صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
:سایت های سکسی جدید و دیدنی ، موزیک ، چت ، دانلود ، فیلم ، دوست یابی
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / خاطرات سکسی / عشق بچگی!!
<< 1 ... 171 . 172 . 173 . 174 . 175 . 176 . 177 . 178 . 179 . 180 . 181 ... 184 . 185 . >>
نویسنده پیام
# : 3 Jul 2008 13:18


درسا جان...
خاطراتتو خوندم..قلم گیرایی داری...
خیلی وقته که دیگه تو قسمت خاطرات پستی نزدم..
اما نوشته های تو ارزشش و داشت عزیزم...
منتظ ادامش هستیم

¸.•¨¯`•.¸طلوع بی شمار معرفت باش..به شهری که رسومش بی وفاییست..سرم سرگرم تصویر تو گشته..به ان حدی که اسمش بی نواییست!¸.•¨¯`•.¸
# : 4 Jul 2008 12:56


سلام

# : 4 Jul 2008 12:57


کسی حاضره با من چت کنه

# : 4 Jul 2008 13:00


دنبال یه زن بیوه خوشگل میگردم

# : 4 Jul 2008 13:01


با شما خانم خوشگل هستم حاضری با هم چت کنیم

# : 4 Jul 2008 13:02




# : 4 Jul 2008 13:03




# : 4 Jul 2008 13:04 | ویرایش بوسیله: lamp




# : 4 Jul 2008 16:57


Dorsa_2000


درود بر شما درسا خانم
امیدوارم هر جا که باشی موفق و پیروز باشی و باقلبی آرام بهترینها را تجربه کنی
دوست عزیز خاطرات قشنگتون رو خوندم، اما بر خلاف همیشه که معمولا" اولین پستی که برای نویسند ه هایی که داستانشون رو پسندیدم می زنم تعریف از قلم نویسنده و انتقاداتیه که احساس می کنم با رعایت اونها داستان می تونست قشنگتر بشه ، توی تاپیک تو نه می خوام از قلمت تعریف کنم نه از نوشتت انتقاد.
درسا جان خاطره تو به من درس بزرگی تو زندگی داد که فقط خدا می دونه چقدر بابتش از تو ممنونم .
نمی خوام بگم چه درسی و چه طوری هر چند شاید هیچ شباهتی بین زندگی من تو وجود نداشته باشه و نگاه من به قضیه خیلی غیر مستقیم و خاص باشه اما خیلی وقتا داستان زندگی ما باعث می شه بدون اینکه خودمون بخواهیم دیگران خودشون رو تو آینه اعمال و رفتار ما ببینن و خیلی از خصوصیات خوب و بدشونو که به خاطر گرفتاریها و مشکلات زیادی که زندگی تو دنیای امروز داره ازشون غافل شدن ، (حتی اگه با موضوع اون خاطره خیلی نزدیک نباشن) مثل یه آینه جلوی چشمشون بیاره و اون وقت تازه آدم می فهمه که بعضی ازاعمالش تا چه اندازه می تونه زندگیه خودش و اطرافیانشو به هم بریزه و به سمت نابودی ببره.
تو تجربه های خیلی سختی تو زندگی داشتی و من فقط می تونم بگم متاسفم .
هر چند تاسف من دردی از تو دوا نمی کنه و تو هیچ نیازی به دلسوزیه دیگران نداری .
اما با وجود اینکه شاید بدترین نوع خوشحالی ،موقعیه که آدم از خاطرات دردناک زندگی دیگران درس می گیره ، باید بگم خوشحالم از اینکه با خوندن خاطرت تونستم زندگی خودمو بهتر ببینم و بیشتر درک کنم وتو خوشحال باش که با نوشتن خاطراتت مطمئنا" چشم خیلی ها رو مثل من به زندگیشون باز کردی و مطمئن باش دعای خیر این افراد بهترین پشتوانه تو برای ساختن دوباره زندگیته ، اون طوری که دوست داری و اون طوری که لایقشی .
درسا جان خیلی سعی کردم داستان عشق و یک دروغ رو پیدا کنم و بخونم ، اما بعد از اینکه به سختی تونستم پیداش کنم متاسفانه دیدم داستانو برداشتی و خیلی از دوستانت رو از خوندن اون محروم کردی و بالاخره تو همین تاپیک دلیلش رو خوندم.
متاسفم از اینکه بابک اونو خوند اما به نظر من اگه آدم منصفی باشه حد اقل می فهمه که با ذهن و روح و دل یه دختر نوجوون چیکار کرده و شاید اگه نمی تونست تلافی کنه اما حداقل سعی می کرد دیگه راحتت بذاره.
به هر حال اگه لطف کنی داستان عشق و یک دروغ به خصوصی یا ID یاهوم بفرستی بی نهایت به من لطف کردی (البته اگه لازم باشه ID یاهومو به خصوصیت می فرستم فقط کافیه لطف کنی و خبرم کنی و البته یه کم از حجم صندوقت کم کنی چون پر پره)
به امید تموم شدن همه غمهات و شروعی دوباره
آسمان دلت از عشق و امید لبریز باد.






نه پای رفتنم اکنون نه بال پروازاست....................... از این چه سود که بر من در قفس باز است
# : 4 Jul 2008 18:32


همچنان منتظریم که بیایی ای دوست .

<< 1 ... 171 . 172 . 173 . 174 . 175 . 176 . 177 . 178 . 179 . 180 . 181 ... 184 . 185 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB