صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / خاطرات سکسی / گل قشنگم که پر پر شد
<< . 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . 6 . 7 . 8 . 9 . 10 ... 47 . 48 . >>
نویسنده پیام
# : 24 Jul 2007 16:10


love_4_never

سلام شعله عزیز . قسمت اول نوشته هات خیلی حالمو گرفت . منو با خودش به اون دور دورها برد . به چهار سال پیش !!!

هم نگارشت عالیه هم طرز بیان احساساتت . بی صبرانه منتظر ادامه خاطراتت هستیم

# : 24 Jul 2007 16:58


love_4_never

اشتباه نكنيد
خيلي ها مي نويسند حتي خيلي قشنگ و شايدم خيلي ها حقيقت زندگيشون روي كاغذ جاري ميكنن
ولي من نمي خونمشون به دلايل شخصي
ولي هر از گاهي نوشته هايي امثال خاطرات شما بالاجبار منو مي كشونه طرفش
مثه نوشته هاي قبلي به ناز خانوم
پس ساده مي نويسيد و بي ريا و جذاب از نظرم
اونايي هم كه گفتم اشكال نبود بلكه نظر شخصي
راستي خيلي خوش به حالته كه وقتي دلت ميگيره ميتوني اينطور بنويسي .

اميدوارم ديگه عاشق كسي نشي ./\

;)) HeY Y0U
# : 25 Jul 2007 01:51


love_4_never
سلام
بسیار زیبا می نویسی طوری که من هم که پسرم راحت میتونم احساست و درک کنم .
سعی کن حالا که استعدادت زیاد پرورش بدی .
پیروز باشی

# : 25 Jul 2007 05:08


love_4_never e aziz
man ziad nazar nemidam chon saheb nazar nistam vali inghadr ehsaaset baram ghashang bood ke natoonestam azat tashakor nakonam, gole man lahze be lahzeie harf haye ba mohabateto dark kardam, hamishe tarikh tekrar mishe, baraye hamin neveshte haye to az tahe deleh man ham harf mizad hata tashaboh e esme eshghe to ba eshgh e man! mohem nist ke emla enshat khoob hast ya na, inja anjoman e nevisandegan ke nist! jaye gap zadan o dard e del kardan e kheili rooz o shab ha man ham tanha boodam o delam gerefte bood, vaghti tosif kardi ke cheshmash barat mesle almas bood e yade cheshmaie eshghe khodam oftadam ke baraye man hamoon shebahato dasht ya vaghti ke gofti nemitoonesti bedoone oon zendegi koni yade khodam oftadam ke hamishe fekr mikardam bedoon baraye man farda sobhi vojood nadare, khanoom e ghashangam benevis va ba doostan e khoob o ba mohabati ke inja hastand harf e deleto bezan ta delet kami az ghosse khali beshe, nemidoonam akharesh chi mishe vali omidvaram khoda be dele paket komak kone ke betooni zood tar dobare az taheh delet bekhandi

# : 26 Jul 2007 15:06


پريدم رو تختم و چشمام و بستم به همه ي اتفاقات فکر کردم
باز ياد اون روز افتادم
الاغ مسخره بازي در نيار ماشين يا مغازه؟؟ من که ميگم مغازه ريسکه؟؟هان؟؟
_اره ماشين وااااايييي دختر بازيي
خاک بر سر نديد بديدت کنن به هر کي بگم چند سال ماکسيما زير پات بوده شاخ در مياره با اين جواد بازيات
_ميبيني شعله دنيارو ؟؟الان به جائي رسيدم که دارم واسه يه پرايد قستي ذوق ميکنم
عيب نداره قربونت بششششمممممم دوباره ميسازي همه چيزو ولي قبول داري همه چيزشو ادم خودش بگا ميده؟؟؟
_)با حسرت سرش رو تکون ميده)
باباي علي يکي از ثروتمندترين ادمايي بود که حسابي واسه خودش برو و بيايي داشت ولي هميشه اهل کثافت کاري بود و ريسک و البته خيليم خنگ و بد شانس
کمتر شبي بود که که ميومد خونه اگرم ميومد مست بود و پاچه ي همه رو ميگرفت.مادرشم يه زن ساده ي شهرستاني بود که فقط ميسوخت و ميساخت باباي عليم با يه دفعه اي پولدار شده بود و از اون نديد بديدا . خلاصه يه بار کاظم اقا((باباش(( مياد خونه و با کلي داد و بيداد ميگه که چه دليلي داره ما يه خونه ي 3000 متري داشته باشيم.يه خونه ي 150 متريم کفافمون رو ميده
و با 1000 تا زور زنشو راضي ميکنه که خونه رو بفروشن زنشم طبق معمول بايد قبول ميکرده چون چاره اي نداشته
هر روز که ميگذره پدر از کار افتاده تر ميشه و بيشتر توئه قماراش ميبازه هر روز يه تيکه از زندگيشون ميره تا جايي که الان علي به قول خودش حسرت پرايد قستيم به دلشه هر چند کاراي عليم دست کمي از باباش نداشت
خلاصه اون روز 100 تا بنگاه رفتيم و هيچي با پول ما پيدا نميشد از ساعت 11 تا 8:30 شب همه جارو زير و رو کرديم
_خسته اي خانومي؟؟
نه مگه پيشه تو ادم خسته ام ميشه؟
_چقدر سخته زندگي شعله چقدر سخته
کجاش سخته؟؟اين همه بنگاه ديديم کليم خنديديم و حال کرديم چيه هي ميريم کوه و سفره خونه و اين چرت و پرتا رفتيم چند تا ادمم ديديم روابط اجتما عيو ياد گرفتيم من که کلي حروم زاده بازي ياد گرفتم امروز
_من تويه کسخل و نداشتم چي کار ميکردم
سرشو نخ ميکردي هوا ميکردي
ها ها هاها
خلاصه بعد 1 هفته به اين نتيجه رسيديم که علي ماشين بگيره و باهاش کار کنه
وواااااي چه روزايي بود ميشستيم نرخ کرايه هاي همه ي مسيرارو در مياورديم ببينيم کجا بيشتر صرف ميکنه
اينقدر برنامه ريرزي ميکرديم که خودمون خسته ميشديم
بالاخره علي ماشين و گرفت و مشغول شد تا يک ماهه اول منم کمک راننده بودم بغلش ميشستم که حوصلش سر نره کار ميکنه از 7 صبح ميرفتم دنبالش تا 8 شب باهم بوديم
من ساعت 8 ميرفتم خونه اونم تا 10 کار ميکرد و عين مرده ميرفت ميخوابيد
خيلي روزاي خوبي بود خدا ميدونه چقدر ذوق زده بودم علي بالاخره سر گرم شده
بعد 1 ماه ديگه من باهاش نميرفتم ميگفتم 1نفرم 1 نفر
يه چند ماهي گذشت علي روز به روز لاغر تر ميشد فکر ميکردم واسه سختيه کارشه ولي بازم ميديدم که حسابي ميخوره پس ربطي نداشت
چرا اينقدر لاغر شدي هرکول جونم؟؟
_از صبح تا شب دارم کار ميکنم ديگه همسرم نميبيني مگه
غلط کردي تو که مثه خرس ميخوري حداقل صبحونه که من ميام پيشت هر روز ميبينم ناهارتم که ميارم برات ميبري اندازه ي خرسم بيشتره
_ماشالا يادت نره
زدم تو سرش
ماشااالللللللللااااااااااااا بزنم به تخته
علي ميگم از اين به بعد بايد روزي 3 ساعت بري باشگاه
باشه؟
وااااااييي نههههههههههه
قست ماشين بايد زودتر تموم شه بعد
بهانه نيااااررررر همين که گفتم
فرداش رفتم پيش يکي از دوستاي صميميه علي که خيلي با هم خوب بوديم اونم مربي بدن سازي بود
سلام مهدي جون خوبي؟
_به به شعله اجيه خودم کجايي خانومي خوب علي و بستي به کارا دلمون براتون تنگ شده
ممنون مهدي ما هم همينطور يه زحمت برات دارم
_جانم در خدمتم
مهدي علي حسابببييييي لاغر داره ميشه فکر کنم چون 3و4 ماهه باشگاه نمياد ميخام صبحا 8 تا 10 اسمشو بنويسي يه دوره ي توپم براش بذاري با يه برنامه غذاييه خفن باشه؟؟؟هزينشم همش با من قرص و دارو و همه چيزشم همين امروز برام تهيه کن
_باشه شعله جون حتما
خوب چقدر ميشه همه ايني يي که گفتم فقط اعصاب تعرف بازيم ندارمااااا
_بعدا با خودش حساب ميکنم تو کاريت نباشه
نه اين کادوئه تولدشه بگو ديگه مرگ دوس دخترات حرس نده فقط يه برنامه ي خفن بده حالش حسابي جا بيادااا
_باشه خيالت تخت
خلاصه با کلي تعرف بازي برنامه و قرصا و پول باشگاه و دوره رو باهاش حساب کردم و زنگ زدم با علي قرار گذاشتم
_سلام عسلم
سلام سلام شوهر گل زحمت کشم چطوره؟؟
_خوبم خانومي
علييييييييييييييييييييييييييييييييي جوووووونننننننننمممممممم
_واي خدا به دادم برسه باز چه برنامه اي واسم ريختي؟؟
من يه کاري سر خود کردم چيزززه
_من که عادت دارم بگو باز برنامه ي من بدبخت چيه؟؟
الهي قربونت برم لپشو بوس کردم روزاي فرد 8:30 تا 10:30 باشگاه مهرورزان
_باز اون چشماي خوشگلش گرد شد:يعني تو هر چي ميگي اينقدر زود بايد انجام شه؟؟ما ديروز نصفه نيمه در موردش فقط حرف زديم
قربونت بشم دوس دارم هميشه هرکول باشي فردا اولين جلسته قرصا و هر چيم لازمه دست مهديه فردا ميام دنبالت باهم بريم
_بازم منو تو عمل انجام شده گذاشتيااااا يادت باشه
قربونت بشم محکم لپشو يه ماچ ديگه کردم
_ارهه؟؟؟؟
اره
_ار ار ار
پارسال واق واق ميکردي امسال ار ار
_مرض ناهار بريم بخورييم؟؟
بريييييممممم
از فرداش صبحا علي و ميذاشتم باشگاه از باشگاهم ميرفت سر کار و کم کم همه چيز داشت رديف ميشد ولي حالتاي علي بعضي وقتا غير عادي بود که من ميذاشتم رو حساب خستگيش
حالا 1 سال گذشته بود و من بيشتر از هميشه عاشقش بودم .ديگه زندگيم فقط علي بود اونم ظاهرا چسبيده بود به کارش و قستا هم داشت تموم ميشد
بعد 1سال واسه اولين بار با عشقم هم اغوش شده بودم و اون روز بهترين روز زندگيم بود.
روزا همينطوري ميگذشت 1سال ديگه ام به همين منوال گذشت قستاش تموم شد ديگه با اون اشتياق کار نميکرد باشگاشم نميرفت اخلاقش روز به روز سگ تر ميشد
سکسمونم زياد شده بود
ولي هر روز غمش سنگينتر ميشد چشاش ديگه برقي نبود توشون
هر روز لاغر تر از ديروز هر روز الاف تر هر روز رفيق باز تر ديگه شده بود 3 سال که باهم بوديم شايدم بيشتر خيلي اتفاقا گذشته بود بينمون خيلي تلخ خيلياشم شيرين ولي از حوصله خارج ميشه بخوام همشونو بگم شايد بيشتر از 100 قسمت بشه بخوام همه رو ريز ريز تعريف کنم
يه روز که خيلي دلم ازش پر بود و شبش تا صبح نخوابيده بودم رفتم پيشش
علي تو چرا اينجوري شدي؟؟
_چه جوري شدم؟؟چيه هر روز يه ايراد رو من ميذاري؟؟
من ايراد ميذارم يا اراد داري؟؟
_نه تو ايراد ميذاري؟؟چيه اينقدر گير ميدي خستم کردي
من بايد بدونم چه مرگته به چي مشغولي با اين دوستاي لاشيت هر روز کجا وليد؟؟
_چه دليل داره تو بدوني؟؟ مگه تو کي هستي؟؟
اين رفتارش چند باري بود تکرار ميشد ولي يه حسي بهم ميگفت از ته دلش نيست ميخواست يه کار کنه منو برنجونه که من برم ولي مگه ميشد؟؟اخه چرا؟؟
ميدوني که با اين کارات من ازت نميرنجم روش خوبيو پيش نگرفتي علي داري پا ميذاري جا پاي بابات اول خودت و بدبخت ميکني بعدم بقيه رو
اينارو با داد ميگفتيم
خفه شو تو حق نداري به من و خانوادم توهين کني
من توهين نکردم ولي حقيقت رو ميگم چيه خانواده دوست شدي حالا؟؟
يک لحضه ديگه هيچي نفهميدم فقط صداي سيليي رو شنيدم که محکم خورد تو صورتم
_گمشو از زندگيم بيرون
جفتمون داشتيم گريه ميکرديم
نميتونم
_من نمي خوامت ديگه
داداي بد جور ميزد
باشه علي اروم باش بعدا حرف ميزنيم
بلند بلند گريه ميکرد
_برو شعله تورو خدا برو
اينجوري نکن علي من طاقت ندارم تو که ميدوني
_ببخشيد شعله غلط کردم
تازه يادم افتاد از گوشه ي لبم داره خون مياد
زار ميزد فقط ميگفت برو
ميگفتم نميتونم
_التماست ميکنم شعله من لجنم از روز اول بهت گفتم ارزشتو ندارم اينقدر کمکم کردي که 1 سالونيم تونستم مزه ي ادم بودنو بچشم مزه ي کار عشق زندگي سالم ولي من بي لياقت تر از اين حرفام ميبيني که به چه روزي افتادم
شدم علي 3 و4 سال پيش همون اشغال قديمي تو حيفي بايد بري پي زندگيت هر روز داري قشنگ تر ميشي خانوم تر ميشي سني نداري که اينجوري بخواي بسوزي
اينارو ميگفت و زار ميزد
منم داشتم ميمردم
ديوونه شدي؟؟من اين سوختن رو دوس دارم بخدا نميتونم بدون تو همه ي زندگيمي الان من ميرم خونه جفتمون تنها باشيم بهتره
_به حرفام فکر کن
هرگز فعلا
يه ماشين گرفتم و با يه دل پر خون رفتم خونه
........
$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
ممنون از کسايي که ميخونن باوتون نميشه الان که اينارو داشتم تايپ ميکردم همه ي کيبورد و صورت و لباسم خيسه اشکه
ميدونم نگارش خوبي ندارم به اين نوشته ها به ديد داستان نگاه نکنيد فقط يه درد دله ببخشيد اگه کسل کنندس

# : 26 Jul 2007 15:22


LiDa_MalOus :
سلام لیدا جون ممنون از نظر لطفت منم نوشته های شمارو همیشه دنبال میکنم واقعا عالین من که به پای شما نمیرسم .ایشالا شاد و سر زنده باشی این بهترین دعایی که میتونم برات کنم ممنون که میخونی و نظر میدی.

s4mi :
سلام دوست خوبم ببخشید من اشتباه متوجه شدم.ممنون از نظر لطفت باورت نمیشه که چقدر خوشحال میشم کسی رویه کارم نظر بده.ممنون بازم.مرسی که میخونی و لطف داری.راستی خودمم مطمئنم که دیگه عاشق نمیشم.ممنون از دعای خیرت


ars_devil:
سلام دوست خوبم.خوشحالم که درکم میکنی ممنون از نظرت.چشم سعی میکنم پرورش بدم نوشتنمو واقعا ممنونم از توجه و نظرت


Sye :
سلام ابجیه گلم خوبی؟؟خیلی ناراحت شدم که توئم این همه غصه داریو یه دل پر درد .امیدوارم یه اتفاقای خوبی برات بیفته که همه ی سختیات یادت بره و توئم بتونی شاد تر از قبل ادامه بدی.خیلی خوشحالم دوستای ماهی مثه شماها دارم کسایی که درکم میکنن.بازم ممنون از این همه لطف .بازم منتظر دیدنت هستم
.ممنون واسه همه چیز

# : 26 Jul 2007 15:48


چون دفعه ی قبل یه کم تاخیر داشتم یه قسمت دیگه ام میزارم.
**************
جواب تلفنامو خيلي کم ميداد از اون روز به بعد خيلي سنگين و خشک ميرفتم دنبالش مامانش ميگفت نيست منم ميشستم دم در ميگفتم بالاخره مياد خودش بعد 3 ساعت ميومد با چشماي پف کرده ي قرمز درو باز ميکرد يه روز از همون روزا پشت در نشسته بودم
_بيا تو
رفتم تو اتاقش
رو تختش نشسته بوديم
دستاش سرد تر از روز قبل هر روز سرد تر از هميشه
علي مشکلت چيه؟؟به من بگو من راحت تر شايد کنار بيام
_يعني اگه بدوني ميري؟؟
سکوت
_جواب بده؟
نه
_من کس ديگه رو دوس دارم از زندگيم برو اونم ناراحت که من تورو ميبينم منم عاشقشم نميخوام ناراحت باشه
همه ي اينارو مثل جمله هاي حفظ کرده تند تند ميگفت
اشکاشو پاک کردم ديشب اين قصه رو ساختي؟
_نه واقعيت تويه پارتي که پيچونده بودمت رفته بودم باهاش اشنا شدم
کس شعر نگو
بازواي قشنگشو گرفتم ديگه از اون ورزيدگي خبري نبود ولي هنوزم پر و مردونه بود
من نميرم هيچ راهي نداره خيليم فکر کردم ولي نميتونم اصلا يعني امکان نداره
حالا مثه ادم بگو قضيه چيه؟؟چرا داري اب ميشي ؟؟چرا داري پر پر ميشي؟؟
بازم گريه ميکرد
اشکاشو پاک کردمو سرشو گذاشتم رو سينم تا جايي که نفس برامون موند گريه کرديم
اينقدر گريه کرد که همونجا خوابش برد معلوم بود چند شبي هست نخوابيده پر پر شدنشو با چشام ميديدم فقط خدا ميدونس چي به سرم ميومد اين حالاتش ديوونم ميکرد
خوابوندمش رو تخت و نشستم کنارش و خيره شدم به صورت قشنگش
تا جايي که جون واسم مونده بود گريه کردم تختش نسبتا بزرگتر از يه تخت يه نفره بود خودمو جا دادم کنارش دستشو گرفتم و به سقف خيره شدم گفتم خدايا از تو بزرگتر و قوي تر نيست علي رو نجات بده کفر نباشه ولي حتي اگه توئم بخواي منم ازش جدا نميشم با خودم حرف ميزدم که منم خوابم رفت..
حس کردم چشام گرم شده چشامو باز کردم علي داشت چشمامو ماچ ميکرد چشامو باز کردم محکم بقلش کردم يه کم جابه جا شديم اومد روم قرار گرفت دست انداختم تو موهاش و سرشو اوردم پايين لبم و گذاشتم رو لباي سردشو با همه ي وجود بوسيدمش .بعد چند دقيقه برش گردوندم و من رفتم روش تو چشاش خيره شدم
ميدوني عاشقتم ديوونه؟؟
دوباره بغض کرد
نه ديگه گريه بسه چارشو پيدا ميکنيم باشه؟؟
_چاره اي نداره چارش فقط جداييه
نه راههاي ديگه ام هست من پيداش ميکنم
_تا الان 1000 تا دکتر بردي منو به زور بابا چيزيم نيست بفهم
راستم ميگفت از وقتي حالتاشو ميديدم 1000 تا دکتر برده بودمش ولي هيچ کدوم چيزيو نميفهميدن روانپزشکم رفته بوديم ميگفت جدا شين بهتره ولي کي گوش ميداد؟؟
باز لبامو گذاشتم رو لباش خيلي وقت بود باهام مثه سگ رفتار ميکرد دستشو به زور ميگرفتم دلم ميخاست تا اخرين لحضه ي عمرم لباشو ول نکنم دستمو بردم زير تيشرتش دلم لک زده بود واسه اون اندام قشنگش.تيشرتشو در اوردم از پيشونيش تا کمرشو بوسيدم 1 بار 2 بار 3 بار نه انگار سير شدني در کار نبود تا جايي که تونستم بوسيدم
لبمو گذاشتم رو لباشو ازش کام گرفتم اونم کم کم داشت کمرمو ميماليد بلوزمو در اوردم دلم گرماشو ميخواست
برم گردوندو اومد روم شروع کرد همه جاي صورتم رو بوسيد رفت رو گردنم سينه هامو اروم ميماليد سرشو محکم رو صورتمو گردنم فشار ميدادم
شروع کردبه ليسيدن سينه هام
سوتينمو در اورد يه اه اروم کشيد باز رفت پايين حس ميکردم با همه ي وجودش داره همه ي وجودمو مک ميزنه انگار اونم مثه من دلش ميخواست تنمون بره تو همو يکي بشيم انگار اونم مثه من از اين دو جسمه بودن از اين همه عذاب زجر ميکشيد
دستمو از رو شلوارکش کشيدم رو کيرش و اروم براش ماليدم شلوارکشو کشيدم پايين اولش مانع ميشد انگار نميخواست ادامه بده ولي نشد و من بردم
دستمو گذاشتم رو کيرشو ماليدم کم کم شرتشم در اوردم کيرشو کردم تو دهنم هنوز شلوارم پام بود وقتي حسابي براش خوردم باز اومدم بالا شروع به لب گرفتن کردم دکمه ي شلوارمو باز کرد از پام در اورد از رو شرت شروع کرد ماليدن هنوز خشک خشک بودم از رو شرت چند تا بوسش کردو شرتم و در اورد شروع کرد ليس زدن زبونشو همه جام ميکشيد و يهو ميکرد تو کسم منم کم کم صدام بلند شده بود
عليييييييي ايييييي
_جوننننممم چند وقت بود اين نالهاتو نشنيده بودم عزيزم زندگي من همه چيزم
علي بکن توش زود باش
اومد بالا و لبامو بوسيد باشه عزيزم
کيرشو با احتياط گذاشت دم کسم اروم اروم کرد تو من هنوز بعد اين همه سکس هنوز هر دفعه خونريزي خيلي کمو و درد داشتم اروم اروم کرد تو و شروع کرد تلنبه زدن
شعله اييييييي عسلم هنوزم مثه دفعه اول تنگي اييييي
منم دستاشو محکم گرفته بودم بعضي وقتائم چشامو باز ميکردمو به حالتاش خيره ميشدمو ثبت ميکردم کاراشو بعد اين همه سکس هنوزم کاراش همون جذابيت دفعه ي اولو داشت واسم بعد چند دقيقه من به شدت ارضا شدم اونم چند تا تلنبه زد هميشه بهم ميگفت دوس دارم اون تو خودم و خالي کنم ولي من ميترسيدم
علي درش نيار همونجا خالي کن قرص ميخورم
تا اينو گفتم يه داد بلند زد و تمام تنم داغ شد و بيحال افتاد روم
_مرسي شکلاتم مرسي عسلم عروسکم
توئم مرسي نفسم
همونجوري خوابمون برد
نفهميدم کي بيدار شدم علي هنوز چشاش بسته بود
موهاشو ناز کردم چشماي خمارشو باز کرد يه لبخند قشنگ زد
پاشو خواب الو ديگه
_بريم دوش بگيريم؟؟؟
اره حتما جلو خاله 7و8 ساعته با پرو بازي تو اتاقيم حالا پرو پرو بريم دوشم بگيريم؟؟
_نه بابا اون بدبخت تو فکر بدبختياشه اصلا نميفهمه من اينجا ميميرم زنده ام... توو زندگيم فقط تو بودي که بهم توجه ميکردي ولي شعله اون چيزي که ادم باهاش خو ميگيره و بزرگ ميشه هيچ وقت عوض نميشه
حالا بيخيال اين حرفارو اسم بچه رو چي بذاريم؟
_اخ اخ گاومون زاييد بدو بپوش بايد بريم قرص بخريم
اماده شديم و از در رفتيم بيرون
روحيه ي جفتمون نميشه بگي خووب ولي بهتر بود
ولي از فرداش علي باز حرف خودشو ميزد
******************************
تويه يکي دو قسمت ديگه تموم ميشه ممنون که درد دلامو گوش ميدين

# : 26 Jul 2007 22:34


اسمشو که خوندم جیگرم آتیش گرفت
حالا ببینم چی نوشتی بعد نظر میدم

« « در این درگه که گه گه که که که که شود ناگه . به امروزت مشو غره که از فردا نه ای آگه » »
# : 27 Jul 2007 02:40


تصميم گرفتم خودم وارد عمل بشم از علي هيچي نميشد فهميد. يه دوست خيلي صميمي دارم که خورده از من کوچيک تره ولي اينقدر شرو باحاله که کاراش وقيافش هيچ کدوم به سنش نميخوره خيلي وقتا از قول اون ميام اونجا تاپيک ميزنم ((مثل تاپيک دوست يابيم)) سنمم هميشه ميگم 18 به سن اون اخه 18 بهترين سني بود که با علي داشتم بهترين لحضهاي عمرم خلاصه شيوا که هميشه شر بودو ماشين بابشو دو در ميکرد دست فرمونشم با اينکه سنش کم بود عالي بود ولي خيلي با جسارت از بچگي تو اتوبان ميروند هيچ کسم حريفش نميشد که ماشين و ازش بگيره يادش بخير با علي اينقدر کلکل ميکردن سر رانندگي و عليم هميشه پوزشو ميزد دلم واسه عليم پر ميزنه خدايا کمرم داره ميشکنه
خلاصه با شيوا حرف زدم و گفتم بايد ته توي قضيه رو در بياريم اونم گفت که پاييه همه چيز هست
چند روز به علي اصلا گير نميدادم عادي ميرفتم ميديدمش و ميومدم اونم به خيال خودش منو خسته کرده بود و من سر عقل اومده بودم و داشتم ادم ميشدم و بي تفاوت!!! هر روز با شيوا علي و از صبح تعقيب ميکرديم شيوا تو اين کار ماهر بود چون جفت شوهر خواهراشو با خواهراش اينطوري گاييده بودن
علي صبحا کار خاصي نميکرد هر وقت جيبش خالي ميشد چند ساعت با ماشين کار ميکرد ولي دوستاي مشکوک زيادي ميومدن خونشونو ميرفتن يه بار همينجوري داشتيم زاغ سياشونو چوب ميزديم که ديدم 3و4 تا ماشين پر پسر فشن با 2و3 تا دختر اومدن در خونه ي علي اينا
همون لحضه علي به گوشيم زنگ زد
سلام علي اقا ياد ما کردي؟؟
_دلم خواست حالتو بپرسم
خوبم
_کجايي امروز؟؟
راستش با شيوا و خانوادهامون داريم اماده ميشيم بريم شمال تو نمياي اونجا باهم ملحق شيم؟؟
_نه فدات شم من ميمونم خونه برو خوش بگذري
باشه ميخاي نرم بيام پيشت؟؟
_نهههههههه حتما برو واسه روحيت خوبه
باشه مرسي علي شيوا اومد
_خيلي مراقب خودت باشيا با من در تماس باش
حتما گلم فعلا
فعلا
گوشيو قطع کردم علي و ديدم با يه قيافه ي غمگين از درشون اومد بيرون و سوار يکي از ماشينا شد
شيوا علي داره بهم خيانت ميکنه؟؟
_زود قضاوت نکن
به من گفت ميمونه خونه استراحت کنه
_گريه نکن ديوونه 2و3 ساعت ديگه همه چيز معلوم ميشه
باشه
پشت ماشينا راه افتاديم
همش حواسم به علي بود که با يه قيافه ي اونق به شيشه چسبيده بود هي دوستاش سر به سرش ميذاشتن تو سر وکلش ميزدن اونم فقط يه لبخند زورکي ميزد بعضي وقتا
شيوا يعني کجا ميرن؟؟
علي اون دخترارو ميکنه يعني؟؟دلش مياد به من خيانت کنه؟؟باز زدم زيره گريه
_فقط صبور باش طاقت همه چيزو داشته باش
سعي ميکنم
هميشه فکر ميکنم شناسنامه ي شيوارو 10 سال دير گرفتن اخلاقش کمه کم به يه خانوم 30 ساله ي فهميده ميخورد چهرشم به دختره 22 ساله
تويه راه خيلي با احتياط رانندگي ميکرد که کسي بهمون گير نده وگرنه گاومون زاييده بود اگه گواهينامش لو ميرفت که نداره البته چند بار زير ميزي مشکلمونو تو اتوبان حل کرده بود ولي من امروز خيلي واسم مهم بود اونم درک ميکردو با ملاحضه ميروند
به جاده چالوس رسيده بوديم تو طول راه همه تو ماشينا دست ميزدن به جز علي که تو دنياي خودش بود
شيوا چرا اينقدر علي تو فکر؟؟
_عاشقه
خفه شو عاشق اگه بود الان پيش من بود نه 4 تا عوضي تر از خودش
_چي بگم
تو جاده بوديم که از چند تا جاي پيچ وا پچ رد شديم شعله کلي ازشون فاصله گرفته بود چون خيلي جاي خلوتي بود راحت لو ميرفتيم اگه يه کم بي احتياطي ميکرديم
از دور ديديمشون که وارد يه باغ شدن و ماشينا رو بردن تو
حالا چي کار کنيم؟؟؟
_2 ساعتي واي ميستيم بعد مائم ميريم تو
خره تو سگ داره وگرنه که در باغ و اينجوري باز نميذاشتن
_اونا سرشون داغ شه صداي سگ نميشنون که نگهبانم گير داد ميگيم مائم با بچه هاييم تو سرشو گرم ميکني من ميرم تو دهن علي سرويس ميکنم
باشه اميدوارم بخير بگذره شعله
_فقط تو فکرم برم تو علي رو کسي باشه ميکشم جفتشونو بعدم خودمو
پس برگرديم تهران
ماشينو روشن کرد
_نه بخدا قول ميدم کاري نکنم
قسم بخور
باشه قسم ميخورم_
بگو به جون علي
_به جون علي قتلي رخ نميده قول ميدم
ديوونه ي قاتل
_عاشق نبودي شيوا من الان دارم اتيش ميگيرم تازه 30 دقيقه ام نگذشته شيوا من ميميرم تا 2 ساعت ديگه
سرمو گذاشتم رو پاشو اروم اروم گريه کردم

# : 27 Jul 2007 02:50


دیگه داره تموم میشه به قول ارای عزیزم: زندگی اما وفا با ما نداشت طاقت خوشبختیه مارا نداشت ژیش روی عشق ما سنگی گذاشت بیگمان از مرگ ما ژروا نداشت........

<< . 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . 6 . 7 . 8 . 9 . 10 ... 47 . 48 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB