صفحه اصلی
|
صفحه اصلی انجمن
|
عکس سکسی ایرانی
|
داستانهای سکسی
فیلم سکسی
|
سکسولوژی
|
خنده بازار
|
داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها
|
پاسخ
|
وضعیت
|
ثبت نام
|
جستجو
|
قوانین
|
آخرین ارسالها
|
انجمن آویزون
/
خاطرات سکسی
/
تا آرزو گوزيد تو دهنم آبمو ريختم تو دهنش.
نویسنده
پیام
xcoonlisx
اعضا
#
: 8 Aug 2008 12:58
بعدازظهر كه ازسركار به خونه اومدم هنوز روي پله ها بودم كه ديدم آرزو سرشو از پنجره بيرون آورد و با اشاره بمن فهموند كه سريعتر برم بالا . منم سريعتر رفتم بالا و تا رسيدم تو ديدم آرزو يه لباس تنگ سكسي پوشيده ، از اون لباسهاي تحريك كننده كه تمام زواياي بدنشو نوشن ميده علي الخصوص اون كون نازنين و استثنائيشو وبا ديدنش آدم فوراً شق ميكنه. آرزو پريد تو بغلم و درحاليكه لباش رو لبام بود گفت: زودباش تا مامان نيومده برو رو تخت دراز بكش كه از صبح تاحالا بزور جلوي خودمو گرفتم تا وقتيكه تو مياي خونه خوشحالت كنم. منكه از اين كار آرزو ذوق زده و البته شگفت زده شده بودم سريع رفتم رو تخت دراز كشيدم و آرزو فوراً اومد و دامن تنگشو يه كمي اونقدر كه كونش بزنه بيرون ، كشيد بالا و شورتش حرير مشكيشو كشيد پائين و نشست روي دهنم ، منم كه ميدونستم ميخواد چكار كنه لبامو دورادور سوراخ كونش حلقه كردم بحالت لب گرفتن و كوچكترين روزنه اي نذاشتم باقي بمونه بعد آرزو گفت : آماده اي ؟ با اشاره دست روي لپ كونش بهش فهموندم كه بله آماده ام ، بعد آرزو يه كمي خودشو كشيد جلو ، نه زياد فقط اونقدر كه بتونه راحت زور بزنه ، يه كمي زور زد و اول يه گوز كشدار و طولاني و لذتبخش ول كرد تو دهنم بعد هنوز تو كف لذت اولي بودم كه يه ذره ديگه خودشو جابجا كرد و يه كمي ديگه زور داد و اينبار يه گوز گنده ناگهاني كه از شدتش تمام دهنم پر شد و بناچار از فشار بادش يه مقداري گوشه لبم باز شد و يه كمي از گوزش از گوشه لبم زد بيرون، داشتم از خوشي ميمردم يه كمي تو سوراخشو ليسيدم و در اينجور مواقع خود آرزو ميدونه كه بعداز گوزيدن بايد چكار كنه بمحض اينكه زبونمو از تو سوراخ كونش درآوردم بلافاصله آرزو اومد تو بغلم دراز كشيد اول قشنگ يه نگاهي به چشماش انداختم و بعدش سير لباشو بوسيدم. بهش گفتم : آرزو امروز خيلي قشنگ غافلگيرم كردي باشه تا بموقعش برات تلافي كنم. آرزو گفت : مامان صبح زنگ زد و گفت كه بعدازظهر دير مياد چون جلسه داره ، منم گفتم بدنيست كه جلوي خودمو بگيرم و تا تو مياي خونه نگوزم تا تو بتوني حسابي لذت ببري. گفتم : قربون خودتو اون كونت ميرم كه اينقدر با معرفت و با مراميد. حالا پاشو زود لخت شو كه بايد كارتو درست و حسابي تمومش كني. آرزو بلند شد و با طنازي اول تي شرت چسبونشو درآورد و پرسيد: كرستم رو هم دربيارم ؟ گفتم : نه اونو بذارش باشه. بعد آرزو درحاليكه قنبل كرده بود و داشت زيپ دامنشو مي كشيد پائين اينطور وانمود كرد كه باز كردن زيپ براش سخته و بمن گفت: ميشه كمك كني زيپمو بكشم پائين؟ گفتم : بهش دست نزن كه اومدم. بعد رفتم جلو و آرزو همونطور قنبلي مونده بود ( خوب ميدونه چطوري تحريكم كنه ) دوطرف كونشو گرفتم تو دستام و اول از روي دامن تنگ حسابي و سير بوسيدمش بعد آروم آروم زيپ دامنشو كشيدم پائين و دامنه رو درآوردم. بهش گفتم: شيطون خوب بلدي چطوري منو اسير خودت و كونت بكني ها، مي بينم كه شورت حرير مشكي تو پوشيدي. آرزو گفت: آره ديدم تو اين شورتمو خيلي دوست داري واسه همين امروز اين شورتمو پوشيدم تا خوشحالت كنم. بعد گوشه شورتشو كشيدم كنار و همونطوري يه مقداري تو سوراخ كونشو ليسيدم. گرماي كونش داشت منو هلاك ميكرد واسه همين زياد نتونستم سوراخشو بليسم و زود شورتشو درآوردم و ژلو آوردم و آرزو رو قنبلي نگهداشتم و تو سوراخ كونشو حسابي ژل مالوندم و بعد نوك كيرمو گذاشتم سرسوراخش با يه فشار معمولي نرفت تو و ناچار شدم كلي تقلا بكنم، آرزو و هم يه كمي غرغر كرد و گفت: زودباش ديگه. گفتم: دِ وقتي دير به دير كون ميدي همينه ديگه، يادته پيش از عيد كه هفته اي دوسه بار كون ميدادي چقدر راحت ميرفت توش؟ حالا بايد يه كمي تحمل كني. يه كمي كه تلاش كردم بالاخره كيرم رفت تو كونش، اما تو رفتن همان و سوختن نوك كيرم همان نميدونيد تو كونش چه حرارتي داشت، گفتم: اين سوراخ كونه يا دهنه آتشفشانه؟ آرزو گفت: اين چه جور آتشفشانيه كه فورانش بايد از نوك كير جنابعالي باشه؟ با اين حرفش هردومون خنديديم. كيرمو آروم آروم تا ته فرستادم توش اما تلنبه نميزدم. آرزو گفت: چرا عقب جلو نميكني؟ گفتم: آخه اونطوري آبم زود مياد حالا كه بعداز مدتها اين سعادت نصيبم شده بذار اقلاً سير كونتو بكنم. آرزو هم گفت: نوش جونت، سير بكن اما اونقدر طولش ندي تا مامان بياد و آبتو نريخته ناكام بموني. بعد همونطوريكه قنبلي نشسته بود و كيرم تو كونش بود آرزو خودشو يه كمي متمايل به عقب كرد و منم يه كمي رفتم جلو و لب رو لب شديم و همونطوريكه داشتم با لباش حال ميكردم يه مدتي كه گذشت آرزو گفت: ديگه خسته شدم، كمرم درد گرفت. منم كيرمو درآوردم و بهش گفتم: به پهلو رو تخت دراز بكش. آرزو دراز كشيد و همونطوري به پهلو قنبلي وايستاد و منم كنارش دراز كشيدم و كيرمو دوباره گذاشتم تو كونش و ايندفعه ديگه خيلي راحت لباشو گرفتم تو دهنم و شروع كردم لباشو بوسيدن و ليسيدن. گفتم: ارزو ميخواي همينطوري بخوابيم؟ گفت: بابا كون من داره از فشار درد ميتركه، مگه ميتونم اينطوري بخوابم؟ گفتم : باشه اونش با من. بعد يه كمي كيرمو كشيدم بيرون و فقط نوكشو گذاشتم اون تو باقي بمونه. گفتم: حالا چطوره بازم درد داره؟ گفت: حالا يه كمي بهتر شد. گفتم: پس بيا همينطوري بخوابيم. گفت: هرطوركه تو بخواي عزيزم.پس كاري بكار من نداشته باش و بذار يه كمي استراحت كنم. كيرتم عقب جلو نكن و بيشتر از اينم نكنش تو كونم. گفتم: باشه چشم. و سعي كردم فكرمو منحرف كنم تا زود آبم نريزه. يواش يواش منم خوابم گرفت البته نه بطور كامل بلكه يه چرت كوچولو شايد حدود 20 دقيقه خوابم برده بود و يه دفعه بيدار شدم و ديدم آرزو لخت جلوم دراز كشيده، تازه يادم افتاد كه داشتم چكار ميكردم. كيرم كه نوكش هنوز تو كون آرزو بود خوابيده بود اما بمحض اينكه يادم افتاد داشتم كون آرزو رو ميكردم كيرم با سرعت شروع كرد به بلند شدن و هرچقدر كه بلندتر ميشد بيشتر تو كون آرزو فرو ميرفت. دراثر فرو رفتن آرزو از خواب بلند شد و گفت: مگه نگفته بودم كه بيشتراز اون نكنش تو كونم؟ گفتم: باور كن كه من خوابم برده بود و كيرم هم خوابيده بود اما تا بيدار شدم و يادم افتاد كه داشتم ميكردمت خوب كيرم راست شد و طبيعيه كه بطرف جلو حركت ميكنه و راست ميشه. با اين حرفم آرزو خنده اش گرفت و گفت: حالا خيال نداري آبتو بريزي؟ گفتم: كجا بريزم؟ آرزو گفت: چه ميدونم بريز تو كونم. يهو يه فكري به سرم زد، گفتم ميتوني بازم بگوزي؟ گفت: نميدونم، اينقدر كه تو فشار دادي تو كونم بايد بتونم. گفتم: پس بدو تو كونتو بشور و بيا بشين رو دهنم. آرزو رفت كونشو شست و منم كيرمو شستم و دوباره اومدم رو تخت دراز كشيدم و آرزو نشست رو دهنم و منم فوري زبونم سردادم تو سوراخ كونش و با اشاره دست بهش فهموندم كه واسم ساك بزنه. ارزو سرشو برد پائينو و كيرمو گرفت تو دهنش و شروع كرد اول ليسيدن نوك كيرمو و بعد ميك زدن بعد ديدم داره خودشو يه كمي جابجا ميكنه، فهميدم كه ميخواد بگوزه. با لذت تمام نوك زبونمو تو سوراخش بحالت قيف درآوردم و آرزو خيلي نرم و ملايم اما بسيار داغ چوسيد رو زبونم
. مگه يه آدم چقدر طاقت تحمل لذت شهوتو داره
، همزمان با چوسيدن آرزو منم آبم ريخت تو دهنش. آرزو حواسش نبود اگرنه عمراً اگر ميذاشت بريزم تو دهنش، ولي خوب بالاخره من كارمو كردم. آبم كه تا ته ريخت با اشاره دست بهش حالي كردم كه بلند شه. آرزو تعجب كرده بود كه چرا من آبمو نريخته بهش ميگم بلند شو، تا اومد بگه چي شده؟ بمحض اينكه دهنشو باز كرد تموم آبم از تو دهنش ريخت روي شكم من. آرزو حالش بهم خورد و با كلي غروغر بلند شد رفت تو حمام تا دهنشو بشوره.
saeed2005
اعضا
#
: 8 Aug 2008 17:34
بد قول از مردم داستان خواستی اونوقت جایزشا ندادی شنیدم قول دادی ارزو رو بدی بکونه بد قولی کردی
xcoonlisx
اعضا
#
: 10 Aug 2008 23:49
Quoting: saeed2005
اونوقت جایزشا ندادی
تو از کجا میدونی که جایزه شو ندادم؟ به کوری چشم تو باید بگم جایزه اش هم دادم.باور نداری از 118 بپرس.
carlos20
اعضا
#
: 17 Aug 2008 14:34 | ویرایش بوسیله: carlos20
جواب شما
»
نام
»
رمز عبور
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از
این قسمت
عضو شوید.
Powered by
MiniBB