صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / خاطرات سکسی / من و مامان سهند
. 1 . 2 . 3 . 4 . >>
نویسنده پیام
# : 26 Jun 2007 01:08


داستانی که میخوام براتون تعریف کنم 100%واقعیه و هیچگونه کذبی درش وجود نداره..... من یه پسر 18 ساله هستم و از لحاظ تیپ و قیافه دوستام خیلی ازم تعریف میکنن .... داستانی که میخوام واستون تعریف کنم برمیگرده به سال قبل یعنی سال 85 ..(در این داستان اسم ها اسم های واقعی اشخاص نیستند)

تابستون بود. دوستم(سهند) زنگ زد یه ساعت حرف زدیم و داشتیم خداحافظی میکردیم که سهند گفت بیا یه چند روز خونمون بزن و برقص راه بندازیم. منم اول گفتم بابا نمیشه و از این حرفا بعد قبول کردم و فرداش وسایلم رو حاضر کردم و بابام برد رسوند خونشون و یکم تعارف و از اینجور کسخولبازیا کردند و بابام برگشت رفتیم خونشون . مامان سهند از اون زناییه که هر طور دلش بخواد و هر جا عشقش بکشه اونطور لباس میپوشه. یه تاپ مشکی کوتاه پوشیده بود و یه دامن بسیار تنگ که واقعا تحریک کننده بود و هر پسری رو هیپنوتیزم میکرد. خلاصه من هی در طول اون روز جلو خودمو میگرفتم که نگاش نکنم ولی بعضی وقتا موفق نمیشدم. شب شام رو خوردیم و با هم رفتیم تو اتاق سهند و لباس راحتی پوشیدیم تا بخوابیم. من تا اون روز با سهند رابطه سکسی نداشتم. من زمین خوابیدم اونم رو تختش ولی نخوابیدیم فقط دراز کشیدیم. داشتیم حرف میزدیم که صحبت از سکس شد. بهم گفت بنظرت سکس با دختر بیشتر حال میده یا پسر؟ گفتم معلومه دختر گفت آخه مگه تا حالا با پسر سکس کردی؟ گفتم نه ولی مطمئنم که چندش آوره.(اما اگه پسر سهند باشه خیلیم خوبه!!!) گفت امتحانش مجانیه گفتم چــــــــــــــــی؟؟؟؟؟!!!! گفت میتونی امتحان کنی بیا بالا رو تخت راهنماییت کنم گفتم انگار تو آخر شبی قاط زدیا گفت نیای خودم میام اومد پایین و ملحفه رو از روم برداشت و دست به داخل شلوارکم برد و دستش به کیرم خورد و زود شرت رو کشید پایین و گذاشت تو دهنش...وای ...... عجب حالی میکردم که یهو آبم اومد و ریخت تو دهنش کم مونده بود بالا بیاره .... خیلی احساس شرم میکردم اونم پیش من کیر کوچولوشو در آورد و گفت بخور گفتم عمرا هی اصرار کرد ولی من گفتم بچه کونی نیستم و رفت رو تخت خواب و جق زد و ریخت رو ملحفش. خوابیدیم . چشامو باز کردم دیدم ساعت 7 صبحه و دستام شیره میره ای هستش . بوی کیر تو اتاق میپیچید . سهند خوابیده بود منم احساس شرم میکردم وقتی میدیدمش پا شدم برم دستشویی. دستشویی رو نمیشناختم و خیال کردم همه خوابن دیگه کدوم آدمیزادی صبح ساعت 7 جمعه از خواب ناز بیدار میشه؟ رفتم اینور اونور رو کاملا گشتم تا آخر سر پیدا کردم و رفتم تو اول رفتم توالت شاشمو بکنم و یه آبی رو کیرم بکشم که شیره میره رفع شه . همین که وارد توالت شدم دیدم طرف راستم یه پنجره هست که از اونورش صدای آب میاد یکم بازش کردم دیدم یه پنجره دیگه هستش و اونور پنجره حمومه و وسط پاسیو هستش. مامانش بود که داشت دوش میگرفت. البته شیشه ها از اون شیشه های شطرنجی بود و اونور واضح نبود ولی حرکات نیم تنه بالای مامان سهند رو میدیدم. یه جورایی حشری شدم ولی اومدم بیرون و رفتم تو اتاق دراز کشیدم و خوابم گرفت

# : 26 Jun 2007 01:14


Quoting: zanbaz_e_avare
داستانی که میخوام براتون تعریف کنم 100%واقعیه و هیچگونه کذبی درش وجود نداره.....

يكي تو راست ميگي يكي پينوكيو

دانلود بهترين آنتي ويروس دنيا به همراه آپديت ديتابيس اون ... صفحه 467 ........
# : 26 Jun 2007 10:01


khod shirini nakon inja site sex hastesh na site allafi o kosesher bafi lotfan age nazare jalebi nadari nazar nade

# : 26 Jun 2007 10:03


dustan age movafeghin edame bedam
shoma ham lotfan nazar bedin
mamnun azizan

# : 26 Jun 2007 11:56


zanbaz_e_avare
ادامه بده عزیز اما با جزئیات کامل بمویس منتظر هستیم

یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت . کوروش کبیر
# : 26 Jun 2007 16:34


چرا اينقدر كوتاه نوشتي
خوب بقيشو كي ميزاري

# : 26 Jun 2007 18:59


آخه پسر با اين كارت ميخواي بگي يعني چي . حالگيري كردي اين درسته بابا بگو بقيه اش رو ديگه . دمت گرم ادامه بده دوستت داريم . درضمن آدرس مامان سهند رو بده ما هم بريم سروقتش اگه راست ميگي .

# : 26 Jun 2007 22:21


dastetun dard nakone bekhatere moshkelati ke dashtam natunestam benevisam bebakhshid emruz hatman baghiasho mizaram . adrese mamane sahand ina ro alan daghigh nemidunam chon man alan ba sahand ghatee rabetam vase baazi namardiayi ke kardam behesh o una 3 mah pish az valiasr asbab keshi kardan o raftan. merc az inke felan ta injaye dastan ro khundin
valy age bekham joziiat ro begam yekam az zendegi aghab mioftam . valy jahaye hassaso ghol midam ke kamel benevisam

# : 26 Jun 2007 22:25


من فکر میکنم تو اسم موضوع را اشتباه نوشتی.باید مینوشتی من مامانم و سهند.لطفا از سهند بخواه موصوع را برایمان تعریف کند.

# : 26 Jun 2007 23:17


to miduni cheeeeeeeeeeeghad adame ba namaki hasti? yani vaghan tabrik behet. bayad mineveshtam man o mamanet o ammat o khalat o sahand o ye dokhtar khaleye kunitam ezafe kon rush kos kesh. mano bash ke vase toye ja kesh daram dastane sexamo ba ye zane 40 sale migam.

. 1 . 2 . 3 . 4 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB