صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / خاطرات سکسی / حال و حول مامان تو سینما !
. 1 . 2 . >>
نویسنده پیام
# : 19 Apr 2006 10:09


با مامان رفتیم سینما.هر ماه یه بار میرفتیم.همیشه هم مامان به من میگفت برم بلیط بگیرم واسه اینکه اینجوری میتونستیم تو قسمت غیر خانوادگی بشینیم و مامان دوست داشت کس شعر گفتن پسرا رو گوش کنه.میگفت خیلی حال میده. خیلی وقتا هم تا من مثلا میرفتم بیرون و یکی دو دقیقه مامان تنها میشد بهش گیر میدادن. اون روز هم من که رفتم تو صف پشت یرمون یه سرباز از این شهرستانیا اومد و ایستاد و تا کون مامان و دید آب از لب و لوچه اش آویزون شده بود.یه کمی هم خودش و نزدیک کرد و یه جورایی میخاست به مامان بمالونه و مامان هم خیلی خودش و عقب نکشید. خلاصه بلیط و گرفتم و دست بر قضا تو سالن این سربازه هم دقیقا کنار دست ما نشسته بود.تا من و مامان نشستیم مامان یه لبخندی بهم زد و آروم گفت: -فکر کنم طرف داره میترکه! منم خندیدم و به روی خودم نیاوردم. فیلم شروع شد و من هم که به خاهش مامان جوری نشسته بودم که سربازه کنار مامان بشینه وسطای فیلم دیگه حوصله ام سر رفته بود.اومدم به مامان بگم که بریم که دیدم دست این یارو رو پای مامانه و داره با رون پاش ور میره.جوری خودم و نشوندم که یارو متوجه نشه و منم دور و برم و یه دیدی زدم و دیدم کسی حواسش نیست. مامان هم اولش هیچ عکس العملی نشون نداد.بعدش اونم شروع کرد با دست یارو ور رفتن.پسره خیلی حشر شده بود و سریع دستشو برد از لای مانتوی باز مامان طرف کسش و شروع کرد مالوندنش. مامان هم دستشو گذاشت رو کیر یارو وشروع کرد آروم باهاش ور رفتن و یواش یواش زیپ شلوارو کشید پایین و کیر این بد بخت و که شده بود اندازهء درخت گرفت تو دستش و شروع کرد آروم باهاش بازی کردن. یارو خیلی حشری شده بود و با کس مامان حسابی داشت ور میرفت.خاستم بلند شم و حالش و بگیرم.نه اینکه غیرتی شده باشم ولی میخاستم یه کمی حالش و بگیرم ولی منصرف شدم.دوست داشتم ببینم آخر کارشون به کجا میرسه
مامان هم همینطور ادامه میداد و گاهی هم محکم سر کیر طرف و فشار میداد تا ابش نیاد.مثل اینکه اونم بدش نمیومد که یه کمی طرف و دست بندازه!ولی هیجان انگیز ترین قسمت این سکس تو سینما لحظه ای بود که مامانم دستشو گذاشت تو دهنش و حسابی خیسش کرد و اونو گذاشت رو کیر یارو که داشت منفجر میشد.پسره بد بخت تا مامانم این کارو کرد میخکوب شد و سرش و داد عقب و لرزید و هنوز چند ثانیه نگذشته بود که آتشفشان کیرش به راه افتاد و آب کیرش اومد.مامانم هی براش جلق میزد و آب این پسره هم میریخت رو پشتی صندلی جلویی و خودشم فکر کنم تو آسمونا بود. به دست مامانم هم یه کمی آب کیر مالیده شده بود که بعد از اینکه کارش تموم شد گذاشت تو دهنش که این کارش این بار من و حسابی حشری کرد.سربازه بعد از چند دقیقه گذاشت رفت و من مونده بودم که چطور مامانم انقدر راحت این کارو کرد که شبش برام توضیح داد که دلش واسه این پسره سوخته بود و دوستداشت که یه حالی بهش بده.بخصوصکه حالا هم تو شهر غریبه و حشرشم که زده بوده بالا. جاتون خالی اونشب من خودمم انقدر حشری بودم که حسابی ترتیب مامانم و دادم.عجب کونی بود....

# : 19 Apr 2006 10:17


علي هستي جواب بده

# : 19 Apr 2006 10:55


آدم هوس مس کنه دوباره بره سربازی

ابری نیست ... بادی نیست ... می نشینم لب حوض...گردش ماهی ها ...پاکی خوشه زیست !
# : 20 Apr 2006 09:03


inam ke kopie ke

# : 20 Apr 2006 09:57


بابا ادمین جان شما یه چیزی بگین اگر به کپی کردنه ادمین که دستش اینجوری نیست که خودش اینکارو میکنه لازم نیست زحمت بکشین لطفن اگر خاطره دارید بزنید وگرنه ذهن خلاقتونو به کار بندازین

# : 20 Apr 2006 12:04


ببین عزیز من خسته شدم انقدر توضیح دادم
این داستان ها کپی یا غیره کپی فقط واسه اون دسته از دوستانه که تاحالا این داستان هارو نخوندن
وگرنه میزاشتیم تو خاطرات سکسی نه اینجا
ولی باشه دیگه از علی دادا داستان بی داستان تو فروم

# : 20 Apr 2006 15:44


این مامانو نمی تونی برا ما بیاریش

# : 22 Apr 2006 04:13


خیلی باید ببخشی.. شما توی تارکی سینما خوب چشمتون کار میکرد نه؟؟. حالا اگر میشود یک عکسی میگرفتی خیلی جالبتر میشد.

اگر بهترین دوستم نیستی لااقل بهترین دشمنم باش اگرغمخوارم نیستی لااقل بزرگترین غمم باش هرچه هستی همیشه بهترین باش چون بهترینه
# : 23 Apr 2006 10:06


Quoting: ali_dada
ببین عزیز من خسته شدم انقدر توضیح دادم
این داستان ها کپی یا غیره کپی فقط واسه اون دسته از دوستانه که تاحالا این داستان هارو نخوندن
وگرنه میزاشتیم تو خاطرات سکسی نه اینجا
ولی باشه دیگه از علی دادا داستان بی داستان تو فروم

BEBINAM? MAGE INJA BAKHSHE KHATERATE SEXY NIST AZIZ?


# : 25 Jun 2006 14:15


كاش من هم يك سرباز بودم
امام خميني (ره)

. 1 . 2 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB