صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / خاطرات سکسی / تعریف کس کونایی که کردم خاطراشون
. 1 . 2 . 3 . >>
نویسنده پیام
# : 15 Jun 2008 17:21


ما دیدیم این اما و بقیه دخترا که اینجا میان خیلی از قسمت سایت سایت خوششون میاد گفتیم بزار یه حالی بششون بدم نگید این لاشی بی زرفیته به خاطر دخترا اومده وا یکم اینجوری هس ولی پسرام دیدم که میان اونام دوس دارن پس دعوا نکنین مال همتون خب حالا بی مقدمه بریم سر اصل کاری که تو کف نمونن خب قبلش بگم که من زیادی وارد نیستم کسی فحش نده بجاش کمک کنید که مثه اون داستان طولانیا بنویسم که خیلی حال بده اقا صبر کنید الان خاطره رو می نویسم نظر یادتو نردا چاکرم الان میام

# : 15 Jun 2008 17:23


montazerim

# : 15 Jun 2008 17:32


اقا ما اولین باری که زید پیدا کردیم مال وقتی بود که دوم راهنمایی بودم یه دختره که قیافش خیلیم کیری بود فقط سفید بودا دمش گرم خیلی سفید بود اما قیافه خوبی نداشت ما داشتیم از مدرسه بر می گشتیم با رفیقمون تو اتوبوس بودیم کسخل بودیم هی عقبا نگا می کردیم دیدم این دختره به ما دارد نخ میدد که چشمک زدیم و اونم خندید و اومدیم پاین بش اشاره کردم قبل اینکه بیام پاین اقا اونم اومد حالا ما نه دفه اولمون بود با کس برخورد داشتیم مثی چی چی کس و کونمون داشت می لرزید از ترس تو محلمونم بود گفتیم حالا بگا می ریم دیگه یواشکی دسشو گرفتیم بردیمش تو یه کوچه اونم از من گنده تر بود هم قدش دراز تر بود همم که سنش یادم نیس اون موقه 25 سالا اینا داشت حدودن خلاصه ما همینطور قلبمون مثی کونی مرغ می ز د و بردیمش دستام جون خودم می لرزید همش بدش اونجا نه همش تا قبلش جق می زدیم دیگه کیر مون حسابی شق شده بودا به طرف گفتم لب بده اونم همش می گفت اینجا یکی می بینه اما من نمی دونم چرا اوسکل بودم از همون اول کار ازش لب خواستم اونم جنده اصلن انگوشم نبود فقط می گفت یهو یکی می بیندمون خلاصه تو قیافش نگا می کردم از بس کیری بود حالم به هم خورد ولی به قولی علی رفیقم که بد براش گفتم گف بضی جقه که ا گونی یا می کشیم سرشو می کنیمش خلاصه ما تو اون کوچیه یکم چسبوندیم بش به نکبت و در به دری لباشو یه بار ازش گرفتم دیگه نداد هر کار کردم اقا وقتی می خواس برد گفت شماره بده منم گفتم کیری گفتم ما خونمون دو طبقس تلفونو طبقه بالا بر می دارن حالا همینطورم بودا راست گفتم بد گیری سه پیچش دادم ازش شماره ر و گرفتم هم شماره خونشونو داد هم یه شماره دیگه می گفت هر کی برداشت اگه مردم بو د بوگو با من کار داری انگودم نباشه اونجا کار می کنم فکر کنم اونجام می دادا اقا خلاصه خدافظی کرد رفت بد منم اسکی بدون اینکه بفهمه رفتم دنبالش ردشو زدم خونه رو یاد گرفتم خونه خودشون بودا اقا ما قند تو کونمون الاسکا شده بود دیگه تا حالا هنچین چیزی ندیده بودیم که کلی کیف کرده بودیم ...........اصفهان همش برقا می ره من اینو ارسال پیام کنم طول می کشه تا بمونه بد دوباره می رم که اگه برقم رفت ایناش مونده باشه تا الان ادامشو می نویسم اقا چارکریم

# : 15 Jun 2008 17:45


خونه رو یاد گرفتیم و کلی خر کیف شده بودیم که خره کسرو افتادی دیگه حال کن برو برا بچا تعریف کون کفشون ببره اقا مام این علی همسایمون بود یه سال ازمون بزرگ تر بود اومدیم براش تریف کردیم مثه خر کیف کرده بودا کونده کیری همش میمد می گف ما فلانیا کردیم همش که که خوری بود اما تا بش گفتم کفش برید دیگه بیشتر از اون به بد ادم حسابمون کرد اقا گیر داده بود خونشونو بوگو کوجاس فکر کرده بود ما خریم گفتم میره نی میگم اخه خونشونم یه جا پرت تره ما بود دیگه یه کوچه بالاتر پاتو می زاشتی از دنیا پرت می شدی پاین خلاصه ما فرداش اومدیم و زنگ زدیم به خونه طرف دیدیم یه یارو کیر کلف گوشی رو برداش تخم کردیم گوشی را گذاشتیم از تلفن سر کوچمون زنگ زده بودما بد زنگ زدیم به اون شماره که گفت مردم ورداش حرف بزن مام زنگ زدیم اسم طرفو گفتیم مرده گفت الان جواب می دن دسشون بندس خوده مرتیکه شروع کرد از حال و احوال ما پرسیدن و اینا که گفتم خره کونه رو به باد دادی اینا یه باندن می خوان بوکونندد ما رو بوگو خایامون جفت کرد اخه بچه بودیم دوم راهنمایی کسخل بودیم بدش یخده بامون حرف زدا ازمون پرسیدا گفت چرا با این دوس شدیا اینا بد طرف گوشی و گرفت حال و احوالشو پرسیدم گفتم نازتو برم یخده لاسیدیم خلاصه بعدش گفتم بیا بیرون ببینمت گفت کجا منم فلکه احمد اباد رو باش وده کردم می گفت دوره حالا کیری می گفتا کس کش یه اوتوبوس میشست از هفتون ساف میوردش فلکه احمد اباد می گفت که بیا کافی شاپ تو بزرگمهر اقا مام که حالیمون نبود بش گفتم اونجا دورس به من بیا فلکه تا از اونجا بریم حالا فلکه تا بزرگمهرم چیزی رای نبود ما گفتیم طرف میاد پیداه دو زار رارو باش می ریم می لاسیم تو را واسه دو رو بدش وعده کردم می گفت کار داردم همش بد اومدم دوباره به حج علی گفتم اره ما رفتیم که بوکونیمش جا داری بدی ما اینقدر خودت کردی حالا ما بوکونیم دسش رو شد هی کیری گفت مکانو فلن نیستا اینا گفتم پیش خودم به تخمم تو کافی شاپ می مالیم حالا تا ببینیم چیطو میشه الان ادامشو میگم صبر کنید

# : 15 Jun 2008 18:09


اقا رفتیم روزه قرار طرفم اومدشا مام اونور تر تو یه کوچه وایسادیم که اگه کسی رو اورده بوکوندمون در بریم خلاصه دیدم اومد تنها و وایساد رفتم جلو اقا با ما دست داد کلی خر کیف شده بودم حال کردم بدش گف بیا بریم اونور تاکسی سوار شیم بریم گفتم زکی حتما من پولشو بدم تو دلما نه اینکه بفمه گفتم می خیم حرف بزنیم بیا پیاده صفاش بیشتره دسشو گرفتیم و را رفتیم لامسب مام کیرمون زایه هی بلند می شد کونیمون کرد ولی هی با دس جاشو درس می کردیم بردمون تو کافی شاپ بد دیدم زکی اینجا که اکواریومه خار کسه بردسمون یه جا از بیرون کامل دید داره ولی خلوت بود یادم نیمیره یه کوفتی داد خوردیم که چون پایه خندس نمی گم بم بخندین ولی تو رو در واسی افتادیم بدشم طرفو دنگشو حساب کردیما بد اونجا ما یخده فقط پر و پاشو مالیدیم و هر کار کردم یواشکی دس بزارم رو کسش نذاشت نامرد ما تو کف موندیم یه زرم دسشو اونجا زیر میز گذاشتم رو کیرم گفتم بزار بگیره دسش حال کنه کلفتیشو اقا از کافی شاپ اومدیم بش گفتم مکان سراغ داری یه حالی بکنیم اولش ناز کرد و گفت خونه خودمون بعضی وقتا میشدا اینا خونشونم تو هفتون بود می ترسیدم برم کونه رو به باد بدم ادمای خلافی بودن اونجا کوندا رهم نمی کردن خلاصه گفتم باشد یه بار میام اقا دم در کافی شاپ هی گفت من می خوام جای برم از اینجا گفتم من حال نکردم بیا یه لب بده از اون نه و از ما که باید بدی بردمش تو یه کوچه خلوت کیرمو مالیدم از رو لباس بشو یکم جانانه لباشو خوردم دیگه کلی حال کرده بودم کم مونده بود ابم بیاد اما تا می خواس بیاد می کشیدم خودمو عقب بد طرف رفتا یادمه اومدم خونه رفتم حموم یه جق حسابی به یادش زدم کلیم ابم اومد اقا دیگه ما جدی جدی رفته بودیم تو کف این یارو که بوکونیمش هر چند که قیافش کیری بود اما بعضی جق بود گفتیم به قول علی گونی یا می کشیم رو سرشو می کونیم برا همین رفتم پیش علی کلی خایه مالی که یه مکان واسه ما جور کن اونم گفت جور می کنم به شرطی که منم بکنم اقا حالا ما رومون نمی شد به این جنده بگیم رفیقمونم بکنه بهش گفتیم که باشه تو بکن ولی ما اول نمی گیم تو وسط کار برس که ترتیبشو بدی ..........الان بازم می گم دسم به یه چت بند شدس دارم مخشو می زنم بلکی اینم یه زمانی بیام خاطرشو بنویسم البته تا جای که یادمه می خوا م به ترتبب کسا کونارا بگما ولی خب تا بشه زود میام شاید حالا

# : 15 Jun 2008 18:10


حج رحیم تازه دیدم پیامتو نوکرم بخون ادامه می دم بقیم لاشی بازی در نیارن تو ذوقمون نزنن بیان نظر بدن دیگه نامردی نکنین

# : 15 Jun 2008 18:40


خلاصه چن بار که باش تلفنی حرف زدیم بش گفتم من خونه خالمو اینا خالی شده رفتن مسافرت بیا یه حالی بکنیم اونم هی ناز می کرد و می گفت چی چی واسم می خری و اینا ما فمیدیم این از اون بکشاس می خواد بددو پولشو بسونه مام کیری گفتیم یه روسری اقا بدش اومد گف یعنی ما ارزشمون همینه ما هم به گه خوردن افتادیم گفتیم خب جلسه اوله حالا تو بیا یه چیز خب واست می خرم که راضی باشی اقا قبول کرد قرار شد من زمانشو دوباره بش بگم با علی گفتم و به طرف رسوندم بیاد حالا مکان یکم بالا تر خونه ما بود تو محلم بود زایه اگه کسی می دید کلی با انا انزلا طرفو بردیم خونه به علی هم سپرده بودیم تو یه دفه بیا تو یعنی یه رفیقا پسر خاله مایی که پسر خاله ما کلیدو به تو هم داده و ترتیب کارا بده اقا ما هم شربت اینا اونجا درس کرده بودیم طرفو بردیمش تو اول ناز می کردا کاریش کردیم مانتو رو سریشو در بیاره داشتیم باش می خوردیم و کنارشم نشسته بودیم کوسا کونشو می مالیدم سیناشم می مالیدیم یواش یواش از زیره لباس هی دسشو می گرفتیم می زاشتیم رو کیرمون مام که حالیمون نبود گفتیم علی میاد وارده تا اون موقه تو فیلما هر چی دیده بودیما سوری سوری داشتیم اجرا می کردیم اقا بش گفتیم کیرمونو باید بخوری کلی می گفت نه منم تو دلم گفتم اره جنده تو کیر بخور نیسی جونه عمت هی اسرار کردیم و کشیدیم پاین کلی منت کشی کردیم لباشو خوردم گفتم بابا شسمش تمیزه بدم من مال تو رو می خورم تا راضی شدا کیرمو شرو کرد به زبون زدن و درسم ساک حالیش نبود بزنه ولی ما که حالیمون نبود کلی داشتیم حال می کردیم هی می خواست ابمون بیاد سرشو می گرفتیم عقب دوباره می دادیم بخوره حالا این علی لاشی هم نیومد نیومد مام دیگه مجبور شدیم گف مگه نگفتی کسمو می خوری یا لا من که کیرتو خوردم پس بخور مام گفتیم می خوریم کسی که نیست ببینه می خوریم شروع کردیم به کس لیسی و هی زبون زدیم و لیسیدیم حالا بماند حالم داد بد نبود کسش خیس شده بود کله ما رم هی فرو می کرد تو کسش و ما می مکیدیم که یه دفه علی کون کش خودمونم نفمیدیم چطوری اومد تو که منم نفمیدم مارم تو حالت کس لیسی دید اقا خایا دختره چسبیده بود من پا شدم طبق برنامه سلام کردم گفتم شوما کی هسی اینجا چی کار داری و رفتم تو سینش اونم حولم داد عقبا گفت من رفیق اقای.... هستم کلید دادن به خونشون سر بزنم باور نداری زنگ بزن شما اینجا چی کار دارید من گفتم صاب خونم خونه خالمه بفرماین بیرون دخترم لباساشو پوشیده بود و ترسیده بود مثی چی چی که علی گفت حالا که اینجا بساط پهن کردید منم هستم دختره اسم منو صدا زدا گف من باید برم منم کیری گفتم اره شما برو که علی گفت کجا محال بزارم باید به منم حال بدید خانوم دخترم گف من اینکاره نیستم که اومد بره علی دسشو گرفت و از اون تهدید کیریا کرد که اگه ندی دودمانتا بگا می دم

# : 15 Jun 2008 21:06


باشه اقا من ادامه می دم لاشی بازی بزا ما در نیاریم ولی شومام بیاین طرف ما نامردی نکنین............... دختره مثه سگ ترسید و به من داش نیگا می کرد فکر نکنم خلاصه بویی برد که اینا از قبل هماهنگی شده منم کشیدمش کنار بردمش تو اتاق گفتم خره این به گامون میده وا بیا یه حالی بش بده جون من تا زود از اینجا بریم بیرون اقا خر شد بالاخره و قبول کرد می خواستیم دو تایی بریم رو کار نذاشت گفتیم تکی تکی من بش گفتم برو تو اتاق لخت شو تا من بیام به علی گفتم خره من هیچی حالیم نیسا کارم طول میکشه اینجا امنه کسی نیادا گفت خیالت راحت برو بچپون توش مام رفتیم تو اتاق کامل دیگه لخت شده بود رفتم خوابوندمش خودمم کنارش شرو کردیم به مالیدنشو کیرمو هی به کسش می مالیدم و می خواسم این چیزایی که تو فیلم دیده بودمو اجرا کنم هی دس مالیا اینا کردیم و لب گرفتیم ازشو دیگه حالم از قیافه کیریش داش بهم می خور بش گفتم می خوام بکنم تو کوست که دسشو گرف جلوشو گف من دخترم زکی ما رو بگو انگار اب سرد ریختن رومون این یارو که ما فکر کردیم جندسا می گه من دخترم بش گفتم کسشر نگو بزا حال کنیم که گفت والا راس می گم دیدم قصم میده گفتم راس می گه طرف دیگه بد اقا گفتیم از کون گفت فقط بزار لاش منم برش گردوندم روش خوابیدمو کیرمو گذاشتم لا کونشو هی عقب جلو کردمو پشت گردنشو می خوردم این قدر سفید بود که نگو حسابی حال کردم داش ابم میومد خودمو بش چسبوندمو هی عقب جلو کردم تا ابمو ریختم لا کونو رو کمرش به شکم خودمم مالید یه نکبت کاری شدا پا شدم رفتم دستمال اوردم پاک کردیم چی چی دلم می خواس مثه این فیلما اب تو دنش بریزم اول کارم بش گفتم وقتی ساک می زدا گفت حالم به هم می خوره نذاشت اقا بعدی دوباره اومدیم کنارش خوابیدیم و به لب و لوب گرفتن و حرف زدن که گفت چی واسم خریدی که مام یابو اب دادیم گفتیم نیوردم بعد واست میارم علی رو هم که یادم رفته بود یه دفه درو زد گفت پس تموم کن من بیام اومد یه انگولی انداخت دره کونی ماو من دیدم الان کس خل میشه فکر می کنه من کسم اقا یه لب دیگه گرفتم از دختره رفتم بیرون اتاق نشستم تلویزیون نگا کردم کلی طول کشید و صدا و اخ و اوخ اینا هی شنفتیم و دوباره کیرمون بلند شد داشتم می مالیدمش کلی وقت تو اتاق بودن حال می کردنا بیشتر از من بعدش صداو اینا قطع شد رفتم گفتم تموم شد من بازم می خوام دیدم دختره داره لباس می پوشه می گه من باید برم مام گفتیم باشه واسه بد بدش با علی گفتم حال کردی واست ردیفش کردم تو از این کارا برا ما کردی اصلا لاشی اونم حسابی گفت دمت گرمو خوب کونه رو کردیم و اینا که گفتم کردی توش گفت اره گفتم پس به من نداد کره خر گفت بزار لاش گفت خاک تو سرت که نکردی باید به گا می دادی کونشو ولی مام دیگه که تجربه نداشتیم از دسمون پرید اون روز این باره اولی بود که بردمش تو خونه و حال کردیم تموم شد بازم هم این هست هم کسای دیگه می گم واستون ولی شمام بیاین اینجا رو شلوغ کنید تا حال بده چاکرم

# : 16 Jun 2008 05:20


داداش میشه زبون اصلی ننویسی

منو بشناس که همیشه نقش غصه ام روی شیشه
# : 16 Jun 2008 19:52


زبون اصلی یعنی چی خب من فارسی بلدم دیگه دمت گرم باز اومدی یه چیز گفتی بقیه که محل نمی زارن منو زدن تو ذوقم دیگه ولی قدرمو ندونستیدا ما یادمون نمی ره یکی بعد میاد کشفم می کنه

. 1 . 2 . 3 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB