| نویسنده |
پیام |
|
|
پهلوم خوابیده بود
پشتش به من بود, دستم تو سینه هاش, 'گردنشو میخوردم !
شلواره جینه چسبونشو تا نیمه پایین کشیدم!
یه باسن سفید و خوشکل!
آلتمو گذاشته بودم ...
آماده بود کهفروش کنم ...
فکرم مشغول بود!
روم حساب باز کرده بود خفن!
ولی من که ...!
یه لحظه دلم به حالش سوخت!
گفتم بلندشو لبساتو بپوش!
داش دکمه مانتوشو میبست!
اشک میریخت!
گفت: چرا ...؟
به دوروغ گفتم: حالشو ندارم!
گفت: دوروغ میگی!
گفتم : چرا؟!!
گفت: اگه دوستم داشتی, منو میکردی!
سرمو انداختم پایین!
داش گریه میکرد!
صدای بسته شدن در!
گیج شده بودم!!
دیگه ندیدمش!
دیگه هیچ دختری رو ندیدم !
چرا؟
|
|
|
دوست عزيز
شعر شما از لحاظ ادبي بسيار بسيار مشكل دارد و در هيچ قالب ادبي نمي گنجد
ضمنا بهتره تايپيك خود را در قسمت هنر بگذاريد تا آنجا دوستان بهتر راهنمائيت بكنند.
من همه شما را از صمیم قلب دوست دارم چون من هم مثل شما یک کسمشنگم _ ارادتمند همگی کوچکترین عنصر سایت کسمشنگ
|
|
|
کس خل مالیاتی که می گن تویی
|
|
|
|
|
خداييش اين هم يه جواب قشنگ
ضمنا REZA902 جون
با كي بودي؟؟؟
من همه شما را از صمیم قلب دوست دارم چون من هم مثل شما یک کسمشنگم _ ارادتمند همگی کوچکترین عنصر سایت کسمشنگ
|
|
|
خواهش میکنم!
خوبی از خودتونه!!!!
|
|
|
ها با تو بود ببخشيد مزاحم شدم...
من همه شما را از صمیم قلب دوست دارم چون من هم مثل شما یک کسمشنگم _ ارادتمند همگی کوچکترین عنصر سایت کسمشنگ
|