صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / خاطرات سکسی / ماجراهاي من و كون زيباي آرزو ( همسرم ) يكي از زيباترين كونهاي دنيا.
. 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . 6 . 7 . 8 . 9 . 10 ... 36 . 37 . >>
نویسنده پیام
# : 3 Dec 2007 07:46 | ویرایش بوسیله: coonlis


ماجراهاي من و كون زيباي آرزو ( همسرم ).
زمانيكه هنوز با خانمم آشنا نشده بودم يعني زمان مجرديم هروقت كه توي كوچه مون مي ديدمش كونش نظرمو جلب ميكرد.حتي از روي مانتو وشلوار هم ميشد فهميد كه اين كون يك كون عادي نيست و يك كون استثناييه.وقتيكه راه ميرفت دوتا لپ كونش بحالت قشنگ و تحريك كننده اي بالا و پايين ميرفتند و تو محله مون تمام بچه ها تو كف كونش بودند باور كنيد تماشاي كونش حتي از روي مانتو و شلوار هم هر كسي را تحريك ميكرد.مخصوصاً وقتيكه مانتو لي كشي مي پوشيد ديگه اختيار از دستم درميرفت و اون روز حتماً بايد به حمام يك سري ميزدم و با يك جلق حسابي به ياد كونش از خجالت كير شق شده ام در مي آمدم.اوايل فقط كونش نظرمو جلب كرده بود اما بعدها به چهره اش هم كه دقت كردم متوجه شدم كه از زيبايي چهره هم بي بهره نيست.چه درد سرتون بدم يواش يواش عاشقش شدم بطوريكه ديگه شب و روز نداشتم.تمام زندگي من شده بود فكر كردن به اين دختره كه تازه اومده بود به محله ما دختر زيبايي كه كونش هزاران كشته و خاطرخواه داشت.منم مثل هر جواني كه نميتونه راز عشقش را توي دل خودش نگه داره يه روز با يكي از دوستانم درخصوص عشق جديدم درد دل كردم اون هم من را از اين عشق نهي ميكرد به دو دليل يكي اينكه مي گفت اين دختره سانتي مانتاله و تو رو اصلاً تحويلت هم نمي گيره دوم اينكه ميگفت دختري را كه تمام بچه هاي محل تو كف كونش هستند و خودت هم بارها بياد كونش جلق زدي نميتوني بعنوان همسرت قبول بكني تو الان از روي شهوت حرف ميزني اما مطمئن باش وقتيكه شهوتت خوابيد نظرت عوض ميشه و از كارت پشيمان ميشي.من هم جواب دادم درسته كه تمام بچه هاي محل هلاك كون اين دختره هستند اما اون بيچاره كه گناهي نكرده و تا حالا كسي بهش دستي نزده و اون پاك پاكه.خلاصه با اين حرفها بخودم اميدواري ميدادم و چه دردسرتون بدم نميخواهم با تعريف كردن تمام ماجراهاي عشقيم و نامه پراني توي كوچه هاي خلوت و ... سرتون را درد بيارم فقط همينقدر بهتون بگم كه مدتي بعد من و آرزو با همديگه ازدواج كرديم.اولين روز ازدواجم اونقدر بمن خوش گذشت كه نگو و نپرس نميدونيد چه هيجاني تو دلم بود وقتيكه لبش را بوسيدم و جلوي تخت آوردمش و سرپا نگهداشتمش .تمام قطر كونش را توي دستم احساس ميكردم و شروع كردم يواش يواش شلوارش را پايين كشيدن واي خداي من هر يك ذره كه شلوار آرزو پايين مي آمد نفس من داشت بند مي آمد انگار يك رابطه معكوس بين شلوار آرزو با نفس كشيدن من وجود داشت.بگذريم وقتيكه شلوارش را بطور كامل پايين كشيدم و اون همه زيبايي خلقت رو يكجا جلوي خودم ميديدم سرازپا نمي شناختم بدني به سفيدي برف كه پوشيدن شورت و كرست سياه قشنگي هاشو بيشتر نشون ميداد.شايد هركسي شب زفاف اولين آبشو تو كس زنش بريزه اما من اولين آبمو شب زفاف با ليسيدن كون زنم ريختم اونم چه ليسيدني نميدونيد هرطوريكه تونستم ليسيدمش تمام روشهايي رو كه زمان مجردي باهاش جلق ميزدم اينبار بصورت واقعي پياده كردم به روش قنبلي كلي ليسيدمش بعد ازش خواستم كه من دراز بكشم و اون بشينه روي دهنم و دست آخر هم به روش 69 البته چون اولين بارمون بود خجالت كشيدم كه ازش بخوام تا اونم كيرمو بگيره تو دهنش ( البته دو سه ماه بعداز عروسي يادش دادم كه چطوري كيرمو بليسه ) ولي خوب همونطوريش هم 69 كلي بمن حال داد و خلاصه اولين آب متاهلي را با شدت تمام ريختم شدت پرتاب آبم اونقدر زياد بود كه اولين پرتاب موهاي سينه مو خيس كرد.از اون روز تاحالا هم بيشتر سكس من با آرزو سكس با كون خوشگلش بوده فراموش كردم كه بگم يكنوع سكس با كون را هم از يكي از اعضاي همين سايت ياد گرفتم و اونهم اينه كه يكروز از آرزو خواستم تا همونطوريكه روي دهنم نشسته توي دهنم بگوزه نميدونيد چه هيجان و لذتي داشت يكروز كه منو پاي كامپيوتر درحال بازديد از سايتهاي سكسي غافلگير كرد و علت سركشي منو به اينجور سايتها پرسيد بهش گفتم من از ديدن عكسهاي سكسي بخصوص عكسهاي سكسي در رابطه با كون لذت زيادي ميبرم واسه همين آرزو گفت خوب بيا از من عكس بگير و فقط عكسهاي منو نگاه كن و ديگه به اينجور سايتها نرو من هم قبول كردم ولي چه كنم كه ترك عادت موجب مرض است.
در اوايل يك مشكل بزرگي كه باهاش داشتم اين بود كه چون سوراخ كونش خيلي تنگ بود اصلاً نميتونستم كونش را بكنم يه چندباري هم امتحان كردم اما بيچاره اونقدر ناله و زاري كرد كه دلم براش سوخت و از كردن كونش واسه هميشه منصرف شده بودم و فقط ميتونستم بليسمش تا يكروز بطريقي متوجه شدم كه يكنوع ژل براي كون كردن ساخته شده كه مشكل كردن كونهاي تنگ را تاحدودي حل كرده اسم ژل را يادداشت كردم ( Lubri- jell محصول داروسازي شفا ) و اولش با شك و ترديد ولي بعد با اعتماد بنفس به يك داروخانه رفتم و ژل مخصوص را تهيه كردم و از اون روز ببعد تقريباً مشكل كردن كون آرزو برام حل شد.الان هم تقريباً هفته اي يكي دوبار كونشو ميكنم و از اين لذت هم بي بهره نموندم.قبل از اينكه اين ژل رو تهيه بكنم چون به كون كردن علاقه فوق العاده اي داشتم و به هيچوجه نميتونستم از كون كردن بگذرم يه زن جنده باحالي تو محله مون هست به اسم زهرا ( قبلاً داستان خودم را با زهرا نوشته بودم http://www.avizoon.com/forum/2_35672_0.htmlhttp://www.avizoon.com/forum/2_35672_0.html ) هرچند وقت يكبار كه خونه خالي ميشد زهرا را مياوردم خونه و يه كون درست و حسابي ميكردم اما حالا كه يكي از زيباترين كونهاي دنيا را ميكنم ديگه احساس نيازي به زهرا ندارم.نميدونم شايد هم يكروزي دوباره برم سراغش ولي فعلاً اصلاً.
الان فقط ميتونم بگم كه نه تنها از ازدواجم ناراضي نيستم بلكه خيلي هم افتخار ميكنم كه من كوني را مي ليسم و مي كنم و ...كه تمام پسرهاي محل تو كفش موندند.اوايل ازدواجمون از آرزو پرسيدم كه آيا غير از من قبلاً دوست پسر ديگري هم داشته يا نه؟ اولش ميترسيد كه حقيقت را بگه ولي وقتيكه بهش اطمينان دادم كه مسائل شخصي پيش از ازدواجش با من اصلاً بمن ارتباطي نداره و از داشتن دوست پسرش ناراحت نميشوم اونم بمن گفت كه قبلاً يك دوست پسري داشته به اسم بهروز و مدتي باهاش دوست بوده و حتي يكبار بقول خودش با خواهر بهروز به خونه بهروز رفته بوده ولي من ميدونم كه تنهايي رفته بوده اونجا و حدس ميزنم كه بهروز اون زمان كونش را كرده بوده و آرزو خاطره خوبي از اون ماجرا نداشته و واسه همين هم دوستي شو با بهروز بهم زده ولي هركاري كه ميكنم اصلاً در اينباره بمن چيزي نميگه با اينكه بارها قسمش دادم و خودم هم قسم خوردم كه اگه اون زمان به بهروز كون هم داده باشه چون مربوط به پيش از ازدواج ما بوده اصلاً ناراحت نميشم ولي خوب آرزو به هيچوجه نم پس نميده نميدونم شايد هم اصلاً مسئله اي بينشون نبوده و من دچار توهم شده باشم به هرحال من زياد برام مهم نيست كه قبلاً چه كارهايي كرده براي من امروز مهمه.
درهرصورت اينقدر سكس با كون آرزو برام لذتبخشه و اينقدر بخودم افتخار ميكنم كه چنين كوني را ميكنم كه نميتوانم زيبايي هاي كونش را به كسي نشان ندم واسه همين بيشتر وقتها كه باهمديگه بيرون ميريم از آرزو ميخواهم تا مانتوي لي كشي بپوشه تا تمام اهل محل بدانند كه من چه كوني را ميكنم و چه كوني توي دهنم مي گوزه.حالا هم واسه اينكه شما هم بدونيد كه كون آرزو چقدر زيباست آواتارهاي خودمو از عكسهاي سكسي و نيمه سكسي كون آرزو قرار ميدم ( فقط از سرشب تا اول صبح ) تا شما هم بدونيد كه كون آرزو چه اعجوبه اي هست.
خوشحال ميشوم اگه نظراتتون را درباره كون آرزو بنويسيد.فقط خواهش ميكنم كه درخواست عكس كونش را نكنيد چون هرچي باشه همسرمه و من نميتوانم عكس كون همسرم را دراختيار ديگري قرار بدم . شما فقط از روي آواتارم درباره كونش نظر بديد.قسم ميخورم كه عكسهاي آواتارم همگي واقعي هستند و روزانه هم اون را عوض ميكنم.

# : 3 Dec 2007 14:04


من ديگه يواش يواش دارم شك ميكنم.يعني واقعاً كون آرزو قشنگ نيست؟ اگه زيباست خوب نظرتون را بنويسيد من اصلاً ناراحت نميشوم.



# : 3 Dec 2007 14:24


نوش جونت . خیلی خوشگله . زیر خوابش هم که میگی خوبه . پس تا دسته بکن توش و حالش را ببر .

# : 3 Dec 2007 14:38


rezabazarcheh از حسن نظر شما ممنونم دوست عزيز.واقعاً خوشگله هم خودش هم كونش.

# : 3 Dec 2007 15:28


کیرم ا ته کون زنت

# : 3 Dec 2007 22:44


zreza اگه دستت رسيد قابل نداره!



# : 3 Dec 2007 23:03


خوب که چی

داری حالشو میکنی

اگه کسی تر مینوشتی یه چیزی

ostad_tooraj --- (لولا خرکسون فهلک المفلسون)
# : 3 Dec 2007 23:39


دوست عزيز بازم از اون دروازه طلايى بنويس بزار تا مردم لدتش را ببرند

# : 4 Dec 2007 01:02


چند روز قبل از آرزو پرسيدم وقتي سوراخ كونتو مي ليسم چه احساسي داري؟ جواب داد اوايل برام اصلاً اهميتي نداشت اما الان ديگه بهش عادت كردم و وقتيكه زبون نرمت يواش يواش ميره تو سوراخ كونم گرماش برام يه جور لذت خاصي داره.
آخه اوايل من بايد ازش خواهش ميكردم تا بذاره كونشو بليسم اونم با كلي ناز و عشوه و از روي بي ميلي كونشو جلوي دهنم قنبل ميكرد اما حالا ديگه خودش داوطلبانه مياد جلو و تا ميخوايم با همديگه سكس داشته باشيم اول كونشو جلو دهنم قنبل ميكنه و بهم ميگه ميشه اول سوراخ كونمو بليسي؟ خوب منم از خدا خواسته شروع ميكنم به ليس زدن به روشهاي مختلف طوريكه ديگه خودشم حشري ميشه و لحظه ايكه زبونم تا ته تو سوراخشه خودشو عقب و جلو ميكشه تا زبونم اون تو بازي كنه و آرزو هم از اينكار كلي لذت ميبره.
از همه اين حرفا كه بگذريم من هنوز حيرون موندم نميدونم بهروز دوست پسر قبلي اش كونشو كرده بوده يا نه؟ از يه طرف ميگم نه چون سوراخش خيلي تنگه و بهروز نميتونسته براحتي بكندش از يه طرف هم ميگم شايد كرده باشه چون روز دوم عروسيمون وقتي ازش خواستم كونشو بكنم سرسختانه ميگفت نه ميترسم يه بلايي سر كونم بياد ميگن خيلي درد داره و از اين حرفا.من فكر ميكنم كه اگه قبلاً كون نداده بود از كجا ميدونست كون دادن درد داره يا نه ؟ بالاخره بدجوري كنجكاو شدم و فقط دلم ميخواد بدونم اگرنه كاري بكارش ندارم چون روابط پيش از ازدواج اصلاً بمن ربطي نداره فقط از روي كنجكاوي ميخوام بدونم كه آيا پيش از من كسي به اين جواهر دست زده و اونو ليسيده و كرده يا نه؟فقط همين اگه بهروز آرزو را كرده ناز شصتش مگه خود من قبل از ازدواج كسي نكردم؟

# : 4 Dec 2007 01:20




. 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . 6 . 7 . 8 . 9 . 10 ... 36 . 37 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB