صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / خاطرات سکسی / حاج خانوم حشري (اصل داستان تو سكس در ايران -چرا سكس غير ش
<< . 1 . 2 . 3 . 4 . >>
نویسنده پیام
# : 22 Jan 2006 23:58


آقا سياوش چرا ID دوست مارو حذف كردي؟
رفيق جان موضوع چيه؟ از دسته كي اينقدر عصباني هستي و چرا؟ ميشه كل ماجرا از سير تا پيازشو برام تعريف كني؟؟؟

# : 23 Jan 2006 07:19


sleepwater جون توي تاژيك چرا سكس غير شرعي در ايران جوابتو دادم وليدوست دارم برام ميل بزنيبراي اقا فري هم همينجور يه سري بزنيد كم نمياري


بسلامتي تموم بچه هاي باحال كهكيلويه وبوير احمد اخصوصا همشهريهاي با غيرت گچساراني اونهائي كه مثل چشمه زلالند اخرين عكس من با سعيده هفته اخر تو تهرون بهار 80


# : 24 Jan 2006 10:41


قسمت سوم : حاج خانوم حشري
اروم زبونم رو بردم لب چوچوله اش يكدفعه ناله بلندي كشيد واي نيكي واي ميخوام بازم ميخوام اخه منهم روم نميشد هنوز هم باور نميكردم كجا هستم وچيكار دارم ميكنم ولي سعيده داد ميزد كه هنوز ميخواد يه كم جرئت پيداكردم وشروع كزدم از بلا تا پائين چوچوله رو ميك زدم همزمان يه دستم رو بردم بالا وشروع كردم يكي از سينه هاش رو ماليدن لا مصب سفت و برامده شده بود ميدونستم كه حسابي حشر زده بود همينجوري با اون هيكل تنازش داشت سينه هاش رو به دست من فشار ميداد اينقدر زورش زياد بود كه احساس كردم اگه مقاومت نكنم ميفته رو من براي همين اروم رو تختش درازش كردم ولي ديدم مايل نيست رو تخت بخوابه براي همين بلند شدم ايستادم ونوك كيرم درست روبروي صورتش قرار گرفته بود بميرم براش خجالت ميكشد همينجوري كيرم رو تو دستش گرفته بود دودستي نگهداشته بود ولي روش رو كرده بود اونطرف مونده بودچيكار بكنه حاج خانوم هم حشري شده بود هم وجدان درد گرفته بود من هم كه ديگه احساس ميكردم پيش از اين طاقت ندارم يه مقدار كيرم رو به صورتش فشاردادم هم خوشش ميومد هم ترديد داشت كم كم لباش رو به نوك كيرم نزديك كرد يه بوس كوچلو از كنارش گرفت ودوباره دستش رو با فشار بيشتري به بالاي كيرم برد و اورد دچار دودلي شده بود يا شايد هم با شوهرش تا حالا سكس اينجوري نداشته ولي هر چي بود يه جور با حالي دستش رو روي كيرم بالا وپائين ميكرد انگار داره با كيرم صحبت ميكرد يه ليس رو نوك كيرم زدو بعد بادو لباش سركيرم رو تو دهنش گذاشت داشتم ديونه ميشدم تابحال سر كيرم رو اينقدر داغ نديده بودم احساس كردم از داغي ميخوام فرياد بكشم اولين كلمه از دهنم بيرون اومد گفتم حاج خانوم بخورش تورو جون من بخورش بعضي وقتها الان فكر ميكنم خودم خندم ميگيره دو سه بار بارامي نوك كيرم رو ميك زد بعد با زبونش شروع به ليس زدن كيرم كرد من هم از فرصت استفاده كردم يه بار ديگه دستم رو بردم طرف كوسش ولي دستم نميرسيد اونهم طوري قدش بلند بود كه حتما بايد صبر ميكردم با دو تادستم موهاش رو كه بلوند كرده بود ولي معلوم بود كه مشكي مشكي هست جمع كردم وسرش رو دور كيرم چند بار چرخوندم وهي ميگفتم بخورش بخورش تا اينكه يكدفعه شروع كرد كيرم رو از اول تا نصفه اش تو دهنش چرخوندن و وخوردن انگار سيرموني نداشت هر چي ميگذشت سرعت ساك زدنش با قدرت سكسش بيشتر ميشد همينجوري هم باسن منو بغل كرده بود اجازه هم نميداد كه من تكون بخورم من هم احساس ميكردم اگه اينجوري پيش بره ابم مياد و شايد ديگه نتونم ببينمش وروش نشه به من يه راه ديگه بده براي همين بزور كيرم رو از تو دهنش در اوردم و گذاشتم رو صورتش بيفته ولي دوباره گذاشت تو دهنش نيگاهش كردم داشت رو صورتش خيس ميشد دقت كردم ديدم داره گريه ميكنه ولي نميخواد من ببينم خيلي دلم سوخت چرا گريه ميكرد به روي خودم

نياوردم براي همين هر چي زور داشتم زدم و از جاش بلندش كردم صورتش رو گذاشت رو شونه من منهم دستم رو بردم رو كپلهاي تپل و مپلش و جند بار بالا وپائين كردم تا صورتش رو اورد ودو باره صورتش رو بوسيدم لبهاش رو فراري ميداد هنوز روش نميشد كه شروع كنه ولي من شروع كردم دستهام رو اوردم جلوش هنوز پاهاش رو سفت كرده بود ونميذاشت ولي بارومي شروع كردم دور لبهاي رون و بلاي كوسش رو نوازش كردم ويكي از انگشتهام رو درو رونش ميچرخوندم احساس كردم داره حال ميكنه هم ناله ميكرد وهم ميگفت واي –واي- واي نيكي نكن اين كلمات رو طوري ميگفت انگار كه به دختر دوازده ساله داره باهات صحبت ميكنه كيرم رو دادم دستش اونو راحت گرفت ولي باز روشو كرد اونطرف ولبي كير رو خودش داشت به رونهاش ميماليد ماليد ماليد بعد يه كمي لاي پاش رو باز كرد وسر كيرم رو روي اب كوسش گذاشت باورم نميشد تموم رونهاش خيس خيس اب بود

چون وقتي كيرم رو دراورد داشت ازش اب ميچكيد ودستش هم رو تموم كيرم ليز ميخوردگذاشتم به حال خودش تا خجالتش بشينه منهم سرمو اوردم پائين ونوك سينه هاش رو بادندونام لب گاز ميكردم خوشش ميومد چون سينه هاش رو تو صورتم فشار ميداد ميگفت بخور عزيزم بخورش منهم با زبونم تموم سينه اش رو دوره كردم اونقدر بوسيدم تااينكه منو برگردوند و نشست باز روي تخت و سينه هاش رو گذاشت روي كيرمن وهمزمان هم ميبوسيد وهم با سينه هاش كير منو باهاش جلق ميزد ديگه داشتم ديونه ميشدم حتي هنوز نگذاشته دستم به كوسش بخوره براي همين يه بار ديگه خواستم بشينم ولي زودتر ازمن بلند شد مثل اينكه فهميده بود ميخوام چيكار كنم برا ي همين دوباره سر كيرمنو گذاشت لاي پاهاش خوبه نيكي جون كوس خيس دوست داري دوست داري يه زن حشري رو چيكار كني بعد شروع كرد همزمان كير من رو تووي رونهاش فشار دادن خواستم دستم رو جلو ببرم ولي اون شروع كرد در حال ايستاده خودش رو عقب و جلو ميبرد ومن رو هم به خودش فشار ميداد دستهام تو باسنش دنبال يه راه كار بود دستم رو بردم دم سوراخ كونش ولي ديدم داره خودش رو ميكشه كنار وكيرم از زيارت كوسش ميمونه براي همين رها كردم واون همينجوري خودش رو عقب جلو ميبرد از زير دستم رو اوردم ووسط كيرم رو گرفتم اوردم بالا واي كيرو افتاد وسط كوسش يه داد كوچيكي زد ترسيدم و همونجا رو شروع كردم منهم تكون دادن نميذاشت كه سر كيرم رو بالا بدم براي همين تلمبه زدم براي دفعه اول فكركنم از سرم هم زياد بود همبجوري تلمبه ميزدم كه ديدم شروع به اخ وواخ كرد داشت حال ميكرد وهي ميگفت فشارم بده فشارم بده كم كم داشت ناله هاش به صداي بلند تبديل ميشد ......ادامه دارد

# : 24 Jan 2006 21:29


بابا ايول همشهري
زنهاي تهراني را بايد گاييد

# : 26 Jan 2006 15:04


قسمت چهارم:
" من هم همونطور آروم خودم رو عقب و جلو میبردم که دیدم دارم ارضاء میشم. میخواستم کیرم رو در بیارم که با فشار دستش و پاهاش اجازه این کار رو نداد و من رو به خودش فشار داد بطوری که يكد فعه بر خلاف همه مقاومتهاش کیرم تا دسته رفت توی کسش و آنچنان آبی توی کسش ریختم که خودم باورم نمیشد.
دیگه رمق نداشتم و با هم ولو شدیم. اون من رو توی بغلش گرفت و چشمم رو بوسید. یک نیم ساعتی به خواب رفتیم که بیدارم کرد و گفت که بلند شو دوش بگیر.؟ گفتم چشم. بعد حمام رو بهم نشون داد. منم رفتم توی حمام که دیدم یک دفعه اون هم در حمام رو باز کرد و اومد زیر دوش. من به آب سرد خیلی علاقه دارم و اون هم مخالفتی نکرد و اومد توی بغلم و لبش رو بوسیدم و بهم گفت که امشب بهترین شب عمرش بوده. بعد هر کدوم شروع کردیم به شستن خودمون. اومدیم بیرون و من لباسهام رو پوشیم که از من پرسید کجا میرم. منم متعجب گفتم که میرم اژانس. اون هم با یک نگاه نازی به من گفت که چطوری دلت میاد من رو امشب تنها بگذاری و بری. من هم بهش نزدیک شدم و بوسیدمش و گفتم دلم نمیاد. اون هم کتم رو درآورد و گفت پیش من بمون. بهش گفتم که فردا كار دارم اون هم گفت خودم فردا میرسونمت. منم قبول کردم و توی دلم گفتم اصلا کون لق كار و رفتم روی کاناپه ولو شدم. اونم اومد تو بغلم ولو شد. خواستم از شوهرش بگه. میگفت که شوهرش به ارضاء شدن اون اهمیت نمیداده و هیچ تجربه خوبی باهاش نداشته فقط مثل مرغا ميكرده و ميخوابيده. بعد میگفت که با این حزب اللهيا اصلا حال نمیکنه و گفت که از با من بودن خیلی لذت برده و بهترین کسی هستی که من پیدا کردم. بعد چرخید و لبم رو بوسید و خودش رو مثل بچه گربه توی بغلم قایم کرد و خوابید. من هم چشمهام رو بستم و خوابیدم. ساعت 7:10 من رو بیدار کرد و گفت که آماده بشم تا صبحونه بخورم
..................ادامه دارد

# : 26 Jan 2006 15:57


قربون شما يه بار تو اين تاپيك ديدمت خوب داري رفيق پيدا ميكني ناقلا راستي هimagevenue.com/img.php?loc=loc171&image=d54ce_1.jpg][/URL]....عزت زياد اميدوارم اون مرتيكه زن جنده رو كه كتكت زده پيداش كني مين رضا جقي اينها رو بچسب تو ايران كمكت ميكنند عكسهات هم خيلي باحال هستند ولي معلومه بعضي رو با موبايل گرفتي بعضي از اون هم مخفي بوده بدم نمياد بگي اونها رو چه جوري گرفتي
راستي جمال جون منم برات يه عكس از دوست دخترم تو ايرون ميذارم اگه خواستي ميل بزن تا ادرسش رو بهت بدم چون اهل شيرازه وبه تو نزديكه [URL=http://img101

# : 29 Jan 2006 11:54


قسمت چهارم
فرداي روز بعد زنگ زد به اژانس كه نيكي بياد ميخوام برم ديباجي مراسم دارم حاجي بهم گفت بدو عجله كن برو كه براي هر جووني اول جواني فرصتي براي اشنا شدن اينجوري با خدا وپيغمبر پيش نمياد منهم تو دلم يه پوزخند زدم و فلنگو بستم رفتم دم در خونشون ايستادم ولي نيومد زنگ زدم با خجالت گفتم حاج خانوم پائين منتظرم خنديد و گفت باشه يه كم طول ميكشه حاضربشم بيا تو با هم ميريم با با عجب جيگري داشت انگار نه انگار كه همسايه ها شايد متوجه بشند ولي هرچي بود از خايه هاي من بزرگتر بود سه سوته رفتم بالا زنگ زدم درو باز كرد تا درو بست يه ماچ كوچلو ازم كرد گفت بيا يه چائي بخور بريم اصلا انگار نه انگار که میخواد بره مراسم عزاداری و ختم قران هنوز عینک قرانش به چشمش بود لباسش یه تی شرت تنگ و سفید ویه شلوارک لی تنگ پاش بود یه هیکل سکسی وباور نکردنی پريدم بغلش كردم
url=http://img101.imagevenue.com/img.php?loc=loc24&image=e83d6_saedeh1 201.jpg][img=http://img101.imagevenue.com/loc24/th_e83d6_saedeh1201.jp g][/url]
گفتم اجازه هست و منتظر جواب نشدم يه بوس حسابي ازش كردم بعد حسابي تو بغلم چلوندمش قشنگ تو بغلم جاشده بود . بي اختيار دستم رو كشيدم روي باسنش واي كه چه داغ بود احساس مي كردم تمام تنم گر گرفته تمام گردنش رو بوسيدم و ليسيدم ديگه شل شده بود اروم كشيدمش طرف کاناپه خوشرنگی که تو خونش بود و اروم درازش كردم كمي مقاومت كرد ولي لباش رو با لبام بسته بودم با كمي تقلاخودش رو كنار كشيد گفت بسه باقيش براي یه روز دیگه گفتم ولی مگه میشه این تن طناز رو رها کرد مگه منو تو مال هم نیستیم مگه خودت نمی گفتی ديگه من و تو مال هم هستيم پس نترس و باز بوسيدمش و اروم خوابيدم روش دستمواروم بردم دكمه لباسشو باز كردم و رفتم سراغ سينه هاش
][/url][img=http://img16.imagevenue.com/loc24/th_1647a_milf014.jpg]
واي كه چه سينه هايي داشت مثل هلو بود نرم و خوش مزه از بس خوردم كيرم داشت منفجر مي شد چون بد بخت جاش هم كم بود خلاصه با باز كردن زيپ شلوار خلاصش كردم و اروم رفتم سراغ كسش خواستم شلوارشو در بيارم كه گفت نه گفتم چرا گفت مي ترسم حامله بشم اونوقت بده بابام اینها میفهمند گفتم انترس عزیز دلم میریزم بیرون جنده خانوم یادش رفته بود اوندفعه داد میزد که بریز بریز تو داغم کن داغم کن منم همیجوری تکرار میکردم پس من ديگه شوهرت هستم زيپ شلوارشو كشيدم پايين و با ديدن كسش كه مثل برف سفيد بود ديگه اختيارم رو از دست دادم افتادم به جون كسش و تا اون جون داشت و من نفس كسشو ليسيدم انقدر صداش بلند شده بود كه فكر كنم تمام اپارتمون فهميدن اينجایه حاج خانوم داره کوس میده بی خبر ازاینکه کلی حاج خانوم دیگه تو مجلس فکر میکنند حاج خانوم داره ختم قرانش رو تموم میکنه بالاخره نوبت من رسيد و اروم كيرم رو در اوردم گفتم تا حالا كير ديدي ناراحت شد گفت اذیتم نکن دیگه این حرف رو بمن نزن بدم میاد اگه فکر کنی من زن خرابی هستم فهميدم چه گندي زدم گفت اره ولي مي خواهم تو فقط به کیر من فکر کنی و اونو دوست داشته باشی حالا بیا بخورش باشه میخورم ولی زیاد نزدیک نیار چون من از ساك زدن اینها بدم میاد گفتم با شه كيرمو گرفتم جلو صورتش و گفت واي چه بزرگه گفتم مگه تو کلفت و بزرگشو دوست نداری ؟ با خجالت خنديد و پرسيد اينوخیلی بزرگه تورو خدا مراقب من باش یه موقع کاری نکنی مجبور شم برم بیمارستان مي خواي كجاي من بكني
url=http://img142.imagevenue.com/img.php?loc=loc24&image=07a18_dc9ef_b 2.jpg][img=http://img142.imagevenue.com/loc24/th_07a18_dc9ef_b2.jpg]
خنديدم گفتم هر جا بگي گفت مواظب باش از پشت بدم مياد و مي تر سم فهميدم كه قبلا از كون دادن خاطرات تلخی داره و از جلو هم بهانه میاره پس باید حسابی حشریش کنم گفتم سعیده جون تو که خودت گفتی من دیگه برای تو هستم و اول و اخر مال خودمی پس اجازه هست از خندش فهميدم جوابش بله است كيرمو گذاشتم دم كسش و هول دادم تو كه يهو داد بلندی كشيد و بيحال شد تا حلا تجربه نکردم از ترس داشتم مي مردم فوري در اوردم و معذرت خواهی کردم گفتم ببخشيد خنديد و گفت اشكالي نداره ولي خواهشن اينبار اروم تر بكن گفتم به چشم
[/url][img=http://img141.imagevenue.com/loc24/th_33935_o9.jpg]
[ و پس از كمي ناز و نوازش دوباره كيرمو گذاشتم دم كسشو اينبار اروم كردم تو و همون تو نگه داشتم و گفتم حالت خوبه گفت اره گفتم خوب و شروع كردم به تلمبه زدن بعد چند تا تلمبه كيرمو كشيدم بيرون و ابمو روي شکمش خالی کردم و بغلش كردم و گفتم خوب بود باز هم خنديد. من عاشق اين خنديدن هاشم وقتي خجالت مي كشه چيزي بگه . یه کمی باهاش بازی کردم ولی خیلی حشری بود نمیخواست ول کنه من ساده هم فکر میکردم دیرش میشه بعدا دیگه اینجوری پا نمیده ولی اشتباه میکردم چون اصلا نمیخواست جائی بره اون فقط دوست اشت با من باشه بس با اینحال بلند شدم که لباسام رو بپوشم اونهم بلند شد اولین کاری رو کرد ضبط و با صدای بلند روشن کرد سیاوش قمیشی داشت میخوند رفت تو اشپزخونه من کرمو تمیز کردم رفتم تو اشپزخونه از پشت بغلش کردم يه دفعه متوجش شدم داشت گريه ميكرد . كاش تجربه ي الان رو اون موقع داشتم . مي دونستم دختر ها و خانوم ها احتياج به نوازش دارن . وقتي گريه مي كنن دوست دارن يكي بغلشون كنه . دوست دارن يكي نازشون رو بكشه . اما من اون موقع مثل منگل ها فقط نگاه كردم . اون موقع از يه دختر فقط در باره ي سكسش اطلاع داشتم . فقط مي دونستم كه چطور بايد باهاش حال كني و بهش حال بدي . اصلان به اين توجهي نداشتم كه انم آدمه اونم احساس داره . فكر مي كردم تمام زندگي در سكس خلاصه مي شه . كاش تجربه ي الان رو اون موقع داشتم . كاش بلند مي شدم بقلش مي كردم . نازش مي كردم بهش دلدازي مي دادم . اما من فقط نگاه كردم . اخ گه چقدر الان به خاطر خريت اون موقعم خودم رو سر زنش مي كنم .
صداي اهنگ كه قطع شد كم كم اروم شد نگام كرد و لبخند زد . لبخندش از گريه هاش بيشتر اتيشم زد .گفت دوست داری برات بخونم . گفتم اره....شروع کرد بخوندن صداش مثل هایده بود نرم ومخملی
اگه سبزم اگه جنگل اگه ماهي اگه دريا
اگه اسمم همه جا هس روي لب ها تو كتابا
اگه رودم رود گنگم مثل مريم اگه پاك
اگه نوري به صليبم اگه گنجي زير خاك
واسه تو قد يه برگم پيش تو راضي به مرگم
اگه پاكم مثل معبد اگه عاشق مثل هندو
مثل بندر واسه قايق مثل قايق واسه پارو
اگه عكس چل ستونم اگه شهري بي حصار
واسه آرش تير آخر واسه جاده يه سوار
واسه تو قد يه برگم پيش تو راضي به مرگم
اگه قيمتي ترين سنگ زمينم توي تابستون دستاي تو برفم
اگه حرفاي قشنگ هر كتابم براي اسم تو چند تا دونه حرفم
اگه سيلم پيش تو قد يه قطره اگه كوهم پيش تو قد يه سورن
اگه تن پوش بلند هر درختم پيش تو اندازه ي دگمه ي پيرهن
واسه تو قد يه برگم پيش تو راضي به مرگم
اگه تلخي مثل نفرين اگه تندي مثل رگبار
اگه زخمي زخم كهنه بغض يك درد رو به ديوار
اگه جام شوكراني تو عزيزي مثل آب
اگه ترسي اگه وحشت مثل مردن توي خواب
واسه تو قد يه برگم پيش تو راضي به مرگم.......
به اينجا كه رسيد ديگه اون قدر صداي هق هقش بلند شده بود كه ديگه تحمل کنم گفتم حاج خانوم نذاشت ادامه بدم داد زد : اخه بیشرف چرا؟ چرا تنهام گذاشتي و از اتاق با سرعت و در حالي كه گريه مي كرد خارج شدمن مبهوت نشسته بودم و داشتم به اين فكر مي كردم كه كار درستي كردمازش خواستم برام بخونه تا اومدم برم دنبالش بر گشت . كنارم نشست و ازم تشكر كرد . گفتم : ناراحتت كردم؟
خنديدم گفتم نه شما باید منو ببخشید . تازه فهميده بودم كه من اصلا براش مهم نيستم بلكه اون كسي كه توی من مي دیدكه منو واسش مهم كرده . اگه نه اصلا به من محل هم نمي ذاشت .خیلی دوست داشتم ببینم شوهرش کیبوده اینقدر ناراحتش کرده وباعث شده جدا بشند ولی هنوز عاشقش هست تصميم گرفتم اونروز رو براي خودم و اون زيبا ترين روز زندگيم كنم. يه زنگ به اژانس زدم که حاج خانوم رو رسوندم ولی ماشینم خراب شده میبرمش تعمیرگاه به حاجی گفتم خرابی ماشین رو براش بعدا توضيح ميدم . فقط كاري كنه كه بچه ها نگران نشن دنبال من راه بیفتن بعد رفتم روصندلی رو به روي سعیده نشستم و تمام يك ساعت به رقصیدنش با اهنگهائی که گذاشته بود خیره شدم . محو زيباييش شده بودم و همين جوري نگاش مي كردم.....اصلا نفهميدم 1 ساعت چه جوري گذشت.یکدفعه خودش انداخت تو بغل من گفت بقلم كن .بقلش كردم . لبهاي داغش رو روي گردنم گذاشت . حسابي حشري شده بودم. چرخيد طوري كه من روي مبل افتادم و اون روي پاهاي من تكيه داد به من گفت : مي خوام امروز تا فرداصبح تو بغلت باشم .
با من حرف نمي زد كا ملا معلوم بود با یکی دیگه داره حرف میزنه اما نمي دونم چرا من جوابش رو دادم وبدم میومد به فکر کس دیگه ای باشه
-عزيزم نميذارم از بغلم بيرون بري.....
- دوسم داري؟
_اره نازنينم.
با جواب من لبهاشو روي لبهام گذاشت و منم مشغول خوردن لبهاي شيرينش شدم.....
حسابي نفسمون به شماره افتاده بود . و جفتمون تو اوج لذت بوديم دست اون يكي تو موهاي من بود و يكي داشت كيرم رو مي ماليد . منم يه دستم دور كمرش بود و اون دشتم روي سينه هاش.......
بعد كه حسابي سينه هاشو از روي پيراهن ماليدم دستم اروم به سمت پايين لغريد و روي پاهاش اروم گرفت . دستي رو كه روي كيرم بود برداشت و پراهنش رو از پايين زد بالا طوري كه كاملا شورتش معلمو م بود....دستش بر گشت رو كيرم و من هم دستمو گذاشتم از روي شورت روي كسش که داغ و خيس بود همون جوري كه لبهاي هم رو ميخورديم دستامونم داشت مال همو نوازش ميداد.
يهو بلند شد جلوم واستاد لباس خوابش رو از بالا در اورد . لباس مثل آب از تنش لغزيد و به زمين افتاد . چشمام از شدت زيبايي داشت ميزد بيرون . انگار همه چيز سعیده رو خدا از بهترين چيزها انتخاب كرده بود.......
وقتي به خودم اومدم كه ديدم سعیده جلوم نشسته شلوار منو كشيده پايين و كيرم تو دهنش برده و داره با ولع تموم مي خوره.....
پيراهنم رو در اوردم بعد يه لحظه كيرم از دهنش در اوردم روي زمين دراز كشيديم و بعد در حالت 69 قرار گرفتيم . هنوز شورتش پاش بود آروم شورتشو كشيدم پايين . كس زيبا و تميزش نمايان شد . انگار تازه موهاشو تراشيده بود . ديگه طاقت نياوردم مثل نديد پديد ها همه سرم رو لاي پاهاش فرو بردم و مشغول ليسيدن شدم.
- عزيزم فقط مواظب باش براي شبم بزاري ، همش رو نخوري ها.......
اين جمله همراه با صداي خندش آخرين جمله ي سعیده تا آخر سكسمون بود . بقيه ش فقط صداي ناله و داد هاي شهوت ناكش بود كه حسابي ديوونم مي كرد...
كير من هنوز تو دهنش بود و منم داشتم كسش رو مي ليسيدم .سرم رو بين پاش در انتهاي كسش قرار مي دادم بعد شروع مي كردم به ليسيدن به سمت بالا ، به صورت اريب مي ليسيدم تا چوچولش بعد زبونمو مي زاشتم رو كسش و تا پايين ليس ميزدم. يه ربع طول كشيد تا بالا خره از خوردن كيرم دست كشيد بلند شد و روي مبل نشست و پاهاشو باز كرد. منم سريع رفتم لاي پاش و مشقول ليسيدن شدم . بوي كسش ديوونم مي كرد . به صورت دايره هاي كوچيك از دور شروع مي كردم ميليسيدم تا به چوچولش مي رسيدم .بعد چوچولشو ميكردم تو دهنم و ميك مي زدم و با لبام فشارش مي دادم . بعد درش مياوردم و دوباره از اول شروع مي كردم.ديگه صداي آه نالش به هوا رفته بود . از لذتي كه مي برد منم غرق لذت بودم. حدود ده دقيقه اي طول كشيد بعد با سه چهار تاداد بلند و لرزشي كه تمام بدنش رو در بر گرفته بود به ارگاسم رسيد.
بي حال روي مبل افتاد . بلند شدم و بقلش كردم . آخه من هنوز حشري بودم. گفت . مرسي عزيزم . خيلي حال كردم .اما از لحنش و صداش معلوم بود كه اصلا منظورش من نيستم . نمي دونستم كارم درسته يا نه اما هر چي بود اون خيلي خوشحال بود و من هم لذتم رو برده بودم
همون جوري تو بقلم چشماشو بست يه نيم ساعتي گذشت تا به خودش بياد. بعد بلند شد گفت بیا بریم حموم .........................ادامه دارد ........

# : 29 Jan 2006 12:08


فرداي روز بعد زنگ زد به اژانس كه نيكي بياد ميخوام برم ديباجي مراسم دارم حاجي بهم گفت بدو عجله كن برو كه براي هر جووني اول جواني فرصتي براي اشنا شدن اينجوري با خدا وپيغمبر پيش نمياد منهم تو دلم يه پوزخند زدم و فلنگو بستم رفتم دم در خونشون ايستادم ولي نيومد زنگ زدم با خجالت گفتم حاج خانوم پائين منتظرم خنديد و گفت باشه يه كم طول ميكشه حاضربشم بيا تو با هم ميريم با با عجب جيگري داشت انگار نه انگار كه همسايه ها شايد متوجه بشند ولي هرچي بود از خايه هاي من بزرگتر بود سه سوته رفتم بالا زنگ زدم درو باز كرد تا درو بست يه ماچ كوچلو ازم كرد گفت بيا يه چائي بخور بريم اصلا انگار نه انگار که میخواد بره مراسم عزاداری و ختم قران هنوز عینک قرانش به چشمش بود لباسش یه تی شرت تنگ و سفید ویه شلوارک لی تنگ پاش بود یه هیکل سکسی وباور نکردنی پريدم بغلش كردم[url=http://img142.imagevenue.com/img.php?loc=loc24&image=3875 8_00121.jpg][img=http://img142.imagevenue.com/loc24/th_38758_00121.jpg ][/url
گفتم اجازه هست و منتظر جواب نشدم يه بوس حسابي ازش كردم بعد حسابي تو بغلم چلوندمش قشنگ تو بغلم جاشده بود . بي اختيار دستم رو كشيدم روي باسنش واي كه چه داغ بود احساس مي كردم تمام تنم گر گرفته تمام گردنش رو بوسيدم و ليسيدم ديگه شل شده بود اروم كشيدمش طرف کاناپه خوشرنگی که تو خونش بود و اروم درازش كردم كمي مقاومت كرد ولي لباش رو با لبام بسته بودم با كمي تقلاخودش رو كنار كشيد گفت بسه باقيش براي یه روز دیگه گفتم ولی مگه میشه این تن طناز رو رها کرد مگه منو تو مال هم نیستیم مگه خودت نمی گفتی ديگه من و تو مال هم هستيم پس نترس و باز بوسيدمش و اروم خوابيدم روش دستمواروم بردم دكمه لباسشو باز كردم و رفتم سراغ سينه هاش][url=http://img135.imagevenue.com/img.php?loc=loc24&image=6bba1 _131.jpg][img=http://img135.imagevenue.com/loc24/th_6bba1_131.jpg][/ur l
واي كه چه سينه هايي داشت مثل هلو بود نرم و خوش مزه از بس خوردم كيرم داشت منفجر مي شد چون بد بخت جاش هم كم بود خلاصه با باز كردن زيپ شلوار خلاصش كردم و اروم رفتم سراغ كسش خواستم شلوارشو در بيارم كه گفت نه گفتم چرا گفت مي ترسم حامله بشم اونوقت بده بابام اینها میفهمند گفتم انترس عزیز دلم میریزم بیرون جنده خانوم یادش رفته بود اوندفعه داد میزد که بریز بریز تو داغم کن داغم کن منم همیجوری تکرار میکردم پس من ديگه شوهرت هستم زيپ شلوارشو كشيدم پايين و با ديدن كسش كه مثل برف سفيد بود ديگه اختيارم رو از دست دادم افتادم به جون كسشurl=http://img16.imagevenue.com/img.php?loc=loc24&image=227ca_o9 .jpg][img=http://img16.imagevenue.com/loc24/th_227ca_o9.jpg][/url] و تا اون جون داشت و من نفس كسشو ليسيدم انقدر صداش بلند شده بود كه فكر كنم تمام اپارتمون فهميدن اينجایه حاج خانوم داره کوس میده بی خبر ازاینکه کلی حاج خانوم دیگه تو مجلس فکر میکنند حاج خانوم داره ختم قرانش رو تموم میکنه بالاخره نوبت من رسيد و اروم كيرم رو در اوردم گفتم تا حالا كير ديدي ناراحت شد گفت اذیتم نکن دیگه این حرف رو بمن نزن بدم میاد اگه فکر کنی من زن خرابی هستم فهميدم چه گندي زدم گفت اره ولي مي خواهم تو فقط به کیر من فکر کنی و اونو دوست داشته باشی حالا بیا بخورش باشه میخورم ولی زیاد نزدیک نیار چون من از ساك زدن اینها بدم میاد گفتم با شه كيرمو گرفتم جلو صورتش و گفت واي چه بزرگه گفتم مگه تو کلفت و بزرگشو دوست نداری ؟ با خجالت خنديد و پرسيد اينوخیلی بزرگه تورو خدا مراقب من باش یه موقع کاری نکنی مجبور شم برم بیمارستان مي خواي كجاي من بكني][img=http://img131.imagevenue.com/loc24/th_0ef42_milf014.jpg][
خنديدم گفتم هر جا بگي گفت مواظب باش از پشت بدم مياد و مي تر سم فهميدم كه قبلا از كون دادن خاطرات تلخی داره و از جلو هم بهانه میاره پس باید حسابی حشریش کنم گفتم سعیده جون تو که خودت گفتی من دیگه برای تو هستم و اول و اخر مال خودمی پس اجازه هست از خندش فهميدم جوابش بله است كيرمو گذاشتم دم كسش و هول دادم تو كه يهو داد بلندی كشيد و بيحال شد تا حلا تجربه نکردم از ترس داشتم مي مردم فوري در اوردم و معذرت خواهی کردم گفتم ببخشيد خنديد و گفت اشكالي نداره ولي خواهشن اينبار اروم تر بكن گفتم به چشم
[ و پس از كمي ناز و نوازش دوباره كيرمو گذاشتم دم كسشو اينبار اروم كردم تو و همون تو نگه داشتم و گفتم حالت خوبه گفت اره گفتم خوب و شروع كردم به تلمبه زدن بعد چند تا تلمبه كيرمو كشيدم بيرون و ابمو روي شکمش خالی کردم و بغلش كردم و گفتم خوب بود باز هم خنديد. من عاشق اين خنديدن هاشم وقتي خجالت مي كشه چيزي بگه . یه کمی باهاش بازی کردم ولی خیلی حشری بود نمیخواست ول کنه من ساده هم فکر میکردم دیرش میشه بعدا دیگه اینجوری پا نمیده ولی اشتباه میکردم چون اصلا نمیخواست جائی بره اون فقط دوست اشت با من باشه بس با اینحال بلند شدم که لباسام رو بپوشم اونهم بلند شد اولین کاری رو کرد ضبط و با صدای بلند روشن کرد سیاوش قمیشی داشت میخوند رفت تو اشپزخونه من کرمو تمیز کردم رفتم تو اشپزخونه از پشت بغلش کردم يه دفعه متوجش شدم داشت گريه ميكرد . كاش تجربه ي الان رو اون موقع داشتم . مي دونستم دختر ها و خانوم ها احتياج به نوازش دارن . وقتي گريه مي كنن دوست دارن يكي بغلشون كنه . دوست دارن يكي نازشون رو بكشه . اما من اون موقع مثل منگل ها فقط نگاه كردم . اون موقع از يه دختر فقط در باره ي سكسش اطلاع داشتم . فقط مي دونستم كه چطور بايد باهاش حال كني و بهش حال بدي . اصلان به اين توجهي نداشتم كه انم آدمه اونم احساس داره . فكر مي كردم تمام زندگي در سكس خلاصه مي شه . كاش تجربه ي الان رو اون موقع داشتم . كاش بلند مي شدم بقلش مي كردم . نازش مي كردم بهش دلدازي مي دادم . اما من فقط نگاه كردم . اخ گه چقدر الان به خاطر خريت اون موقعم خودم رو سر زنش مي كنم .
صداي اهنگ كه قطع شد كم كم اروم شد نگام كرد و لبخند زد . لبخندش از گريه هاش بيشتر اتيشم زد .گفت دوست داری برات بخونم . گفتم اره....شروع کرد بخوندن صداش مثل هایده بود نرم ومخملی
اگه سبزم اگه جنگل اگه ماهي اگه دريا
اگه اسمم همه جا هس روي لب ها تو كتابا
اگه رودم رود گنگم مثل مريم اگه پاك
اگه نوري به صليبم اگه گنجي زير خاك
واسه تو قد يه برگم پيش تو راضي به مرگم
اگه پاكم مثل معبد اگه عاشق مثل هندو
مثل بندر واسه قايق مثل قايق واسه پارو
اگه عكس چل ستونم اگه شهري بي حصار
واسه آرش تير آخر واسه جاده يه سوار
واسه تو قد يه برگم پيش تو راضي به مرگم
اگه قيمتي ترين سنگ زمينم توي تابستون دستاي تو برفم
اگه حرفاي قشنگ هر كتابم براي اسم تو چند تا دونه حرفم
اگه سيلم پيش تو قد يه قطره اگه كوهم پيش تو قد يه سورن
اگه تن پوش بلند هر درختم پيش تو اندازه ي دگمه ي پيرهن
واسه تو قد يه برگم پيش تو راضي به مرگم
اگه تلخي مثل نفرين اگه تندي مثل رگبار
اگه زخمي زخم كهنه بغض يك درد رو به ديوار
اگه جام شوكراني تو عزيزي مثل آب
اگه ترسي اگه وحشت مثل مردن توي خواب
واسه تو قد يه برگم پيش تو راضي به مرگم.......
به اينجا كه رسيد ديگه اون قدر صداي هق هقش بلند شده بود كه ديگه تحمل کنم گفتم حاج خانوم نذاشت ادامه بدم داد زد : اخه بیشرف چرا؟ چرا تنهام گذاشتي و از اتاق با سرعت و در حالي كه گريه مي كرد خارج شدمن مبهوت نشسته بودم و داشتم به اين فكر مي كردم كه كار درستي كردمازش خواستم برام بخونه تا اومدم برم دنبالش بر گشت . كنارم نشست و ازم تشكر كرد . گفتم : ناراحتت كردم؟
خنديدم گفتم نه شما باید منو ببخشید . تازه فهميده بودم كه من اصلا براش مهم نيستم بلكه اون كسي كه توی من مي دیدكه منو واسش مهم كرده . اگه نه اصلا به من محل هم نمي ذاشت .خیلی دوست داشتم ببینم شوهرش کیبوده اینقدر ناراحتش کرده وباعث شده جدا بشند ولی هنوز عاشقش هست تصميم گرفتم اونروز رو براي خودم و اون زيبا ترين روز زندگيم كنم. يه زنگ به اژانس زدم که حاج خانوم رو رسوندم ولی ماشینم خراب شده میبرمش تعمیرگاه به حاجی گفتم خرابی ماشین رو براش بعدا توضيح ميدم . فقط كاري كنه كه بچه ها نگران نشن دنبال من راه بیفتن بعد رفتم روصندلی رو به روي سعیده نشستم و تمام يك ساعت به رقصیدنش با اهنگهائی که گذاشته بود خیره شدم . محو زيباييش شده بودم و همين جوري نگاش مي كردم.....اصلا نفهميدم 1 ساعت چه جوري گذشت.یکدفعه خودش انداخت تو بغل من گفت بقلم كن .بقلش كردم . لبهاي داغش رو روي گردنم گذاشت . حسابي حشري شده بودم. چرخيد طوري كه من روي مبل افتادم و اون روي پاهاي من تكيه داد به من گفت : مي خوام امروز تا فرداصبح تو بغلت باشم .
با من حرف نمي زد كا ملا معلوم بود با یکی دیگه داره حرف میزنه اما نمي دونم چرا من جوابش رو دادم وبدم میومد به فکر کس دیگه ای باشه
-عزيزم نميذارم از بغلم بيرون بري.....
- دوسم داري؟
_اره نازنينم.
با جواب من لبهاشو روي لبهام گذاشت و منم مشغول خوردن لبهاي شيرينش شدم.....
حسابي نفسمون به شماره افتاده بود . و جفتمون تو اوج لذت بوديم دست اون يكي تو موهاي من بود و يكي داشت كيرم رو مي ماليد . منم يه دستم دور كمرش بود و اون دشتم روي سينه هاش.......
بعد كه حسابي سينه هاشو از روي پيراهن ماليدم دستم اروم به سمت پايين لغريد و روي پاهاش اروم گرفت . دستي رو كه روي كيرم بود برداشت و پراهنش رو از پايين زد بالا طوري كه كاملا شورتش معلمو م بود....دستش بر گشت رو كيرم و من هم دستمو گذاشتم از روي شورت روي كسش که داغ و خيس بود همون جوري كه لبهاي هم رو ميخورديم دستامونم داشت مال همو نوازش ميداد.
يهو بلند شد جلوم واستاد لباس خوابش رو از بالا در اورد . لباس مثل آب از تنش لغزيد و به زمين افتاد . چشمام از شدت زيبايي داشت ميزد بيرون . انگار همه چيز سعیده رو خدا از بهترين چيزها انتخاب كرده بود.......
وقتي به خودم اومدم كه ديدم سعیده جلوم نشسته شلوار منو كشيده پايين و كيرم تو دهنش برده و داره با ولع تموم مي خوره.....
پيراهنم رو در اوردم بعد يه لحظه كيرم از دهنش در اوردم روي زمين دراز كشيديم و بعد در حالت 69 قرار گرفتيم . هنوز شورتش پاش بود آروم شورتشو كشيدم پايين . كس زيبا و تميزش نمايان شد . انگار تازه موهاشو تراشيده بود . ديگه طاقت نياوردم مثل نديد پديد ها همه سرم رو لاي پاهاش فرو بردم و مشغول ليسيدن شدم.
- عزيزم فقط مواظب باش براي شبم بزاري ، همش رو نخوري ها.......
اين جمله همراه با صداي خندش آخرين جمله ي سعیده تا آخر سكسمون بود . بقيه ش فقط صداي ناله و داد هاي شهوت ناكش بود كه حسابي ديوونم مي كرد...
كير من هنوز تو دهنش بود و منم داشتم كسش رو مي ليسيدم .سرم رو بين پاش در انتهاي كسش قرار مي دادم بعد شروع مي كردم به ليسيدن به سمت بالا ، به صورت اريب مي ليسيدم تا چوچولش بعد زبونمو مي زاشتم رو كسش و تا پايين ليس ميزدم. يه ربع طول كشيد تا بالا خره از خوردن كيرم دست كشيد بلند شد و روي مبل نشست و پاهاشو باز كرد.[img=http://img42.imagevenue.com/loc24/th_07a24_saedeh1201.jpg]
منم سريع رفتم لاي پاش و مشقول ليسيدن شدم . بوي كسش ديوونم مي كرد . به صورت دايره هاي كوچيك از دور شروع مي كردم ميليسيدم تا به چوچولش مي رسيدم .بعد چوچولشو ميكردم تو دهنم و ميك مي زدم و با لبام فشارش مي دادم . بعد درش مياوردم و دوباره از اول شروع مي كردم.ديگه صداي آه نالش به هوا رفته بود . از لذتي كه مي برد منم غرق لذت بودم. حدود ده دقيقه اي طول كشيد بعد با سه چهار تاداد بلند و لرزشي كه تمام بدنش رو در بر گرفته بود به ارگاسم رسيد.
بي حال روي مبل افتاد . بلند شدم و بقلش كردم . آخه من هنوز حشري بودم. گفت . مرسي عزيزم . خيلي حال كردم .اما از لحنش و صداش معلوم بود كه اصلا منظورش من نيستم . نمي دونستم كارم درسته يا نه اما هر چي بود اون خيلي خوشحال بود و من هم لذتم رو برده بودم
همون جوري تو بقلم چشماشو بست يه نيم ساعتي گذشت تا به خودش بياد. بعد بلند شد گفت بیا بریم حموم .........................ادامه دارد ........

# : 29 Jan 2006 12:09


فرداي روز بعد زنگ زد به اژانس كه نيكي بياد ميخوام برم ديباجي مراسم دارم حاجي بهم گفت بدو عجله كن برو كه براي هر جووني اول جواني فرصتي براي اشنا شدن اينجوري با خدا وپيغمبر پيش نمياد منهم تو دلم يه پوزخند زدم و فلنگو بستم رفتم دم در خونشون ايستادم ولي نيومد زنگ زدم با خجالت گفتم حاج خانوم پائين منتظرم خنديد و گفت باشه يه كم طول ميكشه حاضربشم بيا تو با هم ميريم با با عجب جيگري داشت انگار نه انگار كه همسايه ها شايد متوجه بشند ولي هرچي بود از خايه هاي من بزرگتر بود سه سوته رفتم بالا زنگ زدم درو باز كرد تا درو بست يه ماچ كوچلو ازم كرد گفت بيا يه چائي بخور بريم اصلا انگار نه انگار که میخواد بره مراسم عزاداری و ختم قران هنوز عینک قرانش به چشمش بود لباسش یه تی شرت تنگ و سفید ویه شلوارک لی تنگ پاش بود یه هیکل سکسی وباور نکردنی پريدم بغلش كردم[url=http://img142.imagevenue.com/img.php?loc=loc24&image=3875 8_00121.jpg][img=http://img142.imagevenue.com/loc24/th_38758_00121.jpg ][/url
گفتم اجازه هست و منتظر جواب نشدم يه بوس حسابي ازش كردم بعد حسابي تو بغلم چلوندمش قشنگ تو بغلم جاشده بود . بي اختيار دستم رو كشيدم روي باسنش واي كه چه داغ بود احساس مي كردم تمام تنم گر گرفته تمام گردنش رو بوسيدم و ليسيدم ديگه شل شده بود اروم كشيدمش طرف کاناپه خوشرنگی که تو خونش بود و اروم درازش كردم كمي مقاومت كرد ولي لباش رو با لبام بسته بودم با كمي تقلاخودش رو كنار كشيد گفت بسه باقيش براي یه روز دیگه گفتم ولی مگه میشه این تن طناز رو رها کرد مگه منو تو مال هم نیستیم مگه خودت نمی گفتی ديگه من و تو مال هم هستيم پس نترس و باز بوسيدمش و اروم خوابيدم روش دستمواروم بردم دكمه لباسشو باز كردم و رفتم سراغ سينه هاش][url=http://img135.imagevenue.com/img.php?loc=loc24&image=6bba1 _131.jpg][img=http://img135.imagevenue.com/loc24/th_6bba1_131.jpg][/ur l
واي كه چه سينه هايي داشت مثل هلو بود نرم و خوش مزه از بس خوردم كيرم داشت منفجر مي شد چون بد بخت جاش هم كم بود خلاصه با باز كردن زيپ شلوار خلاصش كردم و اروم رفتم سراغ كسش خواستم شلوارشو در بيارم كه گفت نه گفتم چرا گفت مي ترسم حامله بشم اونوقت بده بابام اینها میفهمند گفتم انترس عزیز دلم میریزم بیرون جنده خانوم یادش رفته بود اوندفعه داد میزد که بریز بریز تو داغم کن داغم کن منم همیجوری تکرار میکردم پس من ديگه شوهرت هستم زيپ شلوارشو كشيدم پايين و با ديدن كسش كه مثل برف سفيد بود ديگه اختيارم رو از دست دادم افتادم به جون كسشurl=http://img16.imagevenue.com/img.php?loc=loc24&image=227ca_o9 .jpg][img=http://img16.imagevenue.com/loc24/th_227ca_o9.jpg][/url] و تا اون جون داشت و من نفس كسشو ليسيدم انقدر صداش بلند شده بود كه فكر كنم تمام اپارتمون فهميدن اينجایه حاج خانوم داره کوس میده بی خبر ازاینکه کلی حاج خانوم دیگه تو مجلس فکر میکنند حاج خانوم داره ختم قرانش رو تموم میکنه بالاخره نوبت من رسيد و اروم كيرم رو در اوردم گفتم تا حالا كير ديدي ناراحت شد گفت اذیتم نکن دیگه این حرف رو بمن نزن بدم میاد اگه فکر کنی من زن خرابی هستم فهميدم چه گندي زدم گفت اره ولي مي خواهم تو فقط به کیر من فکر کنی و اونو دوست داشته باشی حالا بیا بخورش باشه میخورم ولی زیاد نزدیک نیار چون من از ساك زدن اینها بدم میاد گفتم با شه كيرمو گرفتم جلو صورتش و گفت واي چه بزرگه گفتم مگه تو کلفت و بزرگشو دوست نداری ؟ با خجالت خنديد و پرسيد اينوخیلی بزرگه تورو خدا مراقب من باش یه موقع کاری نکنی مجبور شم برم بیمارستان مي خواي كجاي من بكني][img=http://img131.imagevenue.com/loc24/th_0ef42_milf014.jpg][
خنديدم گفتم هر جا بگي گفت مواظب باش از پشت بدم مياد و مي تر سم فهميدم كه قبلا از كون دادن خاطرات تلخی داره و از جلو هم بهانه میاره پس باید حسابی حشریش کنم گفتم سعیده جون تو که خودت گفتی من دیگه برای تو هستم و اول و اخر مال خودمی پس اجازه هست از خندش فهميدم جوابش بله است كيرمو گذاشتم دم كسش و هول دادم تو كه يهو داد بلندی كشيد و بيحال شد تا حلا تجربه نکردم از ترس داشتم مي مردم فوري در اوردم و معذرت خواهی کردم گفتم ببخشيد خنديد و گفت اشكالي نداره ولي خواهشن اينبار اروم تر بكن گفتم به چشم
[ و پس از كمي ناز و نوازش دوباره كيرمو گذاشتم دم كسشو اينبار اروم كردم تو و همون تو نگه داشتم و گفتم حالت خوبه گفت اره گفتم خوب و شروع كردم به تلمبه زدن بعد چند تا تلمبه كيرمو كشيدم بيرون و ابمو روي شکمش خالی کردم و بغلش كردم و گفتم خوب بود باز هم خنديد. من عاشق اين خنديدن هاشم وقتي خجالت مي كشه چيزي بگه . یه کمی باهاش بازی کردم ولی خیلی حشری بود نمیخواست ول کنه من ساده هم فکر میکردم دیرش میشه بعدا دیگه اینجوری پا نمیده ولی اشتباه میکردم چون اصلا نمیخواست جائی بره اون فقط دوست اشت با من باشه بس با اینحال بلند شدم که لباسام رو بپوشم اونهم بلند شد اولین کاری رو کرد ضبط و با صدای بلند روشن کرد سیاوش قمیشی داشت میخوند رفت تو اشپزخونه من کرمو تمیز کردم رفتم تو اشپزخونه از پشت بغلش کردم يه دفعه متوجش شدم داشت گريه ميكرد . كاش تجربه ي الان رو اون موقع داشتم . مي دونستم دختر ها و خانوم ها احتياج به نوازش دارن . وقتي گريه مي كنن دوست دارن يكي بغلشون كنه . دوست دارن يكي نازشون رو بكشه . اما من اون موقع مثل منگل ها فقط نگاه كردم . اون موقع از يه دختر فقط در باره ي سكسش اطلاع داشتم . فقط مي دونستم كه چطور بايد باهاش حال كني و بهش حال بدي . اصلان به اين توجهي نداشتم كه انم آدمه اونم احساس داره . فكر مي كردم تمام زندگي در سكس خلاصه مي شه . كاش تجربه ي الان رو اون موقع داشتم . كاش بلند مي شدم بقلش مي كردم . نازش مي كردم بهش دلدازي مي دادم . اما من فقط نگاه كردم . اخ گه چقدر الان به خاطر خريت اون موقعم خودم رو سر زنش مي كنم .
صداي اهنگ كه قطع شد كم كم اروم شد نگام كرد و لبخند زد . لبخندش از گريه هاش بيشتر اتيشم زد .گفت دوست داری برات بخم . ڬفبY ا1؇....شروع د ب.و؆/ن XXXش ؅ثل ی بود Y ؈مخم؄ی
ئه سبزم إZه جنگل اZم ماهي اگه دريا
اگه اسمم همه جا هس روي لب ها تو كتابا
اگه رودم رود گنگم مثل مريم اگه پاك
اگه نوري به صليبم اگه گنجي زير خاك
واسه تو قد يه برگم پيش تو راضي به مرگم
اگه پاكم مثل معبد اگه عاشق مثل هندو
مثل بندر واسه قايق مثل قايق واسه پارو
اگه عكس چل ستونم اگه شهري بي حصار
واسه آرش تير آخر واسه جاده يه سوار
واسه تو قد يه برگم پيش تو راضي به مرگم
اگه قيمتي ترين سنگ زمينم توي تابستون دستاي تو برفم
اگه حرفاي قشنگ هر كتابم براي اسم تو چند تا دونه حرفم
اگه سيلم پيش تو قد يه قطره اگه كوهم پيش تو قد يه سورن
اگه تن پوش بلند هر درختم پيش تو اندازه ي دگمه ي پيرهن
واسه تو قد يه برگم پيش تو راضي به مرگم
اگه تلخي مثل نفرين اگه تندي مثل رگبار
اگه زخمي زخم كهنه بغض يك درد رو به ديوار
اگه جام شوكراني تو عزيزي مثل آب
اگه ترسي اگه وحشت مثل مردن توي خواب
واسه تو قد يه برگم پيش تو راضي به مرگم.......
به اينجا كه رسيد ديگه اون قدر صداي هق هقش بلند شده بود كه ديگه تحمل کنم گفتم حاج خانوم نذاشت ادامه بدم داد زد : اخه بیشرف چرا؟ چرا تنهام گذاشتي و از اتاق با سرعت و در حالي كه گريه مي كرد خارج شدمن مبهوت نشسته بودم و داشتم به اين فكر مي كردم كه كار درستي كردمازش خواستم برام بخونه تا اومدم برم دنبالش بر گشت . كنارم نشست و ازم تشكر كرد . گفتم : ناراحتت كردم؟
خنديدم گفتم نه شما باید منو ببخشید . تازه فهميده بودم كه من اصلا براش مهم نيستم بلكه اون كسي كه توی من مي دیدكه منو واسش مهم كرده . اگه نه اصلا به من محل هم نمي ذاشت .خیلی دوست داشتم ببینم شوهرش کیبوده اینقدر ناراحتش کرده وباعث شده جدا بشند ولی هنوز عاشقش هست تصميم گرفتم اونروز رو براي خودم و اون زيبا ترين روز زندگيم كنم. يه زنگ به اژانس زدم که حاج خانوم رو رسوندم ولی ماشینم خراب شده میبرمش تعمیرگاه به حاجی گفتم خرابی ماشین رو براش بعدا توضيح ميدم . فقط كاري كنه كه بچه ها نگران نشن دنبال من راه بیفتن بعد رفتم روصندلی رو به روي سعیده نشستم و تمام يك ساعت به رقصیدنش با اهنگهائی که گذاشته بود خیره شدم . محو زيباييش شده بودم و همين جوري نگاش مي كردم.....اصلا نفهميدم 1 ساعت چه جوري گذشت.یکدفعه خودش انداخت تو بغل من گفت بقلم كن .بقلش كردم . لبهاي داغش رو روي گردنم گذاشت . حسابي حشري شده بودم. چرخيد طوري كه من روي مبل افتادم و اون روي پاهاي من تكيه داد به من گفت : مي خوام امروز تا فرداصبح تو بغلت باشم .
با من حرف نمي زد كا ملا معلوم بود با یکی دیگه داره حرف میزنه اما نمي دونم چرا من جوابش رو دادم وبدم میومد به فکر کس دیگه ای باشه
-عزيزم نميذارم از بغلم بيرون بري.....
- دوسم داري؟
_اره نازنينم.
با جواب من لبهاشو روي لبهام گذاشت و منم مشغول خوردن لبهاي شيرينش شدم.....
حسابي نفسمون به شماره افتاده بود . و جفتمون تو اوج لذت بوديم دست اون يكي تو موهاي من بود و يكي داشت كيرم رو مي ماليد . منم يه دستم دور كمرش بود و اون دشتم روي سينه هاش.......
بعد كه حسابي سينه هاشو از روي پيراهن ماليدم دستم اروم به سمت پايين لغريد و روي پاهاش اروم گرفت . دستي رو كه روي كيرم بود برداشت و پراهنش رو از پايين زد بالا طوري كه كاملا شورتش معلمو م بود....دستش بر گشت رو كيرم و من هم دستمو گذاشتم از روي شورت روي كسش که داغ و خيس بود همون جوري كه لبهاي هم رو ميخورديم دستامونم داشت مال همو نوازش ميداد.
يهو بلند شد جلوم واستاد لباس خوابش رو از بالا در اورد . لباس مثل آب از تنش لغزيد و به زمين افتاد . چشمام از شدت زيبايي داشت ميزد بيرون . انگار همه چيز سعیده رو خدا از بهترين چيزها انتخاب كرده بود.......
وقتي به خودم اومدم كه ديدم سعیده جلوم نشسته شلوار منو كشيده پايين و كيرم تو دهنش برده و داره با ولع تموم مي خوره.....
پيراهنم رو در اوردم بعد يه لحظه كيرم از دهنش در اوردم روي زمين دراز كشيديم و بعد در حالت 69 قرار گرفتيم . هنوز شورتش پاش بود آروم شورتشو كشيدم پايين . كس زيبا و تميزش نمايان شد . انگار تازه موهاشو تراشيده بود . ديگه طاقت نياوردم مثل نديد پديد ها همه سرم رو لاي پاهاش فرو بردم و مشغول ليسيدن شدم.
- عزيزم فقط مواظب باش براي شبم بزاري ، همش رو نخوري ها.......
اين جمله همراه با صداي خندش آخرين جمله ي سعیده تا آخر سكسمون بود . بقيه ش فقط صداي ناله و داد هاي شهوت ناكش بود كه حسابي ديوونم مي كرد...
كير من هنوز تو دهنش بود و منم داشتم كسش رو مي ليسيدم .سرم رو بين پاش در انتهاي كسش قرار مي دادم بعد شروع مي كردم به ليسيدن به سمت بالا ، به صورت اريب مي ليسيدم تا چوچولش بعد زبونمو مي زاشتم رو كسش و تا پايين ليس ميزدم. يه ربع طول كشيد تا بالا خره از خوردن كيرم دست كشيد بلند شد و روي مبل نشست و پاهاشو باز كرد.[img=http://img42.imagevenue.com/loc24/th_07a24_saedeh1201.jpg]
منم سريع رفتم لاي پاش و مشقول ليسيدن شدم . بوي كسش ديوونم مي كرد . به صورت دايره هاي كوچيك از دور شروع مي كردم ميليسيدم تا به چوچولش مي رسيدم .بعد چوچولشو ميكردم تو دهنم و ميك مي زدم و با لبام فشارش مي دادم . بعد درش مياوردم و دوباره از اول شروع مي كردم.ديگه صداي آه نالش به هوا رفته بود . از لذتي كه مي برد منم غرق لذت بودم. حدود ده دقيقه اي طول كشيد بعد با سه چهار تاداد بلند و لرزشي كه تمام بدنش رو در بر گرفته بود به ارگاسم رسيد.
بي حال روي مبل افتاد . بلند شدم و بقلش كردم . آخه من هنوز حشري بودم. گفت . مرسي عزيزم . خيلي حال كردم .اما از لحنش و صداش معلوم بود كه اصلا منظورش من نيستم . نمي دونستم كارم درسته يا نه اما هر چي بود اون خيلي خوشحال بود و من هم لذتم رو برده بودم
همون جوري تو بقلم چشماشو بست يه نيم ساعتي گذشت تا به خودش بياد. بعد بلند شد گفت بیا بریم حموم .........................ادامه دارد ........

# : 29 Jan 2006 12:22


ببخشيد عكسها اگه پيدا نبود درست كردم ولي مال دفعات مختلف بوده خودتون بچينيد
[img=http://img108.imagevenue.com/loc24/th_cc37c_00121.jpg][img=http://img19.imagevenue.com/loc24/th_05c78_0766_010.jpg][img=http://img131.imagevenue.com/loc24/th_d54cd_o9.jpg][img=http://img20.imagevenue.com/loc24/th_c1c41_11.jpg]
[img=http://img40.imagevenue.com/loc24/th_edb5c_saedeh12111.jpg]

<< . 1 . 2 . 3 . 4 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB