صفحه اصلی
|
صفحه اصلی انجمن
|
عکس سکسی ایرانی
|
داستانهای سکسی
فیلم سکسی
|
سکسولوژی
|
خنده بازار
|
داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها
|
پاسخ
|
وضعیت
|
ثبت نام
|
جستجو
|
قوانین
|
آخرین ارسالها
|
انجمن آویزون
/
خاطرات سکسی
/
سکس 260 هزار تومانی
.
1
.
2
.
>>
نویسنده
پیام
ARJ2934
اعضا
#
: 17 Aug 2008 15:15
سکس 260 هزار تومانی
من شایان هستم و 33 سال دارم از اینکه در سایت آویزون عضو شدم خوشحالم ، خاطرات زیادی دارم که براتون بنویسم چون قبل از متاهلی و بعد از آن روابط سکس زیادی داشتم که سعی می کنم چندتا با حالشو بنویسم و به مرور ارسال کنم .
این اولین تجربه سکس منه که برمی گرده به سال 1378 ، سه سال بود که سربازی را تمام کرده بودم و دو سال هم از سر کار رفتنم گذشته بود ، در اداره ای که من در قسمت امور اداری آن کار می کردم (یک شرکت خصوصی)
منشی های خانم هم سه تا چهار نفری بود ، یکی از آنها بنام لیدا خیلی لوند و ناز بود و حسابی پا می داد ، خیلی توی نخش بودم تا اینکه یک روز دل به دریا دادم و گفتم هر چه بادا باد ، بهش می گم بقول معروف یه تیری توی تاریکی می اندازیم یک تلفن به اتاقش زدم و ازش خواستم به دفتر من بیاد ، لیدا آمد و نشست و بعد از کمی احوال پرسی بهش گفتم
می تونم روبط ما با هم نزدیک تر باشه ، لیدا گفت منظورتان را نمی فهمم یعنی چه ؟؟!!!!
گفتم حقیقت امر اینه که من شما را دوست دارم و می خوام بدونم نظر شما راجع به من چیه ؟ گفت نمی دونم منظورتان از دوست داشتن چیست ولی شما همکار من هستید و مثل دو دوست می مانیم من بهش گفتم راستش
نمی دونم منظور من رو نگرفتی یا خودت رو زدی به کوچه علی چپ ، آخه خانم . . .. . همکاری به کنار ، من که شما را صدا نزدم که بعد از یک سال کار کردن بگم دوست و همکارتان هستم بلکه می خوام بگم می خوام .می خوام و خلاصه با هزار بالا و پایین بهش گفتم می خوام باهاتون رابطه داشته باشم و کلی خیالش رو راحت کردم و بهش اطمینان دادم لیدا که جا خورده بود نمی دونست چی بگه اما به در آخر سر به من گفت چرا این فکر رو در مورد من کردی ؟!!
چه حرکتی از من سر زده که فکر کردی به شما علاقه دارم و یا طالب رابطه سکس با شما هستم ؟؟!!!!
گفتم بخدا من فکر بدی نسبت به شما ندارم و ایرادی داره ما هم مثل خارجی ها زندگی زناشویی مان سرجاش باشه و عشق و دختر بازی و . . . . هم سرجاش ؟!!!!
از دفترم بیرون رفت و دو سه روزی درست تحویل نمی گرفت ، روز چهارم بهش گفتم فکرات رو کردی نظرت چیه ؟؟
گفت بهتره فراموش کنی و همین رابطه همکاری بینمان باشه بهتره . نزدیک به یک ماه گذشت و من توی این مدت مدام روی مخش کار می کردم تا اینکه یک روز گیر افتاد ، ساعت 10 صبح بود که آمد به اتاق من و گفت مشکلی براش پیش آمده که نیاز به 400 هزار تومان پول داره و باید تا آخر هفته جورش کنه ، من این موقعیت را غنیمتی دونستم و فردای آن روز بهش گفتم پول رو بهت می دم اما چه حوری می خوای پسش بدی ؟ گفت چون دستم خالی است اگه
می شه در سه تا چهار ماه ، منم گفتم حالا یه سوپرایز برات دارم ، نمی خوات پول رو برگردانی ، تازه هر موقع دیگه هم خواستی البته در حد معقول بهت کمک می کنم ولی فکر نکنی از روی ترحم بلکه از روی عشقی که بهت دارم !!
خلاصه نزدیک به یک ساعتی مخش رو زدم در آخر سر باز سرسختی می کرد وگفت حالا اکه به خواسته شما تن ندم پول رو بهم نمی دی ؟؟ گفتم نه ، با یه حالت ناز و عشوه ای گفت خیلی بدجنسی و رفت بیرون شب به موبایلم زنگ زد و گفت من می ترسم و این کاره نیستم فکر نکن یک مرتیه به شما گفتم پول می خوام و شما در موردم . . . . .
و خلاصه کلی کس شعر و از این حرفها و تا اینکه قرار شد فردا ظهر وقت ناهار ببرمش بیرون اداره و . . . .
فردا هرچه زدم خونه خالی پیدا نشد دیگه داشتم نا امید می شدم گفتم نگاه کن کلی وقت گرفت تا مخ لیدا رو بزنم حالا جا ندارم .
تا اینکه فکری به ذهنم رسید ، شرکت ما یک خوابگاه داشت برای نفرات غیر بومی و دو تا نگهبان که من نیز چون در قسمت اموراداری بودم مسئولیت آنها و نیز خوابگاه با من بود یه رفتم خوابگاه بعنوان سرکشی و به نگهبان گفتم جعفرآقا امروز ظهر خانمم عکس رادیوگرافی داره و یک سوزن باید بزنه و بعد از یک ساعت بره و عکس رو بگیره چون منزل ما دوره میارمش یک ساعت خوابگاه ، خلاصه کلید یکی از واحدهای آپارتمان رو که خالی بود گرفتم (البته این رو بگم جعفر نگهبان خوابگاه تاکنون خانم من را ندیده و نمی شناخت) ظهر هم لیدا به بهانه اینکه کاری داره و مرخصی می خواد ساعت 12 آمد دفتر و من نیز که ماشین اداره برای کارهای اداری زیر پام بود اونو بردم . توی راه براش گفتم که چه جوری جا رو ردیف کردم که کلی حال کرد و گفت تو دیگه کی هستی بابا .
رفتیم خوابگاه و سرایدار هم کلی تحویل گرفت و همش می گفت خوش آمدید خانم . . . . و فامیل من رو به لیدا نسبت می داد و صداش می کرد لیدا هم با نیش خندی شیطنت آمیز به من نگاه می کرد به هر حال رفتیم در واحد شماره 6 و درب رو قفل کردم رو مبل نشستیم و دست انداختم دور گردن لیدا و با یک دست دیگه دستش رو گرفتم و مالیدم و سر حرفهای عاشقانه رو باز کردم یواش یواش گردنش رو مالیدم و دستم رو بردم زیر بغلش و بعد از کمی نوازش از روی مانتو سینه هاش رو مالیدم بعد بهش گفتم بریم توی اتاق خواب
کمی خجالت می کشید ، داخل اتاق که رفتیم گفتم مثل اینکه تو روت نمی شه ، به خاطر همین خودم رو سریع لخت کردم و بعد هم با کمک من لیدا لخت شد (مادر زاد) وای که چه بدن برنزه و یک دستی داشت ، واقعا بی مو و تمیز سینه هاش رو انگار جراحی پلاستیک کرده بودی خوابوندمش روی تخت و شروع کردم به لب گرفتن و بعد هم خوردن و مکیدن سینه هاش کم کم نوک سینه هاش شق شد و به آه آه افتاد سینه هاش رو با دستام بهم نزدیک می کردم و لای اونا رو زبون می زدم کیرم می خواست بره توی تخت بعد لب تخت نشستم و لیدا هم اومد توی بغلم کمی دیگه از هم لب گرفتیم ، واقعا حرفه ای زبونش رو می کرد توی دهنم و می چرخوند و بدون اینکه بهش چیزی بگم گفت
می خوای کیرت رو بخورم ، گفت کور از خدا چه می خواد . . . . . و ساک زدن لیدا شروع شد آب دهنش رو جمع می کرد و تف می کرد روی کیرم و با دهنش جلق می زد برام بعد هم حالت 69 خوابیدیم و من کسش رو لیسیدم و اونم کیرم رو می خورد یک مرتبه لیدا گفت کجا آبت رو می ریزی ، گفتم کست رو که نمی شه کرد (دختر بود) کونت
می زارم ، اولش راضی نمی شد و می ترسید ولی بعد از اینکه مقداری کونش رو با انگشت مالیدم و یواش یواش انگشتم رو کردم توش حالی به حالی شد و اگرچه درد داشت اما تمام کیرم رو تو کونش گرفت و آروم براش تلمبه زدم با دستاش تشک را می فشرد اما صداش و آه و ناله ای که می کرد نشان از شهوت و ارضا شدن داشت بعد از کمی تلبمه زدن کیرم رو در آوردم و دوباره براش کسش رو خوردم دیگه حشری شده بود و ازم خواست پارش کنم منم رحم نکردم و با تمام قدرت توی کونش تلمبه می زدم تا اینکه خودش رو از شدت فشار و درد از من جدا کرد منم تمام آبم رو پاشیدم روی شکمش و بعد سینه هاش رو با دست گرفتم وکیرم رو لای اونا عقب و جلو کردم .
بعد از سکس با لیدا وقتی برگشتیم 100 هزار تومان بهش دادم هرچند که دو بار دیگه ظرف 10 روز بعد از اولین سکس باهاش رابطه داشتم و 100 هزار تومان دیگه به اضافه پول بلیط هواپیمای مسافرتش که نزدیک60 هزار تومان شد رو تیز دادم خلاصه اینکه سه بار سکس با لیدا 260 هزار تومان هزینه داشت که شاید بکید این شایان کس خوله اما شما هم اگه جای من بودید و لیدا رو می دیدید 260 که هیچ 500 هزار تومان هم برای یک سکس می دادید !!!!!!!!!
ARJ2934
اعضا
#
: 17 Aug 2008 15:25
بسیار عالی
saeed2005
اعضا
#
: 17 Aug 2008 16:51
شمارشا بده ما هم پوله خوبی میدم
ali3875
اعضا
#
: 17 Aug 2008 17:57
شايان جان دمت گرم نوش جونت خوب كرديش راستي نگفت ليدا چند سالش بود؟
habibeh
اعضا
#
: 17 Aug 2008 19:12
والله چی بگم
دريای غم مرغابی نداره
reflex
اعضا
#
: 17 Aug 2008 21:26
ای پرنده ی مهاجر ای پر از شهوت رفتن**** فاصله قد یه دنیاست بین دنیای تو با من
F_Super6
اعضا
#
: 17 Aug 2008 21:48
اینو بهش میگن سو ء استفاده عزیزم
چه عیبی داشت اگه فردا جهان بهتر از این میشد ...خدا میرفت و یک مادر پرستار زمین میشد
tiba09
اعضا
#
: 18 Aug 2008 02:09
ببین میشه بگی به نرخ اروپا چند میدی ؟
Unbreak my heart...
ARJ2934
اعضا
#
: 18 Aug 2008 08:48
سلام دوستان
شایان هستم ، راستش خدا را شکر وضع مالی خوبی دارم و برام 260 هزار تومان پول خرده
اونم برای یک فرشته به تمام معنی بنام لیدا شمارش رو خواسته بودید که متاسفانه ندارم چون دیگه باهاش مدتهاست ارتباطی ندارم اما سنش متولد 1359
Azarin_Bal
اعضا
#
: 18 Aug 2008 13:42
ARJ2934
Quoting: ARJ2934
این اولین تجربه سکس منه که برمی گرده به سال 1378
Quoting: ARJ2934
خلاصه اینکه سه بار سکس با لیدا 260 هزار تومان هزینه داشت
برادر .. سال 78 ... 260 هزارتومن ... پول خوبی بوده !!!!
باهاش .. راحت میتونتسی ترتیب 130 نفر رو بدی ....
Quoting: ARJ2934
خدا را شکر وضع مالی خوبی دارم و برام 260 هزار تومان پول خرده
آهااان .. شما از ما بهترونی !!
اوکی .. اوکی
آقا نوش جااان
tiba09
Quoting: tiba09
ببین میشه بگی به نرخ اروپا چند میدی ؟
این حرفها .. به شما نیومده کوچولو !
بدو برو خونه اتون ... دهه !!!!!!!!
واسه من که عاشقم همین بسه : ~ " هر کی عاشقه به عشقش برسه"~!
.
1
.
2
.
>>
جواب شما
»
نام
»
رمز عبور
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از
این قسمت
عضو شوید.
Powered by
MiniBB