صفحه اصلی
|
صفحه اصلی انجمن
|
عکس سکسی ایرانی
|
داستانهای سکسی
فیلم سکسی
|
سکسولوژی
|
خنده بازار
|
داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها
|
پاسخ
|
وضعیت
|
ثبت نام
|
جستجو
|
قوانین
|
آخرین ارسالها
|
انجمن آویزون
/
خاطرات سکسی
/
بی پناهم.....پناهم ده_______فهرست در صفحه اول
<<
1
...
144
.
145
.
146
.
>>
نویسنده
پیام
babaye_esfandiar
اعضا
#
: 6 Aug 2008 08:32
Quoting: ghazal_masti
ممنون حاج آقا
شما چطورید؟
منم خوبم شکر...!
Quoting: jerjes69
دهن جفتتون سرویس که انگاری جفتی باهم دودر کرده بودین بابا به شدت مشکوک می زنی ها
مرد مومن من که همش بودم...!
بزرگترين و كامل ترين آرشيو كليپ هاي سكسي ايراني: http://www.avizoon.com/forum/11_61065_0.html
ghazal_masti
اعضا
#
: 6 Aug 2008 15:07
Quoting: babaye_esfandiar
مرد مومن من که همش بودم...!
بابا ما اونور صدات کردیم اینور جواب دادی
از حاصل عمر چیست در دستم...................هیچ
babaye_esfandiar
اعضا
#
: 7 Aug 2008 09:51
Quoting: ghazal_masti
بابا ما اونور صدات کردیم اینور جواب دادی
کدوم ور...؟!
بزرگترين و كامل ترين آرشيو كليپ هاي سكسي ايراني: http://www.avizoon.com/forum/11_61065_0.html
ghazal_masti
اعضا
#
: 9 Aug 2008 14:37
Quoting: babaye_esfandiar
کدوم ور...؟!
یافتی آن ور را؟
از حاصل عمر چیست در دستم...................هیچ
DavidLynch
اعضا
#
: 9 Aug 2008 19:35
سلام
من دوست دیوید هستم. شاید بدونید که دیوید اواخر سال 86 از دنیا رفت. اگه می خواین من داستانش رو ادامه بدم لطفا بیاید توی تاپیکش و نظرتون رو بگید.
http://www.avizoon.com/forum/2_52768_0.html
ممنون.
فراموش نکن که فراموشی فراموشیست
sanammmmmm
اعضا
#
: 7 Sep 2008 17:01
خیلی زیبا بود. یک نفس تا اخرش خوندم. دستت طلا عزیزم
این منم.. این منم... این منم..... بغضمو تو گلو میشکنم◄ خدایا سپاس... ►
elnazy
اعضا
#
: 7 Sep 2008 18:13
SALAM
غزل جون سلام عالی عالی عالی عالی نوشتی
خیلی خیلی خوب نوشتی
آنقدر از زندگانی دلگیرم........که روز مرگ خود را جشن میگیرم
ghazal_masti
اعضا
#
: 8 Sep 2008 10:44
Quoting: sanammmmmm
خیلی زیبا بود. یک نفس تا اخرش خوندم. دستت طلا عزیزم
مرسی صنم جان
Quoting: elnazy
غزل جون سلام عالی عالی عالی عالی نوشتی
خیلی خیلی خوب نوشتی
از حاصل عمر چیست در دستم...................هیچ
ghazal_masti
اعضا
#
: 8 Nov 2008 00:13
یاد روزهای نوشتن این داستان بخیر...روزهای اول ورودم به سایت بود...و مهر چند نفر از دوستان...هرگز یادم نمیره
از حاصل عمر چیست در دستم...................هیچ
bahane2008
اعضا
#
: 13 Nov 2008 13:45
ghazal_masti
غزل جون خانمی بالای 5 بار این داستانت رو از اول تا آخر خوندم مرسی خانمی بابت این داستان زیبات و 2 داستان زیبای دیگت.
زندگی کردن من مردن تدریجی بود هر جان کند تنم عمر حسابش کردند
<<
1
...
144
.
145
.
146
.
>>
جواب شما
»
نام
»
رمز عبور
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از
این قسمت
عضو شوید.
Powered by
MiniBB