| نویسنده |
پیام |
|
|
داستان باحالی بود مرسی 
زندگی آسانتر است با چشمان بسته
|
|
|
من چهار تا دختر دایی دارم که هر چهارتاشونو کردم ...برای همین می دونم لذت نصفه شب رفتن سراغ یه دختر چیه ... دمت گرم ... البته من پرده سه تاشونو خودم زدم اما یکیشون نذاشت ... بهرحال دمت گرم ... منم یاد دختردایی هام افتادم و کیرم حسابی سیخ شد ...
|
|
|
سلام داستان خوبی بود.مرسی.باز هم دامه بده.ا
If you uderstand or if you dont, If you believe or doubt, The eyes of the truth are watching you
|
|
|
|
|
عالی بود ایوووول
PERSPOLISO ESHGHE
|
|
|
داستان تکراري بود. تو همين سايت خونده بودمش
مهر ، همايش و آزادگي
|