| نویسنده |
پیام |
|
|
اين داستان كه براتون ميگم مربوط به چند سال پيش ميشه تو شركت ما يه خانم منشي استخدام كرده بوديم به اسم مريم كه يه دختر خيلي ناز بود كه اندامي شبيه جنيفر داشت وقتي تو شركت راه ميرفت چشمم به كون بزرگش بود خيلي دوست داشتم بكنمش .ولي مانتو هاشو جوري انتخاب ميكردكه خيلي تنگ بود وكونشو خيلي بزرگ نشان ميداد.يه روز كه من قرار بود تو شركت بمونم وبه كاراي عقب افتاده برسم مريم هم ماند تا به من كمك بكنه يك يدو ساعتي گذشت از ديدن اندام قشنگش كيرم حسابي شق شده بود طوري كه نميتونستم از پشت ميزرم بلند شم .براي يك كاري مريم را صدا زدم و او اومد كنار ميز من در حاليكه دستاشو به ميز من تكيه داده بود وخم شده بود نميدونستم چه شد وققققققتي بققققققه خودم تژامدم ديديم مريم را رو زمين خوابوندم .لباساشو در اوردم ائنقدر كونش بزرگ بود كه شلوارش رو به زور در اوردم يه شرت صورتي هم پاش بود .مريم خيلي ترسيده بود طوري كه مطمن شدم اين اولين تجربه سكس مريمه .حسابي ازش لب گرفتم وسينه اي كوچيكش رو خوردم اونقدرحشري بودم كه صبر نكردم وي سريع به پشت خوابوندمش .با دستام ليا كونش رو باز كردم سوراخ خيلي تنگي داشت باورم نميشد يه كون سفيد بزرگ با يه سوراخ تنگ سبز رنگ جلوم بود .با اب دهن سر كيرمو خيس كردم و از مريم خواستم با دستاش لاي كونشو باز كنه .اروم سر كير كلفتمو كه خيلي بزرگتر از سوراخ كون ميرم بود رو در سوراخش گذاشتم .كونش خيلي تنگ بود يك ساعت طول كشيد تا تونستم كيرمو تو كونش جا بدم در اين مدت خودم 2بار ارضا شدم ولي نتونستم بيخيال كون مريم بشم .بالاخره سر كيرمو كردم تو كونش اونقدر داغ بود كه كيرم داشت ميسوخت و مريم كه تازه خوشش امده بود با كونش بازي ميكرد يواش يواش كيرمو بيشتر فشار ميدادم و مريم بيشتر درد ميكشيد .واي چه كون تنگ وداغي بود .با اب كسش كيرمو خيس ميكردم و هر دفعه بشتر ميكردم تو تا ته كيرمو تو كون ميرم جا دادم و همونجا ارضا شدم .از اون موقع تا حالا هفتهاي چند بار مريم رو ميكينم ولي ديگه از اون سوراخ تنگ خبري نيست و حسابي گشاد شده اميدوارم كه خوشتون اومده باشه
|
|
|
چرا نظر نميدين
|
|
|
جالب بود
ايول
خنک آن قمار بازی که بباخت هرچه بودش *** بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر
|
|
|
|
|
بد نبود
|
|
|
bad nabod aziz
|
|
|
حرف از کون نزن اب دهنم راه افتاد بابا اونم همچین کونی
|
|
|
حرف از کون نزن اب دهنم راه افتاد بابا اونم همچین کونی
|
|
|
ریدی با این داستان نوشتنت
|
|
|
|
|
سبز رنگ؟
|
|
|
# : 11 Apr 2006 09:12 | ویرایش بوسیله: raoof
بی احساس منم میتونم یه داستان بزنم که اول کار نه به باره نه بداره بزنم یکی رو بکنم ولی یه خورده به جوانب داستان اهمیت بده حتما داستانات قشنگ میشه سوژه هات خوبه ولی اب و رنگ بده چیزی که زیاده کیر و کوس و کون ولی باید یه کم به مطالبت بها بدی قربانت رئوف
|