صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / خاطرات سکسی / پسر راستشو بگو اولین کسی رو که کردی کی بود ؟ دختر راستشو بگو اولین باری که دادی چه حال داشتی و کی بود؟ کوتا ه ولی واقعی
<< . 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . 6 . 7 . >>
نویسنده پیام
# : 7 Dec 2007 01:37 | ویرایش بوسیله: amir_yazd


اینم از خاطره ی من....

یادمه از تهران
اومده بودن یزد اونم از که اونوقت 15 سالی داشت سینه و کونه تمیزی داشت...اینم اضافه کنم که خیلی خوشگله...روی مبل جلوی تلوزیون نشسته بودم...کسی خونه
نبود...دستم روی شونش بود ... با این که بچه بودم یکی دو تا ازین فیلما دیده بودم که دخترا خودشونو میمالن...دستمو روی کمرش مالیدم دیدم خوشش اومد...کم کم دستمو بردم تو لباسش تا رسید به سینش ... اونم کم کم دستشو اورده بود رو کیره من (کیر که نمیشد گفت=همون دودول) کمی باهاش ور رفتم ...اون خیلی حال میکرد ولی من زیاد سرم نمیشد از روی کنجکاوی بود...در حال لاس زدن بودیم...که زنگ در خونه زده شد از ترس نزدیک بود خودمو خیس کنم...سریع خودمونو جمع و جور کردیم درو باز کردیم...مامان بابام اومدن تو.......

این اولین تجربه ی سکس من بود...

هنوز هم من با اون اگه یزد بیاد و گیر بازار نباشه سکس دارم...ولی ایندفعه با تجربه ی بیشتر...

امضا.
مي خواستم زيباترين كلام را به ياري بگيرم ، تا صميمانه ترين عشق ها را تقديمت كنم ، ذهنم ياري نكرد . پنداشتم كه ساده نوشتن چون ساده زيستن زيباست ، پس ساده و بي تكلف مينویسم : دوستت دارم

♥✤♥ باید تو رو پیدا کنم, شاید هنوزم دیر نیست ◊◊◊ تو ساده دل کندی, ولی تقدیر بی تقصیر نیست ♥✤♥ ◄ خدایا سپاس... ►
# : 7 Dec 2007 02:14


اولين بار دختر يكي از اقوام كه از كرمانشاه اومده بودن خونمون و عاشق من شده بود.و 15 سال داشت .و من هم 18 سال داشتم و واقعا حشري بودم براي سكس.و اولين بارم بود با يه دختر زيبا حال ميكردم.يادش بخير.هيچ وقت فراموش نميكنم.

# : 7 Dec 2007 13:28


سلام اميد وارم همتون توپ توپ باشين.
من الان 24 سالمه اين قضيه مال 9 سال پيش كه رفته بوديم مسافرت اونجا با يه دختري اشنا شدم البته بايد بگم دختره با من اشنا شد و مخ من و زد دختره ميگفت هم سنمه ولي بعد فهميدم يه 5 سالي ازم بزرگتربود.اونجا كه بوديم يه اتاق هايي بود واسه اجاره ما هم شديم همسايه دختره البته نا خواسته.يه هفته اي گذشت كه زهرا(همون دختره)ميگه بابا مامانم ميخوان خواهرم و ببرن دكتر من تنهام مياي پيشم من هم با من و من گفتم با شه ولي داشتم از ترس سكته ميكردم من هم بابا مامان خودمو پيچوندم رفتم پيشش رفتم ديديم واي ي ي ي ي ي ي ي ي ي چه خوشگلي بود اين من نميدونستم يه تاپ و يه دامن كوتاه پوشيده بودو اسم شربت اورد و با فاصله ميليمتري نشست كنارم داشتم شربت ميخوردم كه يه چيزي رو كيرم احساس كردم پريدم كنار ليوان شربت هم از دستم افتاد و يه خرده شربت رو زمين ريخت زهرا گفت چته گفتم با اين چي كار داري گفت هيچي ميخوامش گفتم يعني چي اومد پيشم خودم و جمع كردم گفت عزيزم من دوست دارم تو مگه مال من نيستي گفتم چرا گفت خب من كاري نمي كنم كه تو ازم ناراحت بشي من هر كاري ميكنم به خاطر خودته منم قشنگ خر شدم فقط عرعر نكردم بعد امد جلو لبشو گذاشت رو لبم از خجالتي داشتم اب ميشدم يه خورده كه لبم و خورد خوشم اومد منم محكم بقش كردم (تا اون موقع از زندگيم اخر سكسم بقل كردن بود) ديدم باز دستشو گذاشت رو كيرم ايندفعه چيزي نگفتم ببينم چي ميشه ديدم نه بابا اخر فاز همينجور كه لبمو ميخورد دستشو برد تو شرتم يه اه ه ه كوچيك گفتم(اولين اه ه ه ه زندگيم) و بعد زهرا يه كم ازم فاصله گرفت و ديدم داره تاپشو در مياره جاتون خالي يهو ديدم دو تا سينه گرد افتاد بيرون اونقدر خنگ بودم نفهميده بودم سوتين نداره بعد اومد سمت شلوارم و شلوار و شرتم و با هم كشيد پايين و من سريع جلوي كيرم و گرفتم تا زهرا كيرم و نبينه ديدم زهرا داره چپ چپ نگام ميكنه ياد حرفش افتادم و دستم و از رو كيرم برداشتم وقتي ديدم زهرا داره به كيرم نيگا ميكنه گفتم اينجوري نيگا نكن گفت باشه نيگا نميكنم پريد رو كيرم و نيگا نمي كنم ميخو رمش و بعد همه كيرم و كرد تو دهنش يه حالي كردم جاتون خالي خلاصه سرتو ن و درد نيارم اون روز زهرا هر كاري خواست با من كرد حتي از كس و كون هم بهم داد و من تا چند ماه تو فضا بودم كه اين ديگه كي بود ادم تو زندگيش هيچ كاري نكنه يهو هم كس بكنه هم كون ولي زهرا هر كاري كرد كسش و نخوردم.و من مطمئنم زهرا از من بوق تر تو زندگيش پيدا نكرد.بعد اون ماجرا تا يه هفته كه زهرا اينا بودن يه بار ديگه هم سكس داشتيم و من ديگه نديدمش فقط چند بار ديگه كه با هم تلفني صحبت كرديم بهم گفت من پشت كنكوريم و همون موقع بود كه من فكم افتاد البته از تعجب.قربون همتون

# : 7 Dec 2007 13:45


جالبه اکثریت اولین تجربشون تو 15 سالگی

# : 7 Dec 2007 21:24


هر گاه دفتر محبت را ورق زدي هر گاه در زير پايت صداي خش خش برگها را احساس كردي هر گاه در ميان ستارگان اسمان تك ستاره اي خاموش ديدي براي يك بار در گوشه اي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب بگو : يادت بخير.....!
.........................................................................

به تایپیک من سر بزنین و در بحث ما شرکت کنید.........

http://avizoon.com/forum/1_49127_0.htm

♥✤♥ باید تو رو پیدا کنم, شاید هنوزم دیر نیست ◊◊◊ تو ساده دل کندی, ولی تقدیر بی تقصیر نیست ♥✤♥ ◄ خدایا سپاس... ►
# : 9 Dec 2007 19:39


Quoting: lili naze
oonkareh

اخه نداشتم خدائیش

هااااااااااااااااااااا مگه ممکنه؟ حتی یکبار؟ واجب شد یه معاینه ای ازت بعمل بیارم

زندگی آنچه زیسته ایم نیست.بلکه آن چیزیست که به یاد می آوریم تا روایت کنیم ((گابریل گارسیا مارکز))
# : 10 Dec 2007 00:25


Quoting: amir_yazd

اینم از خاطره ی من....

یادمه از تهران
اومده بودن یزد اونم از که اونوقت 15 سالی داشت سینه و کونه تمیزی داشت...اینم اضافه کنم که خیلی خوشگله...روی مبل جلوی تلوزیون نشسته بودم...کسی خونه
نبود...دستم روی شونش بود ... با این

amir_yazd سلام عزیز ممنون از اینکه خاطرتو برتمون گفتی
امیدوارم شاد و آزاد و سربلند و استوار باشی
امضا
استاد میگه یادش بخیر خیلی خوب بود نفسش حق و کردارش نیک بود

# : 10 Dec 2007 00:28


Quoting: pmcxx

اولين بار دختر يكي از اقوام كه از كرمانشاه اومده بودن خونمون و عاشق من شده بود.و 15 سال داشت .و من هم 18 سال داشتم و واقعا حشري بودم براي سكس.و اولين بارم بود با يه دختر زيبا حال ميكردم.يادش بخير.هيچ وقت فراموش نميكنم


سلام دوست جون
همین گفتم کوتاه نه اینقدر کوتاه بحرحال ممنون
امضا
استاد میگه بازم بیا پیش ما

# : 10 Dec 2007 00:31


Quoting: unkind
جالبه اکثریت اولین تجربشون تو 15 سالگی

سلام دوست من
آره جالبه از بس کار درستن این دوستان ما
شما نمیخوای از اون روز برامون بگی
امضا
استاد منتظرت می مونه حتی توی بارون

# : 10 Dec 2007 00:35 | ویرایش بوسیله: AMIRSUPERSEXY


Quoting: oonkareh
هااااااااااااااااااااا مگه ممکنه؟ حتی یکبار؟ واجب شد یه معاینه ای ازت بعمل بیارم

سلام
لی لی نازه (رز گل من)
جوابشو بده
امضا
استاد:آقا دروغ چرا تا قبر آ آ آ آ قربان ما که با چشم خودمان ندیدیم اما تو مملکت قیاس آباد ما
..........................................................

<< . 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . 6 . 7 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB