صفحه اصلی
|
صفحه اصلی انجمن
|
عکس سکسی ایرانی
|
داستانهای سکسی
فیلم سکسی
|
سکسولوژی
|
خنده بازار
|
داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها
|
پاسخ
|
وضعیت
|
ثبت نام
|
جستجو
|
قوانین
|
آخرین ارسالها
|
انجمن آویزون
/
خاطرات سکسی
/
*روزهای زیبای با هم بودن*...(فهرست در صفحه اول)....خاطره زیبای من از عشقم
<<
.
1
.
2
.
3
.
4
.
5
.
6
.
7
.
8
.
9
.
10
...
48
.
49
.
>>
نویسنده
پیام
sanaz_bavafa
اعضا
#
: 7 Jun 2008 21:43
سلام محمد جان.واقعا خیلی خیلی ممنون بابت خاطره زیبات.تحت تاثیر قرار گرفتم.کاملا پیداست که با اصول نگارشس آشنایی.خیلی دوست دارم بدونم آخرش چی میشه.
تو پست هات همش گفتی کسی نظر نمیده.کاری به کسی نداشته باش تو لطفا فقط به خاطر من هم که شده با همین سرعت بنویس.
من خیلی وقته تو این انجمن عضوم و همه داستانها رو خوندم اما هیچکدومشون مثل مال تو روم تاثیر نداره.
تو رو خدا حتما ادامه بده.
ادامه بده که من خیلی خوشم اومده.
اولش که خوندم فکر کردم از این داستان الکی هاست اما ادامه که دادم فهمیدم چقدر عمق داستانت زیباست.
هر کی خواست نظر بده ،بده هر کی هم نخواست نده.تو واسه منم که شده ادامه بده.
بازم مرسی
ساناز
sanaz_bavafa
اعضا
#
: 7 Jun 2008 22:04
محمد جون آخرشی....آخرش....
ایووووووووووووووووولللللللللل
خیلی خیلی باحاله
sanaz_bavafa
اعضا
#
: 7 Jun 2008 22:05
محمد جون نوکرتم....خیلی قشنگه....واقعا دستت طلا..
بهتر از این نخونده بودم تا حالا.بچه ها همه همینو میگن
مرسی مرسی مرسی
sanaz_bavafa
اعضا
#
: 7 Jun 2008 22:06
بابا ایووووووووولللل.
قلمت طلایییه به جان خودم.عالیه
خیلی ممنون
ادمه بده حتما.ادامه بدی ها باشه؟
yankee
اعضا
#
: 7 Jun 2008 22:14
وای دلم در گرفت مردم از خنده........
sanaz_bavafa
ممد جون عالیه...
Love is A Drug
Amir_blank7
اعضا
#
: 7 Jun 2008 22:32
sanaz_bavafa
Quoting: sanaz_bavafa
من خیلی وقته تو این انجمن عضوم و همه داستانها رو خوندم اما هیچکدومشون مثل مال تو روم تاثیر نداره.
یه نگاه به تاریخ عضویتت بنداز : Jun 2008 19:07
yankee
تو اگر گوشه محراب نشستی صنمی گفت چرا؟ ........ من اگر گوشه می خانه نشستم به تو چه؟
aaa1000
اعضا
#
: 7 Jun 2008 22:34 | ویرایش بوسیله: aaa1000
سلام
جالبه
ادامه بده
بچه ها به من هم سر بزنین
خاطرات نیمه تمام
http://mashhad.iranproxy4u.co.cc/nph-test.pl/000100A/687474702f6176697a6f6f6e2e636f6d2f666f72756d2f3 25f36343334375f302e68746d6c
می خوام یه چیز تکان دهنده بنویسم!!!
با یه نگارش عجیب!!!
از ماست که بر ماست
sanaz_bavafa
اعضا
#
: 7 Jun 2008 23:02
امیر جان من این اکانت رو تازه ساختم.اکانت قبلیم اینه برو ببین sanaz_sooti.
اینجا هم جای این بحث ها نیست.
بهتره داستان زیباش رو بخونی.
mohammadzq
اعضا
#
: 7 Jun 2008 23:05
سلام به همگی به خصوص امیر جان و ساناز عزیز.
خیلی خوشحالم که خاطرم به دلتون نشسته.لطفا هر کس خاطره رو میخونه نظر یا پیشنهادی داره بگه.این تاپیک متعلق به خودتونه و من یه خدمتگذارم.
با تشکر از همگی:محمد
لطفا بعد از خوندن نظر هم بدید تا انگیزه ای واسه نوشتن داشته باشم.قسمت بعدی تقدیم به ساناز عزیز.sanaz_bavafa
هیچ وقت به خدا نگو مشکلات بزرگی دارم،به مشکلات بگو خدای بزرگی دارم!!!
mohammadzq
اعضا
#
: 7 Jun 2008 23:07
تشکر از همه کسانی که خوندن و نظر دادن و بازم تشکر از کسانی که خوندن و نظر ندادن
هیچ وقت به خدا نگو مشکلات بزرگی دارم،به مشکلات بگو خدای بزرگی دارم!!!
<<
.
1
.
2
.
3
.
4
.
5
.
6
.
7
.
8
.
9
.
10
...
48
.
49
.
>>
جواب شما
»
نام
»
رمز عبور
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از
این قسمت
عضو شوید.
Powered by
MiniBB