صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / خاطرات سکسی / بی پناهم.....پناهم ده_______فهرست در صفحه اول
<< . 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . 6 . 7 . 8 . 9 . 10 ... 145 . 146 . >>
نویسنده پیام
# : 29 Apr 2008 21:02


من نمیتونم وارد شم.

از حاصل عمر چیست در دستم...................هیچ
# : 29 Apr 2008 21:05


ادامه بده دوست عزیز
Quoting: ghazal_masti
من نمیتونم وارد شم.


به کجا وارد شی؟از فیلتر شکن استفاده میکی؟

# : 29 Apr 2008 21:09


نه از آینه استفاده می کنم.میخوام بقیه ی داستانو بذارم نمی شه

از حاصل عمر چیست در دستم...................هیچ
# : 29 Apr 2008 21:20


منتظر ادامه هستم

شب تنهایی تو قاب آینه چهره ی مات دلم شکسته بود................دل خسته ای که بی حضور عشق همه ی پنجره ها رو بسته بود
# : 29 Apr 2008 22:39


شکیبا جان قسمت بعدی رو از همینجا میذارم تا ارسال می کنم error میده.از قسمت دیگه ای باید وارد شم؟

از حاصل عمر چیست در دستم...................هیچ
# : 29 Apr 2008 22:49


Quoting: rahamatt
منتظریما.یه ذره نوشتی ولی خوف بود

مرسی دوست عزیز.کم کم دستم راه می افته .راستش یکمی دلهره داشتم با وجود شما دوستان گل رفع شد.
Quoting: mohsen_m275
ادامه بده

چشم قربان
Quoting: parisa65
عالی بود


مرسی عسل جان وشایلی

از حاصل عمر چیست در دستم...................هیچ
# : 29 Apr 2008 23:18


Quoting: ghazal_masti
نه از آینه استفاده می کنم.میخوام بقیه ی داستانو بذارم نمی شه


Quoting: ghazal_masti
مرسی دوست عزیز.کم کم دستم راه می افته .راستش یکمی دلهره داشتم با وجود شما دوستان گل رفع شد.

خواهش میکنم عزیز جانهمه اولش همین جورن.استارت که بزنی حله.خودش میره دیگه

shakiba56


به كوروش چه خواهيم گفت؟forum/19_57882_0.html
# : 29 Apr 2008 23:26


منتظرم..!

بزرگترين و كامل ترين آرشيو كليپ هاي سكسي ايراني: http://www.avizoon.com/forum/11_61065_0.html
# : 29 Apr 2008 23:29


رها جان نمی تونم ادامه ی داستانو بذارم تا ارسال میکنم error میده.شما می دونید چکار باید کنم؟

از حاصل عمر چیست در دستم...................هیچ
# : 29 Apr 2008 23:51


پشت در خونه از توی آینه ی ماشین نگاهی به صورتم انداختم.افتضاح بود.به معجزه ی لوازم آرایش متوسل شدم.
گلسا،
گلسا جان تویی؟لبخند زدم نباید چیزی می فهمید فعلا نباید چیزی می فهمید.آره عزیز دل دختر تحفته.انگشتانش رو به نشونه ی تفنگ روبروم گرفت:نبینم به دختر گل من بد بگیها چشماتو از کاسه درمیارم و خندید.اشک توی چشمهام جمع شد برای اینکه متوجه نشه با سر رفتم توی آغوشش.سخت در آغوشش گرفتم ومثل بچه ای که از روی بوی شیر دنبال سینه ی مادرش میگرده میبوییدمش.-اوهو چه خبرته انگار صد ساله منو ندیدی بگیر اونور پرتفم کردی.خندیدم وباز بوسیدمش.
-بدو بدو که روده کوچیکه بزرگه رو خورد-من میل ندارم نزی جون جونم(اسم عزیزترین کسم نزهت بود اما من از کودکی اینجوری صداش می کردم)-یعنی چی که میل نداری من ناهار نخوردم از بس سرم درد میکرد حالا شام هم تنهایی بخورم؟با شنیدن کلمه ی سردرد وا رفتم .-الهی گلسا به فدای تو الان لباس عوض می کنم میام اصلا خودم لقمه توی دهنت می کنم.با کوسن یکی از مبلها آروم به پشتم زد:تو اگر این زبونم نداشتی بازم...-.بازم چی؟-هیچی،
نخودچی و دوید دنبالم.با جیغ پریدم توی اطاقم.سریع لباس عوض کردم وآمدم بیرون.داشتم توی دلم خدا رو شکر می کردم که چیزی راجع به آزمایش ها نپرسید که ناگهان پرسید جواب آزمایشها رو گرفتی؟گفتم نه زنگ زدم گفتندآماده نیست ،

از حاصل عمر چیست در دستم...................هیچ
<< . 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . 6 . 7 . 8 . 9 . 10 ... 145 . 146 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB