صفحه اصلی
|
صفحه اصلی انجمن
|
عکس سکسی ایرانی
|
داستانهای سکسی
فیلم سکسی
|
سکسولوژی
|
خنده بازار
|
داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها
|
پاسخ
|
وضعیت
|
ثبت نام
|
جستجو
|
قوانین
|
آخرین ارسالها
|
انجمن آویزون
/
خاطرات سکسی
/
SEX AND THE CITYٍٍٍُُ
<<
.
1
.
2
.
3
.
4
.
5
.
6
.
7
.
8
.
9
.
10
...
30
.
31
.
>>
نویسنده
پیام
Gipsy Girl
اعضا
#
: 4 Jan 2008 23:05
Quoting: SOLDIER
ستاره خانم ببخشید ولی,شما خاطره تاپیک قبلیتو تموم کردی که اینو شروع کردی؟؟!
mage topice nesfe nime dashtan gheyre ghanoonie?
One Orgasm a day,Keeps the doctor away !
SOLDIER
اعضا
#
: 4 Jan 2008 23:09
نخیر ولی شما از هواپیما اومدی پایین چی شد؟
میشه خلاصه بگی همین جا من خیالم راحت بشه؟
یه جوری نگام میکنه انگار دوست پسر زیاد داره!!!
Gipsy Girl
اعضا
#
: 4 Jan 2008 23:11
Quoting: SOLDIER
نخیر ولی شما از هواپیما اومدی پایین چی شد؟
baghiasho 1 bar neveshtam
ehtebahi selet shode
az siavash mikham ke baghiasho bezare
One Orgasm a day,Keeps the doctor away !
SOLDIER
اعضا
#
: 4 Jan 2008 23:17
ببخشید ولی شاید سیاوش نداشته باشتش.میشه در ایرانی به معنای خواهش و لطفا هستش
من از شما خواهش کردم مختصر یا در همون تاپیک یا همین جا بنویسید به خودتون زیاد زحمت ندید لپ کلام بسه
قربان شما سالار
یه جوری نگام میکنه انگار دوست پسر زیاد داره!!!
kamran747
اعضا
#
: 5 Jan 2008 09:20
Gipsy Girl
سلام ستاره جون
خوش برگشتی عزیز
دل گفت وصـالـش بدعـا باز توان یافـت.....عمریست که عمرم همه در کار دعـا رفـت
makhmalee
اعضا
#
: 5 Jan 2008 13:42
داشت از دور ميومد که شناختمش دستش رو تويه جيبش کرده بود و استين ها رو تا رويه ساعدش بالا کشيده بود هميشه همينجوری راه ميرفت و به خاطره همين جستش از فاصليه خيلی دور ميشد بشناسيش دلم تويه سينه داشت تلپ تلپ ميکرد هوا سرد بود صورتم رو تويه شالگردنم فرو کردم و کلاه همو تا لبه پيشونيم پايين کشيدم
رويه همون نيکمت نشستم نمي خواستم زود پيدام کنه نزديکتر شد نگاهش رويه آدمهايه پيدا رو ميگشت تا منو پيدا کنه امّا من در ديدش نبودم دلم نيومد بيشتر از اين اذيتش کنم وايستدم و به طرفش رفتم لبخنده بزرگی رويه لباش ظاهر شد و دندونهای سفيدو خوشفرمش برق ميزد اخ........دلم ضعف رفت طاقت نيوردم و خدمو در آغوشش انداختم چشم ابيه منّنّنّن چه قدر دلم واسش تنگ شده بود واسيه عطر تنش صدايه نفسش وقتی دره گوشم اينجوری نفس ميکشيد محکم فشارم داد از خوشی جيغ کشيدم صورتشو بينه دستم گرفتم بزار نگات کنم بزار ببينمت اخ لباشه چشمشو بست گرميه لباش تنمو آتيش ميزد بوسيدمش عميق طولانی عاشقانه نگاهم ميکرد
با اون چشميه ابی و معصومش وقتی اينجوری جدّی نگاهم ميکرد خنده ام ميگرفت اتوبوس رسيد سوار شديم و به جای ميليه اتوبوس از شونه هاش آويزون شدم پيرزنی عينکش رو به چشمش زد تا اين جوانه گستاخ را ببيند و من از اينکه پيرزن رو حرص میدادم با بجنسيه تمام لذت ميبردم 10دقیقه مثل برق سپری شد رسيديم همون تصويره قديمی همون ديوار با اجر سرخ رنگ و در سفيد سردم بود وارده خونه شديم رويه ميز شمعی ميسوخت و صدايه موسيقی ملايمی به گوش ميرسيد احساسه غریبی نميکردم انگار بعد از مدتها انتظار به فضايه صميميه قلبم باز گشته بودم داشتم به اطراف نگاه ميکردم که فشاره بازوانش مرا به خود آورد از پشت بقلم کرده بود و مویم را ميبوييد گردنم را خوب ميدونست وقتی گردنم را ميبوسد ديوانه ميشم برگشتم وایییییییی اون چشمه ابی آتيش به جونم ميزد دستم رو دوره گردنش حلقه کردم و سعی کردم با گرميه لبم يه کم از آتيشه عشقمو بهش بدم ميخواستمش همیه وجودشو اون موی خورمايی رنگه نرمشو اون چشما با اون نگاهه نجيب و غمگين رو اون صورته خوشفرمو زيباش رو و اون اشوشه گرم و دله عاشقش رو .... به هيچ چيز فکر نميکردم زمان صفر شده بود اين لحظه ماله من بود اين لحظه فقط و فقط ماله من بود چشمم رو بستم و خودم رو به مچه دستش سپردم بغلم کرد قوی،محکم و مردونه بود همه یه اون چيزی بود که طلب ميکردم آخ چشم ابيه من بويه تنش ديوانه و وحشيم ميکرد گذاشتم رويه تخته خواب کاغذ ديواريه نقره اي پرده هايه سفيد تخته خواب بزرگ و سفيدی که من وسطش افتاده بودم همه چيز زيبا و کامل بود و خودش نرم عاشقانه روبه روم ايستاده بود نشستمبه نرمی بلوزم را از تنم در اوردم
صدايه نفشش را ميشنيدم موج موها بر رويه شانه هايه برهنه ام ريخت پشتم را بهش کردم و به نرمی شلوارم را از پا به پايين سراندم و برگشتم من نيمه برهنه با لباس زير و او که نفسهای تند ميکشيد به کنار تخت نگاه کردم همه چيز آمده بود يه روبانه بلنده سرخ رنگ به رنگه لباس زير من روبان را به دوره گردنش انداختم و او را به طرفه خودم کشيدم ايستادم و بوسيدمش بوسه هايه خشک و کوتاه لباسهایش را يکی يکی از تنش بيرون آوردم و با يک حرکت مجبورش کردم کف زمين بخوابد حالا چشم ابی زيره پاهایه من خوابيده بود رويه تخت نشستم و پايم را به سينه اش ميکشيدم صورتش گردنش سينه هايش اه هايه کوتاه ميکشيد و غرق لذت شده بود کف پام را رويه صورتش گذاشتم شروع کرد به ليسيدن و ساقه پايم را نوازش ميداد ظریف و قشنگ کارش را خوب بلد بود آرام آرام از ساقه پايم بالاتر آمد و به حالته نيمه نشسته حالا داشت زانوم را به سمته ران هايم ميليسيد داغ و نرم دستانش را کناره هم رويه زانويم گذاشته بود که در يک لحظه دستبند را به دست هايش زدم و او را به عقب هل دادم و دستبند را به میله یه بالايه تخت محکم کردم حالا چشم ابی زندونيه من بود رويه تخت خوابيده بود دستاهيش بسته بالايه سرش و به شدّت تهريک شده بود آرام رويه شکمش نشستم اهه عمیقی کشيد گرمايه تنش مرا غرق لذت ميکرد دوتا سيلی به او زدم و موهايه نرمش را کشيدم و لبهايش را گاز گرفتم شوريه خون را حس کردم دو تا سیلی پیاپی ديگر روبانه قرمز را به چشمهايش بستم ديدش را محدود ميکرد ناخونهايه بلندم را به سينه اش کشيدم چنگ زدم ناله اش بلند شد ميدانم لذت ميبرد شلاقه کوچک را پيدا کردم و بلافاصله ضربه اي به رويه رانهايش زدم فرياد کشيد ضربه اي ديگر روي صورتش نشستم شرتم در برابره دهن و بينيش بود نميتوانست نفس بکشد به زور خودم را وارد دهانش کردم ميدانستم دوست ندارد از رويه شرت بخورد امّا من اينطور ميخواستم زبانش را با هزار زحمت از لبه یه شرتم رد کرد داغ و تشنه بود هیجانش قلقلکم ميداد موهايش را کشيدم نميزاشتم درست و حسابی آنجوری که ميخواهد مرا بخورد ديوانه اش ميکردم آرام برش گردندم با شلاق به پشتش ضربه زدم و ناخونهايم را در پشتش فرو کردم دسته يه شلاق را وسط باسنش کشيدم بی نهايت خوش هيکل بود مثله مجسمه هايه خدایان یونان اين زيبایی آتش به جانم ميزد ضربه اي ديگر باسنش از ضربه هايه من سرخ شده بود دوباره سر بالا خواباندمش تمامه تنش سرخ شده بود با شلاق اطراف آلتش که حالا در بزرگترين و بر افرشته ترين حالته خود بود نوازش دادمبیضه هایش را در چنگ گرفتم و به سمت پايين کشيدم فرياد کشيدامّا ميدانستم لذت هم ميبرد زير بیضه هایش را با ناخون فشار دادم و اطراف التش را دندان گرفتم ديوانه شده بود زبان گرمم را به همه یه اطراف ميکشيدم و او تقلا ميکرد که التش را در دهنه من فرو کند امّا هنوز خيلی زود بود چشم گرسنه يه آبيش را از پشته روبانه قرمز ميديدم پر از خواهش شهوت انگشتم به لايه پايم کشيدم خيسه خيس بود به دهنش گذاشتم با ولع تمام انگشتم را ميمکيد.
آن کس که با داشته هاي خوب خود خوشحال نيست با برآورده شدن آرزوهايش نيز خوشحال نخواهد بود ◄ خدایا سپاس... ►
makhmalee
اعضا
#
: 5 Jan 2008 13:43
اگه غلط املایی داره به بزرگیه خودتون ببخشید
آن کس که با داشته هاي خوب خود خوشحال نيست با برآورده شدن آرزوهايش نيز خوشحال نخواهد بود ◄ خدایا سپاس... ►
Gipsy Girl
اعضا
#
: 6 Jan 2008 15:04
makhmalee
mamnoon az lotfet dooste azizam
khieli lotf kardi
One Orgasm a day,Keeps the doctor away !
Gipsy Girl
اعضا
#
: 6 Jan 2008 15:15
kamran747
Quoting: kamran747
سلام ستاره جون
خوش برگشتی عزیز
salam aghaye modir
One Orgasm a day,Keeps the doctor away !
yankee
اعضا
#
: 6 Jan 2008 15:34
makhmalee
Love is A Drug
<<
.
1
.
2
.
3
.
4
.
5
.
6
.
7
.
8
.
9
.
10
...
30
.
31
.
>>
جواب شما
»
نام
»
رمز عبور
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از
این قسمت
عضو شوید.
Powered by
MiniBB