| نویسنده |
پیام |
|
|
Quoting: amin123 در اين قسمت قصد داريم تا به تمام آقايوني که در زندگي خود مرتکب خيانت شده اند، نشان دهيم که برداشت واقعي نامزد و يا همسرانشان در مورد آنها چگونه است. به اين منظور چکيده اي از متن "دوستي هاي معمولي" نويسنده: دکتر پي گلاس را انتخاب کرده ايم. 10 سوال زير
براي خانم ها ننوشته چيزي
قــول میـدم وقتـی که نیسـتی پـای عشـق تو نـسـوزم
|
|
|
Quoting: zongeleh براي خانم ها ننوشته چيزي
شما معلومه متن رو نخووندي وگرنه اين 10 سوال رو بايد شما بپرسي و آقاي مربوطه جواب بده
|
|
|
چگونه با تغيير و تحولات در زندگي كنار بياييم؟
کنار آمدن با تغييرات کار آساني نيست. ما اغلب مخالف تغيير و تحول هستيم زيرا با دنيايي که به آن اخت گرفته ايم راحت بوده و امنيت بيشتري احساس مي کنيم؛ در حاليکه اگر تغيير و تحول جزء واقعيت هاي غيرقابل اجتناب زندگي باشد که همينطور هم هست پس بايد خود را براي اتفاقات غير منتظره اي که ممکن است هر لحظه در خانه را برنند آماده کنيد.
1- تشخيص تغيير و تحول
همانطور که قبلا نيز به آن اشاره کرديم انسان يک نوع ناسازگاري طبيعي نسبت به تغييرات از خود نشان مي دهد. نبايد مثل يک کبک سر خود را به داخل برف فرو ببريد و آرزو کنيد زمانيکه دوباره به آسمان نگاه مي کنيد تمام مشکلات به خودي خود حل شده باشند.
شايد با به کارگيري اين استراتژي به يک آرامش موقتي دست پيدا کنيد، اما بايد توجه داشته باشيد که انکار و بي توجهي باعث از بين رفتن مشکلات نمي شود بلکه تنها زمان خود را براي کار کردن بر روي مشکل و پيدا کردن يک راه حل منطقي از دست مي دهيد. بهتر است هنگام مواجهه با شرايط ناخواسته از روبرو با آنها برخورد کنيد.
2- با ترس هايتان صادقانه برخورد نماييد
همه انسان ها به يک اندازه خطر پذير نمي باشند، بعضي از افراد حادثه جو از بروز حوادث و شرايط مخاطره آميز لذت مي برند اما سايرين زندگي شان را همانطور که هست دوست مي دارند: مطابق ميل و پيش بيني شده. براي اين دسته از افراد حتي فکر کردن به تغيير و تحول باعث ايجاد ترس مي شود. ما به اين دسته از افراد پيشنهاد مي کنيم که يک شريک کاري براي خود پيدا کنند زيرا او مي تواند در هر زمان دلگرمي هاي لازم را بدهد و شما را نسبت به خطر کردن ترغيب نمايد.
3- مراوده، مراوده، مراوده!
جان کاتر نويسنده و مشاور در امور مديريتي چنين مي نويسد: اشتباه فاحشي که بسياري از مديران در دوران تحولات مرتکب آن مي شوند اين است که بر روي امر ارتباطات بيش از 10 درصد اتکا نمي کنند. مطمئنا چنين مشکلي در ميان خانواده ها نيز وجود دارد. اگر قصد داريد که به عنوان يک زوج موفق خود را با تغيير و تحول هاي موجود وفق دهيد مي بايست با شريک زندگي خود در يک خط پيش رويد. شما بايد نسبت به واکنش هاي همسر خود در مورد تحولات غريب الوقوع آگاهي داشته باشيد و همچنانکه راه حل هاي مختلف را آزمايش مي کنيد با يکديگر مشورت کرده و نظرات همديگر را جويا شويد.
اگر در زندگي خود با يک تحول عمده مواجه شديد مي توانيد با همسر خود شروع به مشورت کنيد و يک شب کامل را به بحث در مورد موضوع مورد نظر اختصاص دهيد.
4- منابع موجود را بررسي کنيد
يک راه حل کليدي در زمان بروز شرايط پيش بيني نشده اين است که ليستي از تمام منابع کمکي موجود تهيه کنيد. بسته به شرايط خاصي که براي شما ايجاد مي شود منابع شما مي تواند شامل: مال و دارايي، زمان، مهارت هاي فردي و يا حتي افرادي که توانايي کمک کردن به شما براي پيدا کردن سازگاري با شرايط جديد را دارند، باشد.
هنگاميکه زمان تغيير فرا مي رسد، شما بايد تصميمات مهمي را اتخاذ کنيد. فرض کنيد به يک مشکل مالي برخورد کرده ايد، اولين گزينه اي که براي پرداخت بدهي ها به ذهن شما مي رسد فروش خانه رويا ييتان است. در چنين شرايطي بهتر است براي مشورت کردن از چند نفر ديگر نيز کمک بگيريد شايد به نتايج بهتري دست پيدا کرديد و فروش خانه تنها راه حل موجود شما نباشد.
5- پيش بيني استرس
تغيير و تحول به ندرت آسان خواهد بود و اغلب به عنوان منبع بزرگي براي استرس به شمار مي رود. اگر مي خواهيد از شر مشکلات خلاص شويد بايد متفاوت باشيد، با همسر خود در مورد اين مطلب صحبت کنيد و روش هاي کنترل اضطراب خود را با يکديگر در ميان بگذاريد. اگر نسبت به خصوصيات اخلاقي يکديگر آگاهي پيدا کنيد خيلي بهتر مي توانيد با هم کنار بياييد و نتيجه کارها ثمربخش تر مي شود.
شما مي توانيد زماني که تحت فشارهاي بي حد و حصر روحي رواني قرار مي گيريد يا از هم دور شويد و يا به هم نزديک تر شويد. بايد مطمئن باشيد زماني که استرس به سراغ شما ميآيد در کنار هم باقي خواهيد ماند و از يکديگر جدا نخواهيد شد و با کمک هم بر تمام مشکلات غلبه خواهيد کرد.
|
|
|
|
|
Quoting: amin123 همه انسان ها به يک اندازه خطر پذير نمي باشند، بعضي از افراد حادثه جو از بروز حوادث و شرايط مخاطره آميز لذت مي برند اما سايرين زندگي شان را همانطور که هست دوست مي دارن
ولي به نظرم دومي ها كه نام بردي زندگيه اروم تري دارن تا اونايي كه دنبال ماجرا هستن زندگيشون كند پيش ميره ولي اروم تره
قــول میـدم وقتـی که نیسـتی پـای عشـق تو نـسـوزم
|
|
|
# : 1 Oct 2006 20:00 | ویرایش بوسیله: zongeleh
Quoting: amin123 شما معلومه متن رو نخووندي وگرنه اين 10 سوال رو بايد شما بپرسي و آقاي مربوطه جواب بده
خيلي هم خوب خوندم من ميگم راجبه خيانت خانم ها چيزي نداري
شروين قبول مي کرد که الهام با او به عشق ورزي و عشوه گري مي پرداخته و او هم به طور ناخودآگاه در ذهن خود لادن (همسر اولش) را با او مقايسه مي کرده و به اين نتيجه مي رسيده که لادن هيچ احساسي نسبت به او ندارد و نمي تواند او را از نظر عاطفي تطميع نمايد. شروين خودش را مانند يک حامي در برابر الهام تصور مي کرده، کسي که مي تواند مانند يک منجي او را از درد، رنج، و تمام مشکلات زندگي برهاند
اين حرف به نظر من يه حرف بي خوديه كه يه زن يا يه مرد بهانه ميكنه براي خيانت اصلا معنا نداره چون اگه هم ديگرو نخوان از همون اول نميخوان و وقتي وارد زندگي ميشن اگه همديگرو دوست دارن فقط حس حسادت يا ازاردادن ديگري هستش كه طرف رو ترقيب به خيانت ميكنه و هيچ بهانه ديگه اي به نظر من قابل قبول نيست
چون اگه طرف مقابلت رو دوست نداري ميتوني جدا بشي چرا خيانت كني خيلي كار بي خوديه و هيچ بهانه اي هم نداره
قــول میـدم وقتـی که نیسـتی پـای عشـق تو نـسـوزم
|
|
|
Quoting: zongeleh چون اگه طرف مقابلت رو دوست نداري ميتوني جدا بشي چرا خيانت كني خيلي كار بي خوديه و هيچ بهانه اي هم نداره
اين مطلبي كه شما اشاره كرديد يه برداشت شخصيه چون من خودم موردهاي ديگري از خيانت رو ديدم كه دليلش فقط حسادت يا آزار كردن شوهر نبوده ( البته بايد بگم مهمترين عامل شايد همين مساله انتقام و حسادت باشه) .
به خاطر اين تذكر شما و اينكه دفعه قبل هم خواسته بوديد مطلبي در موردي خيانت خانمها بذارم اين مطلب رو تقديمتون مي كنم.
...................................................................................................
خيانت زيان آورترين عمل در يک ارتباط است که نه تنها منجر به صدمات غير قابل جبران به طرفين مي شـود، بلـکه اعتماد و اطـميـنان کسـي كه مورد خيانت قرار گرفته شده را نيز نسبت به افراد ديـگر از بين خواهـد برد. مـعمولا نارضايتي از مسائل گوناگون در يک رابطه باعث خيانت مي شود ولي در کل هيچ ذري براي اين عمل نکوهيده پذيرفته نيست و بايد از آن دروي نـمود.
خـوشـبـختانه در جامعه ما بدليل فرهنگ و آداب و رسوم غني و اصيـل ايرانـي، تعـداد زناني که بـه شوهـران خود خيانت مي کنند بسيار اندک است. در زير برخي از دلايل خيانت زنان را مي خوانيد.
دليل شماره 1
ماجرا جويي و حسادت
به نظر مي رسـد پـست تـرين دليـل بـراي انـجام خيـانت حس ماجرا جويي و برانگيخه شدن احساسات بر اثر حسادت نسبت بـه شـوهـران زنـان ديـگر مـيـبـاشـد. ايـن نـوع انگيزه ها معمولا در زناني که به نوعي داراي مشکلات و کمبودهـاي روانـي در زندگي مي باشند ديده شده و خوشبختانه داراي تعدد بسيار اندک است.
دليل شماره 2
ارضا نشدن جنسي
مشکل برطرف نـشدن نـياز جنـسي هـم از جمله مواردي است کـه گـاهـي توسل به پديده نکوهيـده خـيانت را در برخي زنان موجب مي شـود. امـروزه با پـيـشـرفـت علـم پزشکي بسياري از مشکلات و کمبودهاي جنسي چه در مردان و چه در زنان براحتي قابل درمان مي باشد.
دليل شماره 3
پول و وضعيت اقتصادي
با کمال تاسف برخي از زنان بدليل اينکه شوهر آنها داراي وضعيت مالي خوبي نيست و به مـقدار کافي به آنها پول پرداخت نمي کند فقط و فقط بخاطر پـول ( و نه عشق ) و برآورده شدن نيازهاي مادي خود سمت ديگري کشيده مي شوند که اين بسيار جلوه زشت و نا پسند دارد چرا که با کمي همدلي و تلاش مي توان براحتي به خواسته اي معقول مادي زندگي دست يافت.
دليل شماره 4
مورد غفلت واقع شدن
او احساس مي کنـد کـسي که دوسـت داشـت تمام اوقـات خود را با او بـگـذرانـد اکنون بيشتر وقتش را در محل کار و با همکاران و دوستان خود صرف ميکند، احساس تنهايي مي کند چراکه هرگاه همسر خود را مي طلبد با پاسخ منفي مواجه مي شود، بخاطر آنچه که انجام داده مورد تحسين قرار نميگيرد، احساس کمبود مينمايد چون شوهرش حداقل انتظاراتش را برآورده نمي کند.
دليل شماره 5
عدم توجه و بي اهميتي توسط شوهر
تنها چيزي که مي توان با اطمينان کامل بيان کرد اين است که هـمـه زنـان تـشـنـه و عاشق تعريف و تمجيد توسط شوهرشان هستند بخصوص هنگاميکـه تغييري در آنها بوجود آيد. اگر او موهاي بلند و بلوند خود را کوتاه و تيره نمود و توسط شوهرش مورد توجه و تعريف قرار نگرفت بايد انتظار داشت فرد ديگري زحمت اينکار را بکشد!!!
دليل شماره 6
ديدگاه اشتباه
برخي مردان متاسفانه به همسر خود فقط بعنوان يک ''شريک جنسي'' نگاه مي کنند و از ارزشهاي ديگر زندگي مطـلـع نيــستـنـد که ايـن امـر مـوجـب ميـشود به امـور ديـگر نپرداخته و مسـير اصـلي زنــدگي را منـحرف مـي سازند و درنـتـيجه سـرشکـسـتگي و پوچگرايي را براي همسر خود به ارمغان خواهندآورد که اين نيز فکر ''نادرست'' خيانت را در او براي جبران کمبودهاي زندگيش و بدست آوردن آنچه که شوهرش ازاو دريغ نموده، تقويت خواهد کرد.
دليل شماره 7
تغييرات شديد شخصيتي و رفتاري شوهر
او ديگر مانند گذشته مهربان و با محبت نيست، زود عصبانـي مي شـود، بـه هـر دليل نزاع براه مي اندازد، کمتر صحبت مي کند، بهانه جويي مـي کنـد، ايـراد مي گيـرد، بـه ظاهرش اهميت نميدهد، به همسرش اهميت نميدهد، ديگر از حرفهاي عاشقانه اش خبري نيست و همه چيز به يکباره تغيير کرده است.
دليل شماره 8
ابراز علاقه بيشتر توسط ديگري
اگر فيلم ''بي وفا'' را ديده باشيد متوجـه خـواهـيد شـد که زنـان مـعمـولا وقـتـي مـورد وسوسه و اغواي شخص ديگري قرار ميگيرند ممکن است دچار انحراف شوند. شايد او پشيمان شود و دوباره برگردد اما به چه قيمتي؟ آيا ارزش آن را دارد؟
دليل شماره 9
خيانت شوهر
اگرچه همه زنان براي انتقام جويي از هـمسرشان به آنها خيانت نميکنند، ولي اکثرا'' احساس مي کنند حال که مورد خيـانت قرار گرفته اند آنها نيز مجاز به مقابله بـه مثـل مي باشند. برخي تصور مي کنند بايـد طعم تلخ دارويي که به آنها خورانده شده را به شوهراشان بخورانند تا متوجه اشتباه خود و آنچه که برسر همسرشان آمده بشوند.
دليل شماره 10
فساد اخلاقي
فساد اخلاقي و عدم داشتن پاکدامني برخي از زنان باعث ميشود اين عمل ناپسند انجام گيرد.
نتيجه: خيانت به هر صورتي که باشد و به هر دليلي که انجام گرفته باشد ناپسند و منفور است و تنها يک نتيجه در بر خواهد داشت: شرمندگي
|
|
|
Quoting: amin123 خيانت شوهر
اگرچه همه زنان براي انتقام جويي از هـمسرشان به آنها خيانت نميکنند، ولي اکثرا'' احساس مي کنند حال که مورد خيـانت قرار گرفته اند آنها نيز مجاز به مقابله بـه مثـل مي باشند. برخي تصور مي کنند بايـد طعم تلخ دارويي که به آنها خورانده شده را به شوهراشان بخورانند تا متوجه اشتباه خود و آنچه که برسر همسرشان آمده بشوند.
اين يه مورد ميتونه بهانه اي براي خيانت باشه ولي بقيه موارد نه من هيچ كدوم رو دليلي نبيبينم كه بخواد زن بهانه پيدا كنه يا مرد فرق نميكنه به نظر من از 1 تا 8 اگه باشه با طلاق حل ميشه 9 هم همين جور ولي به نظرم ادم بايد دلش خنك بشه ولي باز منطقي اگه فكر كنه با طلاق اينم حل ميشه و نيازي به خيانت نيست
و شماره 10 رو هم اصلا نخونده ميگيرم چون واقا حرفي ندارم انقدر كه بد و زشته((منظورم به شما نيست به كسايي كه اين كارو ميكنن))
قــول میـدم وقتـی که نیسـتی پـای عشـق تو نـسـوزم
|
|
|
Quoting: zongeleh بايد دلش خنك بشه
Quoting: amin123 اما به چه قيمتي؟ آيا ارزش آن را دارد؟
جوابش جملات انتهاي بخش 8 به نظر من
ممنون از نظرات قشنگت
|
|
|
|
|
# : 3 Oct 2006 10:40 | ویرایش بوسیله: amin123
مقايسه بين زنان و مردان
1- تمايلات جنسي:
* مردان مدام به برقراري رابطه جنسي مي انديشند. اين يكي از تصورات زنان نسبت به مردان است. بله اين گفته كاملا واقعيت دارد اما زنان بايد آگاه باشند كه اين يكي از خصوصيتهاي بيولوژيكي مردان است.در واقع مردان در طبيعت اينگونه طراحي گرديده اند و نبايد به آنها به ديد موجوداتي شيطاني نگريست. علت ديگر را ميتوان در تبليغات گسترده رسانه ها در فيلمها و آگهي هاي تبليغاتي جستجو كرد كه مدام سكس و پورنوگرافي را ترويج ميدهند.
* انگيزش بصري نقش مهمي در تهييج جنسي مردان ايفا ميكند. مردان از لحاظ جنسي موجوداتي بصري هستند اما زنان بيش از آنكه با نگاه كردن و يا لمس كردن از لحاظ جنسي برانگيخته گردند، نسبت به كلام و واژه ها و لحن صدا از خود واكنش نشان داده و برانگيخته ميگردند. عدم آگاهي نسبت به اين تفاوت بارز ميان دو جنس ميتواند براي زنان و مردان مشكل ساز باشد.
*تخيلات نيز نقش بسيار قدرتمندي در تهييج جنسي مردان ايفا ميكند.اين بدان معناست كه مردان بسيار در مورد رابطه جنسي خيالپردازي ميكنند. يافته ها بيانگر آن است كه مردان 3 برابر زنان برقراري رابطه جنسي را در روياهاي خود ميبينند.
* مردان و زنان در سطح انرژي و تمايلات جنسي نيز با يكديگر تفاوت دارند. زنان معمولا يك باطري و يا منبع انرژي دارند كه تمام كارهاي خود را با آن انجام ميدهند از قبيل كار، مراقبت و رابطه جنسي. اما مردان يك باطري تعبيه شده يدك صرفا براي برقراري رابطه جنسي همواره در اختيار دارند. بدين مفهوم كه يك مرد ممكن است مانند يك دونده ماراتون خسته و ناتوان باشد اما كماكان انرژي كافي براي برقراري رابطه جنسي در اختيار خواهد داشت. اما اين سناريو براي زنان هيچ مصداقي ندارد. اما تصور "خيلي خسته براي برقراري رابطه جنسي" بندرت به ذهن يك مرد خطور ميكند. اين مسئله به ساختار مغزي زن و مرد مربوط ميگردد. ميل جنسي زنان شديدا به بخش احساسي و عاطفي مغزشان مرتبط است. ميل جنسي مردان كمتر به احساسات مقيد است. اين تفاوت نيز ميتواند تنش جنسي بزرگي را ميان زنان ومردان پديد آورد. اما اين نيز يك تمايز بيولوژيكي ميباشد.
* زنان و مردان هر دو تحت تاثير سيكل هورموني قرار دارند. اكثر زنان سيكل 28 روزه اي داشته كه بروي خلق و خو و تمايلات جنسي آنان تاثير گذاراست. مردان نيز داراي سيكل بيولوژيكي هستند. مردان داراي انباشت تستوسترون 3 روزه در بدن خود ميباشند. يك مرد معمولي داراي سائق جنسي 3 روز در ميان ميباشد. يعني تمايل دارد حداقل 3 روز در ميان رابطه جنسي داشته باشد. اما اين سيكل نيز همچون سيكل زنان در افراد مختلف با يكديگر تفاوت دارد. البته اين موضوع نبايد توجيهي براي زياده خواهي مردان باشد از آنجايي كه اين تمايلات قابل كنترل ميباشد.
* خيانت جنسي براي مردان و خيانت احساسي (رابطه صميمي) براي زنان غير قابل تحمل است. بدين مفهوم كه براي يك مرد حتي تصور خيانت جنسي همسرش ميتواند واكنش شديدي در وي ايجاد كند. اما در زنان بيشتر از اين موضوع هراس دارند كه نكند همسرشان آنها را رها كرده و عاشق زن ديگري شود.
* پيك جنسي (اوج تمايلات جنسي) در مردان در سن 18 سالگي و در زنان در سنين 35 تا 40 سالگي ميباشد. يكي ديگر از تفاوتهاي فاحش.
*شدت اورگاسم (اوج لذت جنسي) در زنان بيشتر از مردان ميباشد.
*مدت رسيدن به اوج لذت جنسي در مردان كمتر از 3 دقيقه و در زنان 10 تا 20 دقيقه(حداقل 12 دقيقه) بطول مي انجامد.ي كي ديگر از تفاوتهاي دردسر ساز.
* كاهش تناوب روابط جنسي در مردان وزنان واكنشهاي متفاوتي ايجاد ميكند: در مردان ميل جنسي افزايش يافته، سريعتر تحريك شده و آسانتر به اوج لذت جنسي ميرسند اما در زنان كاملا برعكس است بطوري كه ميل جنسي كاهش يافته، به سختي برانگيخته ميگردند و رسيدن به اوج لذت جنسي بسيار دشوار ميگردد. يكي ديگر از تفاوتهاي مشكل آفرين.
2- روانشناختي:
* تفكر غالب در مردان: جدايي (استقلال)، موفقيت، شغل و در زنان: وابستگي(تعلق)، گفتگو و رابطه ميباشد.
* زنان بيشتر از مردان نگران سلامتي خود هستند.
* زنان به پول به چشم ابزار مينگرند اما مردان به عنوان منبع قدرت.
* زنان بيشتر از مردان از ديگران در خواست كمك ميكنند.
* مردان از لحاظ جنسي حسد ميورزند زنان از لحاظ احساسي و رابطه صميمي.
* وفاداري در زنان بيشتر از مردان است.
* مردان بيشتر به اشياء و اهداف و زنان به افراد و احساسات علاقه مند ميباشند.
*مردان هيچگاه در مورد مشكلاتشان صحبت نمي كنند مگر آنكه بخواهند نظر و اندرز يك كارشناس را جويا گردند. درخواست كمك از ديدگاه مردان ضعف تلقي ميگردد.
*مردان پرخاشگر، جنگجو تر و سلطه جو تر از زنان ميباشند.
* دغدغه فكري مردان وضعيت مالي و زنان جذابيت فيزيكي است.
* مردان بيشتر منطقي، تحليل كننده و خرد گرا هستند زنان بيشتر خلاق، كل نگر و احساساتي.
*برخلاف تصور مردان بيشتر از زنان نسبت به پايان يافتن رابطه آسيب پذير تر و وابسته تر ميباشند و در صورت پايان يافتن يك رابطه خرد ميگردند. زيرا مردان معمولا دوستان و پشتيبان احساسي كمتري نسبت به زنان دارند.
* مردان نصيحت زنان را به منزله عدم كفايت و شايستگي خود قلمداد ميكنند.
* مردان براي دلداري دادن زنان آزرده راه حل براي مشكلاتشان ارائه ميدهند اما اين عمل از سوي زنان بي توجهي به احساساتشان تفسير ميگردد.
تذكر آكثر مطالب اين تاپيك از سايت http://www.mardoman.com و http://www.mahshar.com/برداشت شده است.
|
|
|
Quoting: amin123 مردان براي دلداري دادن زنان آزرده راه حل براي مشكلاتشان ارائه ميدهند اما اين عمل از سوي زنان بي توجهي به احساساتشان تفسير ميگردد.
براي اينكه راه حل هم جلو پامون باشه باز با اعصاب خراب دل گرفته خيلي سخته بري و حلش كني خيلي به زمان نياز مندن زنا ولي مردا اين فرصت رو بهشون نميدن زود ميخوان يه چيزي و ماست مالي كنن بره
قــول میـدم وقتـی که نیسـتی پـای عشـق تو نـسـوزم
|