صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / خاطرات سکسی / سکس ناخواسته با خرید موبایل
نویسنده پیام
# : 30 Aug 2008 17:43


من شاهرخ هستم ،
این داستان بر می گرده به 6 ماه پیش که من رفته بودم تا یک گوشی موبایل بخرم ،
سه شنبه شب بود ، حدود ساعت 8 که موبل رو گرفتم (N95) رفتم منزل و بدون اینکه آن رو زیر و رو کنم ، گذاشتم توی شارژ ، فردا صبح توی دفتر کارم نشسته بودم و مشغول ور رفتن به گوشی که دیدم یک sms عاشقانه به همراه دو عکس یک خانم درون گوشی وجود داره ، تعجب کرده بودم که چگونه گوشی نو بایستی اینها توش باشه ؟؟!!
Detail اس ام اس رو چک کردم و تاریخ و نام فرسنده رو دیدم ، اس ام اس بنام P.A آمده بود تاریخ آن هم چهارشنبه هفته قبل رو نشان می داد یعنی اس ام اس مربوط به یک هفته پیش بود آنهم در ساعت 30/9 شب !!
کنجکاو شده بودم و متعجب ، برای همین هم به شماره P.A زنگ زدم ، بلـــــــه یک خانمی گوشی رو برداشت ، بهش
گفم : می بخشید یک اس ام اس شما به گوشی من فرستادید که خیلی عاشقانه و با حاله
گفت : آقا اشتباه گرفتی من اصلا شما و شماره تان را نمی شناسم
گفتم : ببخشیدا ، اولا این من اس ام اس (متن رو براش خواندم) دوما ، شماره شما رو از کجا آوردم ، سوما شماره شما بنام P.A ذخیره شده ، بازم میگی اشتباه گرفتم .
گفت : راستی می گی ، ولی این اس ام اس وچطوری به دست شما رسیده ، هان ، حتما اشتباها خواستم برای کسی دیگه بفرستم ، برای شما ارسال شده !!
گفتم : خانم ، دو تا عکستون رو هم اشتباهی فرستادی ؟؟!!!!
گفت : عکس ، ، ، کدوم عکس ؟؟!!!!!!
گفتم : برام موضوع جالب شده می شه شما رو از نزدیک ببینم ؟
کمی درنگ کرد ولی گفت : باشه ، بهش آدرس دفتر رو دادم و قرار شد حدود 5/1 ساعت دیگه بیاد .
تقریبا همین حدودها بود که منشی دفتر گفت یک خانمی آمده ، بهش گفتم چه کار دارین گفت در مورد موبایله
در که باز شد ، دیدم یه خانم حدود 35 ساله و جا افتاده با اندامی Fashn و چهره ای نسبتا قابل تحمل آمد داخل ، داستان از این قرار بود که شوهر این خانم گوشی وارد می کنه و وقتی گوشی ها رو می بره منزل ، گاهی برخی از مدلها رو تست می کنه ، این مدل رو هم تست کرده و احمق (بلا نسبت) نکرده اس ام اسی رو که خانمش براش فرستاده و دو عکسی که با گوشی گرفته پاک کنه و همه رو توی Phone memory ذخیره کرده و بعد هم گذاشته توی جعبه تا اینکه من اون رو خریدم .
حالا از اس ام اس بگذریم ، اما اون دو تا عکس خیلی با حال بودن ، خانمه با یک تاپ Strip و نمایی Medium shot عکس انداخته بود اونم توی LCD 2.6 اینچی با رزولیشن 16 مگا N95 ( بابا کلاس عکاسی یا تبلغ موبالیه یا خاطره سکسی؟؟!!!!)
بگذریم ،
این تنها موردی بود ، تا از ابزاری که در دست داشتم سوء استفاده کنم ، خیلی سریع
گفتم : می بخشید اگه من با این عکسها استفاده غیر بکنم شما چکار می کنید ؟؟
گفت : ترا خدا ، آقا ، من آبرو دارم ، همین جا عکسها رو پاک کنید و مسئله رو خاتمه بدید .
گفتم : فرضا که این کار رو کردم ، از کجا معلوم که توی کامپیوترم نگذاشته باشم یا به کس دیگری نداده باشم ؟؟
گفت : هر غلطی دلتان می خواهد بکنید ، طلا که پاکه چه منتش به خاکه ؟؟
گفتم : اینجوری شد ، پس من فردا عکس ها رو میکس شده برای همسر گرامیتان ارسال می کنم . بعد برو و منت و خاکش رو معلوم کن ؟؟
خیلی ترسیده بود و من هم منتظر این لحظه تا پیشنهاد خودم رو بهش بدم ،
گفتم : بهت نمی یاد خیلی پای بند همسرت باشی
گفت : شما از کجا می دونی ، هیچ هم اینجوری نیست .
گفتم : از لابلای حرفهاتون وقتی از همسرتون صحبت می کردید ، یه بی میلی توی صحبتهای شما حس می شد .
گفت : شما مهندس طراح هستید ، یا روانشناس ، گفتم اتفاقا هر دو چون به مسائل روانشانسی هم خیلی علاقه دارم و دوسه کتابی در این خصوص مطالعه کردم .
بعدش ادامه داد : گفت همسرم معمولا 4 تا 6 ماه در سال می ره اون ور آب ، یک روز دبی ، یک روز مالزی یک روز . . .
البته از خودش سرمایه آنچنانی نداره ولی با یکی دو تا از دوستاهای قدیمی اش که مایه دار هستن همراهی می کنه و یه چیزی از این میان گیر خودش میاد ، الان هم رفته دبی .
گفتم : همه چیز جور جوره ، بذار تا اینجا که رفتیم جلو ، تیر خلاص رو هم بزنیم ، گفتم من عکس ها و اس ام اس رو پاک می کنم ، اطمنان کامل هم می دم ، ردی از آنها بجای نماند ، اما تو چه کاری در قبال این کار من انجام می دی ؟؟؟
هرچند که باهوشی نمی خواست ولی سریع گفت ، چرا حاشیه می ری ، من چقدر باید تاوان ندانم کاری های افشین رو بدم (افشین شوهرهش بود)
گفتم : مگه قبلا هم عکس و اس ام اس جای گذاشته بود ؟؟!!!
خنده تلخی کرد و
گفت : بگذریم
گفتم : الان چه کاره هستی ؟
گفت : هیچی ، صبحها توی منزل و عصرها هم منشی دکتر . . . . . هستم و شب هم بردارهام نوبتی میان پیشم ،
گفتم برو بیرون تا سر چهارراه اول یه 100 متری می شه ، منتظر باش تا من بیام .
پنج دقیقه بعد ، به بهانه دستشویی رفتن آمدم داخل سالن شرکت و الکی گوشی ام رو برداشتم و گفتم می بخشید روی Silent بود متوجه زنگ شما نشدم ، راست می گی ، ببین ، تا 10 دقیقه دیگه پیش ما هستم .
دو سه تا از برو بچه های شرکت گفتن چی شد ، گفتم هیچی یه کاری قرار بود کسی برام بکنه الان منتظر منه ، این صحنه سازی رو کردم که یه وقت خانمم و خواهرم اگه پرسیدند لو نرم .
رفتم و دیدم پرستو ایستاده سر چهارراه ، سوارش کردم و راه افتادیم .
گفتم اگه برم منزل ، نه اصلا حرفش رو هم نزن ، تا اینکه برای یکی از دوستان یک منزل دو طبقه تجاری مسکونی ساخته بودم که تمامی کارهای آن به اتمام رسیده بود فقط منتظر بودم طرف از مسافرت بیاد و کلید رو تحویلش بدم ، رفتیم آنجا ، درب رو باز کردم ، پرستنو گفت ، اینجا که واقعا خونه خالیه !!! هیچی توش نیست
گفتم این نوسازه ، و آماده تحویل ، گفت حتما می خوای که روی این سرامیک ها بخوابیم ، گفتم نگران نباش ، تا دو روز پیش که هنوز شیشه ساختمان رو نگذاشته بودیم ، نگهبان شبها اینجا می خوابید و پتو و بالشت هست .
سرتان را درد نیارم ، ما کلی بالا و پایین کردیم ، و پرستو ناز و عشوه و تردید از دادن ؟؟!!
گفتم تو مثل اینکه هنوز نمی دونی برای چی اینجا هستیم ، زود باش بابا کار دارم باید بروم . گفت نمی شه فقط باهام عشقبازی کنی ؟؟
اینقدر کشش داد تا بالاخره فهمیدم ای داد بیداد ، طرف پریوده ، گفتم زکی ، شانس ما رو باش ،
گفتم پرستو ، الهی که مثل پرستوها مهاجرت کنی و دیگه برنگردی ، خوب همون جا توی شرکت می گفتی ، حالا باید هر طوری شده من رو ارضا کنی
خلاصه از نیم تنه بالا لخت شد ، یک سوتین توری و صورتی رنگ تنش بود ، یک مقدار از روی سوتین با سینه هاش بازی کردم ، با با زبانم لای اونا رو لیس زدم ، بعدهم از پشت قفل سوتینش رو باز کردم و سینه های اناریش رو توی دهنم گرفتم و مک زدم ، آه و ناله ای آروم ولی کشیده داشت که آدم رو شهوتی می کرد ، بعدش لای سینه هاش رو تا گردن زبون زدم تا رسیدم به فکش ، مقداری فکش رو توی دهانم مک زدم بعد هم لبهای نسبتا غنچه ایش رو گاز گرفتم (البته آروم)
پرستو زبانش رو کرد توی دهانم و می چرخاند منم با زبانم ، زبانش رو نوازش می دادم ، با دستام لاله های گوشش رو مالیدم و بعد هم خوابید روی کمر و من لاله های گوشش رو مک زدم و با زبان با آنها بازی کردم (این کار رو حتما امتحان کنید مخصوصا برای خانم های خیلی لذت بخشه) پرستو می گفت حیف که پریود هستم و گرنه تمام کیرت رو الان توی کسم می خوردم ، خیلی حشری شده بودم ، بهم گفتم می خوای برات جلق بزنم تا آبت بیاد ؟
گفتم نه اگه می شه سینه هات رو بهم فشار بده تا بذارم لای اونها ، همین کار رو کرد و من کمی لای سینه هاش آب دهنم رو ریختم و سپس کیرم رو لای اونا فرو کرده و تلمبه زدم ، کیرم که به انتها می رسید ، سرش نزدیک لبش
می شد ، که پرستو هم با زبانش با اون لاس می زد ،
پرستو که خیلی حشری شده بود گفت عزیزم اشکال نداره بکنی داخل ، گفتم اصلا حرفش رو نزن من از این کثیف کاریها بدم میاد ، بنده خدا خیلی بهش فشار آمده بود منم تمام آبم رو ریختم لای سینه هاش ، وقتی بلند شدم گفت خیلی نامردی ، خودت رو ارضا کردی ، پس من چی ؟؟
این پس من چی تا الان مانده و هنوز فرصتی پیدا نشده که با پرستو یک سکس درست و حسابی داشته باشم و دو سه بار خواستیم سکس داشته باشیم که هر بار به شکلی برنامه بهم خورد .
راستی یادم رفت بگم می خوام گوشی ام رو با مدل N95 8GB عوض کنم ، نمی دونم این دفعه هم . . . . . . . . . .

# : 31 Aug 2008 07:45


این دفعه ناموس خودتو می بینی که عکس سکسیش رو با یه کیر کلفت انداختن رو موبایل N95 8GB

اینطوری



# : 31 Aug 2008 08:02


اگه اینجوری راحت می شی ، اشکالی نداره

# : 31 Aug 2008 10:36


این کجاش ناخواسته بود؟ زورکی زن مردمو با تهدید بردی و خودتو کشتی . هنوز ناخواسته بود؟ ای ول اگه خواسته بود حتما طرفو می بردی کاخ کرملین

# : 31 Aug 2008 17:50


اگه ناموس سرت می شد عکس خواهرت رو که دادی یه سیاه کیر کلفت بکنه ، نمی زدی توی سایت

# : 2 Sep 2008 08:55


به اين ميگن زورگيري و 'گروكشي جرم محسوب ميشه عمو جان

# : 2 Sep 2008 11:07


farhadsex

تجاوز یادت رفت

# : 6 Sep 2008 02:43


ای بابا ولش کنین !
حالا تفلک خواسته یکم خیال پردازی کنه !
هی بزنین تو ذوقش!
خیالپردازی که جرم نیست که حالا یه مقدار هم تو N95 اومده تو حقیقت!!!!!!!!!


جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB