیاده می‌شود تا هردو با یکدیگر برابر شوند، یعنی آداب جوانمردی حتی در آن شرایط نیز وجود داشته است و انسانیت در آن کویر نیز جوانه هایی زده بود. اما جنگ سختی در میگیرد و پهلوان عرب با علی میجنگد. اما امام علی که گویا آن نیرویی که در هنگام کندن در خیبر داشته است (!) را نداشته دست به یک حرکت ناجوانمردانه و بسیار زشت میزند، ماجرای این عمل ناجوانمردانه در بسیاری از کتابهای حدیث اینگونه آورده شده است:


میزان الحکمه پوشینه سوم بخش آداب جنگ

در جـنـگ احزاب میان على (ع) وعمرو بن عبدود سخنانى گذشت على به او فرمود: اى عمرو! (در بـزدلـى تـو) هـمین بس نیست كه من به جنگ تن به تن باتو آمده ام وتو كه شهسوارعربى با خـودت كمك آورده اى؟ عمرو برگشت كه پشت سر خود را نگاه كند امیر المؤمنین (ع) بیدرنگ چنان ضربه اى بر دو ساق پاى او وارد آورد كه از پیكرش جدا شدند و گرد و غبارى به هوا برخاست آن حـضـرت در حـالـى كـه بر اثر ضربت عمرو خون از فرقش مى ریخت و ازشمشیرش نیز خون مـى چكید نزد رسول خدا (ص) برگشت رسول خدا (ص) فرمود : اى على! فریبش دادى؟ عرض كرد : آرى , اى رسول خدا ! جنگ نیرنگ است. (3)

آیا مشخص است که چرا آن ملعون بر روی چهره امام اول شیعیان و خلیفه چهارم مسلمانان تف کرد؟ عبدود از اسب پیاده شد تا اصول جوانمردی را رعایت کرده باشد و جنگی برابر داشته باشد، اما در مقابل علی در میان جنگ به او میگوید که یارانت نیز به کمک تو آمده اند، عبد ود که برمیگردد تا ببیند آیا براستی یارانش از خندق گذشته اند یا نه، میبیند که افتخار هر نبی و هر ولی به او دروغ گفته است، و در این زمان امام پاهای پهلوان عرب را قطع می‌کند و آنگاه است که آن ملعون بر چهره امام شیعیان تف می اندازد. کجاست آن عدالت علی که شیعیان از آن سخن میگویند؟ پیامبر نیز گویا میدانسته است که علی از پس عبدود بر نمی آید، از علی پرسیده است که آیا وی را فریب دادی؟ و علی میگوید آری! براستی که جنگ همان خدعه و نیرنگ است. این خدعه و نیرنگ از همان خدعه هایی است که امام خمینی به مردم ایران زد. در فرانسه برای آنان از دموکراسی و حقوق بشر سخن گفت و در ایران از جمهوری اسلامی و شریعت اسلامی، همان امامی که ابتدا گفت میزان رای ملت است بعد گفت اگر همه بگویند آری من میگویم نه! آن امامی که قرار بود آب و برق را مجانی کند و پول نفت را در خانه های مردم به آنها تحویل بدهد! براستی که این دو امام چقدر بهم شباهت دارند.

ماجرای تف انداختن عبدود به علی مرا به شگفت وا میدارد، از طرفی در شگفتم که چگونه در بیابانهای عربستان هم انسانیت و جوانمردی اینگونه وجود داشته است و عبدود که خود را در میان مسلمانان تنها یافته است حاضر می‌شود از اسبش پایین آید تا با علی برابر گردد و از طرفی فرومایگی علی و ددمنشی و زشت کرداری او است که مرا شگفتزده می‌کند، او چگونه توانست در مقابل چنین لطفی اینگونه پاسخ بگوید؟ بیش از رفتار علی رفتار شیعیان مرا شگفت زده می‌کند که چگونه با اخلاقمدار دانستن علی خود نیز پا روی اخلاق و انسانیت میگذارند و چنین ددمنشی را نیک کردار میپندارند.

ای دوست به شرفم سوگند نه شیطانی است و نه دوزخی روانت از تن ات نیز زودتر خواهد مرد پس دیگر از هیچ چیز نترس.
# : 4 Oct 2007 02:39


قتل ابن ملجم




قتل ابن ملجم هم از دیگر داستانهایی است که شیعیان معمولا برای علی میگویند، ببینید نویسنده شیعه زیر در مورد این قتل چه گفته است:

شیعیان همه میدانند که مولا علی (ع) هنگامی که در بستر شهادت قرار داشتند وقتی برایش شیرآوردند فرمودند: آیا برای اسیر خود ( ابن ملجم ضارب آن حضرت ) نیزغذا برده اند و توصیه می فرمودند که نه تنها بد رفتاری با او نشود حتی گرسنه یا تشنه هم نماند و باز فرمودند: که اگر زنده بمانم خود میدانم با او چگونه رفتارکنم واگر زنده نمانم شما اجازه دارید فقط یک ضربه همان گونه که او زده است بزنید و نکند او را مثله کنید یا شکنجه نمائید. این برخورد امام علی، یک برخورد ارزش اسلامی است یعنی ارزشی است نه حکومتی و سیاسی (11)

توجه داشته باشید که بر اساس نوشته بالا، علی نمیدانسته است که خواهد مرد و یا زنده خواهد ماند، این برای شیعیان نیمه دیوانه باید دلیلی باشد بر اینکه او غیب گو نبوده است و بسیاری از چیزها را نمیدانسته است، از جمله اینکه نمیدانسته است بر اثر این ضربه خواهد مرد یا نخواهد مرد.

باری آنروز که حضرت از خانه بیرون میرفته است و میخ در به لباس پاره پوره حضرت گیر می‌کند و حضرت با زبان میخی به میخ میگوید میخ جان مرا رها کن که می‌خواهم بروم شهید شوم، و میخ به حضرت میگویت حضرت جان من بیخیال، و مرغابی ها که معلوم نیست وسط اون بیابون مرغابی از کجا آمده بود با حضرت گفتند وک وک، کوک کوک، یعنی نرو ابن ملجم میکشتت، و حضرت برگشت به آنها با زبان مرغابی ها گفت، کوک وک کوک وک یعنی شما تو این کارا دخالت نکنید ما امامها خودمون میدونیم چیکار کنیم (منتهی الآمال پوشینه یکم برگ 207)، ابن ملجم آن ملعون که دوزاری اش نیافتاده بود اسلام یک حرکت مافیایی بوده است و رهبران این گروه خونخوار مافیایی بعد از مرگ پدرخوانده خود به جان یکدیگر افتاده اند و اساسا همه ماجرا همین بوده است، و فکر میکرد واقعا اسلام برای برابری و برادری آمده است و از این رو همچون سایر خوارج دموکرات ملعون به این معتقد بود که خلیفه باید از میان تمامی مردمان چه عجم و چه عرب انتخاب شود و شایسته ترین فرد برای خلافت باشد، و علی و معاویه را افرادی میدانست که می‌خواستند عدالت را (12) زیر پا گذاشته و بر سر حکومت بایکدیگر جنگ قدرت کنند، او در هنگامی که به علی حمله میبرد فریاد زد "حکمیت ازان خدا است نه تو ای علی" ، زیرا معتقد بود علی نیز همچون سید علی خامنه ای مردم را خر گیر آورده و خود را حاکم از طرف خدا می‌خواند، او بر علی شمشیر میکشد آن شمشیر را بر سر نسبتاً مبارک آن امام همام میکوبد. امام هم برمیگردد و میگوید حالت خوبه؟ خسته نباشی ملجم جان.

شیعیان معمولاً به همین قصه ها علاقه دارند و به تاریخ علاقه چندانی نشان نمی‌دهند، آیا مایلید بدانید آن شخصی که قرار بود با یک ضربت کشته شود و مبادا شکنجه شود چه بلایی سرش آمد؟ از یکی از معتبر ترین کتابهای تاریخی اسلام پاسخ را بیابید:

وقتی خواستند ابن ملجم لعنت الله علیه را بکشند عبدالله بن جعفر گفت "بگذارید من دل خودم را خنک کنم" و دست و پاهای او را ببرید و میخی را سرخ کرد و به چشم او کشید ابن ملم گفت "منزه است خدایی که انسان را آفرید تو چشمان خودت را بسائیده سرب سرمه میکنی" پس از آن او را گرفتند و در حصیر پیچیدند و نفت مالیدند و آتش در آن زدند و بسوختند.

عمران بن حطان رقاشی درباره ابن ملجم و ستایش او درباره ضربی که زد ضمن شعری دراز چنین میگوید "چه ضربتی بود از مردی پرهیزکار که می‌خواست بوسیله آن رضایت خداوند را جلب کند هروقت او را بیاد می آورم پندارم که کفه عمل او بنزد خدا از همه مردم سنگینتر است". (13)

ابن سعد تاریخ نویس دیگر نوشته است:

بعد از دفن (علی)، حسن بن علی به سوی عبدالرحمن بن ملجم رفت و او را از زندان خارج کرد تا وی را بکشد. پس مردم جمع شدند، او (حسن) بدن او را به نفت آغشته کرد، و گفت که او را آتش بزنیم. عبدالله بن جعفر و حسین بن علی و محمد بن حنیفه گفتند اجازه دهید تا دل خود را از او خنک کنیم، پس عبدالله بن جعفر دست او را و پاهای او را قطع کرد. او (ابن ملجم) شکوه نکرد. سپس میخ داغ به چشان او کشید، و او شکوه نکرد. سپس گفت تو چشمان خودت را بسائیده سرب سرمه میکنی، سپس گفت اقرا باسم ربك الذی خلق خلق الانسان من علق و تا آخر سوره را خواند، سپس چشمان او پر از اشک شد، دستور دادند زبان او را قطع کنند، پس او شکوه کرد (ضجه زد)، پس به او گفتند ای دشمن خدا وقتی دست و پایت را میبریدیم ضجه نزدی، اکنون چه شده است که وقتی می‌خواهیم زبانت را ببریم ضجه میزنی؟ گفت من ضجه میزنم زیرا من از این دنیا متنفرم، پس زبان او را بریدند و او را درون نمدی پیچیده و سوزاندند. (14).

شیخ عباس قمی نوشته است:

پس آن حضرت موافق وصیت امیر المومنین (ع) ابن ملجم ملعون را بیک ضربت بجهنم فرستاد، و بروایت دیگر حکم کرد که او را گردن زدند. و ام الهیثم دختر اسود نخعی خواستار شد تا جسدش را به او سپردند پس آتشی بر افروخت و آن جسد پلید را در آتش بسوخت..... و ابن شهر آشوب و دیگران روایت کرده اند که استخوانهای پلید ابن ملجم را در گودالی انداخته بودند و پیوسته مردم کوفه از آن مغاک بانک ناله و فریاد میشنیدند، و حکایت اخبار آنراهب از عذاب ابن ملجم دردار دنیا بقی کردن مرغی بدن او را در چهار مرتبه و پس او زا پاره پاره نمودن و بلعیدن و پیوسته اینکار را با او نمودند و بر روی سنگی در میان دریا مشهور و در کتب معتبره مسطور است. (15)

تابحال شنیده بودید آخوندها و بچه آخوندها اینجای قصه را هم برای کسی تعریف کنند؟ در هیچ کتابی از کتب مادر تاریخ اسلام نمیتوان یافت که علی گفته باشد به قاتلش شیر بدهند و یا او را تنها یک ضربه بزنند، این داستانها به نظر میرسد به دست توانمند روحانیت شیعه ساخته شده باشند.

ای دوست به شرفم سوگند نه شیطانی است و نه دوزخی روانت از تن ات نیز زودتر خواهد مرد پس دیگر از هیچ چیز نترس.
# : 4 Oct 2007 03:05 | ویرایش بوسیله: spehr


قسمتی از کارنامه ی درخشان زندگی امام علی



این یکی از همه مهمتره !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



علی، چهارمين خليفه راشدين ، اولين امام شعيان ، داما د و پسر عموی پيامبر اسلام از اولين کسانی است که
اسلام آورد و در راه ترويج دين محمد از کشته های مخالفان عرب و عجم (ايرانيان) پشته ساخت . در وصف
می گويد : [علی] پوست تيره پر رنگ، « اسحق بن عبدالله » خطاب به « ابوجعفر محمد بن علی » وی
چشمان برآمده ، سر طا س و قدی کوتاه داشت.
علی برخلاف ادعاهای صرفا مکتبی و مذهبی، فردی ثروتمند بود بطوريکه تنها از راه نخلستانهای خود
سالانه 40 هزار دينار درآمد داشت . ( تاريخ اسلام شناسی، علی ميرفطروس باستناد به تجارب السلف ص 13
). اين پولهای قارونی که در دوران حاکميت اسلام ناب محمدی رشد چندين برابر داشت، توانست در کنار
مکتب خونريز ذوالفقار، نقش عمده ای در ترويج اسلام ايفا کند . علی بر اين اعتقا د بود که ما [مسلمانان]
عقيدهايمان را بر شمشيرهايمان حمل می کنيم ( به نقل نهج البلاغه ).
پس از درگذشت محمد و فاطمه الزهرا ، علی شروع به گسترش حرمسرای خود کرد بطوری که بنا به کتاب
نوشته عمادزاده که از منابع معتبری ياری جسته بالغ بر 30 زن و تعداد زيادی کنيز را در « زنان محمد »
حرمسرای خود جا داده بود . بقول غزالى آن حضرت در شمار مردان آثيرالازدواج تاريخ است . زنان دائمه
علی آه نامشان در تاريخ مانده جز زنانى آه نامشان برده نشده و جز آنيزان آه از برخى از آنها فرزندانى
بجاى مانده عبارتند از : فاطمه زهراء، خوله بنت اياس حنفيه، ليلى بنت مسعود نهشليه، اسماء بنت عميس،
فاطمه بنت حزام مكناة به امّ البنين، ام سعيد بنت عروة بن مسعود ثقفى، امامه بنت ابوالعاص بن ربيع.
علی پس از مرگ پيامبر اسلام، علی رقم کش و قوسهای 6 ماهه با خليفه اول مسلمانان (ابوبکر)، بيعت کرد .
در زمان خليفه دوم (عمر) ، با ازدواج دخترش با عمر موافقت کرد تا بتواند در معا دلات سياسی نقش بازی
کند. در همين راستا بود که در هنگام لشکرکشی مسلمانان به ايران، بعنوان يکی از مشاوران نزديک
عمرعمل کرد . پس از ترور عمر بدست فيروز ابولولو ايرانی و روی کار آمدن خليفه سوم (عثمان)، بارها با
بر کرسی « اهل اجماع » وی بمخالفت پرداخت و پس از کشته شدن عثمان بدون در نظر گرفتن رای
امپراطوری اسلام تکيه زد.
با قدرت گرفتن علی، اختلافات بين وی و معاويه بر سر قدرت و گسترش قلمرو بالا گرفت بطوری که
جنگهای بس خونينی درگرفت . اين اختلافات سرانجام وقتی که هيچ يک از دو گروه به اطاعت ديگری نيامد،
با نگارش نامه ی که معاويه به علی نوشت پايان يافت . معاويه در اين نامه خطاب به علی نوشت : " اگر مايل
هستی عراق از آن تو باشد و شام از آن من، و شمشير از اين امت برداری و خون مسلمانان را نريزی . " اين
پيشنهاد را قبول کن . علی اين پيشنهاد را پذيرفت و پس از آن معاويه با سپاهيانش در شام و اطراف آن به
حکومت و گرفتن خراج مبادرت کرد و علی نيز در عراق حکومت نمود . ( به نقل از زيادبن عبدالله ، تاريخ
طبری، جلد ششم، ترجمه ابولقاسم پاينده)
در جريان جنگهای ما بين علی و معاويه و کشتارهای عقيدتی در سرزمينهای تحت کنترل آنان، کينه و انتقام
در بسياری از خانواده های داغدار و گرايشات مخالف رشد کرد و بسياری از آنان شروع به فعاليت
سازمانيافته مخفی نمودند . يکی از اين گروهها که از هواداران خوارج محسوب می شدند به اين نتيجه رسيدند
که علل اصلی سقوط ا سلام و کشتارها عقيدتی، وجود رهبران ضلال است که روزگار خوش را از مردم
گرفته اند . در اين راستا آنان تصميم گرفتند که حاکمين جبار را ترور کنند . سه نفر به نامهای بن ملجم، برک
بن عبدالله و عمر بن بکر مامور شدند که هر يک به ترتيب امام علی، معاويه و عمروبن عاص را ترور کنند .
روز مقرر شده برای اين کار هفتم رمضان تعين شد . هريک با شمشيرهای زهرآگين بسوی رفتند تا ماموريت
خود را در روز مشخص شده انجام دهند . برک بن عبدالله و عمر بن بکر به دلايلی نتوانستند سوژه های خود
را معدوم سازند ولی ابن ملجم که خود را به کوفه رسانده بود توانست با ياری يکی از دوستان همفکر خود بنام
شبيب ضربت کاری را به پيشانی امام علی وارد سازد . بعد از ضربت، ابن ملجم را نزد امام علی بردند و
علی از او پرسيد چرا چنين کردی؟ ابن ملجم گفت : شمشيرم را چهل صبحگاه تيز کردم و از خدا خواستم که
2
بدترين و پست ترين مخلوق خدا را با آن بکشم . علی گفت : خود نيز با آن کشته می شوی که بدترين مخلوق
( خدای. (تاريخ طبری، ص 2681
پس از نگاه شتابزده ای که بر زندگی امام علی داشتيم، در ادامه سعی می کنيم با استناد به منابع مستند
تاريخی، نقش عمده وی را در سرکوب و کشتار مخالفان ، بهتر بشکافيم.
الف) نقش امام علی در کشتارهای جمعی
قبيله يهودی ) 1 » بنی قريظه « اسلام قراداد دوستی و همکاری امضا کردند که بر اساس آن قرارداد پيامبر با
اگر دشمنانی از خارج به مدينه هجوم آوردند، اين قبيله موظف بود دوش به دوش لشکر مسلمانان با آنها
بجنگد. محمد پس از چندی با قبيله بنی نضيرکه جزو قبايل مدينه است به جنگ می پردازد و از قبيله بنی
قريظه کمک می خواهد . اين قبيله سر باز می زند و خود را در صورتی مسئول و ملزم به اجرای قراداد
همکاری می داند که دشمنان خارجی به مدينه حمله ور شوند . محمد خشمگين می شود و به امام علی دستور
بنی » می دهد که در راس لشکری به آنجا رفته و آنها را حسابی گوشمالی دهد . امام علی نيز پس از فتح قبيله
به همراه ساير لشکران اسلام بيش از 700 نفر تا 900 نفر از مردان قبيله را در مقابل گودالهای که « قريظه
( از پيش کنده شده بود سر می زنند. ( تاريخ طبری، جلد 3 ، ص 1088
نفر از خاندان 2500 امام علی و يارانش در يک روز، ) 2 » ازد « را سر بريدند، به نحوی که کسی زنده
( نماند تا ديگری را دلداری دهد. (مروج الذهب،جلد اول، ص 729
برخاستند و چون آه پس از جنگ صفّين و مسئله حكميّت به مخالفت على ی بودند از مسلمانان خوارج ) 3
از سوى على ابو موسى اشعرى و از سوى معاويه عمرو عاص به داورى معيّن شده بودند تا به مطالعه
آتاب خدا و سنّت پيغمبر آداميك از على و معاويه را برگزينند داور شام داور عراق را فريب داد و عراقيان
دانستند آه از عمرو عاص فريب خورده اند به حضرت ا عتراض آردند آه چرا به حكميّت تن دادى؟ و آنان
فرقه اى شدند و به مخالفت على پرداختند . بعدها جنگی به نام نهروان بين خوارج و لشکر علی درگرفت که
در طی آن تعداد زيادی از خوارج بوسيله لشکر امام علی از دم تيغ گذشتند . بطوری که تاريخ طبری و فتوح
البلدان می نويسند: هزاران جسد از خوارج زمين را پوشانده بود.
خوارج به خلافتى معتقد بودند آه انتخاب خليفه از روى اختيار مردم باشد خواه از قريش و عرب و يا
از هر قوم و ملتى باشد ؛ و ميگفتند : خليفه پس از انتخاب بايد اوامر الهى را اطاعت آند وگرنه بايد عزل
شود .
رهبر حکومت اسلامی ايران، 14 قرن بعد از کشتار خوارج چنين گفت : يوم الله واقعی ،« روح الله خمين ی »
روزی است که امير عليه السلام شمشيرش را کشيد و خوارج را از اول تا به آخر درو کرد و تمامشان را
کشت. ( سخنرانی خمينی در سال 1361 بمناسبت سا لگرد پيامبر اسلام)
نبردی بنام امام علی در ) 4 » ليله الحرير « . نفر کشت 900 تا 500 چيزی بالغ بر تن
( ( منتهی الامال ، جلد اول، ص 153
به دستور امام علی، دژ به آتش کشيده . نفر از همراهانش از بيم جان به دژی پناه برد 70 عبدلله خررمی با ) 5
شد که در جريان آن تمامی اين افراد زنده زنده در آتش سو ختند؛ بطوری که بوی گوشت بريان شده اين
انسانهای نگون بخت در هوا پخش و مردم را آزار داد.
( (علی مرزی نامتناهی، حس صدر، ص 199
6
) بعد از مرگ محمد پيامبراسلام، عده ای از مردم قبايل از اسلام برگشتند و عوامل پيامبر اسلام را کشتند
و از شادی مرگ محمد به زنانشان فرمودند که دستان خود را حنا بگذارند.
. ( ( قصص النيا نيشاپوری، ص 455
3
ابوبکر ، عمر و علی بفوريت دستور دادند که هر که از دين برگشته، گردن زنند و با آتش بسوزانند و زن و
1407 و جلد 6 ، ص ص ، 1394 ،1380 ، بچه اشان را به اسارت برند (تاريخ طبری، جلد 4 ص 1379
2420 و 2665 ) . در جريان اين کشتارها، شمشيرهای خالد ابن وليد و امام علی برنده تر از ديگران عمل
کرد. تاريخ طبری درباره ی کشتارهای
می نويسد : " آنانکه دست رنگ کرده بودند و شادی و شعف در اثر درگذشت پيامبر اسلام « خالد بن وليد »
نشان داده بودند همه را بکشت و ب ه آتش بسوخت و فرمود تا سرهايشان گرد کنند و پايه ديگ کنند و آتش در
تن های ايشان زد و همه را بسوخت ". همين کتاب در مورد نقش علی در سوزاندن اجساد مردم در جريان اين
کشتارها می نويسد : " علی تنهای آنان را در آتش سوزاند و خاکستر نمود ." (تاريخ طبری، جلد چهارم ص
( ص 1380 و 1464 و جلد ششم صفحات 2420 تا 2265
ب) چهره امام علی بعنوان يک دژخيم
شاعری بنام ) 1 » حويرث بن نقيذ « که با سخنان شيوا و افشاگريانه ی خود موجبات اذيت و آزار محمد پيامبر
خدا را برانگيخته و همچنين شتر دختران محمد، فاطمه و ام کلثوم را رَم داده بود به فرمان محمد رسول خدا و
توسط علی امام اول شعيان، در جريان يک توطئه به قتل رسيد . (رجوع شود به تاريخ طبری ج 3 ص
( 1188 و سيره ابن هشام ج 2 ص 273
پيرمردی بنام ) 2 » مغيره « دفتر . ( که از ترس محمد گريخته بود، بوسيله امام علی دستگير و سر بريده شد
( زنان پيغمبر، عمادزاده ص ص 316 و 317
. امام علی شاهرگ مردانی را بريد و بمانند مرغان نيم بسمل آنان را در بيابان رها کرد تا با شکنجه بميرند ) 3
( ( امام علی، عبدالفتاح، جلد 5، ص 27
ور همينط . پس از شکست ائيل، محمد پيامبر اسلام به علی دستور داد که نضر پسر حارث را سر بريدند ) 4
در منطقه ای ديگر بنام الظيه از ميان اسرا، عتبه پسر ابی معيظ بدستور محمد و بدست علی سر بريده شد .
( (دفتر منتهی الامال، جلد اول، ص 57
مردی بنام عتبه که بخاطر عدم پخش مساوی غنائم بين لشکر اسلام به صورت محمد تف کرده بود، بوسيله ) 5
( علی سر بريده شد. (تاريخ طبری، جلد 5، ص 1103
ج) امام علی و کشتارايرانيان
امام علی يکی از مشاوران نزديک عمر (خليفه دوم مسلمانان ) در هنگام حمله لشکر اسلام به ايران بود .
زمانی که عمر می خواست خود شخصا در اين جنگها حاضر شود، امام علی به او گفت : " تو سر اين سپاهی
اگر بروی و کشته شو ی، سپاه اسلام متلاشی می شود . تو بايد مرکز خلافت را داشته باشی تا اگر سپاه اسلام
شکست خورد . ايرانيان بدانند که اين نيرو پشت دارد " (تاريخ طبری، جلد 5، ص 1943 و 1945 ، اخبار
.(446 – الطول ص 147 و نهج البلاغه ص 443
عمر که داما د امام علی بود و روی حرفهای وی حسا ب می کرد پيشنهاد وی را پذيرفت و در دارالخلافه ماند
و در راس لشکريان اسلام فرماندهان با تجربه و خونريزی گمارد و به طرف ايران گسيل داشت . پس از
شکست ايرانيان و پيروزی لشکريان اسلام، علی خطا ب به مردم کوفه گفت : ای مردم کوفه، شما شوکت
( عجمان را برديد. (تاريخ طبری، جلد 6 ص 2208
پس از پايان سلطنت 3 تن از خلفای مسلمانان (ابوبکر،عمر، عثمان ) نوبت سلطنت امام علی رسيد که بسيار
لرزان و کوتاه بود . اختلافات معاويه و علی بر سر قدرت بالا گرفت و سبب ساز جنگهای طولانی گرديد .
علی جهت تامين مخارج اين جنگها مجبور بود که باج و خراج بيشتری از ايرانيان اخذ کند . اين فشارها
موجب قيامها و مقاومتهای دليرانه از سوی شهرهای مختلف ايران شد بطوری که امام علی بی رحم ترين
را بسوی خراسان، فارس، ری ، آذربايجان و « زياد ابن ابيه » ، « خليد بن طويف » سرداران خود، از جمله
ساير شهرها و بلاد اعزام داشت.
4
در ادامه به مواردی از سرکوب قيامهای مردم ايران در زمان خلافت امام علی می پردازيم:
• در زمان امام علی، مردم استخر چندين بار قيام کردند . امام علی در يکی از آن موارد
را در راس لشکری به آنجا گسيل داشت و شورش تودهها را در سيل خ ون « عبدالله بن عباس »
فرونشاند (فارسنامه ابن بلخی، ص 136 ). در مورد ديگر که مردم استخر شوروش کردند، امام
که از خونخواری و آدمکشی به انوشيروان دوم لقب گرفته بود به آنجا « زياد بن ابيه » علی
گسيل داشت تا به سرکوبی اين قيام بپردازند . در مورد جنايات و کشتار مردم استخر توسط
زياد بن ابيه کتابها و روايت زيادی نوشته و نقل شده است (رجوع کنيد به کتاب مروج الذهب،
.( جلد دوم ص 29
در سال 39 هجری مردم فارس و کرمان نيز سر به شورش گذاشتند و حکام ستمگر امام علی  •
را از شهر خود بيرون کردند. امام علی مجددا زياد بن ابيه را به آنجا گسيل داشت و لشکريان
وی از هيچ جنايتی فروگذاری نکردند. (تاريخ طبری، جلد 6، صفحه 2657 و يا فارسنامه، ص
(136
مردم خراسان نيز در زمان امام علی برای چندين بار قيام کردند و چون چيزی نداشتند بعنوان  •
باج و خراج بپردازند، از دين اسلام برگشته و به مقاومت سخت و جانانه ای دست زدند. امام
را بسوی خراسان فرستاد. او مردم نيشاپور را محاصره کرد تا مجبور « جعده بن هبيره » علی
( به صلح شدند. ( تاريخ طبری، جلد 6، ص 2586 و فتوح البلدان ص 292
در زمان امام علی مردم شهر ری نيز سر به طغيان برداشتند و از پرداخت خراج خوداری  •
را با لشکری زياد به سرکوب شوروش فرستاد و امور آنجا را « ابوموسی » ، کردند. امام علی
بحال نخستين برگرداند. ابوموسی پيش از اين طغيان نيز، يکبار ديگر بدستور امام علی به
( جنگ مردم شهر ری گسيل شده بود. (فتوح البلدان ص 150
به روزگا ر خلافت علی بن ابی طالب، چون پايان سال 38 و آغاز سال 39 بود، حارث بن سره  •
عبدی، به فرمان علی لشکر به خراسان کشيد و پيروز شد، غنيمت بسيار و برده ی بی شمار
بدست آورد. تنها در يک روز، هزار برده ميان يارانش تقسيم کرد. لکن سرانجام خود و
يارانش، جز گروهی اندک، در سرزمين قيقان (سرحد خراسان) کشته شد. (فتوح البلدان،
(یرذلاب
علی بن ابی طالب، عبدالرحمن بنی جز طائی را به سيستان فرستاد . لکن حسکه حبطی وی را  •
بکشت، پس علی فرمود : بيايد که چهار هزار تن از حبطيان را به قتل رسانيم . وی را گفتند :
حبطيان پانصد تن هم نشوند. (فتوح البلدان، بلاذری)
علی ولايت آذربايجان را نخ ست به سعيد بن ساريه خزاعی و سپس به اشعث بن قيس داد . يکی  •
از شيوخ آذربايجان نقل می کند که وليد بن عقبه همراه با اشعث بن قيس به آذربايجان می آيند .
و چون وليد آن ديار را ترک کرد ، مردم آذربايجان قيام کردند . اشعث از وليد طلب ياری کرد و
وليد برای ياری وی سپاهی از کوفه به در آنجا گسيل داشت. اشعث، حان به حان (حان= خانه به
خانه) فتح کرد و پيش رفت . و پس از فتح آذربايجان گروهی از تازيان اهل عطا را بياورد و در
آنجای ساکن ساخت و آنان را فرمان داد که مردم را به اسلام خوانند. (فتوح البلدان، بلاذری)

ای دوست به شرفم سوگند نه شیطانی است و نه دوزخی روانت از تن ات نیز زودتر خواهد مرد پس دیگر از هیچ چیز نترس.
# : 4 Oct 2007 03:15 | ویرایش بوسیله: spehr


hackerman:
سپهر جان
شما بحث رو به دین و اسلام نکش
کافر که نیستی
خیر سرت مسلمونی.





خوشبختانه مسلمان نیستم.

ای دوست به شرفم سوگند نه شیطانی است و نه دوزخی روانت از تن ات نیز زودتر خواهد مرد پس دیگر از هیچ چیز نترس.
# : 4 Oct 2007 04:43 | ویرایش بوسیله: aiwa


من فکر کنم این دکتر ارنست همون الیاس تو سریال اغما
در ضمن سپهر جان شما چرا از حرف های خوب رایش نمیزنی و فقط در مورد دروغ از اون پیشوا نقل قول میکنی.
یه نکته دیگه هم اینکه آقا سپهر اون علی که شما ازش به عنوان امام چهارم شیعیان یاد کردی فرزند امام حسین بوده که در طول عمرش حتی 1 نفر رو هم نکشته.

پاینده باد ایــــــــــــــران
<< . 1 . 2 . 3 . >>
این تاپیک بسته شده. شما نمی توانید چیزی در اینجا ارسال نمایید.
 

Powered by MiniBB