| نویسنده |
پیام |
|
|
Quoting: baba_pashmaki سلام كيوان جان تازه داشتي كير مارو شق ميكردي كه دو باره افتاد در حقيقت جنايت كردي گذشته از شوخي خيلي قشنگ مين
سلام عزيزم
بابا ما رو شرمنده ميكنيد
ببخشيد واله دليلش رو بالا توضيح دادم
معذرت

|
|
|
سلام santimعزيز
ازدراستويته به روسي سلام كردن به جمع ميشه و سلام كردن به يك نفر در روسي ميشه
ازدراستوي
از راهنمائيت ممنون و خوشحالم كه نوشته هامو خوندي بازم از نظراتت منو بهرمند كن
قربانت كيوان
|
|
|
سلام sarabeashegh
الان تا نيم ساعت ديگه
چاكريم
كيوان 
|
|
|
|
|
دهنشو نزدیک گردنم برد و دم گرمشو ریخت روی پوست گردنم تو یه لحظه چیکو میخواست پوست خودشو پاره کنه طرف واقعا استاد سکس بود نوک زبونشو روی نقطه ای از گردنم گذاشت کم مونده بود خومو خراب کنم یه لحظه کشیدم کنار و طرف که دستش از روی شلوار روی کیرم بود فهمید و منو کشید سمت خودش گفت مهم نیست بریز بازم دوباره بلند میشه و به راحتی چیکو رو درآورد و دستاشو محکم دورش حلقه کرد و با زبونش زیر سرشو تحریک میکرد برای اولین بار بی اختیار دادم در اومد و دادشتم نعره میزدم تمام آبم رو صورتش ریخت و وقتی خوب حسابی با زبوش تحریکش کرد و دید که چیکو کاملا مرد بل دستمال کاغذی چیکو و صورت خودشو پاک کرد و رفت دستشوئی صورتشو شست و اومد یه سیگار درآورد و یه نگاهی بمن کرد و دوباره گذاشت تو پاکت بهش گفتم راحت باش بابا اما روشن نکرد و شروع به صحبت کرد فارسی رو با لهجه قشنگی صحبت میکرد مثل اهالی سمرقند چشماش خیلی درشت و رو به بالا بود تقریبا رگه هائی از نژاد ترکمن در چهره اش دیده میشد پاهاش بسیار بلند و باریک و کلا یه باربی تمام عیار بود پوست خیلی لطیفی داشت و سرخی گاز کوچکی که از لپاش گرفته بودم قشنگ پیدا بود گونه هاش بصورت طبیعی سرخ و وقتی از نزدیک نگاه میکردی مویرگ های زیرش کاملا پیدا بود دیدم خیلی معذبه اینه که خودم براش یه سیگار روشن کردم و دادم دستش ایندفعه با خیال راحت اونو گرفت و کشید گفت که شوهر داشته و شوهرش با یه زن آذربایجانی فرار کرده و اونهم مجبور شده بره سر کار و بخاطر زیبائیش سریع در شرکت هواپیمائی استخدام شده و اصالتا در تاشکند متولد شده از پدری روس و مادری ازبک اسمش قبلا Guzel بوده اما بعد از ازدواج به نادیا تغییر داده ! سیگارش تموم شد و گفت شروع کنیم با سر اشاره کردم و لای پاشو باز کرد و گفت اول تو کمی بهم حال بده کس جمع و جوری داشت که کمی لبهای صورتیش اومده بود بیرون بسیار تمیز و تازه تراشیده اطرافش هم کاملا سفید بود فکر کنم از کرم مخصوصی برای سفیدیش استفاده کرده بود خیلی آهسته زبونمو گذاشتم لای لبهاش و تا بالا کشیدم لاش باز شد و عطر تحریک کننده ای به مشامم خورد زبونمو بیشتر لای کسش فشار دادم و اونهم دستشو تو موهام برده بود و بازی میکرد باز دیدم کار داره خیلی سریع پیش میره بلند شدم و با عذر خواهی رفتم اتاق خودم و اسپری لیدو رو در محل کوپر استفاده کردم تا هم متوجه نشه و هم خودم لذت کامل ببرم برگشتم و برای تاخیر اندازی یه گیلاس ویسکی براش آوردم با تشکر زیاد خورد و 10 دقدیه ای علاف کردم و دوباره شروع کردم با تمام قوا کسشو میخوردم کمی بعد جاها عوض شد و اون برای من ساک میزد خیلی قشنگ و قوی . اصلا دندونهاش به چیکو نخورد و لی با فشار زیادی میک میزد بلند شد و چیکو رو تنظیم کرد و نشست روش دستشو روی چوچولش گذاشته بود و با خودشم ور میرفت کمی بعد روی مبل وا داد و افتادم روش سینه هاش خیلی سفت بودم به شوخی گفتم پروتز داری اخم شوخی کرد و گفت نه اهلش نیستم با دستاش دونه دونه موهای سینه مو میکند که باز خودش لذتی داشت بعد بلند شد و پشت بمن کرد و گفت با شدت . گذاشتم و شدید شروع کردم هر دو نفس نفس میزدیم و اون ارضا شد خودم دلم میخواست تموم بشه زیر تخمام داشت درد میگرفت و معلوم بود که کوپرم لبریز آبه ولی بی حسی نمی گذاشت خالی بشم کمی نفس تازه کردم و گفت از جلو دیگه نمی تونم از عقب میخوای کفم برید اصلا فکر نمیکردم از عقب بهم بده سوراخ ریزی داشت که به سختی دیده میشد بقول ایرج میرزا : (( من بر آنم که در آن عاری ز مو جو نشاید کرد با چکش فرو )) گفتم میتونی خندید و چیزی نگفت سر چیکو رد مالید به سوراخ کونش و ظاهرا خودشو ول کرده بود چون به راحتی داشتم باز شدنشو با کله چیکو حس میکردم کمی بعد سرش داخل بود و با یه نگاه بهم فهموند که باقیشو بفرست بی هوا و با فشار تمامشو کردم تو دیدم رومبلی رو محکم چنگ زد فهمیدم که فشار زیادری رو تحمل کرده صورتشو سمت خودم گردوندم دیدم محکم لب پائینشو گاز گرفته به نرمی شروع کردم و کمی بعد آروم شد و خودشو ول کرد و ظاهرا داشت لذت میبرد به مکافات خودمو خالی کردم که منو محکم به خودش فشار داد و کل آبم تو کونش خالی شد کشیدم بیرون و افتادم رو مبل سوراخش باز مونده بود و خیلی ملتهب بودم کنارم دراز کشید و از هم لب میگرفتیم بلند شد و دوباره دوش گرفت وقتی برگشت لباس پوشید و گفت باید برم اما سکس لذت بخشی بود و منو که داشتم لباس میپوشیدم سرپا نگه داشت و کیرمو کشید بیرون و کمی با لبا و زبونش باهاش بازی کرد و بلند شد یه لب طولانی گرفت و گفتم خودم میرسونمت اما قبول نکرد و گفت مجاز نیست بهش پول تعارف کردم و گفتم بالاخره حتما پولیه گفت که دوستت بهرام حساب کرده و از لای پولهائی که جلوش گرفته بودم یه پونصدی کشید بیرون و گفت امضاش کن کردم و خودشم یه اسکناس از کیفش بیرون آورد و امضا کرد داد بهم به همراه عکسش و با بوسه آخر خداحافظی کرد یه تاکسی تابلو دار براش گرفتم و فرستادمش رفت هنوز خودمو جمع و جور نکرده بودم که صفورا اومد و چون کسی نبود شوخی رو شروع کرد گفت چطور بود گفتم خیلی رویائی گفت اونی که من دیدم حاشر بودم با دختر بودنم بخورمش تو که هیچی بهش گفتم خیلی وارد بود اگه شگرد هاشو یاد میگرفتی خیلی بدردت میخورد اخم کرد و گفت دادنو خوب بلدم بی هوا بغلش کردمو و گاز محکمی رو که از نادیا میخواستم بگیرم از صفورا گرفتم و جیغش تو ساختمان پیچید .
|
|
|
سلام كيوان جان بابا دمت گرمچ
|
|
|
سلام كيوان جان بابا دمت گرم
|
|
|
amoabas_2002
چاكريم
|
|
|
نه بابا اينكاره هم بودي و ما نميدونستيم
|
|
|
|
|
monster cock
به به به رفيق گلم
ببينم كي وقت ميكني اينا رو تايپ ميكني
كردن كه جاي خود داره!!!!!
اشرف جان خالي ميبنده تو ناراحت نشو فعلا" كه خودت ارباب چيكويي و بس!!!!
|
|
|
Quoting: sleepwater ببينم كي وقت ميكني اينا رو تايپ ميكني
سلام عزيزم خوشحالم كه هستي
چرا ميل نزدي جيگر
اين اشرف ديگه اتاق من شده پاتوقش
ميدوني من در هفته يكي دو روز كار تلفني شديد دارم بعدش ديگه كنترل و مراقبته وقت كم نميارم
قربونت كيوان
|