صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / سکس در ایران / شوهرم نمیدونه که مرد همسایه............................کمکم کنید
<< 1 ... 9 . 10 . 11 . 12 . 13 . 14 . 15 . 16 . >>
نویسنده پیام
# : 8 Sep 2008 12:02


فرداش با بی حوصلکی اومدم تو سایت تو تایپیکم دو خط خطاب به اقای روزبه نوشتم بعد که جواب روزبه خان رو خوندم انگار جون تازه گرفتم از نا امیدی دست بر داشتم میخوام کاینات رو با خودم همراه کنم روح سرشار از امید روزبه به من توان میده خودمو قدرتمند احساس میکنم ولی به خدا من نمیدونم این مرتیکه هماسیمونو چی کار کنم

# : 8 Sep 2008 12:08


دوستان عزیزی که این مطالبو میخونید من خیلی با خودم کلنجار رفتم تا بتونم این ا رو بنویسم من راستش خیلی برام نوشتن این چیزا سخته اما دیدم من این تایپیو باز کردم خیلی ها با من همراه شدن پس باید در جریان باشن من از این وضعیت ناراحتم از دوستان عزیز خواهش میکنم به من به چشم مجرم یا خاین نگاه نکنن متشکرم

# : 8 Sep 2008 12:08


دیگه باید برم بازم میام

# : 8 Sep 2008 12:11


منیر خانم.. ببین یک نقشه با حالی برات در نظر دارم... میگم که...چطوره که یک دختر خیلی جوانی برای تمیز کردن بیاری خونه وقتی شوهرت هم خونه هست...بعد به بهنانه خرید بری بیرون و بعد از چند وقتی با دوربین بدست البته بیای توی خونه...اگه این شوهری که من میبینم حتما پریده روی دختره. عکسی بگیری ...البته یواشکیها.. بعد توی روزنامه یا به پلیس بدی... بطور ناشناس..چون اگه بداند که زنش عکسو گرفته... تازه بیشتر اذیتتم میکنند... خلاصه توی همچنی مایه...با هوش ذکاوت باید ازش خلاص بشی بعد همین کار هم برای آقابی همسایه انجام بدی...بعدش عروسی شما و آقای روزبه ما دعوت کنید.

از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست...گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست
# : 8 Sep 2008 16:26 | ویرایش بوسیله: Roozbe


dariushagha

بر فرض که چنین اتفاقی هم افتاد و شماهم به عروسی کذایی دعوت شدید! ممکنه بفرمایید تفاوت این " آقای روزبه " شما که داماد هم هست با مرد همسایه چیه؟ به نظر شما در رذالت کم از مرد همسایه نیست؟... شما که مدیری مدبری با کمالاتی! بهتر نیست از دوگوله مبارک بهتر کار بکشید تا فسفرهای دریافتی باعث سوخت سلولهای خاکستری مبارک نشن؟ ولی خب با این قسمت فرمایش شما:" با هوش ذکاوت باید ازش خلاص بشی " موافقم!


و اما بعد

توی همین اظهارات ماه منیر خانوم چند عنوان مجرمانه دیده میشه که توسط مرد همسایه انجام شده و میتونه مردک رو به حبس و حد شرعی محکوم کنه: تعرض به زن شوهر دار و قصد اغفال وی - تهدید به قتل و صحنه سازی! این از آقای همسایه!

شوور ماه منیر هم چون دست بزن داره ممکنه توسط قانون گوش پیچ بشه که احتمالش کمه!

و اینکه ماه منیر چیکار باید بکنه و چیکار میتونه بکنه دو تا بحث جداست!

اول چیکار میتونه بکنه:

--- میتونه از شوورش طلاق بگیره:

- بره سی خودش! ( ولی کجا؟جایی نداره که؟)

- با مرد همسایه که اونم حالاطلاق گرفته ازدواج کنه و برای اون بچه های جورواجور بیاره!( چه تضمینی هست که مردک همین بلا رو که سر زنش اورده سر ماه منیر نیاره؟)

---میتونه به روش قانونی و انشا شکایت و ارائه دادخواست - البته گرفتن وکیل بهتره - آقای همسایه رو گوزپیچ کنه و خلاص!

--- میتونه به شوور الدنگش کمک کنه یا اگه یارو دیو وارونه کار باشه تحریکش کنه ادامه تحصیل بده!( هو! چه شود!)

- --میتونه به کلاس ورزشای رزمی بره- شائولین از کاراته و تکوانده بهتره - چون از پا و دست همزمان میتونه استفاده کنه! بعد شوور نامردشو اول ادب بعد آدم کنه!

--- میتونه بجه دار شه که شــــــــــاید شووره آدم شه و اخلاقش عوض شه!( که بعیده! معمولن آدمای عوضی به سختی " متحول " میشن! )
.
.
.

فکرای شیطانی و خطرناکو عنوان نکردم! فکر به گناه - انجام گناه - و اظهار گناه هرکدوم حدودی داره که اینجا جاش نیست!

و اما ماه منیر چیکار باید بکنه:

توکل یادش نره! تفاوت زیادی هست بین آدمای معلق و بی اعتقاد با کسانی که به یه گوشه ای وصلن و به فکری و ایده ای ایمان دارن! حتی اگه اون ایده مخرب باشه بهتر از نداشتنشه!


با یه وکیل حتی الامکان زن و کار کشته و مجرب مشورت کنه! ایشون بهتر میتونه موقعیت ماه منیر رو درک کنه و براش چاره ای بیندیشه و در صورت لزوم اقدامی بکنه!

فکرای منفی رو از خودش دور کنه! روزی میرسه که به همه این روز و روزگار میخنده! اون شاهزاده سوار بر اسبی که می خواد بیاد و نجاتش بده کسی جز خودش نیست! مطمئنن این روزا برای محک استقامت و پایداریشه! خیلیا مث بوکسورا میمونن: هرچه بیشتر مشت میخورن قویتر میشن!!


اینا در صورتیه که همچنان پایبند اخلاق بمونه و گرنه داستانا و حکایتای این سایت هرکدوم یه راهه!



یه راهنمایی:

وقتی دستات بستن میتونی با کله بزنی تو دماغ طرف!!!


# : 10 Sep 2008 05:53 | ویرایش بوسیله: Roozbe


Quoting: mahmonirrr
به خدا دیدن همچین صحنه هایی از یه مرد تحصیل کرده وزیبا با شخصیت دور از انتظاره




کجای این آدم با شخصیته وقتی به زن مردم نظر داره و به چیزی که داره قانع نیست؟

ظاهر زیبا به چه کارش می یاد وقتی با پلیدی تهدید به کشتن می کنه ؟

چه تحصیلاتی داره که با فرصت طلبی از موقعیت دیگران قصد سو استفاده رو داره؟




از چنین آدمی باید بدتر از اینها رو هم انتظار داشته باشی


# : 13 Sep 2008 22:19


همه اینا رو میدونم حق با شماس فعلا نمیتونم پاسخ بدم زود میام

# : 25 Sep 2008 18:24


سلام دوستان خوبید امیدوارم حال همگی دوستان خوب باشه از اینکه نمیتوانم زود به زود بیام تو این تایپیک از همه عذر میخوام شوهرم این دلخوشی کوچیکو از من گرفته و فعلا نمیتونم بیشتر از این حساسش کنم یه خبر توپ براتون دارم شوهر نامردم دوست دختر داره حالا هی به من بگید تو خیانت نکن دارم از ناراحتی میترکم تو این مدت از بس اتفاقات جور واجور برام افتاده م مونده دیونه بشم دختره با کمال پررویی زنگ زده به گوششیش منم شماره رویادداشت کردم بعد که شوهرم رفت سر قرار زنگ زدم بهش دختره اولش انکار کرد ولی بعد همه چیزو برام گفت منم شوهرمو باتلفن کشوندم خونه و دعوایی شد که جا دشمنتون خالی از اون روز اون برام مرد البته میگه هیچی بین ما نبوده ولی درووغ میگه مث سگ حالا شما جای من چی کار میکردید

# : 25 Sep 2008 18:29


سلامی مخصوص خدمت روزبه عزیزم امیدوارم حالت خوب باشه برا درست ردن جیمیل هنز فرصت نکردم مارو از یاد نبر ایمیلتو دریافت کردم بزودی جیمیل درست میکنم و برات پیام میذارم امیدوارم همیشه شاد باشی

# : 25 Sep 2008 18:46


Quoting: mahmonirrr
وهر نامردم دوست دختر داره

منکه از اول گفتم زیر سر مرتیکه بلند شده.. میگم چطوره... دختره با همسایه مزاحم معرفی کنی؟؟ فکر کنم شوهرت غیرتی بشه همسایه بکشه...از شر هر جفتشون راحت بشی.

از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست...گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست
<< 1 ... 9 . 10 . 11 . 12 . 13 . 14 . 15 . 16 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB