| نویسنده |
پیام |
|
|
AiHan1387

نخوندم هنوز میخونم نظر میدم دوست عزیز
tanhatarin bikas mardi az hichestan
|
|
|
AiHan1387 
حاجی مبارک باشه ببخشید دیر خدمت رسیدیم
تا حالاش که عالی بود .. مثل همیشه 
راستی ما شما رو قلدر صدات کنیم یا آیهان ؟؟؟ 
خاطره شادي هاي امروزمان تلخ ترين غمي است که فردا به ياد مي آوريم ..... ◄ خدایا سپاس... ►
|
|
|
AiHan1387 . . . . . . . . . . پیر شی آیهان 
بمیرد آنکه میخواهد تو را گریان ببیند...
|
|
|
|
|
AiHan1387 مرسی

پرنده لب تنگ ماهی نشسته بود و به ماهی نگاه میکرد و میگفت:سقف قفست شکسته چرا پرواز نمیکنی؟!
|
|
|
وای ببینم این آیهان همون قلدر خودمونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  ای بابا من نشناختمت قلدر جونم. حالت خوبه ؟ من شرمندم. تاپیک جدیدت هم مبارک باشه. 
;;;دارم این زنگی رو به چی میبازم؟؟؟؟;;;
|
|
|
آیهان جان میشه لطفا آپ کنی ؟ :confused آخه من فقط خاطرات شما رو می خونم ...

|
|
|
چقدر سخته برات نوشتن آیهان
تا میاد آدم گرم بشه تمومه
هنگامي که يک نفر دچار توهم مي شود، ديوانه اش مي گويند. هنگامي که افراد بسياري دچار يک توهم مي شوند، مؤمن شان مي خوانند.
|
|
|

~~~~با شب و مهتاب شنیدم این روزا خلوت می کنی...میگن تو خواب و رویاها خورشیدو دعوت می کنی~~~~
|
|
|
|
|

نمی دانم آخر این دیوانگی تا کجاست ... و باز خنده ایی مستانه سر می دهم شاید به جنس نیاز ...
|
|
|
صفحه بعد لطفا 
* ~~~ سربلندی گر خواهی ، با همه یکرنگ باش ... قالی از صد رنگ بودن ، زیر پا افتاده است ~~~ *
|