Quoting: quiet_man در واقع هیچ کس مسئول خوابهایی که می بینه نیست! ممکنه خوابی که می بینیم واقعا بد باشه. اما ما مقصرش نیستیم!
درسته...اما مسوول تعریف کردن و انتقال دادن اونا هست در اثری که بر دیگران میزاره.. با تمام این حرفامن خوشحالم که این خواب یا توهم انتقال داده شد...
Quoting: quiet_man البته.. من هم زیاد توی داستانهام استفاده نمیکنم خب به فضا هم برمیگرده ....البته از نظر من میشه سکس رو خیلی لطیف و محترمانه توصیف کرد..حالا صرف داستان سکسی فقط این نمیتونه باشه که یسری فرایندهای فیزیکی جهت تخلیه ذکر بشه....بالاخره هر چی باشه ما انسانیم و تو غالب موارد ی سری تفاوت با چهار پایان داریم......
Quoting: quiet_man من میدونم کلمه "جنده" دقیقا قراره چه تاثیری روی فرد مقابل بذاره. قرار هست خواننده از شخصیت داستان بدش بیاد و احساس کنه که فرد خیلی بی مبالاتی هست، ..نمیدونم چرا به جای اینکه اینجا از شخصیت داستان بدم بیاد ..از کسی که نخهای اونو بدست گرفته عصبی میشم...
Quoting: quiet_man در پایان داستان من کسی رو می خوام بیافرینم که دقیقا برعکس هست. قرار شبش رو بهم میزنه، به عشقش تلفن می کنه و باهاش قرار میذاره. به نظر پایبند به اصولی میاد و معتقد به مسایلی
بسیار عالی.... 
Quoting: quiet_man بنابراین شخصیت اول و آخر هم خیلی به هم نزدیکن شاید بهتره بگین یکی هستن...!راستش من هیچ احساس تغییری تو شخصیت داستان بهم دت نداد...از اول احساس کردم با یک شخصیت بی شیله پیله.. ساده و مهربون طرفم...در آخر هم همین احساس رو داشتم!
Quoting: quiet_man اما یک وجه بارز شخصیتش 180 درجه تغییر کرده. نه! فقط یک تفکرش اصلاح شد.. شخصیت بدی نبود که به شخصیت خوب تبدیل شه یا بالعکس... صرفا کسی که با یک هرزه میخوابه آدم بدی نیست..که با دست کشیدن از این کار تبدیل به انسان خوبی بشه.. یا بالعکس...
Quoting: quiet_man یارو عجب آدم عوضیی هست نه! بیشتر به نظر میرسه عجب آدم شوتیه!!
Quoting: quiet_man البته ما وقتی داستان می خونیم نباید به نویسنده فکر کنیم. باید به خود شخصیت داستان به طور مستقل فکر کنیم. اگه شخصیت داستان آدم بدی باشه یا حرف بدی بزنه، ما باید از خود شخصیت بدمون بیاد، نه از نویسنده!! کاملا فرمایشتون متینه...نمیدونم چرا احساس کردم کسی با نخهای این شخصیت بیجون بد بازی میکونه و تکون میده..مجبورش میکنه و از سادگیش سو استفاده میکنه..احتمالا اشتباه از تفکر من هست....
Quoting: quiet_man سعی کردم بنا به فضای سایت داستانهایی خلق کنم که در عین شیرینی به ادامه روند کمک کنه دقیقا..... 
Quoting: quiet_man البته این داستانها هم در دل خودشون چیزهایی دارن.. بعشی هاشون نزدیکی و آمیزش صرف هست..اما بعضی مثل داستان شما حتما چیهایی تو دل خودشون دارن
Quoting: quiet_man . اما این یک داستان صرفا سرگرم کننده هست و مرد قصه من هم خوشبختانه در دنیای واقع مرتکب هیچ کاری نشده و همون طور که گفتم اون مسئول رویاش نیست. خوشحالم..
Quoting: quiet_man . فقط چون زود صمیمی میشه این خواب عجیب خودش رو برای ما تعریف کرده! همین!

Quoting: quiet_man البته نوشتن کار اصلی من نیست. گرچه عشق اصلی من هست! اما تراشیدن صورت زمخت زندگی اونقدر کار میبره که فرصت نوازش صورت لطیف و حساس عشق باقی نمی مونه.. من هم به عنوان کسی که جملاتی رو همین طوری پشت سر هم میاره به خودم نگاه میکنم.
عشق بودن از کار بودن مهمتره..اگر هر دوتاش با هم باشه که بسیار عالی...
همین بعد نگاه به خودتون باعث پیشرفتتون میشه....(من فقط منتقل میکنم..هر چی که هست)..این احساس و تفکر عالی هست... 
پاینده باشی دوست محترم...
|