| نویسنده |
پیام |
|
|
ببین عزیز من بارها گفتم موقع حتی سکس هم برق شادی توی چشمها باید بدرخشه این میتونه توی یک بوسه کوچولو هم خودشو نشون بده golpesar010@yahoo.com
|
|
|
من اماده صحبت در هر موردی هستم اینو که میگم بهش رسید نه فقط بلغور کنم
|
|
|
bastegi be pearesh dare hamon tor ke dokhtare bi vafa darim pesar bi marefat ham darim age khasti bahs koni be boy_sexy4007@yahoo.com mail bezan
|
|
|
|
|

|
|
|
agha alan faghat bayad bezani zamin ta dokhtare shakh nashe vasat
|
|
|
شما دخترا فقط بلدين حرف مفت بزنين .... من خودم از اون پسرايي هستم كه 2 بار با دختر جماعت دوست شدم و هر 2 بار دل منو شكستن .... شما دخترا محبت رو پس ميزنيد . من هر كاري واسه ي دخترا انجام دادم و هر هديه اي كه بهشون دادم يه دستت درد نكنه نشنيدم ... الان فقط باب شده كه ميگن پسرا دل دخترا رو ميشكونن ... از اون وقت به بعد فهميدم كه دخترا بسيار نامرد تر و قدر نشناس تر از پسرا هستن كه اگه از عشق واسشون حتي بميري باز هم اگه پسر پول دار تر از تو پيدا كنن تو رو ول ميكنن ....
|
|
|
Quoting: Energie_myt شما دخترا محبت رو پس ميزنيد . اتفاقا وقتی این حالت پیش میاد تو باید بیشتر محبت کنی و ناز دختر رو بیشتر بکشی این اشتباه رو دیگه هیچ وقت تکرار نکین
اهالي يک دهکده تصميم گرفتند تا براي نزول باران دعا کنند. در روز موعود،تنها يک پسر بچه با خودش چترآورده بود و اين يعني ايمان
|
|
|
من خودماینقدر التماس کردم به دخترا وزنا که به پول عوض نشید که به خدا التماس نکردم اون وقت تو از بی معرفتی ما میگی
|
|
|
|
|
خدا وکیلی نارو زدن تو هر دو جنس هست ولی من از هر دختری که دوست شدم نارو خوردم - تا جایی که کارم به تشنج کشیده - محبت کردن تا کجا : نا کجا آباد - من همه کار تاجایی که برام میشد براشون کردم - من آدم عاشقیم احساساتم زیاده - وقتی با یه کسم همه کار براش میکنم ولی خدا وکیلی درسته از پشت خنجر بخوریم - سکس & عشق دوتا چیز هست که به هم وصل هست - طبیعت انسان این که وقتی کسی رو دوست داره تمایل به سکسش داشته باشه - اصلآ عشق اصلی تو همون لحظه سکس خودشو نشون میده - ولی من نوعی خنجری خوردم که خدا فقط میدونه - شما دخترا از برتری زیبایی - احساس - سکس استفاده میکنید بعد که خرتون از پل گذشت خنجر میزنید
|
|
|
من عذاب وجدان گرفتم.... دختری رو توی اینترنت باهاش اشنا شدم.... نمی دونم شاید برا بالا بردن اعتمادبنفسم دوست داشتم با اون قرار بزارم و تو پارک ببینمش... تلفن زد خیلی دوست داشتم از من خوشش بیاد... بدم نمی اومد به من بده... همینجوری بده مثلا صیغه .و این چیزها... بعد گیر داد بعد از یکبار دیدن تو خیابون بیا ازدواج کنیم... من تنهامو این حرفا... من صراحتا گفتم نه... بعد بهشم گفتم دیگه هیچ تماسی با من نگیر... بعد sms زد که خودخواهی و از فکرم بیرون نمیره.... حالا عذاب وجدان گرفتم... میگم نکنه بخاطر من خودکشی کرده باشه..... آخه اون چون خیلی تنها بود و این تنهاییش باعث افسردگی و وسواسش شده بود و با پسری تا بحال ارتباط نداشت و این کمبود باعث خودارضایی در اون شده بود و من دچار اذیت روحی شدم که این دختر شرایط روحی اش فرق میکرد...
|