| نویسنده |
پیام |
|
|
شوهر من به خاطر جورابش منو میزنه برم بهش بگم عزیزم من رفتم تو بغل یه سبیل کلفت از دست تو گریه کردم اونم میگه فدای سرت میرم سبیلشو میکنم
|
|
|
ببين عزيز حالا هر کسي هستي.خودت عقل داري و خودت خوب و بد را بايد تشخيص بدي.اگر ميخواهي بدبخت بشي و بعد غصه بخوري چه غلطي کردي و يه هوس زود گذر بود و رفت و زندگيت از هم پاشيد برو حالتو بکن با هر کسي دوست داري.اگر نه متوجه شدي يه غلطي کردي و حالا پشيماني زودتر تا دير نشده ختمش کن دوستان هم راه و کمک نشونت دادن و حتما فکو فاميل هم داري که اونها هم کمکت کنند.فقط دفعه بعد خبر خوش بده.اگر هم سر کاري است اين داستان ما به فال نيک ميگيريم و از روي حس انسان دوستانه نظر خودمون را گفتيم. در ضمن لازم نيست بگي من رفتم بغل اون و با من حال کرده .شما ميتوني تا دير نشده بگي به شوهرت اين آقاي همسايه مر هيزي است و وقتي تو خونه نيستي من ميترسم.همين موضوع شوهر شما را به پاک بودن و اطمينان بيشتر تشويق ميکند ذهنشو نسبت به شما. و موضوع ديگر اينکه الان ديگر زمان قديم نيست مرد دست روي زنش بلند کند.و اگر اينکار را کرد .ميتواني شکايت کني چوب تو ک....ميکنند.اگر نميدونستي بدون حالا.....
|
|
|
ممنون که از روی حس انسان دوستانه به من کمک کردید اگه فکر میکنی سرکاری برو و به انگشتات زحمت تایپ چند کلمه رو نده . تو فکر نمی کنی برای سر کاری سوژه های بهتری بود که سرگرم بشیم یا اینکه اویزوون یه سایت سکسیه نه اخلاقی ولی من میدونم که ادم حسابی هم ایجا پیدا میشه من خیلی تنهام و به دلایلی تمام حرفامو نمیتونم بزنم مگه یه دوست پیدا کنم
|
|
|
|
|
از همه اونایی که توجه کردن وصادقانه منو همراهی کردن تا مشکلم حل بشه ممنون امیدوارم هرگز به بن بست های ناجوانمردانه زنگی بر نخورید دنیا زود گذره امیدوارم هرگز اشک غم بر چهره نازتون نشینه سعی میکنم از حرفاتون استفاده کنم خدانگهدارتون
|
|
|
Quoting: mahmonirrr mahmonirrr امیدوارم باز هم بیایی...:
از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست...گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست
|
|
|
Quoting: mahmonirrr شوهر من به خاطر جورابش منو میزنه
Quoting: mahmonirrr از حرفاتون استفاده کنم خدانگهدارتون خدا نگهدارت. برات آرزوی روزهای بهتری میکنم. 
Quoting: mahmonirrr شوهر من به خاطر جورابش منو میزنه فقط یه نصیحت بهت میکنم. هیچ انسانی حق نداره رو انسانی دیگه دست بلند کنه. اگه اینو به شوهرت اجازه میدی تا انتهای حقارت پیش رفتی. بهتره فکر چاره برا مشکل کتک حوردنت باشی. وقتی این حل شه موضوع مرد همسایه منتفی میشه. 
|
|
|
Quoting: lolipup بهتره فکر چاره برا مشکل کتک حوردنت باشی بهش گفتم بره کلاسه کاراته.
از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست...گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست
|
|
|
Quoting: dariushagha بهش گفتم بره کلاسه کاراته. ها والله ......اگه با من بود کلاسه کاراته برا دخترا اجباری میشد و تا قبل اخذ کمر بند سیاه جواز شوهر کردن داده نمیشد.
|
|
|
|
|
هم شهري مشكلت حل شد يا نه؟
|
|
|
یعنی تو هم همشهری هسی کاکو .امروز خیلی دلم گرفته خیلی گریه کردم عجب دنیای بی خودی ادم وقتی دلش میگیره بهترین جا اغوش مادره یه زنگ بهش زدم گفتم میخوام بیام پیشت گفت نه من هر وقت فرصت کنم میام پیشت اخه شوهرش از مامان جونتره میترسه شوهرشو از چنگش در بیارم خدا بیامرزه بابامو همه چیو به نام مامانم کرد ورفت منم برا اینکه مامانم نفهمه نمیگم که با شوهرم مشکل دارم شوهرم از بی کسی من واینکه راه برگشت ندارم خیلی سو استفاده میکنه هر کار دلش خواست میکنه اگه من اعتراض کنم میگه برو خونه مادرت میدونه مادرم راه م نمیده برا همینه که به بچه های اویزون پناه اوردم اما.................................
|