| نویسنده |
پیام |
|
|
آقایون و خانمای عزیز
من اینجا اشتباهی کردم که از همه به خاطرش عذر می خوام
اما موقعی که من داشتم این پیست رو میزدم حواسم به کثافتکاری بعضی از شاه ها بود
اینا شاه بودن نادر و رضا شاه و کریم خان زند و خیلی های دیگه هم شاه بودند
حواسم به پدر و اصل و نسب کیریش نبود
ببخشید به هر صورت
راوی
ابری نیست ... بادی نیست ... می نشینم لب حوض...گردش ماهی ها ...پاکی خوشه زیست !
|
|
|
# : 16 May 2006 02:02 | ویرایش بوسیله: m_sex2020
بله دوستان اين شاها بودن كه همش از اين كثافت كاريها ميكردن اما نبايد از گه كاريهاي اين لباس قشنگهاي الان مملكتمون غافل بشيم به نظر من حشري ترن ادمها سندباد و علي بابا بودن كه يه همچين نسل گندي از خودشون باقي گذاشتن 
|
|
|
admin
دستت درد نكنه، خيلي جالب بود!
واقعا جاي تاسفه كه وطنمون در زمان صفويه چنين حاكمان بي لياقتي به خودش ديده!!
ravi_gham
Quoting: ravi_gham خداییش خائن تر از این شاههای قاجار وجود نداشته
امان از اين حواس پرتي تو!! بس كه تو فكر ليلي هستي! 
|
|
|
|
|
ادمين محترم
سياوش گرامي
آنچه آن جناب خطير و آن مدير اين سايت قويم، اين اسوه پايمردي در تاسيس سايت و آن موسس آويزون بدين سطور تحرير كرده اند، چنان بود كه دل هر بيننده و هر خواننده را به وجدي عظيم و غمي عظيمتر مي كشاند...
حقير به هنگام تورق نگاره هاي آن جناب، وجدي عظيم حاصلم آمد از براي شدت حشر آن شاه ايراني و نيز غمي عظيمتر از براي آنكه مي بينم ما ملت نيز همچون اعقاب خود، همچنان در كف آن حشر، همچنان اگر 20 جي اف دلربا نيز در بر داشته باشيم باز دل به هوس قمار 21 خوش مي داريم...
و چنان بود كه در آن زمان كه برادران شرلي اولين عراده توپ را به شاه عباس صفوي فروختند، حضرات را دل در هوس سينه هاي نارنج و ترنج دختركان نايين بود...
و نيز به چنان حال اندر بود كه محمود افغان درب كاخ شاهي مي گشود و يحتمل حضرت شاه سلطان حسين در حال فرو كردن قضيب به آخرين باكرده عمرش بوده كه گويند: كرده از اين دنيا بروم به كه ناكرده!!!!
چه بگويم كه تازه صفويه جزء كشورگشايان بوده اند و نقشي عظيم در فرارفت فلسفه، معماري، هنرهاي دستي، شعر و نيز كشور گشايي داشته اند...
|
|
|
Quoting: admin ( از کتاب ِ رستم التواريخ نوشته ي محمد هاشم آصف معروف به رستم الحکما ـ تصحيح ، تحشيه و توضيحات و تنظيمات فهرست هاي متعدد از محمد مشيري ـ برگزيده از صفحات 76 تا 83 )
admin
مدیر
admin
سياوش جان دمت گرم خاطرات دوران نوجوانيم زنده شد
يادش بخير دوران راهنمايي بودم كه اين كتاب رو از تو كمد بابام يواشكي كش رفتم
اين اولين كتابي بود كه من در اون مسايل سكسي رو ميخوندم
ويك بيتش هم از اشعارش ملكه ذهنم شده
يارم از حمام امده گرم است ونرم __________گادن او لذتي دارد كه در عالم مجو
روزگاریست که من در غم تنهایی خود غوطه ورم...===»»»***دنبالم نیا اسیر میشی***
|
|
|
admin
اي آدمين...
اي مورخ...
اي تاريخ سكس...
اي شاه آويزون...

|
|
|
# : 25 Sep 2006 22:58 | ویرایش بوسیله: shookoolat
Akhmontezeram
pseudonature
چطوريد امير و احسان؟
ميبيني چه تاپيگ عتيقه اي از زير خاك كشيدم بيرون؟
احسان عزيز، متاسفانه مشكل بزرگ ايرانيان همواره اسير احساسات بودن، بوده و هست، ما در تاريخمون، چه در گذشته و زمان حمله اعراب، و چه در زمان معاصر و كودتاي 28 مرداد، چوب احساسي عمل كردنمون رو خورديم و هنوز هم ميخوريم!
درود بر شما باد.
|
|
|
shookoolat
اصولا ما ملت شراب و كباب هستيم، بايد بهمون هميشه خوش بگذره، وگرنه با زندگي حال!!! نمي كنيم...
آره خداييش تاپيك عتيقه اي بود، دقت نكرده بودم قبل از تو آخرين پست مال 3، 4 ماه پيش بود...
من از شيطنت اين شيرين، هر چي بگم كم گفتم، تاپيك منو هم كه ديگه سر نمي زنه و نظر نمي ده و ... همش داره جوكاي زيرخاكي ميگه و ....
بابا داستان اخلاقي، عشقي، فلسفي گذاشتم!!!! تا نظر ندين نميشه ادامشو بگم! اين امير اومد فقط گفت، داستان جالبي بود... خودم ميدونم جالب بود(چه توهمي!!!) اما نظرتونو مي خوام كه ادامشو باحالتر كنم...
|
|
|
|
|
Quoting: shookoolat يبيني چه تاپيگ عتيقه اي از زير خاك كشيدم بيرون؟
باستان شناس آويزون شدي ؟؟؟ 
|
|
|
Akhmontezeram
Quoting: Akhmontezeram
باستان شناس آويزون شدي ؟؟؟
بيدم!! اون موقع يو كجا بودي؟؟
|