| نویسنده |
پیام |
|
|
داستانت رو خوندم عالی بود لطفا" ادامه بده.
|
|
|
داستانت رو خوندم عالی بود دستت درد نکنه مهندس منتظر ادامش هستم.
|
|
|
زنده باد منوچ خان 
|
|
|
|
|
ممنون آقا منوچ  سبکت جدید و عالیه اما زودتر آپ کنی بیشتر مشتری داره 
<.....DooS-DarEi......>
|
|
|
سلام ممنون از خاطراتی که زحمت کشیدید و نوشتید .لطفا" ادامه بدید. ترانه
|
|
|
سلام
منوچ جان من تا حالا داستاني
به اين خوشگلي نخوانده بودم.
دستت درد نكنه واقعا خوب نوشتيد .
((( آفرين...)))
ادامه بده متشكرم.
ادامه بده ادامه بده ادامه بده ادامه بده
ادامه بده ادامه بده ادامه بده ادامه بده
ادامه بده ادامه بده ادامه بده ادامه بده
reza
|
|
|
به به دادا منوچهر . . . بازم که ترکوندی . . . ایول . خسته نباشی . . .
*** آخ كه شكرت اي خدا واسه جهان به اين بدي * * * * * چي ميشد اگه تو دست به ساختنش نميزدي ؟ ***
|
|
|
خيلي عاليه. دستت درست. خسته نباشي .زود تر ادامه بده!!!
none
|
|
|
|
|
Rsxs Sex_Eshgh_Sex devil_frog mohsen_m275

خاطره شادي هاي امروزمان تلخ ترين غمي است که فردا به ياد مي آوريم ..... ◄ خدایا سپاس... ►
|
|
|
سلام دوست عزيز دنبال كردم خوب بود. مرسي ؛يه نكته: فكر مي كنم وقتي داري به سبك رئال مي نويسي استفاده از تخيل اشكالي نداره اما نبايد به پيكره و چهار چوب داستان صدمه اي بزنه و غلو به جاي تخيل خودش رو نشون بده اجازه بديد فضاي رئاليست داستان همچنان بارز باشه خدا يارت 
ديگر اين پنجره بگشاي كه من، بستوه آمدم از اين شب تنگ
|