| نویسنده |
پیام |
|
|
سامی این دفعه ی چندمه میگم طولانی بنویس 
من یه زندگی دارم که شده تحمیل بهم *یه تیکه سنگ بوده شده تبدیل به دل
|
|
|
Sex_Eshgh_Sex 
تشكر برادر 
خاطره شادي هاي امروزمان تلخ ترين غمي است که فردا به ياد مي آوريم ..... ◄ خدایا سپاس... ►
|
|
|
Sex_Eshgh_Sex 
تشكر برادر 
واسه من که عاشقم همین بسه : ~ " هر کی عاشقه به عشقش برسه"~!
|
|
|
|
|
سامی دهن مارو سرویس کردی د بنویس دیگه
من یه زندگی دارم که شده تحمیل بهم *یه تیکه سنگ بوده شده تبدیل به دل
|
|
|
فکر کنم شما هم دیگه رو توی کافی شاپ میبینیدو خاطرت تموم میشه بنویس سامی : 
من یه زندگی دارم که شده تحمیل بهم *یه تیکه سنگ بوده شده تبدیل به دل
|
|
|
سلام سامی جان
نوشته هاتو خوندم. خیلی خوب مینویسی. جمله هات و ادبیاتت برای داستان نویسی کامله.
چیزی از قلم نمی افته و همین باعث میشه که خواننده مجذوب داستان (خاطرت) بشه و خودشو درون اون حس کنه.
اما جا داره که اینجا یه چیزایی رو بهت گوشزد کنم که حتماً هم نباید درست باشه، ولی نظر شخصیه منه:
1) همونطور که بیشتر دوستان بهت تذکر داده بودن، دیر به دیر آپ میکنی...
میدونم که سرعت اینترنت تو ایران در حده افتضاحه و با وجود فیلترینگ، کار برای شماها که میخواید به اینجا سر بزنید سخته.
این دلیل کاملاً منطقیه... اما برای داستان هایی که اینجوری قراره در چند مرحله نوشته بشن، زمان خیلی مهمه. چون خواننده از موضوع پرت میشه و گاهی هم که میاد تا به تاپیک شما سر بزنه، با قسمت جدید رویرو نمیشه و همین باعث میشه که دلسرد بشه. پس تنهات میذاره و طبیعتاً نظری هم در پستت اضافه نمیشه.
2) دلیل دوم که مهم تر از اولی هم میتونه باشه اینه که اینجا ( تو این سایت) همه با یک توقع وارد میشن که همون دیدن و خوندن مطالب سکسیه.
من 4 قسمت از خاطرت رو که در 9 صفحه موجود بود خوندم. بعد از 4 قسمت و این همه برو بیا هنوز هیچ چیزی از سکس وجود نداره. به نظر من این مسئله باعث میشه که یک مقدار خواننده از خوندن دلسرد بشه. اما خب اگه واقعاً فکر میکنی که بچه های این سایت تنهات گذاشتن و نظراتی که دادن کافی نیست و حمایت نشدی، باید بگم که کاملاً در اشتباهی. چون با وجود همه ی این مسائل اونا هنوز هم برات پیغام میذارن و میخوان که ادامه بدی... مثل من 
البته اگه این دوستان افتخار بدن، خوشحال میشم از طریق لینک زیر به تاپیک من هم سری بزنن.
http://avizoon.com/forum/16_70388_0.html
سی یو... 
واسه پر کشیدن من خواستی آسمون نباشی ------- حالا پرپر میزنم تا همیشه آسوده باشی
|
|
|
راستی، فکر میکنم که بهتر باشه یه شماره 3 هم بهشون اضافه کنم.
پس، 3) کوتاه مینویسی.
کوتاه نوشتنت اجازه ی نظر دادن رو از خواننده میگیره. وقتی خواننده به اون چیزی که از نوشته میخواد نمیرسه و ذهنش بلاتکلیف میمونه، حتماً اون نوشته رو لدون نظر رها میکنه.
امیدوارم که تونسته باشم بهت کمکی کرده باشم و بخاطر فضولیم منو ببخشی 

واسه پر کشیدن من خواستی آسمون نباشی ------- حالا پرپر میزنم تا همیشه آسوده باشی
|
|
|
قشنگ مینویسی همونتوری که Koosh00loo گفت ادمو مجذوب داستان میکنی منتظر ادامه هستیم موفق باشی
.What I want is MERCY not SACRIFICE
|
|
|
|
|
سلام به همگي . . .
نميدونين چقدر ذوق مرگ شدم وقتي ديدم تاپيكي كه خيلي وقت بود بهش سر نزدم اومده صفحه اول
وقتي شروع كردم نوشتن خاطرم . با خودم گفتم تاپيك من مثل خيلي از اين تاپيك ها نيست كه نصفه كاره رها بشه
ولي و قتي ديدم اينهمه بازديدكننده داره و فقط چند تا نظر بكي نا اميد شدم
با خودم گفتم شايد قلمم مشكل داره و . . .
نتيجه اين شد كه اين تاپيك هم مثل خيلي از تاپيك ها نصفه كاره رها شد
تا امروز كه ديدم تاپيك اومده صفحه اول
حالا به نظر شما اين خاطره ارزش ادامه دادن داره يا نه ؟
خواهش مي كنم راهنماييم كنين كه ادامه بدم يا نه ؟
ممنون از همگي
*** آخ كه شكرت اي خدا واسه جهان به اين بدي * * * * * چي ميشد اگه تو دست به ساختنش نميزدي ؟ ***
|
|
|
Sex_Eshgh_Sex به نظر من همیه داستانها یا خاطرها ارزش نوشتن دارن چون بعضیها مثله من از آنها استفاده مثبت می کنن یعنی پند میگیرن من که با خاطرت هال کردم و منتظره ادامه هستم  موفق باشی 
.What I want is MERCY not SACRIFICE
|