صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
:سایت های سکسی جدید و دیدنی ، موزیک ، چت ، دانلود ، فیلم ، دوست یابی
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / خاطرات سکسی / چت * عشق * دروغ....( فهرست در صحفه اول )
<< 1 ... 243 . 244 . 245 . 246 . 247 . 248 . 249 . 250 . 251 . 252 . 253 ... 438 . 439 . >>
نویسنده پیام
# : 6 Jul 2008 15:49


Ema87

Quoting: Ema87
اه .
به تو قلب بدیم ؟؟؟؟

فعلا كه ميدن ... ما ميزاريم سر كوچه !!!
حالا چرا اينقدر به شما برخورده ؟

Quoting: Ema87
سر سنگین چیه ؟؟؟؟
امتحان دارم بابا . تو 5 روز 6 تا امتحان داشتم .تازه فردا هم امتحان دارم .

انشاءالله كه همه امتحاناتتون رو به خوبي بدين و با بهترين نمرات ، واحد ها رو پاس كنين

Quoting: Ema87
باشه دیگه . دیگه ما رفتیم تو گذشته و تاریخ و ....

خب بابا . دو ساله .. يه پست ندادين ..
جز فسيل ها ازتون ياد نكردم .. بايد ممنون باشين
دوستان .. همگي .. سخنان خانم اما رو تكرار كنيد
Quoting: Ema87
آفرین به آذی . باریکلا آذی

Quoting: Ema87
به به . به به . خییییلی ممنونم

Quoting: Ema87
آفرین به آذی . باریکلا آذی


Quoting: Ema87
قطبی هم برگشت

بهله . بهله ! پيش به سوي قهرمانيه آسيا


setareh_71
Quoting: setareh_71
ادامه چی شد پس؟ مگه قول ندادین یه قسمت یه صفحه ای بذارید؟

والا من قوله يه صفحه اي ندادم .. اما ادامه رو ميزارم . چشم
Quoting: setareh_71
راستی من صحیح و سالمم ها ببینید

خب خدا رو شكر .. امتحان چطور بود ؟

parsa_ashegh
Quoting: parsa_ashegh
baba zod bash digeeeeeeeeeeeeeeee

بله چشم چه عصبي !!
Quoting: parsa_ashegh
chera inghadar dir up mikoni

ببخشيد خب !!!

Quoting: parsa_ashegh
perspolise sorakh hichi nemisheeeeee

آره والا شما راست ميگين ..
استقلال .. همه چي ميشه !!
پرسپوليس هيچي نميشه !!


غم هم اگر ترکم کند ... تنهای تنها میشوم !!!!!!
# : 6 Jul 2008 16:08


Quoting: Sex_Eshgh_Sex
مگه قرار نبود زود آپ کنی ؟ چی شد پس ؟

بله چشم !
آپ ميشه
ببخشيد
Quoting: pari_r
پس چی شد این آپپپپپپپپپپپپپپپپ؟

تو راهه
داد نزنيد خانم .. تو راهه !! ئه !

Quoting: SACRIFICE
تنبل خان چی شد این ادامه

سعي ميكنم ، امروز ، فردا آپ كنم .. چشم

Quoting: Nice_kiss26
قرار بود ديروز آپ كن

ببخشيد
Quoting: Nice_kiss26
آذي جون ما از كارو زندگيمون زديم بخاطر داستان شما..پس آپ كن زود تا اخراج نشديم

چشم خانم .. حتما !
----------------------------------------
خسته شدم از بس گفتم ببخشيداااا
دهه !
خب آپ ميكنم ديگه ! ئه !!


lili naze
سلام خانم .. خوش آمدين
سري به فقير - فقرا زدين ؟
Quoting: lili naze
شما ماشا’الله سی و نه قسمت آپ کردی

ديگه ديگه .. لطف دوستان ، شامل حال من شد و هي هل دادن مارو .. هي هل دادن .. با بيل و كلنگ و چماغ .... تا رسيديم اينجا !
Quoting: lili naze
جدا خسته نباشی و دستت درد نکنه!!

ممنونم .. سرتون درد نكنه
Quoting: lili naze
یه عالــــــــــــــــــــــــمه زمان لازم دارم واسه خوندنشون

يه عالمه لطف ميكنيد اگه همه اش رو بخونيد
Quoting: lili naze
بهرحال شروع میکنم ببینم تا کجا پیش میرم

انشاءالله كه زودي تمومش ميكنيد
Quoting: lili naze
ولی حقیقتا خسته نباشی

ممنون

semiramis5576
چطوري سالااار ؟؟ خيلي ميخوامت به مولااا

spranse
سلام اميد خان
Quoting: spranse
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من "دل من داند و من دانم وداند دل من......[

چقدر زيبا بود
ممنونم كه اينقدر به من و نوشته ام لطف دارين

غم هم اگر ترکم کند ... تنهای تنها میشوم !!!!!!
# : 6 Jul 2008 16:27


Quoting: dadasaheb
دادا آذري
بيا ديگه دادا
كف كرديم

ببخشيد

asal_nanaz
؟؟!!

Quoting: SACRIFICE
بچه ها کسی از این حاج محسن و آذرین خبر نداره خفن نگرانشونم

من كه اينجام .. حاجي هم نميدونم كجاست !!!
چه عجب ،‌ يكي نگران ما شد !
اونم حتما بخاطر اين بوده كه فكر كردين حاجي با منه ،‌ وگرنه ،‌ عمرا نگران من ميشدين !!!

Quoting: setareh_71
منکه گفتم احتمالا متواریه اقای اذرین

اي بابا .. چرا متواري ؟؟؟

Quoting: hamed2661
آذر خفه ات مي كنممممم بيا آپ كن ديگه


آقا حامد .. كنترل پليز .. كنترل دوست من

Quoting: Nice_kiss26
آذييييييييييييييييييييييييي.... هنوز آپ نكرديييييييييييي؟؟؟؟؟

اوه اااااااوه
خانم ... گوش من هيچي .. !! به فكر تار هاي صوتي تون باشين .. ضرر داره اين داد زدنهااا!!!

Quoting: Nice_kiss26
من رفتم كارامو انجام دادم برگشتم... يه داستان طولاني هم خوندم اومدم ميبينم ..........!



Quoting: SACRIFICE
چرا متواری

منم همينو پرسيدم ... اما جوابي نشنيدم !!

Quoting: Anti_love
علیرضا کجایی تووووووو...منتظر بودی من ازت تعریف کنم بذاری بری آرههههه

دادا .. تو هم ؟؟؟!!
===============

ولي دوستان .. دم همه اتون گرم ..!!
خيلي با معرفتين !

هيچ كدوم نگفتين .. بابا .. شايد اين بنده خدا .. اتفاقي براش افتاده .. شايد اصلا مرده !
فقط اومدين پست فرستادين ... داد زدين ... پيام دادين . آف گذاشتين ..فحش دادين .. چماغ و بد و بيراه بار ما كردين .. كه چرا آپ نكردم!
هيچ كس نپرسيد كه اصلا اين بابا ، كجاست .. چرا نيومد ؟؟؟!

مرسي !
مرسي!


غم هم اگر ترکم کند ... تنهای تنها میشوم !!!!!!
# : 6 Jul 2008 16:54


Quoting: Azarin_Bal
هيچ كس نپرسيد كه اصلا اين بابا ، كجاست .. چرا نيومد ؟؟؟!

کجایی؟؟؟چرا نیومدی؟؟؟

~~~بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم....همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم~~~
# : 6 Jul 2008 16:57


Quoting: Azarin_Bal
خانم زبونتون رو لطفا ... داخل دهانتون نگه دارين .. چه معني داره ؟؟؟!!!
مثلا كه چي ... هي از اينها ( ) برام ميفرستين ؟؟؟

ای بابا...من چرا هر چی میزنم یه چیزی بهم میگی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

~~~بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم....همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم~~~
# : 6 Jul 2008 17:36


Azarin_Bal
asal_nanaz
Ema87
setareh_71
parsa_ashegh
Sex_Eshgh_Sex
pari_r
Anti_love
Nice_kiss26
hamed2661
dadasaheb
semiramis5576
spranse
lili naze
SACRIFICE
و خودم



خاطره شادي هاي امروزمان تلخ ترين غمي است که فردا به ياد مي آوريم .....
# : 6 Jul 2008 18:31


...Azarin_Bal:هيچ كس نپرسيد كه اصلا اين بابا ، كجاست .. چرا نيومد ؟؟؟!....

پرسيديم ديگه!!؟ وقتي هي سراغ شمارو ميگيريم هي پست ميزنيم يعني داريم همين كارو ميكنيم ديگه....

آنشب كه دلي بود به ميخانه نشستيم آن توبه صدساله به پيمانه شكستيم*ازآتش دوزخ نهراسيم كه آنشب ما توبه شكستيم ولي دل نشكستيم
# : 6 Jul 2008 20:34


Azarin_Bal
Quoting: Azarin_Bal
دادا .. تو هم ؟؟؟!!

چی من ...من چی ....می چی
اینارو ول کن ..منشیه حالش چطوره

من هوای خودم را می نوشم.....و در دور دست خودم ...تنها....نشسته ام....انگشتم خاک ها را زیر و رو می کند
# : 6 Jul 2008 20:38


Azarin_Bal
سلام دوست عزیز خوبید ؟
من خاطرتون رو از دیروز شروع کردم به خوندن خیلی زیبا مینویسید .
من خیلی وقته که به اویزون سر میزنم چیزی حدود 6 ماه ولی عضو نشده بودم و فقط خاطره شما منو ترغیب کرد که عضو بشم چون من خودم تویه ایران 1 سالی هست ساکنم و همین باعث شد که من عضو بشم و بگم که شما منو یاده هلند انداختین خیلی خیلی زیبا مینویسید .
به هر حال خوشحالم خاطره شما رو میخونم و منتظر ادامش هم هستم .



# : 6 Jul 2008 21:53


سلام آقاى azarin بال، من داستان توى ۳ روز خوندم، ولى چون عضو نبودم نمى تونستم نظرمو بنويسم. mozooesh برام خيلى جالب بود چون تقريبا مثل مورد خودمه، خلاصه كه منم مثل همه منتظرِ ادامش هم هستم

با كدام دست ميتوان عشق را به بند جاودان كشيد، با كدام بوسه با كدام لب، در كدام لحظه در كدام شب،،،
<< 1 ... 243 . 244 . 245 . 246 . 247 . 248 . 249 . 250 . 251 . 252 . 253 ... 438 . 439 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB