صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / خاطرات سکسی / سکسی که منجر به ازدواجی پایدار
<< . 1 . 2 . 3 . 4 .
نویسنده پیام
# : 13 Sep 2008 13:24


Quoting: amo bade
بله درست میگی همسرجان الهی من بقربانه اون قد وبالات.....



« « در این درگه که گه گه که که که که شود ناگه . به امروزت مشو غره که از فردا نه ای آگه » »
# : 13 Sep 2008 14:39


و اما ادامه داستان
خیلی آروم اول روی گونه هاشو بوسیدم و لبامو روی لباش گذاشتم . مردد بود هیچ عکس العملی انجام نمیداد تنش میلرزید شروع به مکیدن لباش کردم و با لیس زدن و بوسیدن توسط لبام مسیر حرکت لبامو به سمت گردن و سینه هاش بردم و با نفسهای گرمم شهوت رو درونش روشن کردم و سینه های زیبا و هلو مانندشو از زیر تی شرتش در اوردم و به لب کرفتم و شروع به لیسیدن و مکیدن اونا کردم از خود بیخود شده بود و نفسهاش به شماره افتاده بود دستاش توی موهام کار میکرد . وقتی عطششو زیاد کردم بلند شدم و لباسهامو در آوردم و لخت جلوش وایستادم با تعجب به کیرم که از شدت شهوت به حد انفجار رسیده بود نگاه کرد و آروم اونو بدست گرفت و شروع به نوازش کرد وقتی دستش با کیرم تماس گرفت جریان خون توی تنم صد برابر شد چنان لذت وصف نشدنی داشتم که تا حالا که چند سال از اون جریان میگذره هنوز تازگیشو از دست نداده ، صورتشو جلو آورد و سر کیرمو اول بوسید و با زبون شروع کرد باهاش بازی کردن و دندون گرفتنش که دیگه نتونستم تحمل کنم و آبم با فشار روی صورتش پاشید و زانوهام زیر تنم بند نبود ، از خودم بم اومد چون به نظرم کار زشتی توی سکس با یه خانوم انجام دادم ولی باتعجب دیدم اون تازه سرکیرمو وارد دهانش کرد و تتمه آب باقیمونده توی مجرای کیرمو شروع کرد به مکیدن و تا آخرین قطرشو خورد مثل حرفه ایها و آب کیری هم که روی صورتش بود رو به سینه هاشم الوند و دراز کشید و با دست به کوسش اشاره کرد و منو به سمت اون هدایت کرد . فهمیدم منظورش چیه چون توی صحبتهای همکارام و همکلاسیهام شنیده بودم که کوس لیسی چه حالی میده ولی این دختر با این سن و سال این کارا رو از کجا بلده حتما این هم نتیجه نگاه کردن به همون فیلمهاییه که میگفت با زهره میدیدن . شلوارکشو از پاش درآوردم و شورت صورتی خوشگلشو هم پایین کشیدم وای خدای من چه کوس توپول و خوشگلی لای پاهاش بود . کنارهای روناش خیس بود معلومه حسابی کوسش آب افتاده . صورتمو بردم و سط پاهاش عجب بویی میداد آروم اونو بوسیدم و یه لیس زدم دیدم چه مزه خوبی و چقدر هم لغزنده است مثل آب کیر خودم لیزه و رقیقتر . شروع کردم بهخوردن کوسش که خودش چوچولشو بهم نشون داد و فهمون که اینو بایستی از خجالتش در بیام . منم ناشیانه ولی با اشتیاق کوس لیسی رو ادامه دادم تا اینکه دیدم صدای جیغش بلند و بلندتر شد و یهو سرمو با فشار به کوسش چسبوند شروع به لرزیدن کرد و بیحال روی زمین ولو شد .خودمو به کنارش رسوندم و لباشو بوسیدم و ازش تشکر کردم . از خجالت چشماشو وا نمیکرد و ناگهان اشک از چشمانش سرازیر شد . بوسیدمش و گفت عزیز دل دایی چرا گریه میکنی من که حرفی نزدم ، گفتنهدایی بخاطر اینکه باهاتون سکس کردم گریه میکنم راستش میدونم کار اشتباهی کردم آخه ما نبایستی اینکار رو میکردیم ، حرفشو قطع کردم و گفتم تودختر تحصیل کرده ای هستی این خرافات چیه توی ذهنت منو تو هردومون راضی به انجام اینکار بودیم و لذت هم بردیم درسته ؟ گفت آره ولی ... گفتم ولی چی عزیزم هرکاری برای بار اول سخته ولی در ادامه عادی میشه فقط بهم قول بده چیزی راجع به سکسمون به زهره نگی چون میدونم هیچی بین تو و اون پوشیده از هم نیست . گفت باشه ولی راجع به اینکه منو اونو با هم دیدی باهاش میخوای چکارکنی ؟ دایی بهم قول بده که باهاش ازدواج میکنی و این اتفاق ذهنتو نسبت به اون خراب نکرده باشه ؟ گفتم دایی تازه اگر هم برای ازدواج با اون کمی مردد بودم ، دیگه تردیدی وجود نداره و بیشتر راغبم تا باهاش ازدواج بکنم چون اینجوری هم تورو دارم و هم اونو . دیگه سه نفری میتونیم با هم سکس کنیم . تازه میتونم بشینم و پخش زنده سکس دو تا مار خوش خط و خال رو با هم ببینم . زد زیر خنده و گفت دایی جون خیلی کار کشته شدی توی همین چند دقیقه . منم گفتم آدم وقتی یه خواهرزاده سکسی مثل تو رو داره باید بهتر از اینها به روزش بیاد و اونو توی بغلم فشردمو لباشو شروع کردم به خوردن تا سر حد جنون لبای همدیگه رو می مکیدیم و زبونمونو توی لب و دهان هم میچرخوندیم . دوباره عطش شهوت درونمون روشن شد .....

با طلوع عشق من و تو هم زمين هم ستاره بد بود
# : 15 Sep 2008 10:11


[/b]سلام
امیدوارم تاخیر منو به حساب بد قولی و کم کاری نذارین .
ادامه داستان[b]

خیلی آروم اول روی گونه هاشو بوسیدم و لبامو روی لباش گذاشتم . مردد بود هیچ عکس العملی انجام نمیداد تنش میلرزید شروع به مکیدن لباش کردم و با لیس زدن و بوسیدن توسط لبام مسیر حرکت لبامو به سمت گردن و سینه هاش بردم و با نفسهای گرمم شهوت رو درونش روشن کردم و سینه های زیبا و هلو مانندشو از زیر تی شرتش در اوردم و به لب کرفتم و شروع به لیسیدن و مکیدن اونا کردم از خود بیخود شده بود و نفسهاش به شماره افتاده بود دستاش توی موهام کار میکرد . وقتی عطششو زیاد کردم بلند شدم و لباسهامو در آوردم و لخت جلوش وایستادم با تعجب به کیرم که از شدت شهوت به حد انفجار رسیده بود نگاه کرد و آروم اونو بدست گرفت و شروع به نوازش کرد وقتی دستش با کیرم تماس گرفت جریان خون توی تنم صد برابر شد چنان لذت وصف نشدنی داشتم که تا حالا که چند سال از اون جریان میگذره هنوز تازگیشو از دست نداده ، صورتشو جلو آورد و سر کیرمو اول بوسید و با زبون شروع کرد باهاش بازی کردن و دندون گرفتنش که دیگه نتونستم تحمل کنم و آبم با فشار روی صورتش پاشید و زانوهام زیر تنم بند نبود ، از خودم بم اومد چون به نظرم کار زشتی توی سکس با یه خانوم انجام دادم ولی باتعجب دیدم اون تازه سرکیرمو وارد دهانش کرد و تتمه آب باقیمونده توی مجرای کیرمو شروع کرد به مکیدن و تا آخرین قطرشو خورد مثل حرفه ایها و آب کیری هم که روی صورتش بود رو به سینه هاشم الوند و دراز کشید و با دست به کوسش اشاره کرد و منو به سمت اون هدایت کرد . فهمیدم منظورش چیه چون توی صحبتهای همکارام و همکلاسیهام شنیده بودم که کوس لیسی چه حالی میده ولی این دختر با این سن و سال این کارا رو از کجا بلده حتما این هم نتیجه نگاه کردن به همون فیلمهاییه که میگفت با زهره میدیدن . شلوارکشو از پاش درآوردم و شورت صورتی خوشگلشو هم پایین کشیدم وای خدای من چه کوس توپول و خوشگلی لای پاهاش بود . کنارهای روناش خیس بود معلومه حسابی کوسش آب افتاده . صورتمو بردم و سط پاهاش عجب بویی میداد آروم اونو بوسیدم و یه لیس زدم دیدم چه مزه خوبی و چقدر هم لغزنده است مثل آب کیر خودم لیزه و رقیقتر . شروع کردم بهخوردن کوسش که خودش چوچولشو بهم نشون داد و فهمون که اینو بایستی از خجالتش در بیام . منم ناشیانه ولی با اشتیاق کوس لیسی رو ادامه دادم تا اینکه دیدم صدای جیغش بلند و بلندتر شد و یهو سرمو با فشار به کوسش چسبوند شروع به لرزیدن کرد و بیحال روی زمین ولو شد .خودمو به کنارش رسوندم و لباشو بوسیدم و ازش تشکر کردم . از خجالت چشماشو وا نمیکرد و ناگهان اشک از چشمانش سرازیر شد . بوسیدمش و گفت عزیز دل دایی چرا گریه میکنی من که حرفی نزدم ، گفتنهدایی بخاطر اینکه باهاتون سکس کردم گریه میکنم راستش میدونم کار اشتباهی کردم آخه ما نبایستی اینکار رو میکردیم ، حرفشو قطع کردم و گفتم تودختر تحصیل کرده ای هستی این خرافات چیه توی ذهنت منو تو هردومون راضی به انجام اینکار بودیم و لذت هم بردیم درسته ؟ گفت آره ولی ... گفتم ولی چی عزیزم هرکاری برای بار اول سخته ولی در ادامه عادی میشه فقط بهم قول بده چیزی راجع به سکسمون به زهره نگی چون میدونم هیچی بین تو و اون پوشیده از هم نیست . گفت باشه ولی راجع به اینکه منو اونو با هم دیدی باهاش میخوای چکارکنی ؟ دایی بهم قول بده که باهاش ازدواج میکنی و این اتفاق ذهنتو نسبت به اون خراب نکرده باشه ؟ گفتم دایی تازه اگر هم برای ازدواج با اون کمی مردد بودم ، دیگه تردیدی وجود نداره و بیشتر راغبم تا باهاش ازدواج بکنم چون اینجوری هم تورو دارم و هم اونو . دیگه سه نفری میتونیم با هم سکس کنیم . تازه میتونم بشینم و پخش زنده سکس دو تا مار خوش خط و خال رو با هم ببینم . زد زیر خنده و گفت دایی جون خیلی کار کشته شدی توی همین چند دقیقه . منم گفتم آدم وقتی یه خواهرزاده سکسی مثل تو رو داره باید بهتر از اینها به روزش بیاد و اونو توی بغلم فشردمو لباشو شروع کردم به خوردن تا سر حد جنون لبای همدیگه رو می مکیدیم و زبونمونو توی لب و دهان هم میچرخوندیم . دوباره عطش شهوت درونمون روشن شد .....

با طلوع عشق من و تو هم زمين هم ستاره بد بود
<< . 1 . 2 . 3 . 4 .
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB