| نویسنده |
پیام |
|
|
Quoting: amirlol سلام ! داستانت قشنگ و بی نقصه ! این اولین باره دارم یه داستانی رو می خونم که نه می تونم محتواش چیه ونه حتی آخرش چیه ! در کل زیبا می نویسی ! اما احساس اولت برای شروع با حس دومت از دوستی خیلی فرق داره !!
مرسی فقط من منظورتونو نفهمیدم از احساس اول وحس دوم؟
;;;دارم این زندگی رو به چی میبازم؟؟؟؟;;;
|
|
|
tina_sadr ادامه کو پس تینا جون؟؟؟
~~~~با شب و مهتاب شنیدم این روزا خلوت می کنی...میگن تو خواب و رویاها خورشیدو دعوت می کنی~~~~
|
|
|
ببخشید بچه ها من دیشب نتونستم خوب بخوابم واسه همین الان یه کم خستم. ادامش رو هم به زودی میفرستم. تایپ فارسیم خیلی کنده. 
;;;دارم این زندگی رو به چی میبازم؟؟؟؟;;;
|
|
|
|
|
tina_sadr 
خیلی خوب شروع کردی . الان همه شو باهم خوندم . امیدوارم همینطوری با قدرت ادامه بدی درود بی پایان بر تو 
خاطره شادي هاي امروزمان تلخ ترين غمي است که فردا به ياد مي آوريم ..... ◄ خدایا سپاس... ►
|
|
|
Quoting: prham_321 Tabrik migam dooste aziz dast be ghalamet khobii darii
مرسی عزیزم
;;;دارم این زندگی رو به چی میبازم؟؟؟؟;;;
|
|
|
Quoting: rahamatt تینا جون من دسترسی ندارم به صندوقم کار واجبیه؟!یا چیز واجبیه؟! وای چقده جالب شد
نه عزیزم یه مشکل کوچولو با ایکون ها داشتم که hadi_pishi مهربون مشکلو حل کرد
;;;دارم این زندگی رو به چی میبازم؟؟؟؟;;;
|
|
|
Quoting: mohsen_m275 خیلی خوب شروع کردی . الان همه شو باهم خوندم . امیدوارم همینطوری با قدرت ادامه بدی درود بی پایان بر تو خوش اومدی دوست گلم خوشحالم که خوشت اومده
;;;دارم این زندگی رو به چی میبازم؟؟؟؟;;;
|
|
|
سلام تینا جان.همین الان یه جا داستانت رو خوندم.قشنگ مینویسی.دستت درد نکنه.منتظر ادامه هستم.
یادمان باشد که اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم◄ خدایا سپاس... ►
|
|
|
|
|
Quoting: joker_2006 سلام تینا جان.همین الان یه جا داستانت رو خوندم.قشنگ مینویسی.دستت درد نکنه.منتظر ادامه هستم خوش اومدی دوست جون.
;;;دارم این زندگی رو به چی میبازم؟؟؟؟;;;
|
|
|
سلام تینا جان ادامشو زود بزار مرسی

|