| نویسنده |
پیام |
|
|
سینا جان واسه خودم متاسفم تو کشوری زندگی میکنم که غیرت رو با تهجر یکی میدونن واسه تو هم متاسفم
|
|
|
سینا جان واسه خودم متاسفم تو کشوری زندگی میکنم که غیرت رو با تهجر یکی میدونن واسه تو هم متاسفم
|
|
|
dr_aliعزیز متاسف نباش فقط امیدوار باش که آستانه تحمل ما بیشتر از این باشد خیلی بیشتر ....با وجود سلائق مختلف نمیشود که همه برای خودشان متاسف باشند.شاد باشی
|
|
|
|
|
samanعزیز داستان جالبیست منتظر بقیه اش هستم. ما حالا حالا به این فرهنگ سازیها نیاز داریم. موفق باشی
|
|
|
اين دوستمون dr_ali به شرطي كه زن اين دوستمون بهش يه دست بده، همچين وجدانش آسوده مي شه كه نگو و ديگه غيرت ميرت يخدور ميشه
|
|
|
kheili delam barat misoozeh chon to manie vafadari ro too zendegi nafahmidi albate zanet nabayad narahat ham bashe be hame mide to ham roosh oon keifesho mikone to ham too khialate khodeti karetam ke be koon dadan ham keshide dige zanet chi mikhad az in behtar ama vase inke behet sabet konam ke too eshtebahi khodet boro ba dota zan bash oon vaght mibini ke che joori zanet zendegito az ham mipashoone pas lotfan boro kooneto bede be bahooneye azadie kalam ham asabe mellato khoord nakon
|
|
|
سلام ادامه بده. منتظرم.
|
|
|
سلام بچه ها از نظر همگیتون ممنون چه مخالف و چه موافق اما ادامه این خاطره شما رو متعجب خواهد ساخت و تو آویزون یه خاطره استثنائی خواهد بود حالا بشنوید در ضمن از تمامی اعضا عزیزم هم ممنون که توجه نشون دادن فدای همتون چه کسانی که منو سوپر کس کش میدونن و چه کسانی که از این خاطره لذت میبرن
گاه زخمی که بپا داشته ام،زیر و بمهای زمین را بمن آموخته است.
|
|
|
|
|
يه شب وقت يمشغول سكس بوديم و از كون داشتم ميكردمش بهم گفت سينا جون ميخوام يه مطلب بهت بگم .گفتم بگو.ترمه گفت : دوست داري يه مرد ديگه منو بكنه ؟دوست داري دوست پسر داشته باشم ؟ منم كه داشتم آروم آروم تو كون تنگ و گرمش عقب و جلو ميكردم گفتم تو چي ؟دوست داري بدن لخت يه مرد بدن گرم و لطيفتو لمس كنه ؟ ترمه ناله اي از شهوت كرد و گفت آره عزيزم.ميميرم براش .بعد كونشو محكمتر عقب جلو كرد بي آنكه احساس دردبكنه و آروم لبشو رو لبام گذاشت و زبونشو كرد تو دهنم و گفت اجازه ميدي با سامان همكارم دوست بشم ؟خليلي وقته دنبالمه و ميخواد باهاش دوست بشم؟ من سامانو ميشناختم.هموني بود كه ترمه ازش فيلم سكسي گرفته بود.يه بارم كه رفته بودم بيمارستان دنبال ترمه تو اتاق ترمه ديده بودمش .پسر جذاب و خوش تيپي بود.تو همون حال كه داشتم از ترمه لب ميگرفتم گفتم ترمه جان تو هر كاري كه ازش تو سكس لذت ميبري رو انجام بدي من ناراحت نميشم فقط از وابستگي احساسي ميترسم .ترمه گفت :تو كه ميدوني سامان خودش زن داره و رابطش با زنش هم خوبه .اما ما فقط ميخوايم با هم سكس داشته باشيم .تو بيمارستان سامان همش چشمش دنبال منه و همش خودشو بهم ميماله وميگه عاشق اندام سكسي منه .اما من زياد بهش رو ندادم و اين آخري هم بهم يه فيلم سكسي داد چون گفته بودم كه شوهرم هم به فيلم سكسي علاقه داره . ترمه همينطور كه لباي منو ميخورد از سامان ميگفت .من تا اون روز نميدونستم كه از شنيدن حرف سكس زنم با مرد ديگه اينقدر حشري ميشم اما اون شب همينطور كه ترمه داشت حرف ميزد داشتم از شدت شهوت ميمردم .ترمه گفت سينا نظرت چيه .ميخوام تو هم با اين رابطه موافق باشي .من هم در يك جمله جوابشو دادم ":ترمه جان هركاري تو سكس دوست داري بكن و دوست پسرتم نوش جونت .هركاري ميخواين باهم بكنين "با شنيدن اين جمله ترمه ناله اي از شهوت كرد و گفت آبتو بريز تا آخرش تو كونم .و منم چند لحظه بعد اينكارو كردم .بعد از ترمه خواستم كه بشاشه تو دهنم چون من اينكارو خيلي دوست داشتم منتها وقتي ترمه خيلي حشري بود اين خواهش منو برآورده ميكرد و براحتي در مواقع ديگه زيربار نميرفت .خلاصه دهنمو زير چاك كوس ترمه باز كردم و اونم شاش گرمشو با فشار خالي كرد تو دهنم . بي نهايت شاش خوشمزه اي داشت و هيچ وقت شاشش شور يا بد مزه يا پررنگ نبود برا همين من واقعا از خوردن شاش ترمه لذت ميبردم . فردا صبح كه از خواب بلند شديم ترمه تو رختخواب نگاهي بمن كرد و گفت از حرفاي ديشبم كه ناراحت نشدي سيناي من ؟گفتم نه عزيزم خيلي هم لذت بردم .گفت :پس هنوزم ناراحت نميشي اگه منو سامان باهم باشيم ؟گفتم نه .هرچقدر بيشتر از سكس لذت ببري جوونتر ميموني و آرامش بيشتري داري سامان هم اونطور كه ميگي قصد خراب كردن زندگيتو نداره و فقط پاي سكس در ميونه.پس چرا بايد نگران باشم .هرچي ميتوني به بدنت لذت برسون .ترمه با خوشحالي 10 دقيقه فقط لب و زبونمو خوردو بعد آماده شد رفت بيمارستان . خلاصه قرار شد كه ترمه يه شب با سامان قرار بذاره بعنوان مهمون بياردش خونه .البته قرار گذاشتيم سامان اولش نفهمه كه من راضي به ابن رابطه هستم تا بعدا مشكلي واسه سوء استفاده بوجود نياد. عصر شد و من و ترمه از سركار برگشته بوديم .من ترمه رو بردم حموم و تموم پشماي كوسشو اصلاح كردم و موهاي دور سوراخ كونشو هم زدم و كلي به بدنش رسيدم تا جلوي سامان يه سكس لذتبخش داشته باشه . ساعت 8 شب بود كه سامان زنگ رو زد و ترمه رفت استقبالش .با يه تاپ سفيد يه تيكه چسبون و تنگ كه فقط روي باسنشو ميپوشوند و بند هاش هم كمي رو نوك سينه ش رو مخفي ميكرد. با سامان دست داد و به من معرفيش كرد. من و سامان هم كمي با هم خوش و بش كرديم و احوالپرسي معمول .الحق كه سامان پسر خوش تيپي بود و با اين تي شرتي هم كه پوشيده بود خيلي تو چشم ميزد. خلاصه رفتيم رو مبل نشستيم و ترمه هم مشغول پذيرائي شد.من بدجوري حشري شده بودم. از اينكه فكرشو ميكردم كه اين پسر امشب قراره كيرشو تو كوس و كون ترمه بكنه و هردو شون لخت تو بغل هم قراره عشق بازي كنند بدجوري راست كرده بودم. ترمه هم مشغول حرف زدن با سامان از اتفاقات محل كارش شدو من هم گوش ميكردم .در اين بين من هم رفتم و 3 تا گيلاس مشروب ريختم و آوردم و به ترمه و سامان تعارف كردم . ترمه با سامان رو يه مبل دو نفره كنار هم نشسته بودند و ترمه يكي از بنداي تاپش افتاده بود از سرشونش پايين و قسمت زيادي از سينش معلوم بود و سامان هم با ولع و بطور نامحسوس به سينه ش نگاه مبكرد .مشروبها رو كه خورديم ترمه و سامان حرفاشون تموم شد و ترمه پيشنهاد كه شام بخوريم .همگي قبول كرديم و سفره شام رو چيديم .
گاه زخمی که بپا داشته ام،زیر و بمهای زمین را بمن آموخته است.
|
|
|
بعد از شام من به سامان شلوارك راحتي از اين نازكها دادم كه بپوشه و راحت باشه و گفتم تي شرت و زيرپوششم دربياره و فكر كنه منزل خودشه ،خودمم با يه شرت تنگ كه كير رو كامل نشون ميده نشستم تا سامان هم راحت باشه . قرارم با ترمه اين بود كه من به بهانه سردرد از سامان معذرت خواهي كنم و برم تو اتاقم بخوابم و وقتي سكس اونا شروع شد برم ديدشون بزنم بعد از شام مشغول ورق بازي شديم ووسطاي كار بود كه من به ترمه گفتم سرم بدجوري درد ميكنه .شايد بخاطر مشروبه .سامان گفت خوب بريد دراز بكشيد يه كم حالتون جا مياد.گفتم نه من بايد اينجور مواقع بخوابم تا صبح حالم سرجاش بياد. سامان گفت هر جور راحتين ومن الان رفع زحمت ميكنم ،منم گفتم نه بابا اين حرفا چيه من با شما راحتم شما تشريف داشته باشين من ميرم يكم بخوابم . اينجا منزل خودتونه تا هر كي ميخواين راحت باشين .بعد بلند شدم و به حالت بيحالي رفتم تو اتاقم درو هم بستم تاسامان خيالش راحت بشه .يكم كه گذاشت يه سكوت محض برقرارشد شايد حدود نيم ساعت و بعد رفتم ازتو پنجره پاسيو آروم تو پذيرائي رو ديد زدم و... ترمه و سامان ايستاده همديگرو بغل كرده بودند و آنچنان مشغول عشقبازي بودند كه انگار شيرين و فرهادن ، سامان لب و زبون ترمه رو آنچنان با ولع ميخورد كه ترمه نميتونست كاري بكنه . سينه هاي ترمه هم كاملا بادكرده و برجسته شده بود و توسط دستهاي سامان داشت نوازش ميشد.البته هنوز لباساشونو در نياورده بودن و ترمه بعدا گفت كه سامان خواسته كه بيشتر از رو لباس دستماليش كنه.عشقبازي ترمه و سامان ادامه داشت تا اينكه ترمه شلوار سامان رو از پاش درآورد و كير سامان رو مثل يه تيكه گوشت لذيذ كرد تو دهنش و شروع كرد به مكيدن و خيس كردن خايه ها و سراسر كيرسامان و آب هم از دور دهن و لب ترمه همينجور ميريخت بيرون. نميدونستم كه اينقدر ترمه قشنگ من خوب ساك ميزنه و با ولع .البته واسه منم خوب ساك ميزد اما ديدن ساك زدن ترمه براي كير مرد ديگه يه حال ديگه اي داشت .كمي كه ساك زد سامان هم ترمه رو لخت كامل كرد و بعد هردو با بدن لخت آنچنان همديگرو بغل كردن كه من از ديدن اين صحنه نعشه شدم و شروع كردم به ماليدن كيرم .سامان داشت ذره ذره بدن ترمه رو ميليسيد و لبهاي جانانه و پرآب ازش ميگرفت و كون و سينه وشكم ترمه رو بزيبائي نوازش ميكرد.تو همون حال وسط پذيرائي بصورت 69 رو هم دراز كشيدند و شروع كردن به ليسيدن كوس و كير و خايه و كون همديگه .ترمه عاشق اين بود كه من سوراخ كونشو با زبون محكم بليسم و الان هم دقيقا سامان داشت همين كارو براش ميكرد.طوري كه ترمه از خود بيخود شده بود و التماس ميكرد به سامان كه محكمتر سوراخشو بليسه و خودشم با شدت بيشتري ساك ميزد البته بعد از يه كم ساك زدن تفب و آب دهنشو تو دهن سامان خالي ميكرد و اونم با ولع همشو ميخورد. تو اين بين ناگهان يه حركتي ديدم كه جا خوردم .ترمه يه دفعه از روي سامان بلند شد و كسشو گذاشت رو دهن سامان و بعد ناگهان شاشو با فشار تو دهن سامان خالي كرد.شاشش همينطور پاشيده ميشد تو دهن و لب و صورت و همه صورت سامان و اونم با ولع داشت قطره قطره شو ميخورد و ميگفت بازم ميخوام شاش كمه، رو كيرم ان كن ،برين رو كيرم، من انتو هم ميخوام ترمه هم كه از خود بيخود شده بود سوراخ كون نازشو رو كير سامان تنظيم كرد و در حال كه لمبرهاي كونشو با دست باز كرده بود بعد از دادن يه گوزآروم تمام شامي رو كه خورده بود از طريق سوراخ كونش خالي كرد رو كير سامان و سامان همون لحظه با ناله گفت ترمه جونم فداي انت بشم قربون ان گرمت بشم و بعد ترمه هم همونطور كونشو گذاشت رو انهايي كه رو كير سامان بود و بعد رو بدن سامان دراز كشيد و مشغول لب گرفتن شدند .من داشتم شاخ درمياوردم .نميدونستم كه از ديدن ريدن ترمه رو بدن يه مرد ديگه اينقدر شهوتي ميشم .نميدونم چجوري براتون وصف كنم .من فكر ميكردم من جزو معدود مردايي هستم كه از خوردن شاش زن لذت ميبرن اما سامان رو كه ديدم فهميدم كه از من پيشرفته تراشم و كله خرابتراشم هست چون ترمه بعدا بهم گفت كه سامان ازش خواسته كه روش ان كنه چون عاشق ديدن ان كردن زناست البته حاضر به خوردن نيست و فقط اين مدلي از اسكت بازي لذت ميبره .من اورم نميشد كه ترمه از اينكار خوشش بياد اما بعدا بهم گفت كه وقتي حشري ميشه حاضره هر نوع سكسي رو تجربه كنه و اينكار هم با رضايت خودش بوده . خلاصه ترمه بعد از عشقبازي اني با سامان رفت يه نايلكس آورد و با يه قاشق پلاستيكي يه بار مصرف تكه هاي ان رو از بدن و كير سامان با قاشق جمع كرد و توي نايلكس ريخت و بعد كونشو كرد رو به سامان و سامان هم اناي روي باسن ترمه با قاشق جمع كرد و ريخت تو مشما.بعد با هم رفتن تو حموم .وقتي رفتن تو حموم من از اتاق بيرون اومدم
گاه زخمی که بپا داشته ام،زیر و بمهای زمین را بمن آموخته است.
|