صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / خاطرات سکسی / او یک فرشته بود
<< 1 ... 9 . 10 . 11 .
نویسنده پیام
# : 11 Aug 2008 10:57


خسته نباشی...قشنگ نوشتین...
اول حدس زدم ممکنه آخرش دچار شک بشیم و خانوم داستان بیگناه باشه و از این جریانات عجیب پیش بیاد و اسم داستان مربوط به اونه.....
ممنونم...

# : 11 Aug 2008 17:21


خیلی قشنگ بود ماهان جون

چه عیبی داشت اگه فردا جهان بهتر از این میشد ...خدا میرفت و یک مادر پرستار زمین میشد
# : 11 Aug 2008 17:37


katayoon_bahar

ممنون عزيز ، من كه چندين بار گفتم آخرش كلي چيزا رو مي شه و در اصل خود شاهين بود كه فرشته بود

F_Super6

خواهش كي كنم عزيز دلم چشمات قشنگ مي بينه

# : 15 Aug 2008 14:15


mahanbk
سلام
ممنون از قسمت آخر...

~~~~با شب و مهتاب شنیدم این روزا خلوت می کنی...میگن تو خواب و رویاها خورشیدو دعوت می کنی~~~~
# : 15 Aug 2008 21:26


mahan khali ghashang bod
montazere edamash hastam mer30

آنقدر از زندگانی دلگیرم........که روز مرگ خود را جشن میگیرم
# : 18 Aug 2008 15:05


سلام

خب قسمت آخرش رو كه خوندين و تمومش كردم بالاخره

دارم ادامه خاطراتم رو مي نويسم فكر كنم تا 10 يا 15 روز ديگه بذارمش

اگه بخونيدش به احتمال زياد باور نمي كنيد اما واقعيته

خب به نظر شما من از كجا همچين داستاني به ذهنم رسيد

يعني منشاء اون از كجا بود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

# : 18 Aug 2008 17:38


Quoting: mahanbk
سلام

خب قسمت آخرش رو كه خوندين و تمومش كردم بالاخره

دارم ادامه خاطراتم رو مي نويسم فكر كنم تا 10 يا 15 روز ديگه بذارمش

اگه بخونيدش به احتمال زياد باور نمي كنيد اما واقعيته

خب به نظر شما من از كجا همچين داستاني به ذهنم رسيد

يعني منشاء اون از كجا بود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

راستش من نمی دونم...
اما امیدوارم حقیقتی تو زندگیت نباشه

~~~~با شب و مهتاب شنیدم این روزا خلوت می کنی...میگن تو خواب و رویاها خورشیدو دعوت می کنی~~~~
# : 18 Aug 2008 23:43


بازم سلام بذاريد بگم شايد بهم بخنديد اما همه اين داستان از يك ترانمه به ذهنم رسيد

براتون مي ذارمش تا بفهميد


اين بار اولي نبود كه توي قلب من مي مرد
اون با نگاه هاي عجيب كفر من و در مي يورد

هرز مي پريد من كشتمش در فكر كشتن كشتمش
من اون بد لعنتيو با اشك و لبخند كشتمش

پرونده هام كامل شدن با چند تا سيگار و يه عكس
در پي اثبات يه جرم با عشق و نفرت كشتمش

انكار مي كرد حرف منو وقتي كه چشمام و ميديد
گناه تازه اي نداشت فقط يكم هرز مي پريد

با اين همه حرف و حديث حيصيت منو مي برد
وقتي كه داشت تموم مي كرد جون منو قسم مي خورد

آروم و هوشيار كشتمش بيدار بيدار كشتمش
چاره ي ديگه اي نبود از روي اجبار كشتمش

هرز مي پريد من كشتمش در فكر كشتن كشتمش
من اون بد لعنتيو با اشك و لبخند كشتمش

پرونده هام كامل شدن با چند تا سيگار و يه عكس
در پي اثبات يه جرم با عشق و نفرت كشتمش


انكار مي كرد حرف منو وقتي كه چشمام و ميديد
گناه تازه اي نداشت فقط يكم هرز مي پريد

من مونمو اون خاطره با يه عذاب بي امون اما پشيمونه دلم از بابت كشتن اون
اما پشيمونه دلم از بابت كشتن اون از روي اجبار كشتمش

((((((((((((((((((ترانه پرونده از مهدي مقدريان))))))))))))))))))))

<< 1 ... 9 . 10 . 11 .
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB