صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / سکس در ایران / فقط بچه هاي ديباجي شمالي حق ورود دارند .
<< . 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . >>
نویسنده پیام
# : 22 Jan 2006 12:31


darzemn man harkari bekhay too net barat mikonam

# : 22 Jan 2006 13:07


امير جون شرط من معلومه هر كي ميخواد بياد ولي خيلي دوست دارم اين جنده هائي كه مدعي هستند مسلمون و.... هستند ضايع بشند تا مامانم از من بكشه بيرون ديگه اينقدر گير نده پيداش كرديد همين جا پيام بديد حالش بيشتره


# : 23 Jan 2006 07:30


آزیتا جون ایمیلتو بگو تا با هم بچتیم
راستی کجا میشه پیدات کرد
پارک ارغوان خوبه
منتظر پیامت هستم
yasha_1984@yahoo.com

# : 23 Jan 2006 09:42


ياشا جون بچه محل بيا كوچه ارغوان بغل پژوهشكده زلزله فردا ساعت 9 صبح ولي اگه خير داري بيا والا تو منو نميبيني خنگول اينجوري كه همه طلبه اند باخبر بيا تا منو همونجا ببيني

# : 23 Jan 2006 10:10


در ضمن ياشا جون من خودم ده بار اون محل رو پائبدم شوخي نيا من خودم راست ميگم فقط اون پژوهشكده رو ميشناسم به ازيتا هم ميل زدم عشقولانه فايده نداره جيگر من اون محل را دارم azita ra ham be khyal sho khodet ro ham allaf nakon

# : 23 Jan 2006 17:38


ازيتا جون اخه شمالي كير دارن بيا خودم ميكنمت تا بفهمي زندگي يعني چي........

# : 24 Jan 2006 11:08


قسمت سوم : حاج خانوم حشري
اروم زبونم رو بردم لب چوچوله اش يكدفعه ناله بلندي كشيد واي نيكي واي ميخوام بازم ميخوام اخه منهم روم نميشد هنوز هم باور نميكردم كجا هستم وچيكار دارم ميكنم ولي سعيده داد ميزد كه هنوز ميخواد يه كم جرئت پيداكردم وشروع كزدم از بلا تا پائين چوچوله رو ميك زدم همزمان يه دستم رو بردم بالا وشروع كردم يكي از سينه هاش رو ماليدن لا مصب سفت و برامده شده بود ميدونستم كه حسابي حشر زده بود همينجوري با اون هيكل تنازش داشت سينه هاش رو به دست من فشار ميداد اينقدر زورش زياد بود كه احساس كردم اگه مقاومت نكنم ميفته رو من براي همين اروم رو تختش درازش كردم
ولي ديدم مايل نيست رو تخت بخوابه براي همين بلند شدم ايستادم ونوك كيرم درست روبروي صورتش قرار گرفته بود بميرم براش خجالت ميكشد همينجوري كيرم رو تو دستش گرفته بود دودستي نگهداشته بود ولي روش رو كرده بود اونطرف مونده بودچيكار بكنه حاج خانوم هم حشري شده بود هم وجدان درد گرفته بود من هم كه ديگه احساس ميكردم پيش از اين طاقت ندارم يه مقدار كيرم رو به صورتش فشاردادم هم خوشش ميومد هم ترديد داشت كم كم لباش رو به نوك كيرم نزديك كرد يه بوس كوچلو از كنارش گرفت ودوباره دستش رو با فشار بيشتري به بالاي كيرم برد و اورد دچار دودلي شده بود يا شايد هم با شوهرش تا حالا سكس اينجوري نداشته ولي هر چي بود يه جور با حالي دستش رو روي كيرم بالا وپائين ميكرد انگار داره با كيرم صحبت ميكرد يه ليس رو نوك كيرم زدو بعد بادو لباش سركيرم رو تو دهنش گذاشت داشتم ديونه ميشدم تابحال سر كيرم رو اينقدر داغ نديده بودم احساس كردم از داغي ميخوام فرياد بكشم اولين كلمه از دهنم بيرون اومد گفتم حاج خانوم بخورش تورو جون من بخورش بعضي وقتها الان فكر ميكنم خودم خندم ميگيره دو سه بار بارامي نوك كيرم رو ميك زد بعد با زبونش شروع به ليس زدن كيرم كرد من هم از فرصت استفاده كردم يه بار ديگه دستم رو بردم طرف كوسش ولي دستم نميرسيد اونهم طوري قدش بلند بود كه حتما بايد صبر ميكردم با دو تادستم موهاش رو كه بلوند كرده بود ولي معلوم بود كه مشكي مشكي هست جمع كردم وسرش رو دور كيرم چند بار چرخوندم وهي ميگفتم بخورش بخورش تا اينكه يكدفعه شروع كرد كيرم رو از اول تا نصفه اش تو دهنش چرخوندن و وخوردن انگار سيرموني نداشت هر چي ميگذشت سرعت ساك زدنش با قدرت سكسش بيشتر ميشد همينجوري هم باسن منو بغل كرده بود اجازه هم نميداد كه من تكون بخورم من هم احساس ميكردم اگه اينجوري پيش بره ابم مياد و شايد ديگه نتونم ببينمش وروش نشه به من يه راه ديگه بده براي همين بزور كيرم رو از تو دهنش در اوردم و گذاشتم رو صورتش بيفته ولي دوباره گذاشت تو دهنش نيگاهش كردم داشت رو صورتش خيس ميشد دقت كردم ديدم داره گريه ميكنه ولي نميخواد من ببينم خيلي دلم سوخت چرا گريه ميكرد به روي خودم نياوردم براي همين هر چي زور داشتم زدم و از جاش بلندش كردم صورتش رو گذاشت رو شونه من منهم دستم رو بردم رو كپلهاي تپل و مپلش و جند بار بالا وپائين كردم تا صورتش رو اورد ودو باره صورتش رو بوسيدم لبهاش رو فراري ميداد هنوز روش نميشد كه شروع كنه ولي من شروع كردم دستهام رو اوردم جلوش هنوز پاهاش رو سفت كرده بود ونميذاشت ولي بارومي شروع كردم دور لبهاي رون و بلاي كوسش رو نوازش كردم ويكي از انگشتهام رو درو رونش ميچرخوندم احساس كردم داره حال ميكنه هم ناله ميكرد وهم ميگفت واي –واي- واي نيكي نكن اين كلمات رو طوري ميگفت انگار كه به دختر دوازده ساله داره باهات صحبت ميكنه كيرم رو دادم دستش اونو راحت گرفت ولي باز روشو كرد اونطرف ولبي كير رو خودش داشت به رونهاش ميماليد ماليد ماليد بعد يه كمي لاي پاش رو باز كرد وسر كيرم رو روي اب كوسش گذاشت باورم نميشد تموم رونهاش خيس خيس اب بود چون وقتي كيرم رو دراورد داشت ازش اب ميچكيد ودستش هم رو تموم كيرم ليز ميخوردگذاشتم به حال خودش تا خجالتش بشينه منهم سرمو اوردم پائين ونوك سينه هاش رو بادندونام لب گاز ميكردم خوشش ميومد چون سينه هاش رو تو صورتم فشار ميداد ميگفت بخور عزيزم بخورش منهم با زبونم تموم سينه اش رو دوره كردم اونقدر بوسيدم تااينكه منو برگردوند و نشست باز روي تخت و سينه هاش رو گذاشت روي كيرمن وهمزمان هم ميبوسيد وهم با سينه هاش كير منو باهاش جلق ميزد URL=http://img20.imagevenue.com/img.php?loc=loc11&image=6f2dd_saeIDEH8.JPG][/URL]
ديگه داشتم ديونه ميشدم حتي هنوز نگذاشته دستم به كوسش بخوره براي همين يه بار ديگه خواستم بشينم ولي زودتر ازمن بلند شد مثل اينكه فهميده بود ميخوام چيكار كنم برا ي همين دوباره سر كيرمنو گذاشت لاي پاهاش خوبه نيكي جون كوس خيس دوست داري دوست داري يه زن حشري رو چيكار كني بعد شروع كرد همزمان كير من رو تووي رونهاش فشار دادن خواستم دستم رو جلو ببرم ولي اون شروع كرد در حال ايستاده خودش رو عقب و جلو ميبرد ومن رو هم به خودش فشار ميداد
دستهام تو باسنش دنبال يه راه كار بود دستم رو بردم دم سوراخ كونش ولي ديدم داره خودش رو ميكشه كنار وكيرم از زيارت كوسش ميمونه براي همين رها كردم واون همينجوري خودش رو عقب جلو ميبرد از زير دستم رو اوردم ووسط كيرم رو گرفتم اوردم بالا واي كيرو افتاد وسط كوسش يه داد كوچيكي زد ترسيدم و همونجا رو شروع كردم منهم تكون دادن نميذاشت كه سر كيرم رو بالا بدم براي همين تلمبه زدم براي دفعه اول فكركنم از سرم هم زياد بود همبجوري تلمبه ميزدم كه ديدم شروع به اخ وواخ كرد داشت حال ميكرد وهي ميگفت فشارم بده فشارم بده كم كم داشت ناله هاش به صداي بلند تبديل ميشد ......ادامه دارد

# : 11 Feb 2006 13:01


ازيتا جان سلام ميخواستم معذرت بخوام از اين كه ميخوام 2 .3 دقيقه وقت شما رو با بقيه خواننده هاي عزيز رو بگيرم مي خواستم بهت بگم بابا برو خدا رو شكر كن خونتون ديباجي خونه ما روبرو امامزاده چيذر ببين من چي ميكشم من دنبال اون قولي كه دادي نيستم ولي قبولت دارم زندگي تو اين محله ها خيلي سخته خيلي. ميخاستم بهت بگم اگه ما شانس داشتيم تو ايران به دنيا نمي يومديم اين حرفتم به شدت قبول دارم مرده شور هر چي جلسه رو ببرند ماد....
يك بارم سره همين حرف به يه اخوند عوضي كه بهش گفتم كوساتو كردي مشروبتم خوردي حالا كه گرفتت مياي منو نصيحت مي كني از مدرسه اخراج شدم اسم مدرسه ام بهت ميگم فكر نكني دروغ گفتم رسول اكرم حتما ميدوني كجاست حيف اسم رسول خدا كه اينا خرابش كردن حيف حيف حيف جواني ماها كه ديگه هيچ وقت بر نمي گرده با اين كه سنم اونقدي نيست كه بخوام نصيحت كنم ولي جسارت منو به بزرگي خودتون ببخشيد اي همه دختر پسرا آدم يك بار بيشتر يه دنيا نمي ياد سعي كنيد هميشه همون كاريو بكنيد كه دوست داريد مرسي از اين كه وقت گذاشتيد و حرف منو خونديد

# : 2 Apr 2006 20:11


آزيتا من هم بچه قلهك خيابون كيكاووسم . كي ميتونم كس و كونت رو با هم يكي كنم ؟

برام ميل بزن باشه !!!!

البته 1 نكته كير من 27 سانته ميتوني تحملش كني ؟

max_13582002@yahoo.com

# : 3 Apr 2006 02:36


سلام من امیر از نیاوران هستم و22 ساله قدم 184.خوشحال میشم اشنا شیم حتی برای دوستی
id:mardepaye@yahoo.com

<< . 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB