صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / خاطرات سکسی / طوفان شن ( فهرست قسمتها در صفحه اول )
<< 1 ... 135 . 136 . 137 . 138 . 139 . 140 . 141 . 142 . 143 . 144 . 145 ... 252 . 253 . >>
نویسنده پیام
# : 10 Jul 2008 08:45


kami danger
دادا کامی گل
اقا دستت درد نکنه .من یه چند وقتی نبودم ماشالا ترکوندی دادا
عزیز موفق باشی

It doesn't matter
# : 10 Jul 2008 10:37


dokhtareaftab

Quoting: dokhtareaftab
فداش بشم.خوب


+ ایشششششششششششششششششششش به میزان لازم

خاطره شادي هاي امروزمان تلخ ترين غمي است که فردا به ياد مي آوريم ..... ◄ خدایا سپاس... ►
# : 10 Jul 2008 10:43 | ویرایش بوسیله: SACRIFICE


Quoting: dokhtareaftab
فداش بشم.خوبه.کوچیکیتونو میرسونم

الهی .............ایششششششش...................

حاجی در جریان باش حاجی کوچولوتو میرسونه

واسه من که عاشقم همین بسه : ~ " هر کی عاشقه به عشقش برسه"~!
# : 10 Jul 2008 10:49


سلام علیکم و لعنت الله و برکاته

دپ زدم اساس . خدا خیرت بده کامک خان . تو هم که له کردی ما رو با این قسمتی که تعارف زدی بخونم . بشنو از نی رو می گم . خوب خارج از شوخی باید بگم که کمتر کسایی هستند که می تونن اتفاقات روزمره و افکار و غم و شادیهاشون رو اینقدر با طراوت و تاثیر گذار به نگارش در بیارن .
اگه بگم گریه ام نگرفته بود مثل سگ دروغ گفتم .
محشر بود . یه مدتی که دست زمونه داشت گلومو فشار می داد لحظه به لحظه از این تیپ نوشته ها می نوشتم . اونایی که توی وبلاگم می اومدن می دونن چی می گم . متنهایی که موقع نوشتنش اشکام روی کی برد می ریخت . کامی نه نصیحتی دارم واست نه توصیه ای .
روزگار داره با بعضی از ماها بد تا می کنه . اما می خوام تو یه کاری باهات شریک شم . اونم اینه که بیا ژدرشو در بیاریم . هر چند می دونم منو تو از رو نمی ریم . وقتی خودش کوتاه بیاد . انگشت شصت دست راستمو می گیرم به طرفش و می گم گهی زین به پشت و گهی پشت به زین .
خلاصه که عالی بود . بهت قول دادم که خودمو به بقیه بچه ها برسونم و این کارم خواهم کرد . البته امیدوارم تو اون داستانی که قولشو دادی در رکابت باشم
آقا پر چونگی منو ببخش . غم نبینی . می خوامت . کوچیک همگی دوستان : نیما جاویدان

# : 10 Jul 2008 11:02


سبز چشما چرا دلت چو چشمانت سبز نباشد

سبز چشما با ان چشمهای گیرا

مفتون مباد

نگاهت مهرست یا ندارد اعتنا

بهر من تنها دو چشم زیباست

که افرین گوید قلبم بی ا ختیار و ارام خالقش را

نبینم در ان دو چشم سبز نقش قلبی چو گلی سرخ در چمنی

که دانم چشمانت تنها امتحان و بهر فریب دلهاست

و دل تو دیریست اسیر جادوی سیاه هوس

عينكي را ديدم كه زير پا له شده بود چون نديدن را تقليد نكرده بود
# : 10 Jul 2008 12:28


با اجازه صاحب خونه آقا کامی ( آقا کامی جسارت منو ببخشید)
من یه تاپیک تو گفتگوی آزاد زدم به نام در مورد مرگ چه نظری دارید؟ خوشحال میشم نظر بدید

عينكي را ديدم كه زير پا له شده بود چون نديدن را تقليد نكرده بود
# : 10 Jul 2008 13:10


آفتابي زد و ويرانه‌ي دل روشن كرد
ليك افسوس كه زود از سر ديوار گذشت
خيره شد چشم دل از جلوه‌ي مستانه‌ي او
تا زد آن چشم به هم مهلت ديدار گذشت


از من مپرس چرا به تو عشق مي‌ورزم...!!!
# : 10 Jul 2008 14:42




~~~~با شب و مهتاب شنیدم این روزا خلوت می کنی...میگن تو خواب و رویاها خورشیدو دعوت می کنی~~~~
# : 11 Jul 2008 01:35


kamiii
gereftaaaaaaaaaaaam

gher nadare inja ?! yekam gheram bedam
.khub nis !!

zod bash kami jayezamo bedeeeeeeeeeee

# : 11 Jul 2008 01:36


rasty
mikhastam begam az doahaye u bod

<< 1 ... 135 . 136 . 137 . 138 . 139 . 140 . 141 . 142 . 143 . 144 . 145 ... 252 . 253 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB