صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / خاطرات سکسی / حمید و سمیرا
. 1 . 2 . >>
نویسنده پیام
# : 6 Aug 2008 01:23


حمید و سمیرا

این داستان ماله 1 سال پیشه.
یک روز مثل همیشه تو پارک آزادی (شیراز) تو پاتوق نشسته بودیم و کس شعر می گفتیم.داشتیم می خندیدیم وکه یهو چشم افتاد به نیمکت کنار دستیمون.دیدیم که یک دختر سفید و فوق العاده خوشکل مامانی که با ماماتش نشسته تخمک می خورد.نه ایتو.
اون موقع من 19 سالم بود ولی به خاطر هیکل و قدم کسی باورش نمی شد که من 19 دارم.من همون جا شق کردم ولی اصلا به رو خودم نیاوردم مثل بچه مثبت ها ساکت نشستم و دیگه کس نگفتم خلاصه یواش یواش بچه ها رو دک کردم و فهش گذاشتم هرکس چیزی بگه به دختره.همه که رفتن من با کلاس نشستم و هرکس از دوستام می یومد می گفتم برو حوصله ندارم.من واسه خودم کلاس گذاشته بودم که یههو دیدیم چند تا از دوستام از دور دارن می یان برای این که اذیتم
کنن.یکی می گفت حمید 200 تومن منو بده .یکی داد میزد من 100 تومنمو می خوام یکی می گفت شلوارم و بده شرتمو می خوام.
خلاصه آبرومو بردن تو کون سگ و در اوردن. تا تونستن سرمون لاشی بازی در آوردن.منم ساکت نشستم تا اونا رفتن.بعد از چند دقیقه
دیدم یکی داره میگه بفرما.نگاه کردم دیدم مامانش داره بهم تخمه تعارف می کنه منم با اسرار اون برداشتم و تشکر کردم.
دختره البته دختر که چه عرض کنم فرشته" گاهی وقتی یک نگاه کوچولو می کرد منم دراز کرده بودم نه اینطور و تودلم
می گفتم یک کردنیت بکنم که........زمین و زمون رو دندون بگیری .
من روم نشد شماره بهش بدم به خاطر تخمکه.شماره رو دادم به یکی از دوستام گفتم بده به اون بگو ماله منه.خلاصه دختره که فهمید شماره منه گرفت و شب ساعت 12 س م س داد فهمیدم که خودشه همین جور شد و که با هم دوست شدیم/

اون 24 سالش بود و معلم زبان انگلیسی..
منم که مثل خر کار می کردم صبح ها که تا 1 خوابم بعدش نهار می خورم دوباره تا 5 استراحت می کنم بعد می رم حمام واسه ی کار اصلیم حاضر می شم و میرم پارک و قدم میزنم تا 12.

هرچی فکر میکردم که چه جوری بحث سکس و باز کنم می دیدم جواب نمی ده. حتی چند باری به یادش چیز زدم.تا یک روز که گفت اب جوش ریخته رو پام.منم گفتم گوشی رو بذار روپات تا خوبش کنم.گذاشت منم دو تا بوس آبدار از پشت گوشی کردمو با این که گوشی رو پایین گرفته بود فهمید.بهش گفتم من نمیدونم من حالیم نیست باید بیای تا ببینم چه طور شده.منم که میدونستم خونشون خالی بودوچون بدجایی بود باید مواظب خونه می موندو نمی تونست بیات بیرون .منم گفتم من میام خونتون.با هزارالتماس و خایه مالی وکس لیسی قبول کردوقرار شد من ساعت 5 عصر خونشون باشم . (البته قبلا خونشون رفته بودم ولی کاری نکرده بودم درحد بوس کردن اونم رو لپ)
من که تو کس و کونم عروسی بود گفتم میرم خونشون پاهای تپل و سفیدش رو می بینم داشتم می مردم از شق درد.
خلاصه رفتم حموم و هر چی پشم بود زدم و با صابون کیر 19.5 سانتی(بلندیش) در14.5 (کلفتیش) خوب برق انداخته بودم و برای یک کس آبدار
در ضمن من از اون دسته ادم هایی هستم که زیر 1 ساعت نیم ابم نمی یاد..باورتون نمیشه .ولی تا حالا هیچکس رو مثل
خودم ندیدم این قدر بدون اسپری وکاندوم وکرم و .... طول بکشه..."بگذریم.
ساعت 4.30 (عصر)از خونه زدم بیرون 5 دقیق در خونشون رو زدم.وای وای وای باورتون نمی شه اگر می دیدن چه دختری درو باز کرد به جون خودم ابتون می اومد.رفتم داخل پریدیم تو بغل همدیگه.گذاشتمش رو شونه هامو بردمش تو اتاقش.نمی دونم چرا اینقدر پرو شده بودم اونم باورش نمی شد ولی به رو خودش نمی اورد.انداختمش رو تخت و از دهنم پرید و گفتم کدوم خارکسه پاتو سوزونده.اونم نگام کردو گفت بیشعور مامانم حواسش نبود اینجورشد.
منم تو راه که می امدم یک پاستیل نوشابه ای خریدم .موقع تو لبی لازم می شه.
اون رفت شربت بیاره منم نشسته بودم روی این دوچرخه ثابت ها هست.تا اون بیاد.کیرم هم قشنگ جا سازی کردم.تا تو کلما نباشه.اومد" شربتو خوردم.بهش گفتم بیا جلوی من وایسا . اونم امد لبم رو گذاشتم رو لبش اونم طوری نشون داد اینگار نه اینگار برای بار اول بود که به من تولبی می داد منم که دیدم این جوریه دستمو گذاشتم رو باسنش شروع کردم به مالیدن .به خدا قسم نمی دونید چه قدر این باسن نرم و خوش فرم بود . پاستیل رو از جیبم در اوردم 1 دونه دادم به اون 1 دونه هم خودم . وای چه حالی می داد .بعد از یک دقیقه پاستیل هامونو عوض می کردیم.(فقط 1 بار با پاستیل امتحان کنید تا بفهمید من چی می گم)بردمش رو تختو شلوارشو در اوردم باورتون می شه من چی می دیدم یک کس سفید وتپل .بدون مو(خارکسه همون روز زده بود (رمش))دست زدم دیدم خیسه خیسه (آخه نیم ساعتی بود لب میگرفتیم.)خواستم کسشو بخورم سرم رو گرفت گفت بیا روم بخواب منم رفتم.حدود 15 دقیقه ای گردون وگوشش رو خوردم که دیدم دیگه هرچی صداش می زدم محلم نمی زاره .نگو به ارگاسم رسیده بود.تا من لباسامو در اوردم اونم حالش جا اومد .باورم نمی شد که می خوام تا چن دقیقه ی دیگه کسی رو بکنم که آرزوشو داشتم.
کنارش دراز کشیدم و گفتم نوبت توهه.گفت چه کار کنم گفتم:دیگه نوبت تو هست که میکروفن رو دست بگیری.خارکسه به من می گفت ساک نمی زنم شما باورتون می شه.تو دلم گفتم تا اومدم اینجاهزار تومن خرجم شده" تازه اولشه باید قد یک میلیون بکنمت.خلاصه جاتون خیلی خالی بود بزور کاری کردم که ساک بزنه.وای یک ( شلم شیمپویی) راه انداخته بود که نه ایتووووو. من یه لحظه جو فیلم سوپر گرفتمو همین طور که سرشو گرفته بودم محکم فشار دادم وخانوم خانوما رید به حال ما " می خواست بیاره بالا / یک چن لحظه ای رفت دست شویی تا بیاره بالا .ولی کونده یک کمی هم زیادی شولوقش کرد.می خواست دیگ ساک نزنه..منم گفتم مشکلی نداره.خوب اومدو دراز کشید منم از پشت افتادم روشو "کله ی حمید کوچولو رو تف مالی کردم چون می دونستم دیر ابم می یاد گفتم بزار رب ساعتی لا پایی بزنم .الان دیگه کیرم لای پای سفیدش بود منم تحریک شده بودم نه ایتووو.
گذشتو یکم کرم که کنار تختش بود زدم به کیرم " یکم هم زدم دور کون لاشی خانوم که دیدم صداش درامد که من از کون نمی دم.دیدم نمی شه باید یه خوردم از زور استفاده می کردم .چاقوم رو از تو جیب شلوارم که کنار تخت بود برداشتم برای این که از کون بده یه خورده ترسوندمش.خلاصه گفتم اگر نزاری یک زخم آباد(پسته ای) روقمبلت میندازم..قبول کرد.سرش رو گذاشتم هر چی زور زدم نرفت تو.اونم مثل سگ واق واق می کرد.یه تف از اون تفا که کش می یاد انداختم رو کیرمو با کرمه قاطی شد لیز لیز (میشد روش اسکی بری)گذاشتم رو سوراخش با دستم هم شون هاشو گرفتم که یه موقع شیطونی نکنه فرار کنه.محکم با تمام وجود فشار دادم کم مونده بود تخمم هم بره تو .
چشوتون روز بد نبینه یه جیق زد که من از ترس یه گوز اباد کندم که همین شد با هم بخندیم و دردو یادش رفت.اولش آخخ اوخ زیاد می کرد بعد دیدم نه بابا دست گذاشته پشت رونم فشار می ده خودش هم عقب جلو میکرد منم با صدای اون محکم تر تلمبه می زدم عرق کرده بودم نه ایتوو.الان اتاق فقط پر از اه اه اه اهان اهان اهان اوم اوم اوم اوم اومممممممم
تا ته..منم داشتم با کسش بازی می کردم که لحضه ساکت شد ویه لرزش کوچولو رفت واِرضا شد.منم به کارم ادامه دادم.احساس کردم منم ابم داره می یاد تند تند تلمبه زدمو همون تو خالی کردم.کنارش دراز کشیدم..
لباسمو پوشیدم رفتم دمه در می خواستم خدافظی کنم داشتم تو لبی می گرفتیم که حمید کوچولو دوباره بلند شد .گفتم می خواستی لب ندی.گفت اشکال نداره دوباره رفتم تو اتاق.همون اشو همون کاسه..یه بار دیگه کردمو حالا دیگه ساعت 9 بود. کارم تموم شدو تو پله ها نشستم که کفشمو بپوشم.خارکسه اومد نشست تو بغلم که کیرم با فهش خوار مادر بلند شد.دیگه جون نداشتم برم تو اتاق رفتیم توپذیرایی رو مبل شروع کردم به تلمبه زدن کون سمیرا خانوم .دیگه داشت کونم پاره می شد البته شده بود این بار که داشتم می کردم به خودم گفتم ابم رو بریزم تو دستمال ببرم بزنم به صورت دوستام
که دفعه ی دیگه کون ندن سر ما.....کردم کردم تا اومد.ریختم تو دستمال کاغذی گذاشتم تو جیبم.
این سری به سمیرا گفتم تو همین جا بمون من خودم میرم.اومد بلند بشه منم" خوب کفش پام بود با سرعت از خونه زدم بیرون........ساعت10:45 بود ....رفتم تو پارک دوستام وایساده بودن دستمالو محکم مالیدم به صورت دوستم خلاصه کلی ازش خندیدیم.جاتون خالی

hamid_2004m@yahoo.com
# : 6 Aug 2008 01:43




منو بشناس که همیشه نقش غصه ام روی شیشه
# : 6 Aug 2008 02:11


تابلو بود خالی بود دوستان سه نکنن .

تو خیابون پر پلیس اژیر قرمزو میبینی در میری * پس لاشخور نباش * ما همیشه تو خیابون با ادمای لاشخور درگیریم * پس لاشخور نباش
# : 6 Aug 2008 12:59


Quoting: hamidlifter
.کردم کردم تا اومد.ریختم تو دستمال کاغذی گذاشتم تو جیبم.



آشغالهاي خود را به موقع جلوي در بگذاريد و با رفتگران بااحترام رفتار كنيد اينجا ايران است شايد فردا او رييس جمهور شود..A.Z.L
# : 8 Aug 2008 05:29 | ویرایش بوسیله: Dreadious


19.5 سانتی(بلندیش) در14.5 (کلفتیش)
14.5 سانت !؟
احتمالا لوله آبی، تنه درختی چيزی به اونجات وصل نيست ؟

# : 8 Aug 2008 10:19




*** آخ كه شكرت اي خدا واسه جهان به اين بدي * * * * * چي ميشد اگه تو دست به ساختنش نميزدي ؟ ***
# : 9 Aug 2008 13:54


بابا ابروی شیرازیا رو بردی با این فحش دادنات و جواد بازیت ( با چاقو به زور کردی ؟؟؟؟!!!!)

# : 11 Aug 2008 09:05


واقعا كه آبرومونو بردي... بچه خلا...

# : 11 Aug 2008 11:05


Quoting: hamidlifter
گفتم کدوم خارکسه پاتو سوزونده.

Quoting: hamidlifter
چاقوم رو از تو جیب شلوارم که کنار تخت بود برداشتم برای این که از کون بده یه خورده ترسوندمش.

Quoting: hamidlifter
کیرم با فهش خوار مادر بلند شد

ما نفهمیدیم رفته بودی دعوا یا عشق بازی؟

# : 11 Aug 2008 11:09


اينم يك فيلم آبگوشتي فارسي

چاقو -فحش خواهر مادر - زخم . فقط يه قيصر كم داشت

. 1 . 2 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB