صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / خاطرات سکسی / پنج سال پیش، بیست سال پیش، درحال حاضر چه کنم ؟ ؟ ؟
<< . 1 . 2 . 3 . 4 . 5 .
نویسنده پیام
# : 19 Aug 2008 22:32


هیچکدام از شما جواب سئولات منو ندادین.

منظورتون چیه؟

میخواهید بگوئید که من برگردم به همون وضعیت قبلی؟ حالا چه با نرینه چه بدون نرینه؟

SM
# : 22 Aug 2008 11:16


Syrous1360

چرا تو خودت را میزنی به کوچه علی چپ؟

همانطوریکه ضمن یادداشت هشتم اوت نوشته بودم:

تو این خاطرات را در این زمان یعنی در سن 27 سالگی و به قول خودت بعداز توبه کردنت در مکه
نوشته ای ولی کاملا" بنظر میآد ذکر خاطراتت برای خودت هم شیرینه.

یعنی اینکه خودت هم نظرت اینه که برگردی.

نظر من این بود که بعد از عمل جراحی و به شکل یک " ماده " یا بقول خودت بدون نرینه برگردی.

اما نظر kandoo747 این بود که با نرینه برگردی.

حالا خودت میدونی؟

FM
# : 26 Aug 2008 10:20


Farrokh47

تو به مشکلات من توجه نکرده ای!

آیا میدونی اگر به فرض با عمل جراحی تغییر جنسیت بدم:

اولا" به فرض اینکه مسئله شرعیش حل بشه مسائل قانونیش به زودی ها حل نخواهد شد.

ثانیا" از کجا معلوم که فرخ منو به عنوان همسرش بگیره؟ در آن صورت باید مثل این همه دخترهائی که میبینیم دنبال شوهر بگردم. و هرکس دیگری هم که از سابقه من با خبر بشه حاضر نخواهد بود با من ازدواح کنه.

ثالثا" به فوریت هر چه تمام تر پست سازمانیم را از دست میدم.
حتی تا حالا چندبار سرپرست سازمان به من گفته: چرا ازدواج نمیکنی؟ اگر زن نگیری نمیتونی بیشتر از این توی سازمان ترفی کنی. و و و و .......



ثالثا"

SM
# : 21 Sep 2008 23:25


Syrous1360

بالاخره به آخر شهریور رسیدیم.

نمیدونم چه تصمیمی گرفتی؟

شاید نظر kandoo747 که با نرینه برگردی برات راحت تر و عملی تر باشه.

ضمنا" پست سازمانی خودت در اداره را هم حفظ خواهی کرد.

ضمنا" برای اینکه با دیگر خلایق خداوند خودت هم آشنا بشی بد نیست از این آدرس:

http://www.youtube.com/watch?v=7RlTAyNI8WE

استفاده کنی و بدونی که خدا این خصلت و خاصیت را در حیوانات هم گذاشته و چیز عجیبی نیست.

به هر حال امیدوارم بعد ماه رمضان ایام خوشی داشته باشی.

اگر دلت خواست خبرش را به من هم بده.

FM
# : 25 Sep 2008 22:19


من تمام چیزایی که وشتی خوندم. به نظر من تو اسیر قفسی هستی که خوت میخ هاشو کوبیدی. دوست داری ازش آزاد بشی اما اما شهامت آزادی رو نداری. البته همینجا بگم که منظور من از آزادی سکس و این چیزا نیست. منظورم تمام تصمیم های زندگیه. این مشکلیه که همه مذهبیون دارند. چون معتقدند که بدون دین و مذهب نمیشه زندگی کرد (یا به عبارت دیگه اعتقادی به این که انسان تفکر و تعقل داره ندارند. در عین اینکه معتقدند که آفرینش بر اساس اختیاره و نه جبر) فکر می کنند که اگر تابع دین نباشند دیگه معلوم نیست چی به سرشون میاد.
به هر حال من معتقدم تو اسیر دوگانگی شدیدی هستی. از یک طرف عقل و تفکرت که تازه شروع به فعالیت کرده بعد از چیز هایی که فرخ باهات مطرح کرده و از طرف دیگه اعتقادات دینی که سعی می کنه یه دیوار بلند دور تفکرت بکشه.

به هر حال اول مشکلتو با خودت حل کن و خودتو بشناس تا بعد بتونی اطرافتو بشناسی. حداقل دینتم همینو میگه.( خودتو بشناس تا خداتو بشناسی)

# : 26 Sep 2008 12:52


سلام ببین این موقعیت برا منم بود ولی یه چیز بدون تو که حالا توبه کردی با توجه به اینکه گی هستی که منم هستم ولی فکر کنم با خدا بودن اعتقاد داشتن از همه چیزای دیگه لذتش بیشتره وقتی با خدا باشی به نظر من میتونی همه مشکلارو تحول کنی اگه اعتقاد داشته باشی منم گی هستم ولی این حرفا که بعضییا میگن دین محدود میکنه یا ایراد بهش میگیرنو گوش نکن چون من همه جورشو تجربه کردم به نظر من به دوستت نه بگی خیلی بهتره که به خدا نه بگی باور کن لذتش بیشتر اخر این کارا به جای جالبی نمیرسه اون دوستتم به نظر من البته میخواد لذت ببره صبر کن از خدش کمک بخواه دنبال این ارم نرو بنظر من هیچ چیزی رو خدا بی دلیل نگفته بکنید یا نه سکس به غیر از ازدواج نتیجه خوبی نداره چه با پسر چه دختر دست کم تو روحیه ادم اثر میزاره مگر ادمائی که هیچ چیزو قبول ندارن حالا اگه یه دوست پسرم میخوای دنبال یکی باش که دنبال رابطه احساسی و عاطفی باشه نه سکس بازم میگم من تجربه دارم نمیشه اینجا یگم ولی به دوستت نه بگی خیلی بهتره تا به هم خداو اعتقداتو وجدانو چیزای دیگه که برات مهمه موفق باشی

# : 28 Sep 2008 21:57


Farrokh47

Ehsan_joon

mmrrvv

از همه شما متشکرم.

من فکر میکنم که احتیاج دارم بیشتر فکر کنم. زمان زیادتری برای تفکر نیاز دارم.

باز هم از هم فکری و اظهار نظر شما متشکرم.

حافظ مبگوید:
این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی ........ این دفتر بی معنی غرق می ناب اولی

آیا باید قرآن ( دین و اسلام ) انداخت دور؟ (اندر می ناب؟)

تا بعد و بدرود: سیروس

SM
<< . 1 . 2 . 3 . 4 . 5 .
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB