صفحه اصلی
|
صفحه اصلی انجمن
|
عکس سکسی ایرانی
|
داستانهای سکسی
فیلم سکسی
|
سکسولوژی
|
خنده بازار
|
داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها
|
پاسخ
|
وضعیت
|
ثبت نام
|
جستجو
|
قوانین
|
آخرین ارسالها
|
انجمن آویزون
/
خاطرات سکسی
/
تراژدی و عشق
<<
.
1
.
2
.
3
.
4
.
5
.
6
.
7
.
8
.
9
.
10
...
14
.
15
.
>>
نویسنده
پیام
jizzeh
اعضا
#
: 14 Jan 2008 01:58
DavidLynch
واسه شروع عالى بود
من اين 2 حرف نوشتم جنانكه غير ندانست --------------- تو هم ز روى كرامت جنان بخوان كه تو دانى
saedb
اعضا
#
: 14 Jan 2008 02:07
عالی بود
تا اینجاش که مجذوبه نوشته هات شدم
امید وارم تا تهش با همین انگیزه بالا پیش بری
و خداوند زمين را آفريد و گفت : اي بنده .. برو حالشو ببر
eternal_boy
اعضا
#
: 14 Jan 2008 02:13
مرسی
DavidLynch
اعضا
#
: 14 Jan 2008 02:31
مرسی از همتون
jizzeh
saedb
eternal_boy
واقعا ممنونم.
فراموش نکن که فراموشی فراموشیست
mard_bakereh
اعضا
#
: 14 Jan 2008 03:52
DavidLynch
اقا خيلى مرسى
اباد باش اى ايران ازاد باش اى ايران از ما فرزندان خود دلشاد باش اى ايران
DavidLynch
اعضا
#
: 14 Jan 2008 10:01
mard_bakereh واقعا از ت ممنونم که بهم دل گرمی دادی.
در اسرع وقت قسمت بعدی داستان رو آپ می کنم.
از بقیه دوستان هم خواهش می کنم نظراتشون رو به من اعلام کنند.
ممنونم.
فراموش نکن که فراموشی فراموشیست
DavidLynch
اعضا
#
: 14 Jan 2008 10:28 | ویرایش بوسیله: DavidLynch
دوستان سلام
همین حالا داشتم تعدادی از پیام های خصوصی که ارسال شده بود را می خواندم.
با وجودی که از عمر عضویتم در این سایت هنوز 24 ساعت سپری نشده است اما همین مقدار کامنت ها در همین تاپیک و چند پیام خصوصی که ارسال شده است برای من مایه مباهات و بهجت است.
اما نکته: در چند تا از این پیام ها برخی از دوستان عزیز درخواست کرده اند چون این داستانی که من در حال نوشتنش هستم زیاد سکسی نیست آن را به بخش دیگری منتقل کنم و یا اینکه از نوشتن آن صرف نظر کنم.
من به این گونه اظهار محبت ها و ابراز نظرات واقعا احترام می گذارم. اما من هم توضیحاتی دارم.
1- من قوانین مربوط به این بخش را خواندم و با توجه به آشنایی که در طی یکی دوسال گذشته با این سایت داشتم تصمیم گرفتم یک داستان اینجا منتشر کنم و فکر هم نمی کنم که داستانی که در حال نوشتنش هستم مغایر با قوانین سایت باشد.
2- تا کنون من 2 قسمت از این داستان را نوشته و در اینجا گذاشته ام و هنوز هم خودم نمی دانم که پایان آن به کجا خواهد کشیدف دوستان از کجا می دانند که جنبه های سکسی یا اروتیکی این داستان کم و یا ضعیف است؟
3- باور کنید از نظر من داستان سکسی آن چیزی نیست که همه اتفاقات سریع در آن بیان شود و هی از هیکل و آلات متعدد جنسی زن و مرد در آن تعریف شده باشد از نظر من داستان سکسی می تواند یواش یواش و با رعایت کردن قواعد و قوانینی خواننده را تحریک جنسی کند و در عین حال نکاتی دیگر را نیز در این لابلا به خواننده یادآوری کند.
اما درخواست
دوستان اگر فکر می کند این داستان مناسب اینجا نیست حتما به من خبر بدهید تا از نوشتنش دست بکشم.
اگر مدیر این بخش فکر می کنند این داستان مغایر اهداف این بخش است حتمااطلاع بدهند تا از نوشتنش دست بردارم.
و اما تا زمانی که حتی یکی از کاربران عزیز سایت خواهان خواندن این داستان باشد و یا اینکه مدیر بخش من را از نوشتن این داستان منع نکرده باشد با جدیت دنباله آن را خواهم نوشت.
باز هم از همه ممنونم.
پایدار باشید.
فراموش نکن که فراموشی فراموشیست
armin2007
اعضا
#
: 14 Jan 2008 10:36
دوست گرامی سلام
داستانت هم قشنگه و هم اینکه میشه در آینده نظر دوستان رو هم تامین کرد مگر روزان ابری رو دوستان نمی خونن یا داستانهای دیگه رو که شاید سکس یکصدم اونها رو تشکیل نده و طرفدار هم زیاد داره
پس به این نظرات گوش نده و فکرتو روی بقیه ماجرا متمرکز کن
مرسی
DavidLynch
اعضا
#
: 14 Jan 2008 10:58
آقا armin2007 واقعا مرسی.
من خودم متوجه این موضوع هستم. نمی دونم چطور بگم موضوع قبل شاید یک تجاهل العارف بود اما به هر حال برام مهم بود که امثال جنابعالی هم نظرشون رو در این مورد اعلام کنند.
باز هم ممنونم.
فراموش نکن که فراموشی فراموشیست
DavidLynch
اعضا
#
: 14 Jan 2008 13:35
من می خواهم اسم تاپیک را به
::تراژدی و عشق::
تغییر بدهم. آیا کسی می دونه چطوری می شود این کار را کرد؟
فراموش نکن که فراموشی فراموشیست
<<
.
1
.
2
.
3
.
4
.
5
.
6
.
7
.
8
.
9
.
10
...
14
.
15
.
>>
جواب شما
»
نام
»
رمز عبور
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از
این قسمت
عضو شوید.
Powered by
MiniBB