صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / خاطرات سکسی / وقتی که عاشق شدم................
<< . 1 . 2 . 3 . 4 . >>
نویسنده پیام
# : 6 Apr 2008 19:19


parsa_ashegh


نمی دانم آخر این دیوانگی تا کجاست ... و باز خنده ایی مستانه سر می دهم شاید به جنس نیاز ...
# : 6 Apr 2008 21:19




« « در این درگه که گه گه که که که که شود ناگه . به امروزت مشو غره که از فردا نه ای آگه » »
# : 6 Apr 2008 22:04


salam mard khaterat ghashange edame bede.\
shad bashi.

# : 6 Apr 2008 23:38


سلام ادامه چی شد؟

شب تنهایی تو قاب آینه چهره ی مات دلم شکسته بود................دل خسته ای که بی حضور عشق همه ی پنجره ها رو بسته بود
# : 7 Apr 2008 00:46




« « در این درگه که گه گه که که که که شود ناگه . به امروزت مشو غره که از فردا نه ای آگه » »
# : 8 Apr 2008 11:01




نمی دانم آخر این دیوانگی تا کجاست ... و باز خنده ایی مستانه سر می دهم شاید به جنس نیاز ...
# : 10 Apr 2008 11:23


پس کجا رفتی؟


منتظریم

نمی دانم آخر این دیوانگی تا کجاست ... و باز خنده ایی مستانه سر می دهم شاید به جنس نیاز ...
# : 11 Apr 2008 11:48


قسمت پنجم

رویا برگشت و يه بوس کوچولوازم گرفت و گفت چرا که نه و شورتشو آروم از پاش درآورد وايييي چه کسي داشت سفيد سفيد اينگار همين الان موهاشو زده بود کس قلمبه اي داشت آروم دستمو بردم سمت کسش و يه دست بهش کشيدم از يه نوع آبي خيس شده بود که نمي دونستم چيه بهش گفتم تو هم آبت اومده ؟که با خنده گفت نه ما که آبمون بيرون نمياد گفتم پس اين چيه ؟ گفت اين آب هميشه ترشح ميکنه وقتي که آدم حشري ميشه و بهش حال ميده , گفتم اگه بخوام بکنم اون تو ميزاري؟ بچه دار نمي شي؟گفت عجله نکن اونجا هم ميکني , بچه دارم نميشم ! گفت ديگه بسته خودتو بشور بريم تو اتاق اونجا هر کاري خواستي بکن و خودشو يه آب کشيد و يه حوله پيچيد دور خودش و رفت بيرون , منم يه نگاه به کيرم کردم ديدم کجو کوله شده و ديگه براش نايي نمونده يه خورده زير شير آب باهاش بازي کردم که سر حال بياد و بعد خودمو شستم , هنوز باورم نميشد که يه کس رو از نزديک ديدم و بهش دست زدم خيلي خوشحال بودم و تند تند خودم رو شستم که برم تو اتاق پيش رويا ,ميدونستم که ميخوام اولين کس زندگيمو بکنم و اين خيلي برام مهمتر از اين بود که به بابام فکر کنم که دارم زنشو ميکنم دوش آب رو بستم و با يه حوله خودم روخشک کردم و رفتم به اتاقم تا لباسام رو بپوشم , بعد از پوشيدن لباس احساس کردم دارم ضعف ميکنم رفتم تو آشپزخانه و يه ليوان شير با نون و پنير زدم و بعد رفتم به سمت اتاق رويا در اتاقو که باز کردم ديدم رو يا با يه ست سوتينو شورت مشکي خوابيده رو تخت و پشت به من خوابيده ديدم آرمين هم تو تخت کوچيکش خوابه , سريع به يک چشم به هم زدن پريدم بغلش و دستمو گذاشتم رو سينه هاش که بر گشت و يه لب کوچولو ازم گرفت ,لباي خشمزه اي داشت آروم دستشو گذاشت رو کيرم و گفت بابک ميخواي برات بخورم؟ منم که تا حالا کسي برام ساک نزده بود گفتم که خيلي دوست دارم ولي ميتر سم بازم خودمو خراب کنم گفت که اشکالي نداره , و منو خوابوند رو تخت و شورتمو از پام در آورد و رفت پايين و سر کيرمو گرفت ,خيلي خوشم اومده بود خيلي حال ميداد ,يه خورده با دست باهاش بازي کرد و بعد با زبون سر کيرمو خيس کرد ,واقعا لذت داشت ,گفت دوست داري اينجوري؟ گفتم آره خوشم مياد !آروم آروم کيرمو کرد تو دهنش و کاملا کير من تو دهنش بود و گرماي دهنش باعث شده بود که کم کم ارضا بشم ديگه طاقت نياوردم و بهش گفتم اگه زياد بخوري آبم مياد و ديگه بهم حال نميده!گفت باشه و اومد کنارم خوابيد ولي با دستش هنوز داشت کيرمو ميماليد منم با همون پوزيشن رفتم سراغ سينه هاش و شروع به خوردن کردم (باور کنيد ازش شير بيرون نميومد) خيلي خوشم ميومد رويا هم با صدا هاي حشري بهم ميگفت بخور منم خوب ميخوردم و نهايت استفاده رو ميکردم واقعا برام لذت خواستي داشت سوتينشو در آوردم و رفتم روش کيرم به کسش رسيده بود و اونو لمس ميکرد رويا هم پاشو هي بازو بسته ميکرد که کيره من خوب رو کسش سوار بشه بهم گفت برو پايين منم همينجوري با زبون رفتم سمت کسش,از رو شورت دشتم زبون ميزدم خيلي خوشمزه بود رويا هنوز در حال آه و ناله بود و کاملا شهوت وار اسم منو صدا ميکرد ,شورت زيباشو به آرومي درآورد و من به اون چيزي که ميخواستم رسيدم ,بعله کس اونم چه کسي شيرين با بويي که مطمئن بودم از شهوت بسياره کسي بدون مو و تپل با زبونم از آب کسش رو مزه کردم با هر زبوني که به داخل کسش ميزدم رويا بيشتر حشري ميشد و با جيغ هاي آروم به اوج ميرسيد خودمو آماده کردم و گفتم ميشه بکنم اون تو؟ و رويا با کمال ميل به من جواب داد .کيرمو گرفت تو دستش و آروم برد سمت کسش ,خيلي خيس بود بعيد ميدونستم بره اون تو آبم نياد به آرومي سر کيرمو کرد تو کسش داغ داغ بود آروم کردم تو باورم نميشد خيلي تنگ بود رويا ميگفت ديدي چقدر خوبه !! بکن تند تند بکن ! فشار بده تا ته بره ! من با شنيدن اين حرفها بيشتر تحريک ميشدم و دوست داشتم بيشتر رو رويا بمونم خيس عرق شده بودم رويا با دستش به باسنم ميزد و ميگفت تند تند بکن ميخوام بيام!من که متوجه منظورش نشدم ولي سرعت خودم رو بيشتر کردم که ديدم رويا با يه جيغ کوچيک پاهاش رو دور کمر من جمع کرد و محکم به خودش فشار داد چند ثانيه به حالت قفل کيرم تو کس مونده بود که ديدم کيرم داره داغ ميشه و الان آبم ميريزه که بهش گفتم آبم داره مياد چيکار کنم؟ زود پاهاش رو ول کرد و از زيرم در رفت و اومد کيرمو گرفت کرد تو دهنش و با يه ميک آبمو کامل تو دهنش خالي کرد ديگه حسي نداشتم بوسش کردم و کنارش خوابيدم ,رويا پاشد رفت دستشويي و برگشتني با دو ليوان آب ميوه اومد بالا سرم نشست ,با ديدن بدن لختش دوباره راست کردم !کيرموگرفت تو دستش گفت ديگه بسشه بقيش باشه براي فردا از اين به بعد من شبها واسه باباتم صبح ها هم براي تو منم ليوان آبميوه رو گرفتم و سر کشيدم و يه بوس کوچولوازش گرفتم و گفتم مرسي خيلي خوب بود نمي دونستم سکس اينقدر به آدم حال ميده

# : 12 Apr 2008 16:32




« « در این درگه که گه گه که که که که شود ناگه . به امروزت مشو غره که از فردا نه ای آگه » »
# : 14 Apr 2008 18:51




« « در این درگه که گه گه که که که که شود ناگه . به امروزت مشو غره که از فردا نه ای آگه » »
<< . 1 . 2 . 3 . 4 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB