| نویسنده |
پیام |
|
|
# : 20 May 2006 17:13 | ویرایش بوسیله: sanaz2
واژه هاي کثيف (قسمت اوّل )
خوش برخوردی!
نحوه ارائه : خواسته .
نتيجه : تلاش براي ارتباط
اين مسئله تقريباٌ بطور کامل توسط آقايان ارائه مي گردد! شايد بارها ديده باشيد يا برايتان پيش آمده باشد که ، مثلاٌ شريک شما از اينکه مي بيند شما با ديگران بگو و بخند داريد و يا خيلي باز و راحت با ديگران صحبت مي کنيد ، بسيار ناراحت شده باشد و يا حتي اين مسئله باعث بوجود آمدن مشاجراتي هم در بين شما شده باشد. حقيقت مسئله اين است که خارج از مسئله تعصب و حسودي و چيزهاي جانبي ديگر، واقعيتي وجود دارد که عموماٌ آقايان از آن با خبر هستند و معمولاٌ خانمها کاملاٌ از آن بي خبر! و براي همين واقعيت بي تفسير است که آقايون معمولاٌ نمي توانند به شريکشان حالي کنند که نگراني آنها از چيست! و از طرفي ديگر همسر احساس مي کند که داراي شريکي با نقطه نگاه بسته اي مي باشد! و اين اتهام نيز براي آقايان بسيار سنگين مي باشد.
مسئله اي که من آن را لاس خشک مي نامم! چيزي که در مکانها و اجتماعاتي که زنها مدام با آقايان برخورد دارند بسادگي اتفاق مي افتد. بطور مثال در محيطهاي کاري و يا مهماني ها !
آقايان معمولاٌ بسادگي به فردي نزديک مي گردند و با مسائل ساده اي بحثي را شروع مي کنند! موضوعاتي که کاملاٌ جنبه عادي داشته و به هيچ عنوان هيچ چيز غير عادي و خارج از عرفي در آن نيست! آنها صرفاٌ صحبت مي کنند و تبادل نظر مي کنند . همه چيز عادي بنظر مي رسد اما در حقيقت در پشت اين بازي ساده تمام زوايا و کنترل ذهني بر روي شناخت و تعيين ميزان دست يابي به شخص مورد نظر معطوف مي گردد! آنها کاملاٌ ريز ريز حرکات فرد به اصطلاح تارگت را زير نظر دارند.از نحوه پاسخگويي ، ميزان مشارکت در بحث ، برق نگاه ، و حتي تبسم در حين صحبت! تمام روزنه ها را شناسايي مي کنند و بحث را بطور نا ملموس و مودبانه پيش مي برند ! در حقيقت اگر چيزي دريافت گرديد که بسادگي مي تواند در مواقع بهتر از آن جهت دستيابي به فرد مورد نظر استفاده گردد . در غير اين صورت مرد هيچ چيزي نباخته! يک صحبت ساده و بدون بازخواست با فردي انجام داده و لذت ناشي از بازي را نصيب خود کرده است! از طرف ديگر زنها معمولاٌ بسادگي درگير اين بازي مي گردند...زنها مي خواهند نشان دهند که موجوداتي بسيار قيمتي هستند و داراي سطح شعوري بالايي.در نتيجه آنها هم براحتي در اين بازي شرکت مي کند و تبادل ارتباط مي کنند . آنها بدلايل ديگري از جمله فرصتي ساده براي ارتباط با ديگران هم ، باز خود را درگير اين بازي يک جانبه مي کنند. بازي که تنها نقاط و روزنه هاي نفوذي را براي ديگران رو خواهد کرد و يا حتي همانطور که گفتم هيچ که نباشد لذت يک بازي را به شخصي تقديم کرده اند!
(( البته نمي توانم عنوان کنم که خانمها از اين به بعد کاملاٌ خشک و بي ارتباط رفتار کنند يا همه ارتباطات در اين مسير ياد شده پيش مي رود. اما اکنون بايد با خواندن اين مسئله بياد داشته باشد که از بحثهاي بي مورد و صحبتهاي بي دليل اجتناب بورزيد. حال بايد کاملاٌ دريافته باشيد چرا فردي بي جهت به يک موضوع پيش و پا افتاده علاقه نشان ميدهد و دقايقي وقت را از شما مي گيرد تا از چند و چون مسئله با خبر گردد! و حال بايد متوجه شده باشيد به چه دليلي نا گفتني شريک شما همواره نگران حرکتهاي شما و نحوه ارتباطات شما را کنترل مي کند... ))
اهالي يک دهکده تصميم گرفتند تا براي نزول باران دعا کنند. در روز موعود،تنها يک پسر بچه با خودش چترآورده بود و اين يعني ايمان
|
|
|
sanaz2
ممنون ساناز بحث جالبيه
تازه امروز اولین روز از باقیمونده عمرته... کی میره این همه راه رو!
|
|
|
ساناز من اين تاپيكت رو تا حالا نخونده بودم ..خيلي جالب و به نظر من كاملاً درسته من هميشه با اين لاس خشكه مشكل دارم... البته هيچ وقت عنوان نمي كنم چون اكثر خانمها در اين مورد هر چقدر هم براشون توضيح بديم چون احساس ميكنند طرف مقابل مي خواهد او را محدود كند فوراَ جبهه گيري ميكنند ..مساله بعدي اينكه خيلي از خانمها را ديدم كه جلوي پسر هاي زير 15 سال خيلي راحت هستند چون فكر مي كنند آنها بچه اند و چيزي نمي فهمند و آقايون از آنجايي كه خودشون روزي بچه بودند و مي دانند اين حس شهوت حتي در سنين زير 10 سال هم وجود دارد از اين موضوع ناراحت مي شوند ..من خودم پسر بچه اي را مي شناسم كه در سن دو سالگي كه هنوز حرف زدن رو خوب ياد نگرفته بود. هر وقت زني با پستانهاي بزرگ مي ديد خودش رو به هر بهانه اي به پستانهاي آنها مي كوبيد..او الان هفت سال دارد و هنوز هم حركات دو سالگي خودش را در خاطر دارد و آنها را با آب و تاب تعريف مي كند...البته اين بچه چون خوزستاني بود آتيشش يكم تند بود ولي در مورد بقيه آقايون هم كما بيش اين حس را دارند يا مثلاً دوستي دارم كه در سن چهار سالگي براي اينكه بتونه پستانهاي زن مستاجرشان را ببيند آنقدر كنجكاوي كرده بود و سوال كرده بود تا اون زن رو حساب بچگي او يك بار به او شير داده بود..ولي او خودش مي دانست كه منظور بيشتري از شير خوردن داشت....
حس امضا ندارم انگشت می کنم
|
|
|
|
|
راستشو بخواهید من با این موضوع اصلا موفق نیستم!
چرا :
1-طبق تحقیقی که چند پیش در هلند شد اقایان در دریافت سیگنالهای جنسی به مراتب از خانمها ضعیفتر هستن!
و به نظر من وقیت هم دارد چون خانمها از لحاظ عاطفی و برخوردها اجتماعی از اقایان بهتر هستن!
2- شاید درک این موضوع در بعضی جوامع مشکل باشه ولی خیلی از دوستیها و روابط مرد و زن بر پایه سکس یا لاس خشکه نیست!!!
زمانی که پسر و دختر بطور مختلت در کنار هم بزرگ میشن یک سری از این مسائل برای آنها حل شدست!
در جوامع بسته و مذهبی هر گونه عکسلعمل هر چند کوچک ( یک نگاه سریع، یک لبخند، یک نگاه دوستانه) باعث تحریک و تشویق جنس مخالف میشود در صورتی که در خیلی موقع بدون منظور میباشد!
3- حس حسادت خانمها هم دلیل ناشنا بودن با این مسائل و احساس خطر میباشد!
برای مثل چندیپیش یکی از دوستان ما ازدواج کرد و خانم ایشان از ایران به هلند امد!
طبق روال در مهمانیها مختلط (ایرنی هلندی) چند تا از دوستان که هلندی و خانم هستن با این دوست طبق روال همیشه رو بوسی کردن و این آخرین باری بود که این دوستما با شخص دیگه (جنس مونث) روبوسی کرد!
4-صحبتی که آقا بهزاد کرد قسمتی بر میگردد به دوره رشد و تکامل انسان!!1
هر انسانی در یک دورانی شروع به یاد گیری و شناخت اطراف خود و خود میکند!
و شناخت الات تناسلی و فرق بین جنسیتها هم شامل این تکامل هست و البته این موضوع هنوز جنبه سکس ندارد و فقط جنبه یادگیری و شناخت دارد!
معمولا این دوره در سنین بین 2 تا 4 سالگی میباشد!!!!
در سنین 7- سالگی کجکاوی سکسی شروع میشود به این معنا که هنوز قدرت جنسی ندارن ولی در حال یاد گیری و امتحان این حس هستن!
|
|
|
hta
مرسی... من در مورد
Quoting: hta طبق تحقیقی که چند پیش در هلند شد اقایان در دریافت سیگنالهای جنسی به مراتب از خانمها ضعیفتر هستن!
و به نظر من وقیت هم دارد چون خانمها از لحاظ عاطفی و برخوردها اجتماعی از اقایان بهتر هستن!
کاملاً موافقم...
همینطور در مورد
Quoting: hta در جوامع بسته و مذهبی هر گونه عکسلعمل هر چند کوچک ( یک نگاه سریع، یک لبخند، یک نگاه دوستانه) باعث تحریک و تشویق جنس مخالف میشود در صورتی که در خیلی موقع بدون منظور میباشد!
تازه امروز اولین روز از باقیمونده عمرته... کی میره این همه راه رو!
|
|
|
واژه هاي كثيف ( قسمت دوّم )
اين مقاله دارای چند قسمت می باشد و طی آن تصميم دارم اتفاقات و رفتارهايی را توضيح دهم که در فرهنگ عامه بشکل خوبی از آن ياد ميشود اما ارائه آنها در زمانهايی تماماٌ بازی افراد با ديگران است!. بعضی از اين بازيها خواسته و بعضی هم نا خواسته انجام می شود . هر کدام از اين واژه ها در مقطعی بکار گرفته می شود و در نتيجه مقاله ممکن است تا حدی از اين شاخه به آن شاخه بپرد .اما به هر جهت بدست آوردن يک ديد کلی از آنان شايد بتواند در لحظاتی که شرايط بحرانی را می گذرانيد به ياری شما بيايد
يا حد اقل دليل اتفاقی برايتان روشنتر گردد.
برای اين مهم تعدادی واژه وجود دارند که من يکی يکی آنها را طی چند مقاله توضيح خواهم داد...
1- تفاهم – بزرگترين دروغ به خود و ديگری !
نحوه ارائه : نا خواسته
نتيجه : اشکالات و درگيريهای بعد از ازدواج
روابط آدمها شکلهای پيچيده ای دارد. آدمها همواره دارای اعتقادات و علايقی هستند که در سرشت آنها شکل گرفته و شخصيت آنها را ساخته است. اين خصوصيات چيزهايی هستند که درواقع برای اينکه بتوان با کسی بود و يا برعکس آن ، نقش حياتی را بازی می کنند. در ارتباطات برای به هم پيوستن دو نفر ، چه در قالب ازدواج و چه در قالب دوستی ، اين خصوصيات هستند که شدنی بودن اين امر را ممکن و يا ناممکن می سازند . در فرهنگ عامه به دو نفر که دارای خصوصيات يکسانی باشند و ديد و استنباطی شبيه به يکديگر از مسائل بيرون و درون داشته باشند را ، افرادی که با يکديگر تفاهم دارند خطاب می کنند! اين کلمه در واقع دليل اصلی برای انتخاب يک همسر مطلوب از سوی افراد ذکر می گردد. به هر دختر و پسری که برسيد و از آنها سوال کنيد برای انتخاب يک همسر چه فاکتوری مهم است ، بلافاصله مانند يک ضبط صوت عنوان می کنند که بايد با هم تفاهم داشته باشند! اما متاسفانه اين کلمه در جای خودش بکار گرفته نشده! تفاهم از نگاه عام بدين معناست که از موضوعی افراد يک برداشت مشترک داشته باشند و در نتيجه می توانند همديگر را در زندگی درک کنند. افراد برای شناسايی يکديگرو پيدا کردن وجود يا عدم وجود تفاهم ، معمولاٌ شروع به ابراز و ارائه کردن شرايط و خصوصيات و علايق خود در موضوعات مختلف می کنند. اونها با هم صحبت می کنند و زمان صرف می کنند و در صورت جور بودن آن کلی ذوق می کنند که با هم تفاهم دارند! ولی اين رابطه در صورت منجر شدن به ازدواج ، افراد را تبديل به زوجهايی می کند که پوست يکديگر را می کنند! آنها مانند هزاران زن و شوهری می گردند که در اطراف خود می توانيد آنها را بيابيد و ببينيد که چگونه با وجود داشتن عشق و علاقه و تفاهم در ابتدا ، اکنون مشکلات عجيبی در زندگی آنها نمود کرده است! !! چراکه معنای صحيح کلمه تفاهم چيز ديگریست ! تفاهم يعنی درک وضعيت و قبول شرايط در لحظه مناسب . اين دو تفسير به ظاهر مربوط به هم ، بی نهايت با هم اختلاف دارند! در واقع به اعتقاد من نقش کلمه تفاهم را در زبان بايد کلمه هم باشگاهی بازی می کرد که متاسفانه اين چنين نيست. زيراکه هيچ دو نفری در دنيا نيستند که عضو يک باشگاه باشند و نتوانند با هم زندگی کنند. اين دو نفر حتی اگر به هيچ عنوان با يکديگر تفاهم ( در معنی لغت ابتدايی ) هم نداشته باشند ، می توانند شاد و سلامت در کنار يکديگر زندگی کنند. انسانها هر کدام دارای خصوصياتی بد و خوب هستند. دارای يکسری عقايد و واکنشها نسبت به اطراف هستند. اينکه اين واکنشها يکی باشد تفاهم نيست بلکه پذيرفتن يک واکنش بدور از قضاوت معنی اصلی کلمه تفاهم است. براحتی می توان با فردی که دارای بزرگترين اشکالات از هر نظر است زندگی راحت و آرامی داشت به شرطی که اين ايرادات از سوی شما پذيرفته شود . اما فقط کافیست که شما بخواهيد خلاف اين عمل کنيد! نتيجه کاملاٌ واضح است. در حقيقت چکيده مطلب اين است که معنای صحيح واژه را بپذيريد. در زمان شناسايی بجای يافتن پوينت های مشترکی که با هم داريد ، به ميزان قبول يا عدم قبول فکتهای بد و فکتهای غريب شخصيت وی ، بپردازيد. يافتن اينکه چه چيزهای مشترکی داريد کار احمقانه ايست بلکه بررسی اينکه اين اختلافات تا چه حد پذيرفتنی و قابل هضم است برگ برنده شما خواهد بود
2- از خود گذشتگی و ايثار عامل خالی شدن افراد از درون !!
نحوه ارائه : خواسته و نا خواسته
نتيجه : تحمل يک ماسک از شخصيت غير واقعی و احساس شکنندگی شخصيتی!
جلوه ناخودآگاه:
همگی افراد دارای خواستها و شرايطی هستند که شخصيت آنها را می سازد. توجه کنيد که اين خواستها عموماٌ خصوصيات فردی نيستند.صرفاٌ خواسته هستند و عموماٌ هم چيزهای بظاهر بی ارزشی ميزنند. آنها حتی می تواند بسادگی چيزهای واقعاٌ غير ضروری در خوشبختی دو نفر باشند! بسادگی اينکه يک زن هميشه همسری قد بلند می خواسته! يا يک مرد همواره دوست داشته که دارای زنی باشد که به وی متکی باشد . اينکه مردی همواره دوست دارد عليرقم آزاد گذاری زن تصميم گيرنده نهايی خانه اش باشد . و هزاران مورد ديگر که عموماٌ حتی وقتی جدا جدا به آنها نگاه می کنيد نه تنها چيز ضروری نيستند بلکه مخالف با منافات ازدواج و زندگی مشترک وحتی ارتباطات دوستانه هم هستند! همه افراد دارای اين خصوصيات هستند . حال مسئله اينجاست که آدمها شروع به قايم کردن اينها می کنند! در حقيقت تمام اين خصوصيات بد و خوب از شما راندمانی را می سازد که آن را شما می نامند. تمام چيزهای بد وخوب با هم اين راندمان را ساخته اند و اگر اين راندمان به هم بخورد شما برای مدتی خود نخواهيد بود! چرا می گويم برای مدتی ، چون قدرت پنهان کردن و خفه کردن چيزهايی که هستيد را نداريد! اگر هم بتوانيد اينکار را انجام دهيد قطعاٌ ريشه شادابی خود را سوزانده ايد! در حقيقت از خود گذشتگی کار احمقانه ای در زندگی افراد می باشد...آدمها قرار نيست در صورت اينکه بخواهند با کسی باشند خود را عوض کنند. بلکه در صورت وجود تفاهم ( در واژه جديد ) افراد همه چيز بد وخوب را با هم می پذيرند. معمولاٌ ديد منطقی به ماجرا سبب ايجاد اين ايراد می گردد! چراکه فرد با خود می اندیشد که اين خواسته چيز بظاهر صحيحی نيست و از آن صرف نظر میکند. يا مثلاٌ شرايطی را در فرد مقابل عليرقم اينکه هميشه برايش ثقيل بوده ، بخاطر خود فرد و دستيابی به وی می پذيرد و از آن صرف نظر می کند!
اين اشتباه بزرگيست. چراکه بعد از ازدواج يا حداقل دست يابی به فرد مورد نظر اين خصوصيتها کم کم خود را نمايان می کنند و اينقدر بشما فشار می آورند تا از خود بی خودتان نمايند. ذهن شما بايد اکنون انرژی هم صرف بازداشت اين نيروها بنمايد. نيروهايی که در واقع هيچ چيز نيستند بجز خود شما! چکيده مطلب اينکه برای بدست آوردن کسی بازی نکنيد ! خود را ديگری نشان نديد ! و خود را سانسور نکنيد! هرکس هر چقدر هم که ارزشمند باشد اگر قرار باشد برای بودن با وی شما رو در روی خود قرار بگيريد حماقت بزرگی مرتکب شده ايد
جلوه خود آگاه : عموماٌ اين رفتار بيشتر در آقايان صورت می گيرد. آنها برای بدست آوردن دختری ، حال چه بقصد دوستی و چه بقصد ازدواج ، رفتارهايی از خود نشان می دهند که مربوط به آنها نيست! بعضی از اين رفتارها بازهم نا خود آگاه و بعضی از آنها خود آگاه است! موارد خود آگاه بيشتر در زمانی شکل می گيرد که فردی بخواهد به هر قيمتی شخصی را بدست بياورد! بدست آوردن نه در شکل سوءاستفاده ، بلکه در اين شکل که اينقدر فردی در نظرش خواستنی است که بايد برای وی باشد .تاکيد اينکه اين تقلا اصلاٌ به معنای واژه عشق نمی باشد. صرفاٌ خواستن فرديست که شما واقعاٌ تاييدش می کنيد! جنس مخالف بدليل تشابه اين رفتار با عشق، شايد فريفته گردد اما به هر حال فرد هميشه با چشمانی بسته در اتوبان ، بدون دقت به مقدار هزينه ای که می پردازد حرکت می کند ! آرزوی داشتن کسی در افراد باعث میشود که خود را بی وقفه در حال ارائه سرويس بيابند! آنها می ترسند که رابطه ای که شکل نهال دارد پاره گردد! آنها نرم از عقايد خود دفاع می کنند . آنها امکان فرار و بازی را خود به فرد مقابل ميدهند . آنها می پردازند و می پردازند . در خصوصيت آشکار اين گروه می توان مشاهده کرد که فرد حتی خود را به تمام اتفاقات زندگی جنس مخالف هم علاقهمند نشان ميدهد! چی شد؟ ...خبرم کن.... کمک لازم نداری؟ .... نگران شدم! و .. و .. و . انواع و اقسام اظهارات و رفتارهای دوستانه که در واقع وامهايی هستند که افراد از خود می گيرند و رايگان در اختيار ديگری قرار ميدهند تا شايد روزی باز پس گرفته شود!!! تمام اينها بازی کثيفی است که با کلمات در پشت واژه ها انجام داده ميشود تا فردی بدست آيد! در اصطلاح، من اين افراد را گداهای عاطفه می نامم. اين گروه دارای رفتارهای نا خود آگاهی نيز هستند. يعنی بطور نا خواسته در روابط بصورت مفعول هستند! در مثال بايد عنوان کنم که برای جلوگيری از افتادن ستونی که ديگر پايه ندارد ، دو نفر بايد از دو جهت به آن نيرويی يکسان وارد کنند. در غير اينصورت نهايتاٌ ستون بر سر فردی که نيروی کمی ارائه ميدهد خراب خواهد شد!
در روابط اين افراد عموماٌ بصورت نا خود آگاه تمامی امکانات انتخاب و حرکت را از دست ميدهند! آنها صرفاٌ خود را دفع می کنند و ديگری را آزاد می گذارند. حال اين در خود ريزی چه زمانی و در کجا و به چه صورت بروز خواهد کرد خود داستان ديگريست. نکته ديگر اينکه اين افراد در روابط با جنس مخالف يک چهره دارند و در روابط با جنس موافق چهره ديگری!! و اين بسيار چيز ناخوشايندی از آنان بتصوير خواهد کشيد و باعث خواهد شد بخاطر قضاوتی که در شخصيت وی می کنند در لحظه ديگری از ديدن شخصيت ديگر وی ، آنچنان جا بخورند که حتی وی را نشناسند! در انتها نمی توانم توضيح بدهم که اينکار را نکنيد! اين شخصيت يکنفر است و نحوه حرکتی که ترجيح می دهد . فقط می توانم بگويم که اکنون بايد در رفتارها دقيقتر شويد تا بتوانيد واقعی یا غيرواقعی بودن آنها را درک کنيد. اکنون بايد بدانيد چرا بعد از ارتباطات گاهاٌ احساس ضعف شخصيت می کنيد . و اکنون بايد بهتر تصميم بگيريد که اين فرد مورد خواست شماست و يا نه. و در صورت رعايت اين مسئله حداقل چيز غير قابل انتظاری را مشاهده نخواهيد کرد...
اهالي يک دهکده تصميم گرفتند تا براي نزول باران دعا کنند. در روز موعود،تنها يک پسر بچه با خودش چترآورده بود و اين يعني ايمان
|
|
|
بحث جالبیه ساناز جون اگه ممکنه ادامه اش بده 
|
|
|
يادش به خير اين اولين تايپيكي بود كه واسه بچه هاي گل اويزون زدم
اهالي يک دهکده تصميم گرفتند تا براي نزول باران دعا کنند. در روز موعود،تنها يک پسر بچه با خودش چترآورده بود و اين يعني ايمان
|
|
|
|
|
واقعا بحث خوبي حال كردم مرسي ساناز
|
|
|
نه جالب بود بهزم از اينا براي ما بزار
|