صفحه اصلی
|
صفحه اصلی انجمن
|
عکس سکسی ایرانی
|
داستانهای سکسی
فیلم سکسی
|
سکسولوژی
|
خنده بازار
|
داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها
|
پاسخ
|
وضعیت
|
ثبت نام
|
جستجو
|
قوانین
|
آخرین ارسالها
|
انجمن آویزون
/
خاطرات سکسی
/
ماجراهای زن حاجی
<<
.
1
.
2
.
3
.
4
.
5
.
6
.
7
.
8
.
9
.
10
...
36
.
37
.
>>
نویسنده
پیام
arash1978
اعضا
#
: 16 Feb 2008 17:59
سلام خانمي
خيلي خوب نوشتي و وقتي داستانتو خوندم احساستو درک کردم راستي تا حالا چند بار ازين کارا کردي؟
ario1978
WhatEver
اعضا
#
: 16 Feb 2008 18:33
zan_haji
سلام
من هم اگه به جای تو بودم احتمال خیلی زیاد همین کار رو میکردم
شایدم 4 نفر رو هم میاوردم خود اون مرتیکه رو هم بکنن
برا هر کسی و هر کاری گذشت نباید کرد
دیگه آب حوض نمی کشیم، دمپایی خشکه هم نمی خریم، پیـره زن هم خفه نمی کنیم، اما کـــس مــــی کنیم!
aiwa
اعضا
#
: 16 Feb 2008 22:44
Quoting: zan_haji
یعنی کارم درسته؟
اگر به بهشت و جهنم این دنیا اعتقاد داری کارت درسته.
پاینده باد ایــــــــــــــران
zan_haji
اعضا
#
: 17 Feb 2008 01:34
ostad_touraj
Quoting: ostad_touraj
ما منتظر دومیش هستیم
هیچ جا نمیریم همینجا هستیم
همین جا بنشین تا من بیام .. توی تاپیکهای دیگه نری ها؟!! گولت میزنن!!! ... منهم همینجوری شد و رفتم توی تاپیکهای بد و گول خوردم
zan_haji
اعضا
#
: 17 Feb 2008 01:41
aiwa
Quoting: aiwa
هیات متوسیلین به زن حاجی.
اگه توی هیئت من بیاین ، شبهای جمعه که شد توی همین تاپیک واسه تون دعای توسل هم برگزار میکنم.
zan_haji
اعضا
#
: 17 Feb 2008 01:55
shakiba56
Quoting: shakiba56
بدون اینکه بهت بگم کارت درست بود یا غلط میگم قلمت خوبه البته یک کم عجولانه است
شکیباجون
شما خودت هم خانومی ، هم نویسنده .
.. و درک میکنی که یک زن در این شرایط دچار احساسات میشه و نمیتونه سرصبر و باحوصله بنویسه .. مخصوصا" وقتی با تمام احساسش مینویسه .
Quoting: shakiba56
داستان جدیدتو نوشتی خوشحال میشم خبرم کنی . میدونم لطف بزرگیه ولی دوست دارم باز هم دلنوشته هاتو بخونم. یا توی تایپک من اشتباه کردم یا عشق آتشین و سکس داغ برام کامنت بزاری میام. مراقب خودت و آسمون دلت باش.
حتما" میام توی تاپیکهات و برات پست میزنم عزیزم
خیلی ماهی ..
.. با خوندن مطالبت خیلی روحیه گرفتم
estatira
اعضا
#
: 17 Feb 2008 02:04
ایول همیشه زجرش بده
zan_haji
اعضا
#
: 17 Feb 2008 02:04 | ویرایش بوسیله: zan_haji
loveme
Quoting: loveme
تا اینجا که همون قبلی بود خبره تازه ای نبود اگه بقیه داره و دوباره از اول شروع نمیشه بقیه اشم بذار زن نننننن حاجیییی
مرسی بابا .. دم شما گرم
یعنی میشه بقیه نداشته باشه؟!!
حالا ماجراها دارم با این حسن جون.
اینجوری هم داره
zan_haji
اعضا
#
: 17 Feb 2008 02:16
Quoting: HOMAYUON
من شخصآ معتقدم انتقام زمانی دلچسب و توام با لذت خواهد بود که طرفی که قراره تقاص پس بده در اوج قدرت باشه .... نه در اوج ذلت . ( با وجوده قدرت و اقتدارش بچزونیش و عذابش بدی نه وقتی که در موضعه ضعف مطلقه ) .
این انتقام زمانی شیرین بود و گوارا که حسن ... واقعآ .. حسن بود و ...... خطرناک . نه حالا که با یه تیکه چوب فرقی نداره .نتیجه ... کار چندان مهمی نیست سکس در حضور یه تیکه چوب !!!
HOMAYUON
همایون جان
یعنی من آنقدر زور داشتم که بتونم حریف حسن بشم؟؟
بله ! ... خیلی شیرین و لذتبخش بود اگه میتونستم یک مرد قلدر را سرجاش بنشونم .
ولی اگه میتونستم حریفش بشم ، مطمئن باش هیچوقت اذیتش نمیکردم .. فقط ازش میخواستم که منو اینقدر زجر نده و به این جنون نرسونه .
zan_haji
اعضا
#
: 17 Feb 2008 02:29
soola
Quoting: soola
SALAM AZIZAM.NEMIDONAM CHERA FEKR KARDI BEHET FOSH MIDAM AKHEH TO KARI NAKARDI KE MAN BEHET FOSH BEDAM
سولاجون
منظورم این بود که وقتی ماجرای سکسهامو شرح میدم یکدفعه احساساتی نشی .
البته از لحن نوشته هات پیداست که تو خیلی منطقی باشی .
Quoting: soola
IN GHESMATAM KHONDAM ALABATH YE JAYE DIGEH KHONDAM BOODAM.MONTAZEREH EDAMASH HASTAM
درسته سولاجون .
توی همین سایت خونده بودی و به قلم خودم . خیلی از بچه های دیگه هم اون تاپیک قبلی ام رو خوندند .
اول تاپیک هم اشاره کردم که ماجرای قبلی را هم دوباره دراین تاپیک بازنویسی میکنم ، چون لازم بود تکرار کنم تا همه بدونن که حسن چه جور آدمی بوده .
<<
.
1
.
2
.
3
.
4
.
5
.
6
.
7
.
8
.
9
.
10
...
36
.
37
.
>>
جواب شما
»
نام
»
رمز عبور
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از
این قسمت
عضو شوید.
Powered by
MiniBB