| نویسنده |
پیام |
|
|
من يه دوست دختر داشتم که واقعاً دوسش داشتم و ميخواستم باهاش ازدواج کنم
رو هم رفته ما 2 سال با هم دوست بوديم
يه سالی ميگذشت که خودش پيشنهاده سکس رو داد
حقيقتش چون عاشقش بودم و خوبيش رو ميخواستم ترسيدم ولی با اصرار های زيادش قبول کردم
1 ساله ديگه به همين منوال گذشت ، ها ماه با هم سکس داشتيم ، خيلی هم خوب بود ، اما فقط ازپشت
البته اون ميخواست که پردش رو پاره کنم اما چون واقعاً عاشقش بودم قبول نکردم
تويه اين 2 سال همه کار برشن کردم ، هرچيزی که فکرشو بکنين
هرچيزی خواست فراهم کردم
تا اينکه يروز گذشت بی خبر رفت
خيلی داقون شدم ، عذاب کشيدم ، واقعاً دوسش داشتم ، ميپرسديدمش
حالا عذاب وجدن دام که چرا اون کارارو کردم
بهم بگين چيکار کنم ؟
تورو خدا جدی بگيرين شوخی نکنين
sir M N K
|
|
|
چرا رفت من به زنم محاله اگه ادم عاشق کسی باشه بزاره بره اونم زن ب اون احساسات رقیقش تو از رفتن اون ناراحتی یا از اینکه کردیش جوابم بده تا ببینم چیکار باید کرد
|
|
|
وقتی خودش سککس خواسته و خودش گذاشته رفته
عذاب وجدان برای چی؟
در سکوت خود خرابم
|
|
|
|
|
Quoting: sir_m حالا عذاب وجدن دام که چرا اون کارارو کردم بهم بگين چيکار کنم ؟ مگه اذیتش هم کردی که الان دچار عذاب وجدان شدی؟
|
|
|
زنها بازیگرای خوبین ما زنها حرفامون و صریح نمیزنیم اون از دست راضی نبوده ولی به دلایلی خودشو موافق سکس با تو مدونسته ولی تو دلش جایی نداشتی
|
|
|
# : 28 Jun 2008 01:39 | ویرایش بوسیله: sam_ra
Quoting: mmmmmmmmmmina مگه اذیتش هم کردی که الان دچار عذاب وجدان شدی؟ خب آره دیگه .  اون طفلک همش داد و بیداد میکرده و متکا را چنگ میزده و گریه میکرده . 
sir_m برو پیش آخوند ، یه پولی بده حلالیت بطلب . یه موقعهایی هست که آدم برای کیرش هم باید صدقه بده .

|
|
|
Quoting: sam_ra خب آره دیگه . اون طفلک همش داد و بیداد میکرده و متکا را چنگ میزده و گریه میکرده ای بسوزه پدر تجربه 
|
|
|
Quoting: sir_m رو هم رفته ما 2 سال با هم دوست بوديم
 رو هم نرفته چقدر دوست بودید ؟
کسی چه میداند ، شاید این جهان جهنم عالمی دیگر باشد
|
|
|
|
|
کوس نگو مومن! ما این همه نومزد بازی کردیم هیچ دختری نگفت بیا ما رو بکن! چرا کوس شر میگی؟
|
|
|
mmmmmmmmmmina نمی دونم چرا هرجا که در مورد کردن , دادن , پرده زدن و چیزایه از این قبیله مینا رو میبینم 
. . . دوست . . . ◄... خدایا سپاس...►
|