Quoting: hichestan_tanha نه من برا این میخوام که منم برم با دختر خانومه حرف بزنم نخیر اون فقط ماله باباییمه
Quoting: hichestan_tanha چه نسبتی شد در نتیجه محسنم شد عموت چون اونم داداشه منه

Quoting: hichestan_tanha مگه چندتان با مامانه من 3تا بودن الان نمیدونم چند تان خودش میاد میگه
Quoting: rasa_khole سلام به برادرزاده ی خنگم، نه ببخشید همون خلم عمو جون اسمه ایدی من خوله هست نه؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1
Quoting: rasa_khole کی گفته که این سعید داداشمه اولا سعید نیست و سعیده است دوما آجیمونه، میشه عمه ات

Quoting: rasa_khole بابات گفته نگم، میدونی که زذ از مامانت میترسه ولی بذار بگم بت عمه ی بقال باشی الان میرم بهش میگم گفتی عمه کدوم بقال؟
Quoting: rasa_khole که هر وقت دختره قهر کرد بره خونه ی مامانش و نیما جون هم این هم اون؟ ای بابا قدیمی شده اینها نیما چیکار میکنه اونوقت؟
Quoting: hichestan_tanha خاک بر سرت باز نسبتا رو قاطی کردی من میشم خالت یعنی تو خاله منی

Quoting: rasa_khole خره میشی خاله ی ماندانا آبجی من گرفتی؟

Quoting: mohsen_m275 باید از یه چنین باباهای زحمتکشی تندیس طلا بابایی من شب تا صبح صبح تا شب داره تلا ش میکنه زحمت میکشه بعدشم این همه حرف پشتش باشه 
Quoting: mohsen_m275 وقتی حاجی داره نهی از منکر میکنه دختر حرف نمیزنه

Quoting: mohsen_m275 حالا با هر خانومی .... چه فرقی داره ........بابات آدم زحمتکشیه .... داره با اون خانم کار میکنه و جون میکنه و عرق میریزه .... قدرشو بدون چشب دایی محسن 
پرنده لب تنگ ماهی نشسته بود و به ماهی نگاه میکرد و میگفت:سقف قفست شکسته چرا پرواز نمیکنی؟!
|