صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / خاطرات سکسی / دختری رو که تورش کردی بشه زن رفیقت (قسمت اول)
. 1 . 2 . >>
نویسنده پیام
# : 18 Aug 2008 11:12


دختری رو که تور کردی بشه زن رفیقت !!!! (قسمت اول)
شابان هستم امیدوارم دو تا خاطره ای رو که تا حالا براتون نوشتم خونده باشید برای اونایی که از حالا با من آشنا میشن میگم 33 سال دارم و متاهل هستم شابد باور نکنید ولی به زندگی زناشویی و همسرم دیوانه وار عشق می ورزم و یک روز بدون آنها یعنی پایان من ، اما هرزگاهی کس کلک بازی هم دارم ولی یاد گرفتم هرگز و حتی یک سر سوزن در زندگی ام نقشی نداشته باشه و خرابم نکنه اینو برای اوندسته از متاهلهایی می گم که رابطه های بقولا نامشروعشان روی زندگی زناشویی آنها تاثیر گذاره .
این ماجرا رو قبل از اینکه عضو آویزون بشم در قسمت مکاتبه با آویزون ارسال کردم اونم بنام مستئار محمود البته سه تا ماجرای دیگه رو هم فرستادم نمی دونم قبل از عضو بودن نمایش داده می شه یا نه؟ ولی فعلا این یکی رو براتون
می نویسم و اکه شد او سه تا دیکه رو نیز که مربوط به خاطرات سکس کلاس عکاسیه ارسال می کنم
قبلا گفته بودم که توی یه شرکت خصوص کار می کنم ، هنوز هم کار می کنم اما یکسال پیش بخاطر علاقه و تخصص تجربی که در کار کامپیوتر داشتم یک فروشگاه فروش کامپیوتر دایر کردم که هنوز هم برقرار است و بعدازظهرها بعد از اتمام کارم می رم اونجا و صبح ها هم خانمم عمدتا اونجاست ولی بعدازظهرها خونه می مونه و به کارهای اونجا میرسه . این داستان رو حتما بخونین و ببینین که چه روزگاری داریم ؟؟؟!!!!!
روبروی مغازه من یک فروشگاه لباس زنانه فروشی بود که یک دختر خانم خوشکل و تریپ توی اون کار می کرد (فروشنده بود) مریم دختری بود 21 ساله و مجرد خیلی به خودش می رسید و حسابی همه برو بچه های بازار رو معطوف خودش کرده بود اما به هیچ کس پا نمی داد و به همه متلکها و نیش و کنایه ها با بی تفاوتی می گذشت من هم اگرچه بدم نی آمد سکس باهاش داشته باشم و از شما چه پنهان بهش هم خیلی فکر می کردم اما در حد یک سلام و علیک بیشتر نبود تا اینکه من بخاطر مناقصه ای که برنده شده بودم و نزدیک به 80 سیستم رو باید اسمبل می کردم و تحویل می دادم یک ده روزی مرخص گرفته بودم و تمام وقت در مغازه بودم یک روز صبح مشغول کار بودم که دیدم مریم آمد داخل و گفت می بخشید آقای . . . . . . دیشب وقتی شما رفتید یه آقایی این سی دی رو آورد که به شما بده و داد به من ، منم ازش گرفتم و تشکر کردم وقتی خواست بره بیرون گفت راستی شما فیلم هم دارید ؟
گفتم نه من فقط کارم سخت افزار است اما یک مرتبه به خودم گفتم فرصت رو از دست نده این بهترین مقدمه شروع کاره ، گفتم حالا چی می خوای چون توی خونه تعدادی فیلم دارم . گفت من عاشق فیلم های ایرانی (بعد از انقلاب) هستم و نام سه تا رو برد ، منم قافیه رو نباختم و خیلی سریع گفتم اتفاقا دارم و براتون میارم ، عجب دروغی گفته بودم اما مشکلی نبود رفتم پیش احسان دوستم که ویدئو کلوپ داشت و اونم گفت اینا هنوز ویدئوکلوپیش نیامده بخای برات رایت می کنم خلاصه هر سه تا رو رایت کرد و بردم برای مریم و این شد شروع ارتباط ما با هم دو روز بعدش هم
سی دی ها رو آورد که بهش گفتم اینا مال شماست و برای شما رایت کردم خیلی تشکر کرد بعد بهش گفتم راستی کامپیوتر بلدی ؟ گفت خیلی دلم میخواد اما فرصت نکردم زدم توی خال و بهش گفتم من حاضرم به شما یاد بدم کاملا دوستانه اصلا فکری نکن ، گفت آخه صاحب کارم بدونه مغازه رو ول می کنم و میام پیش شما ناراحت می شه ، گفتم اشکال نداره اگه دوست داری بذار آخر شب ، من که دیدم ساعت 30/8 تا 9 شب تعطیل می کنی بعد بیا اینجا یه نیم ساعتی کار کن یا بیشتر بعدش خودم هم می رسانمت . گفت تا ببینم چه می شه و رفت .
فردا بهم گفت از امشب میاد مغازه من ، وای که من چقدر خوشحال شده بودم که تونستم تا اینجا پیش برم و بیارمش پیش خودم و کم کم مخش رو بزنم ، دو شب آمد و رفت و من از اینکه نزدیک او می نشستم و گاهی بهش می خوردم احساس لذت می کرد (چقدر کمبود داریم ما ؟؟!!!!! ) جلسه سوم بحث ازدواج و اینا رو پیش کشیدم و فهمیدم مجرده گفتم قصد ازدواج داری ؟ با کمال تعجب گفت اگه یکی مثل شما پیدا بشه چرا که نه !!!!!!!!!!!!!!
راستش آقای . . . . من از شما خیلی خوشم اومده ای کاش محرد بودی اونقت ولت نمی کردم . دیگه دیدم اوضاع بر وقف مراده سریع دستش رو گرفتم و گفتم عزیزم اگه بخوای می تونی با من دوست باشی و . . . . .
خلاصه توی جلسات بعدی هم نوازش روی پا و دست و . . . . آغاز شد و کلی باهم حال می کردیم حتی پیشنهاد سکس رو هم بهش دادم که پذیرفت . اما مشکل خونه خالی بود تا اینکه رضا رو دیدم .
رضا یک بچه پول دار و صاحب یک شرکت و کارخانه ساخت آسفالت بود که همه اینا از صدقه سری آقا جون خدابیامرزش براش مونده بود هرچند که باباش تاجر فرش بود اما رضا تمام ثروت بدست آورده رو زد توی کار تاسیسات و خدمات و . . . . .باور نمی کنید حدود درآمد ماهیانه رضا 12 تا 15 میلیون تومان بود و اونم مثل من بود
پول مثل چرک کف دست بود براش البته من درآمد ماهیانه ام با کاری که در شرکت خصوصی داشتم و مغازه ام حدود 6 میلیونی می شد .
رضا قبلا شهر ما بود اما برای مدتی رفته بود اصفهان که بره توی کاره صنعت ذوب و . . . . که نشد و برگشته بود و در شهرک صنعتی یک کارخانه آسفالت سازی احداث کرده بود و یک شرکت خدمات و تاسیسات که کلی براش گرفته بود ، گفتم نامرد چند وقته اینجایی ولی اصلا سراغی از ما نمی گیری گفت بخدا خیلی گرفتارم و از این حرفا منو برد خونش و گفت اینجا رو تازه خریده و داره رو براش می کنه تا نوشین (همسرش) رو بیاره اینجا چون اون پیش مامانش در تهران زندگی می کرد .
تا خونه خالی رو دیدم یاد مریم افتادم اما گفتم حالا بعد از یه مدت رضا رو دیدم ضایع است بهش چنین پیشنهادی بدم و دو روز بعد تلفنی موضوع رو بهش گفتم . رضا که توی کس بازی و جنده بازی سرآمد همه بود و توی این کار دست منو که پیش رفیقام به پول ریختن پای کس معروف بودم بسته بود تا حرف منو شنید گفت منم هستم هرچقدر هم سهم من می شه می دم گفتم جون من این دفعه رو بذار تنها باشم ببینم چی می شه و اونم برخلاف میل قبول کرد .
سریع موضوع رو به مریم گفتم و قرار شد فردا صبح که رضا می ره کارخونه من که کلید زاپاس رو شبش ازش گرفته بودم مریم رو ببرم اونجا ، قرار برای ساعت 9 صبح نزدیک منزل رضا (ادامه دارد)

# : 18 Aug 2008 12:35


ARJ2934


Quoting: ARJ2934
دختری رو که تور کردی بشه زن رفیقت !!!! (قسمت اول)

خوب بود ادامه منتظریم ...........

واسه من که عاشقم همین بسه : ~ " هر کی عاشقه به عشقش برسه"~!
# : 18 Aug 2008 12:35


Quoting: ARJ2934
متاهل هستم شابد باور نکنید ولی به زندگی زناشویی و همسرم دیوانه وار عشق می ورزم و یک روز بدون آنها یعنی پایان من ، اما هرزگاهی کس کلک بازی هم دار



واسه من که عاشقم همین بسه : ~ " هر کی عاشقه به عشقش برسه"~!
# : 18 Aug 2008 12:51


ادامه؟؟؟؟؟

# : 18 Aug 2008 23:35


Quoting: ARJ2934
پیشنهاد سکس رو هم بهش دادم که پذیرفت . اما مشکل خونه خالی بود

Quoting: ARJ2934
درآمد ماهیانه ام با کاری که در شرکت خصوصی داشتم و مغازه ام حدود 6 میلیونی می شد


دريای غم مرغابی نداره
# : 19 Aug 2008 03:10


ARJ2934
همه قسمتها رو داخل همین تاپیک بذار دوست عزیز!
بقیه تاپیکات حذف شدن


******* ارزش زندگی به دیدن لبخندهای تو خلاصه میشود ... برای نفس کشیدن من هم شده ، بخنــــــــــــــد *******
# : 19 Aug 2008 03:22


Quoting: ARJ2934
متاهل هستم شابد باور نکنید ولی به زندگی زناشویی و همسرم دیوانه وار عشق می ورزم و یک روز بدون آنها یعنی پایان من ، اما هرزگاهی کس کلک بازی هم دارم ولی یاد گرفتم هرگز و حتی یک سر سوزن در زندگی ام نقشی نداشته باشه و خرابم نکنه اینو برای اوندسته از متاهلهایی می گم که رابطه های بقولا نامشروعشان روی زندگی زناشویی آنها تاثیر گذاره .

اگه زنت هم این کا رو می کرد و تو زندگیش تاثیری هم نداشت ...خود تو سرش و نمی بریدی ؟ متنفرم از مردائی که هرزگیشونو توجیه می کنن

منو بشناس که همیشه نقش غصه ام روی شیشه
# : 19 Aug 2008 11:58


ادامه بده

همیشه استوار
# : 19 Aug 2008 12:40


sdf

# : 19 Aug 2008 13:31


Quoting: blackberry
اگه زنت هم این کا رو می کرد و تو زندگیش تاثیری هم نداشت ...خود تو سرش و نمی بریدی ؟ متنفرم از مردائی که هرزگیشونو توجیه می کنن


ایول غیرت.

Quoting: ARJ2934
دختری رو که تور کردی بشه زن رفیقت !!!!


چیییییی میییییییگی

داستان هاي تصويري كارتوني - http://www.avizoon.com/forum/2_72326_0.html
. 1 . 2 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB