| نویسنده |
پیام |
|
|
# : 31 Aug 2008 01:54 | ویرایش بوسیله: Roozbe
چه خوش است آن دمی که خبر از نگار آید.....
سلام بر گم گشته کوی آویزون!
مرا هم در غم خود شریک بدون...هرچی خاک اون مرحومه بقای عمر بازمانده ها باشه..خدا بهتون صبر بده.
اگه یاهو مسنجر داشته باشی، هم آی دی منو میتونی اکسپت و اد کنی و هم آفلاینای منو میتونی بخونی و از خودت بهم خبر بدی!
فیلترینگ رو هم به طور اساسی برات حل می کنم که دیگه مشکل نداشته باشی!
نگرانی من هم بیشتر از بابت سرنوشت شماست - که هنوز هم این نگرانی ادامه داره - و امیدوارم زودتر عاقبت به خیر بشی!
بیشتر مواظب خودت باش!
جایزه هم به خودم میرسه دیگه؟؟!!!
|
|
|
روزبه جان مرسی از این همه احساس همدردی امیدوارم بقای عمر شما و خانوادتون باشه بخدا باور کن از ته قلب شکسته ام برات دعا کردم من نمیدونم تو کی هستی ولی اینو بدون که خیلی ادمی به هر حال برای من خیلی عزیزی جایزه هم نصیب خودت اینم یه ماچ ابدار بگیر که اومد.... ایمیل پر از محبتت رو خوندم و جواب دادم
|
|
|
روزبه عزیز من مسنجر ندارم پیامهای خصوصی رو میتونم برات ایمیل کنم در مورد مشکل فیلترینگ هم تشکر میکنم ولی به ایمیلم بفرستید
|
|
|
|
|
# : 1 Sep 2008 01:44 | ویرایش بوسیله: Roozbe
سلام ! ممنون از محبتت!
من هیچ نامه ای دریافت نکردم!چرا یاهو مسنجر نصب نمی کنی؟؟ یه راه دیگه هم هست! وقتی وارد یاهو میل بشی
می تونی از وب مسنجر هم استفاده کنی
یه نامه برات فرستادم و دو تا فیلتر شکن که میتونی باهاشون وارد سایت آویزون بشی!
اولیش برای خود من کار نمی کنه چون فیلترینگ اینجا صددرصد شده و من از یه برنامه قوی تر استفاده
می کنم! شاید برای شما کار کرد ! وگر نه بگو تا برنامه خودمو بگم استفاده کنی!
نگفتی که اون ماجرا به کجا انجامید؟ ما که هیچ توضیح و شرحی ازت نشنیدیم! راستی تا
اونجا که میدونم این ما بودیم که دعا دعا می کردیم و می کنیم که سرانجام خوشی پیدا کنی؛
میگی که چیکار کردی و می خوای چیکار کنی؟
از اونجایی که نقل و روایت شده "خدا در دلهای شکسته جای دارد" :
گفتی که به دل شکستگان نزدیکی
ما نیز دل شکسته داریم یارب!
شاید دعای دل شکسته شما بتونه نظر خداوند رو به من ِ بنده کمترینش عوض کنه!
موفق باشی!
|
|
|
# : 1 Sep 2008 02:20 | ویرایش بوسیله: Roozbe
Quoting: mahmonirrr داره میاد خونه من باید برم میدون .... یا میخورم یا میزنم
بعدش چی شد؟
|
|
|
سلام دوستان خصوصا روزبه جان من از فیلترینگهای شما نتونستم استفاده کنم به هر حال از لطف شما ممنونم روزبه جان من به شما ایمیل میدم ولی نمیدونم چرا به دستت نمیرسه تو این روزا خیلی بی حوصله وغمگینم باز با شوهرم کل افتادم اه یکی بیاد منو از دست این زبون نفهم نجات بده چی میشه خدایا کجاست اون شاهزاده سوار بر اسب .....دوستان دلخوشی من به این تایپیک هرکی اومد قدم به چشمان ما میذاره من بازم میام منو تنها نذارید
|
|
|
# : 7 Sep 2008 02:15 | ویرایش بوسیله: Roozbe
ماه منیر خانوم:
شما تنها نیستی!
کائنات به این بزرگی شما و همه ماهارو احاطه کرده اونوقت شما احساس دلتنگی و تنهایی می کنی؟
1- ماندن و مبارزه
2- فرار و هجرت
اینا راههایین که طبیعت در اختیار همه موجوداتی که روی این کره خاکی در جنبش هستن قرار میده!
زندگی انگلی و سازش هم راههای دیگه هستن!
شما به عنوان یه انسان و موجودی از مخلوقات این عالم کدوم رو "انتخاب" می کنی؟
رو راست بگم من یکی از ناله کردن خوشم نمی یاد!بالاخره هر مشکلی یه راه حلی داره یا نه؟
یاهو و تقریبن همه ای میلها به چند دلیل یه نامه رو پست نمی کنن:
1- آدرس غلط باشه یا کامل نباشه
2- سابجکت نداشته باشه
3- متن نداشته باشه
4- آدرس توسط گیرنده بلوکه شده باشه
اگه توی بخش "سنت" " sent " نامه ای نبود یعنی فرستاده نشده
در هر صورت می تونی به آدرس دیگه ای که گفتم یا همینجا توی آویزون نامه بنویسی!
یه لینک برات می فرستم که می تونی یا اجراش کنی یا توی داونلود منیجر - یا آدرس بار - کپی و داونلودش کنی!
وقتی اینکار رو کردی روی کامپیوترت اجراش کن! وقتی اجرا شد به من بگو تا یوزر و پسوردشو برات بفرستم!
|
|
|
سلام وصد سلام به دلدار با وفایم روزبه اول کمی شرح وقایع
|
|
|
|
|
تو این مدت که تو سایت نبودم اقای همسایه به هر دری زد تا بتونه منو ببینه اما من اصلا بهش رو ندادم وقتی شوهرم میرفت بیرون میومد زنگ میزد میدونست من خونم اما جواب نمیدم تلفن میکرد همیتطور من چند بار دیدمش گذری اونم شوهرم پیشم بوده ولی یه روز که میخواستم برم بیرون یواش یواش که از پله ها میرفتم پایین مثل جن ظاهر شد از پشت سر منو گرفت نامرد بغلم کرد ه بود ولم نمیکرد هی مث دیوونه ها میگفت باید منو ببوسی تا ولت کنم منم هر چی جیغ زدم فایده نداشت دو دستماو محکم گرفته بود کسی نبود به دادم برسه منو برد تو خونش به خدا داشتم دیونه میشدم اونم در دهنمو گرفت گفت خفه شو تا نکشتمت تو با شوهرت مشکات زیادی داری دایم دارین دعوا میکنین اگه بکشمت همه فکر میکنن که اون بوده من میتونم هیچ ردی به جا نذارم پس جیغ نزن وگوش کن من عمر وجوونی داره میره تو هم همینطور خدا ما رو برا هم افریده من میخوام خوشبختت کنم هر شب به عشق تو میخوابم ما کار بدی نمیکنیم بیا با هم طلاق بگیریم و زودتر زندگیمونو شروع کنیم من دیگه به هق هق افتاده بودم به خدا دیدن همچین صحنه هایی از یه مرد تحصیل کرده وزیبا با شخصیت دور از انتظاره بعد هم به زور منو بوسید من خیلی سیلی تو صورتش زدم اما اون توجه نکرد ولی هیچ جسارت دیگری نکرد گفت من نمیخوام ازارت بدم فقط میگم بیا عاقل باش بقیه عمرمونو دریابیم با هم خوشبخت بشیم بچه دار بشیم و..........بعد درو برام باز کرد معذرت خواهی کرد و گفت ماه اسمون من برو فکر کن منم با چشمای گریون اومدم خونه بیرون نرفتم اینقدر گریه کردمکه خوابم برد این ماجرا شنبه اتفاق افتاد
|
|
|
شب هم که شوهرم اومد خونه حوصلشو نداشتم همه این اتفاقات به خاطر این نامرد بود غذاشو که دادم تا دیدم داره فیلم میبینه اومدم تو اتاق درو بستم اومدم یه ایمیل زدم برای اقای روزبه مه به دستش نرسد از شانس من هر کاری میکردم سایت اویزوون باز نمیشد شوهرم متوجه من شد اومد تو اتاق گفت تو هم که همش پای کامپیوتری بیا منو بساز من که از حرف زدنش حالام به هم خورده بود ودلم برا خودم سوخت گفتم بر بیرون من میخوام تنها باشم انتظار داشتم بگه باشه تو داغداری اما اومد مثل همیشه یکی زد تو گوشمو گفت کامیوترو خورد میکنم منم دیدم داره بهونه میکنه که منو بزنه خاموش ردم و رفتم پیشش بعد هم رقتم تو حموم به خدا به سرم زده بود خودمو بکشم اما استغفار کردم .
|