صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / خاطرات سکسی / بی پناهم.....پناهم ده_______فهرست در صفحه اول
<< . 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . 6 . 7 . 8 . 9 . 10 ... 145 . 146 . >>
نویسنده پیام
# : 29 Apr 2008 23:53


فردا باز زنگ میزنم اگر آماده شده بود میگیرم میبرم نشون دکترت میدم وبرای اینکه ذهنشو منحرف کنم پرسیدم شام چی داریم؟-همونکه دوست داری.دو دستم رو به هم کوفتم آخ جووون-ای شکمو.شام رو با خنده وشوخی خوردیم.نذاشتم ظرفها رو بشوره قرصهاشو دادم وفرستادمش که بخوابه.کمی خونه رو مرتب کردم ورفتم تو اطاقم.اونجا تنها جایی بود که می تونستم با خودم خلوت کنم.داشتم کامپیوتر رو روشن می کردم که گوشیم زنگ خورد.مهرناز بود اصلا حوصله نداشتم رد کردم.کامپیوتر رو روشن کردم رفتم روی آهنگهام و افتادم روی تخت.صدای یاور توی اطاق پیچید که از زخم هزار ساله می خوند:
اگه چوب همه جنگلا رو قفس کنن
هنوزم دستای من خواب کبوتر میبینه
اگه تو دنیا هزارون گل رنگارنگ باشه
هنوزم دستای تو واسه من خواب میچینه
خنجر دستای تو گل نوازش منه
هق هقه گریه من صدای خواهش منه
اگه تنهایی بشه زخم هزار ساله عشق
من هزار سال دیگه منتظر تو می مونم
اگه روزی صدامو تو گود شب چال بکنن
من برات هر شعری رو با لب بسته می خونم
خنجر دستای تو گل نوازش منه
هق هقه گریه من صدای خواهش منه

از حاصل عمر چیست در دستم...................هیچ
# : 30 Apr 2008 00:01


هق هق گریه ی من صدای خواهش منه...اشکام سرازیر شدند..از پس پرده ی اشک نگاهم به عکس روی میزتوالتم افتاد.عکس چهارنفره ی پدرمادرم،نیما و من.توی عکس من چهارده سالم و نیما که شش سال از من کوچکتر بود هشت ساله.همه مون دست دور گردن هم انداختیم و رو به دوربین خندیدیم.کی می تونست فکرشو بکنه که شش سال بعد نیما به بدترین نوع لوسمی دچار بشه ودر کمتر ازیکماه پر بکشه وبره.تازه رفته بود توی چهارده سالگی و صداش دورگه شده بودومن چقدر اذیتش میکردم از این بابت.کی می تونست فکرشو بکنه که پنج سال بعد از مرگ نیما پدرم،
بابای نازنینم شب بخوابه صبح پاشه بگه نزهت سینم درد میکنه و تا ما برسونیمش بیمارستان طاقت نیاره و بره پیش پسر عزیزش.چه روزهای جهنمی بود.روزهایی که فکر می کردم دنیا به آخر رسیده ولی نرسیده بود این دنیای لعنتی حالا حالاها با من کار داشت.خدایا چرا روزهای با هم بودن در کنار هم بودن اینقدر کوتاست....زخم هزار ساله ی من سر باز کردو بیرون ریخت...

از حاصل عمر چیست در دستم...................هیچ
# : 30 Apr 2008 00:12


Quoting: ghazal_masti
رها جان نمی تونم ادامه ی داستانو بذارم تا ارسال میکنم error میده.شما می دونید چکار باید کنم؟

حل شد دیگه

به كوروش چه خواهيم گفت؟forum/19_57882_0.html
# : 30 Apr 2008 00:16


Quoting: ghazal_masti
صدای یاور

بابا ایول.به دوست داران یاور اضافه شدی
ghazal_masti
خوب مینویسی اما یکجا بنویس.اینه داری؟

به كوروش چه خواهيم گفت؟forum/19_57882_0.html
# : 30 Apr 2008 00:27


Quoting: rahamatt
.به دوست داران یاور اضافه شدی

زندگی یه بازیه کی از عمرش راضیه
من از دوستداران یاور بودم از سالها قبل.
از آینه استفاده کردم ولی احتمالا آینش ترک داره چون هر کاری کردم یکجا ارسال نشد برای همین مجبور شدم خردش کنم.از این بابت معذرت میخوام.

از حاصل عمر چیست در دستم...................هیچ
# : 30 Apr 2008 04:59


غزل جان عالی بود منتظر ادامه اش هستم بانو.

شب تنهایی تو قاب آینه چهره ی مات دلم شکسته بود................دل خسته ای که بی حضور عشق همه ی پنجره ها رو بسته بود
# : 30 Apr 2008 08:06


Quoting: makhmalee
منتظر ادامه هستیم

حتما

از حاصل عمر چیست در دستم...................هیچ
# : 30 Apr 2008 08:52


ghazal_masti


ادامه ادامه

واسه من که عاشقم همین بسه : ~ " هر کی عاشقه به عشقش برسه"~!
# : 30 Apr 2008 10:56


ghazal_masti

سلام
تاپیک مبارک
خسته نباشی

تا به کی بايد رفت ؟ از دياری به دياری ديگر

نتوانم ، نتوانم جستن هر زمان عشقی و ياری ديگر
کاش ما آن دو پرسـتو بوديم
که همه عمر سفر ميکرديم
از بـهـاری بـه بـهـار ديگـر ...

نمی دانم آخر این دیوانگی تا کجاست ... و باز خنده ایی مستانه سر می دهم شاید به جنس نیاز ...
# : 30 Apr 2008 11:08


ghazal_masti

دمت گرم . ادامه بده .... ولي يه كم بيشتر لطفاً

esi_mdk
SACRIFICE
shakiba56
rahamatt
mohsen_m275


خاطره شادي هاي امروزمان تلخ ترين غمي است که فردا به ياد مي آوريم ..... ◄ خدایا سپاس... ►
<< . 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . 6 . 7 . 8 . 9 . 10 ... 145 . 146 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB