| نویسنده |
پیام |
|
|
من شاهرخ هستم ، این داستان بر می گرده به 6 ماه پیش که من رفته بودم تا یک گوشی موبایل بخرم ، سه شنبه شب بود ، حدود ساعت 8 که موبل رو گرفتم (N95) رفتم منزل و بدون اینکه آن رو زیر و رو کنم ، گذاشتم توی شارژ ، فردا صبح توی دفتر کارم نشسته بودم و مشغول ور رفتن به گوشی که دیدم یک sms عاشقانه به همراه دو عکس یک خانم درون گوشی وجود داره ، تعجب کرده بودم که چگونه گوشی نو بایستی اینها توش باشه ؟؟!! Detail اس ام اس رو چک کردم و تاریخ و نام فرسنده رو دیدم ، اس ام اس بنام P.A آمده بود تاریخ آن هم چهارشنبه هفته قبل رو نشان می داد یعنی اس ام اس مربوط به یک هفته پیش بود آنهم در ساعت 30/9 شب !! کنجکاو شده بودم و متعجب ، برای همین هم به شماره P.A زنگ زدم ، بلـــــــه یک خانمی گوشی رو برداشت ، بهش گفم : می بخشید یک اس ام اس شما به گوشی من فرستادید که خیلی عاشقانه و با حاله گفت : آقا اشتباه گرفتی من اصلا شما و شماره تان را نمی شناسم گفتم : ببخشیدا ، اولا این من اس ام اس (متن رو براش خواندم) دوما ، شماره شما رو از کجا آوردم ، سوما شماره شما بنام P.A ذخیره شده ، بازم میگی اشتباه گرفتم . گفت : راستی می گی ، ولی این اس ام اس وچطوری به دست شما رسیده ، هان ، حتما اشتباها خواستم برای کسی دیگه بفرستم ، برای شما ارسال شده !! گفتم : خانم ، دو تا عکستون رو هم اشتباهی فرستادی ؟؟!!!! گفت : عکس ، ، ، کدوم عکس ؟؟!!!!!! گفتم : برام موضوع جالب شده می شه شما رو از نزدیک ببینم ؟ کمی درنگ کرد ولی گفت : باشه ، بهش آدرس دفتر رو دادم و قرار شد حدود 5/1 ساعت دیگه بیاد . تقریبا همین حدودها بود که منشی دفتر گفت یک خانمی آمده ، بهش گفتم چه کار دارین گفت در مورد موبایله در که باز شد ، دیدم یه خانم حدود 35 ساله و جا افتاده با اندامی Fashn و چهره ای نسبتا قابل تحمل آمد داخل ، داستان از این قرار بود که شوهر این خانم گوشی وارد می کنه و وقتی گوشی ها رو می بره منزل ، گاهی برخی از مدلها رو تست می کنه ، این مدل رو هم تست کرده و احمق (بلا نسبت) نکرده اس ام اسی رو که خانمش براش فرستاده و دو عکسی که با گوشی گرفته پاک کنه و همه رو توی Phone memory ذخیره کرده و بعد هم گذاشته توی جعبه تا اینکه من اون رو خریدم . حالا از اس ام اس بگذریم ، اما اون دو تا عکس خیلی با حال بودن ، خانمه با یک تاپ Strip و نمایی Medium shot عکس انداخته بود اونم توی LCD 2.6 اینچی با رزولیشن 16 مگا N95 ( بابا کلاس عکاسی یا تبلغ موبالیه یا خاطره سکسی؟؟!!!!) بگذریم ، این تنها موردی بود ، تا از ابزاری که در دست داشتم سوء استفاده کنم ، خیلی سریع گفتم : می بخشید اگه من با این عکسها استفاده غیر بکنم شما چکار می کنید ؟؟ گفت : ترا خدا ، آقا ، من آبرو دارم ، همین جا عکسها رو پاک کنید و مسئله رو خاتمه بدید . گفتم : فرضا که این کار رو کردم ، از کجا معلوم که توی کامپیوترم نگذاشته باشم یا به کس دیگری نداده باشم ؟؟ گفت : هر غلطی دلتان می خواهد بکنید ، طلا که پاکه چه منتش به خاکه ؟؟ گفتم : اینجوری شد ، پس من فردا عکس ها رو میکس شده برای همسر گرامیتان ارسال می کنم . بعد برو و منت و خاکش رو معلوم کن ؟؟ خیلی ترسیده بود و من هم منتظر این لحظه تا پیشنهاد خودم رو بهش بدم ، گفتم : بهت نمی یاد خیلی پای بند همسرت باشی گفت : شما از کجا می دونی ، هیچ هم اینجوری نیست . گفتم : از لابلای حرفهاتون وقتی از همسرتون صحبت می کردید ، یه بی میلی توی صحبتهای شما حس می شد . گفت : شما مهندس طراح هستید ، یا روانشناس ، گفتم اتفاقا هر دو چون به مسائل روانشانسی هم خیلی علاقه دارم و دوسه کتابی در این خصوص مطالعه کردم . بعدش ادامه داد : گفت همسرم معمولا 4 تا 6 ماه در سال می ره اون ور آب ، یک روز دبی ، یک روز مالزی یک روز . . . البته از خودش سرمایه آنچنانی نداره ولی با یکی دو تا از دوستاهای قدیمی اش که مایه دار هستن همراهی می کنه و یه چیزی از این میان گیر خودش میاد ، الان هم رفته دبی . گفتم : همه چیز جور جوره ، بذار تا اینجا که رفتیم جلو ، تیر خلاص رو هم بزنیم ، گفتم من عکس ها و اس ام اس رو پاک می کنم ، اطمنان کامل هم می دم ، ردی از آنها بجای نماند ، اما تو چه کاری در قبال این کار من انجام می دی ؟؟؟ هرچند که باهوشی نمی خواست ولی سریع گفت ، چرا حاشیه می ری ، من چقدر باید تاوان ندانم کاری های افشین رو بدم (افشین شوهرهش بود) گفتم : مگه قبلا هم عکس و اس ام اس جای گذاشته بود ؟؟!!! خنده تلخی کرد و گفت : بگذریم گفتم : الان چه کاره هستی ؟ گفت : هیچی ، صبحها توی منزل و عصرها هم منشی دکتر . . . . . هستم و شب هم بردارهام نوبتی میان پیشم ، گفتم برو بیرون تا سر چهارراه اول یه 100 متری می شه ، منتظر باش تا من بیام . پنج دقیقه بعد ، به بهانه دستشویی رفتن آمدم داخل سالن شرکت و الکی گوشی ام رو برداشتم و گفتم می بخشید روی Silent بود متوجه زنگ شما نشدم ، راست می گی ، ببین ، تا 10 دقیقه دیگه پیش ما هستم . دو سه تا از برو بچه های شرکت گفتن چی شد ، گفتم هیچی یه کاری قرار بود کسی برام بکنه الان منتظر منه ، این صحنه سازی رو کردم که یه وقت خانمم و خواهرم اگه پرسیدند لو نرم . رفتم و دیدم پرستو ایستاده سر چهارراه ، سوارش کردم و راه افتادیم . گفتم اگه برم منزل ، نه اصلا حرفش رو هم نزن ، تا اینکه برای یکی از دوستان یک منزل دو طبقه تجاری مسکونی ساخته بودم که تمامی کارهای آن به اتمام رسیده بود فقط منتظر بودم طرف از مسافرت بیاد و کلید رو تحویلش بدم ، رفتیم آنجا ، درب رو باز کردم ، پرستنو گفت ، اینجا که واقعا خونه خالیه !!! هیچی توش نیست گفتم این نوسازه ، و آماده تحویل ، گفت حتما می خوای که روی این سرامیک ها بخوابیم ، گفتم نگران نباش ، تا دو روز پیش که هنوز شیشه ساختمان رو نگذاشته بودیم ، نگهبان شبها اینجا می خوابید و پتو و بالشت هست . سرتان را درد نیارم ، ما کلی بالا و پایین کردیم ، و پرستو ناز و عشوه و تردید از دادن ؟؟!! گفتم تو مثل اینکه هنوز نمی دونی برای چی اینجا هستیم ، زود باش بابا کار دارم باید بروم . گفت نمی شه فقط باهام عشقبازی کنی ؟؟ اینقدر کشش داد تا بالاخره فهمیدم ای داد بیداد ، طرف پریوده ، گفتم زکی ، شانس ما رو باش ، گفتم پرستو ، الهی که مثل پرستوها مهاجرت کنی و دیگه برنگردی ، خوب همون جا توی شرکت می گفتی ، حالا باید هر طوری شده من رو ارضا کنی خلاصه از نیم تنه بالا لخت شد ، یک سوتین توری و صورتی رنگ تنش بود ، یک مقدار از روی سوتین با سینه هاش بازی کردم ، با با زبانم لای اونا رو لیس زدم ، بعدهم از پشت قفل سوتینش رو باز کردم و سینه های اناریش رو توی دهنم گرفتم و مک زدم ، آه و ناله ای آروم ولی کشیده داشت که آدم رو شهوتی می کرد ، بعدش لای سینه هاش رو تا گردن زبون زدم تا رسیدم به فکش ، مقداری فکش رو توی دهانم مک زدم بعد هم لبهای نسبتا غنچه ایش رو گاز گرفتم (البته آروم) پرستو زبانش رو کرد توی دهانم و می چرخاند منم با زبانم ، زبانش رو نوازش می دادم ، با دستام لاله های گوشش رو مالیدم و بعد هم خوابید روی کمر و من لاله های گوشش رو مک زدم و با زبان با آنها بازی کردم (این کار رو حتما امتحان کنید مخصوصا برای خانم های خیلی لذت بخشه) پرستو می گفت حیف که پریود هستم و گرنه تمام کیرت رو الان توی کسم می خوردم ، خیلی حشری شده بودم ، بهم گفتم می خوای برات جلق بزنم تا آبت بیاد ؟ گفتم نه اگه می شه سینه هات رو بهم فشار بده تا بذارم لای اونها ، همین کار رو کرد و من کمی لای سینه هاش آب دهنم رو ریختم و سپس کیرم رو لای اونا فرو کرده و تلمبه زدم ، کیرم که به انتها می رسید ، سرش نزدیک لبش می شد ، که پرستو هم با زبانش با اون لاس می زد ، پرستو که خیلی حشری شده بود گفت عزیزم اشکال نداره بکنی داخل ، گفتم اصلا حرفش رو نزن من از این کثیف کاریها بدم میاد ، بنده خدا خیلی بهش فشار آمده بود منم تمام آبم رو ریختم لای سینه هاش ، وقتی بلند شدم گفت خیلی نامردی ، خودت رو ارضا کردی ، پس من چی ؟؟ این پس من چی تا الان مانده و هنوز فرصتی پیدا نشده که با پرستو یک سکس درست و حسابی داشته باشم و دو سه بار خواستیم سکس داشته باشیم که هر بار به شکلی برنامه بهم خورد . راستی یادم رفت بگم می خوام گوشی ام رو با مدل N95 8GB عوض کنم ، نمی دونم این دفعه هم . . . . . . . . . .
|
|
|
این دفعه ناموس خودتو می بینی که عکس سکسیش رو با یه کیر کلفت انداختن رو موبایل N95 8GB
اینطوری

|
|
|
اگه اینجوری راحت می شی ، اشکالی نداره
|
|
|
|
|
این کجاش ناخواسته بود؟ زورکی زن مردمو با تهدید بردی و خودتو کشتی . هنوز ناخواسته بود؟ ای ول اگه خواسته بود حتما طرفو می بردی کاخ کرملین 
|
|
|
اگه ناموس سرت می شد عکس خواهرت رو که دادی یه سیاه کیر کلفت بکنه ، نمی زدی توی سایت
|
|
|
به اين ميگن زورگيري و 'گروكشي جرم محسوب ميشه عمو جان
|
|
|
farhadsex
تجاوز یادت رفت
|
|
|
ای بابا ولش کنین ! حالا تفلک خواسته یکم خیال پردازی کنه ! هی بزنین تو ذوقش! خیالپردازی که جرم نیست که حالا یه مقدار هم تو N95 اومده تو حقیقت!!!!!!!!!

|
|
|