Quoting: tty_aziz
اندرین نزدیک مامان رودنس ------ برده گوی از جمله مه پیکران
از قضا افتاد در دستم شبی ------ گادمش چون ماده خر را نر خران
بر سر راهی گذر میکرد دی ----- همجو سروی با گروهی دختران
ناگهانی چون مرا از دور دید------- روی واپس کرد و گفت ای خواهران
گر جماع اینست کاین خر میکند ------ بر کس ما می ریند این شوهران